خرداد از جهاتی مهمترین ماه سال است. حوادث خوشایند و ناخوشایندی در اون اتفاق افتاده. فتح خرمشهر/قیام ۱۵ خرداد/رحلت امام خمینی/تولد پسر و خانم و برادر خانم و برادر خودم و آخرش هم خودم. اصلا اینها رو ولش کن. تعطیلی مدارس که دیگه واقعا حادثه خیلی مهمیه ... انتخابات هم که دیگه نگو ....
---------------------------------------
در مورد انتخابات: طبق آخرین برآوردها ظاهرا سه نفر اول اینها هستند:
آقای هاشمی
آقای قالیباف
آقای معین
بنظر میرسه که انتخابات به دور دوم برسه. دکتر معین در تمامی نظر سنجی ها موقعیتش بهبود داشته حتی در نظرسنجی های اصولگرایان که از ابتدا نفر یکی مانده به آخر بود.
آقای قالیباف هم وضعیتش بهبود داشته ولی آقای هاشمی موقعیتش ضعیف تر شده ولی هنوز در نظر سنجی های داخلی اول است.
آقای لاریجانی و آقای کروبی هم که در مراحل بعدی هستند.
بحث عدم شرکت در انتخابات هم طرفدارهای زیادی داره.
-------------------------------------------
یه داستان مهم اینه که شعارهایی که بعضی ها مرتب میدن گوش آزار شده. انگار این آقایان قبلا نبوده اند و اختیاری نداشته اند. طوری از دوران گذشته صحبت میکنند که گویا نقشی در ایجاد وضع سابق نداشته اند و الان تازه آمده اند همه چیز رو عوض کنند. یعنی حافظه و هوشیاری مردم ما اینقدر ضعیف شده ؟ یا شاید هم ملت از این همه درگیری برای گرفتن حق تصمیم گیری در مسائل کشور خسته شده؟ احتمال دیگه هم اینه که مردم فهمیده اند که اصولگرایان خیلی خوب هستند و این توطئه دوم خردادی ها بود که حقایق رو وارونه جلوه داد و حالا دوباره حق به حقدار می رسه. آخرین احتمال هم اینه که مردم هوشیارند و با رای ندادن و یا رای دادن به کاندیدای خاص بموقع تاثیر گذار خواهند بود. بنظر شما کدومش درسته؟
------------------------------
صدا و سیما رو دیدید؟ در دوم خرداد ۷۶ هم اینجور مشکلات برای کاندیدای اصلاح طلبان ایجاد نمیکردند. چرا؟ چون زیاد نگران نبودند. الان نگرانند. دکتر معین چه خواهد کرد؟ اگر یواشکی این ملت بیان رای بدهند به کی رای میدهند؟ اگر رای ندهند واسه چی نداده اند؟
--------------------------------------------------------
اگر محافظه کاران / اصولگرایان بتوانند شرایط رو مبهم کنند تا معلوم نشه اصلاح طلب کیه٬ چی میشه؟ این روش مورد بهره برداری خیلی ها قرار خواهد گرفت. بخصوص کسانی که در استفاده از این روشها تبحر دارند. مثل قدرتهای زورگویی که منافع اقتصادی شون ایجاب میکنه که کشور ما سربلند نکنه.
اگر مردم ما بی اعتمادی به مدیرانی چون آقای خاتمی رو تجربه کنند راه برای بی اعتمادی به همه بازتر از قبل میشه. اگر مردم در برابر همه بی اعتمادی ها دو بار(۷۶ و ۸۰) با آرای بسیار زیاد و علیرغم تبلیغات سنگین مخالفین(داخلی و خارجی) به آقای خاتمی رای داده اند بخاطر آگاهی و آمادگیشون برای تغییر وضع موجود بود. آیا دوباره آماده اند بگویند:
((عوض نشده و هنوز مخالفان اصلاحات در صحنه هستند و بلکه سنگرهای زیادی رو تصرف کرده اند.))
و مهمتر اینکه آیا هنوز حاضرند: برای حفظ آزادی خودشون در صحنه باشند؟ سوال اصلی این است. بعیده کسی تردید کنه که حضور ۵۰ درصدی مردم آگاه در همین انتخابات هم مساوی است با به دو دوم رفتن دو کاندیدای اصلاح طلب. هنوز تا روز انتخابات وقت است و تنور انتخابات گرمتر میشه. تا اینجا که دو کاندیدای اصولگرا(آقای هاشمی و آقای قالیباف) به دور دوم می روند. من کماکان امیدوارم که حداقل یک کاندیدای اصلاح طلب به همراه آقای هاشمی به دور دوم بره. و اگر مشارکت حداکثری اتفاق بیفته مشکلات زیادی حل میشه. یعنی کاندیدای اصلاح طلبان در همان مرحله اول رای میاره.
امروز حالم گرفته شما هم بیا یه چیز بنویس بیشتر بگیره.
