هشت سال حکومت یا شبه حکومت اصلاح طلبان فرصتی برای روشن کردن تضادهای درونی جبهه اصلاحات و تلاش برای رفع آنها بود. امری که به بلوغ جریانات سیاسی حاکم بر آینده سیاسی کشور کمک شایانی خواهد کرد.
گروه اصلی اصلاح طلبان در دو تشکل روحانی(مجمع روحانیون) و روشنفکر(سازمان مجاهدین انقلاب) شکل گرفت: روشنفکران که بستر فعالیت در سازمان را کافی نمیدیدند با تاسیس حزب مشارکت سعی کردند ساز و کارهای حزبی فعال تری را در نظر بگیرند. جذب فعالان سیاسی دانشجویی این تشکل را رنگ روشنفکری موثر تری داد.
شخصیت های منفردی چون آقایان راه چمنی و حضرتی و اصغر زاده و غیره شبه حزب همبستگی را درست کردند که انسجام درونی ندارد. اینها کسانی بودند که در جریانات اصلی اصلاحات جذب نشدند. تشکل های صنفی ـ سیاسی هم که داستانی متقاوت و مجموعا غیر موثر داشته و دارند.
کارگزاران بیشترین سهم پیروزی را بدست آوردند. با درگیری آقای هاشمی و آقایان عبدی و گنجی شکاف کارگزاران و اصلاح طلبان تعمیق شد. زندانی و طرد شدن آقایان عبدالله نوری و مهاجرانی و کناره گیری آقای کرباسچی و خانم فائزه هاشمی و جذب عناصر فعال و عملگرای کارگزاران در بخش تکنوکرات اصلاح طلبان یکسوی قضیه بود. سوی دیگر نقش فعال آقای هاشمی در هماهنگ کردن تلاش های محافظه کاران بر علیه دو گروه اصلی اصلاح طلبان. این دو روند نقش کارگزاران را در حد یک ستاد انتخاباتی کاهش داده است.
حالا زمانی است که آقای هاشمی احساس میکند تلاشهای هفت ساله ایشان بدون حضور خودشون جواب نمیدهد. حق هم دارند. عدم انتخاب آقای هاشمی مساوی است با قدم بعدی اصلاحات. چارچوب قانون اساسی در مرحله اول اصلاحات قالب اصلی دیالوگ قرار گرفت و اکنون برنامه اصلاح طلبان تغییر مفادی از قانون اساسی است که مجال تفسیرهای غیر مردم سالارانه در اختیار مخالفان اصلاحات میدهد.
حالا میخواهم شیره را بخورم و بگم شیرین است:
اگر کاندیدای محافظه کار قرار باشد رای بیاورد٬ همین آقای هاشمی خواهد بود و لاغیر. این یک قدم مثبت است. یک قدم عقب نشینی جبهه اصولگرایان. انتخاب آقای هاشمی بر انتخاب آقایان دیگر رجحانی دارد که در واقع جلوه این رجحان بعضی را گمراه کرده و تصور میکنند که آقای هاشمی محبوبیتی متفاوت از ۵ سال پیش دارند. تمایل آشکار بخش های اقتصادی اصلاح طلب به آقای هاشمی ناشی از همین رجحان است.
اگر کاندیدای اصلاح طلب قرار باشد رای بیاورد٬ از بین آقایان معین و کروبی خواهد بود. انتخاب هر کدام از آنها انرژی اجتماعی اصلاحات را متمرکز در اختیار جناح محدودتری قرار میدهد. برنامه ها هماهنگ تر خواهد شد و قدم دیگری برداشته میشود تا اصلاحات درون نظام شرایط مناسب تری در کشور ایجاد کند.
۸ سال حکومت بعدی اصلاح طلبان فرصتهای بازگشت به قدرت اصولگرایان را همراه با محافظه کاران نسل اول انقلاب به تاریخ خواهد سپرد. این اتفاق فقط برای اصولگرایان نسل اول نخواهد افتاد ولی اصلاح طلبان نام خود را بصورتی متفاوت در تاریخ ثبت میکنند. مردمسالار و پیروز.
حالا پیش بینی:
اکثر نظر سنجی های دستگاههای مختلف طی ۲ ماه گذشته اصرار دارند که آقای هاشمی در راس نظر سنجی هاست. ولی آرای آقای هاشمی به میزانی که آمدنش قطعی میشود و رقبای او از اردوگاه اصولگرایان کم رنگ میشوند کاهش می یابد. موضوعیت یافتن آقای هاشمی مساوی است با کاهش محبوبیت ایشون. بنظر بنده در رقابت ذهنی میان آقای هاشمی و آقایان لاریجانی/قالیباف٬ آقای هاشمی برنده بود و نظر سنجی ها این موضوع را منعکس میکردند. در رقابت واقعی آقای هاشمی با دکتر معین( که احتمال زیادی برای رد صلاحیت ایشون وجود داره) اوضاع کاملا متفاوت است. بعلاوه آقای کروبی همچون آقای معین تغییرات قانون اساسی بمنظور رفع ابهاماتی که زمینه تفسیر شورای نگهبان در مسائل سیاسی را فراهم میکند و نیز رفع تعارضات داخلی قانون اساسی را دنبال میکند. برنامه های دو گروه اصلی اصلاح طلب تفاوت زیادی ندارد. افراد هم بنظر من خیلی مهم نیستند. همانطور که آقای خاتمی پیش از دوم خرداد چنین وضعی داشت. نتیجه اینکه بنظر من کاندیدای اصلاح طلبان پیروز انتخابات خواهد بود.(دکتر معین یا آقای کروبی)
شکست اصلاح طلبان در شرایط فعلی تنها میتواند در یکصورت رخ دهد. رد صلاحیت دکتر معین و حماقت ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان. آقای هاشمی هواداران آشکار و پنهانی در اردوگاه اصلاح طلبان دارد ولی همانطور که یکبار آقای کرباسچی در حمایت از آقای هاشمی تجربه کرد٬ جنبش اصلاحات در برابر موانع همچنان پیروز خواهد بود. ۵۰ درصد رای دهنده هم برای پیروزی اصلاح طلبان کافی است.
--------------------------------------------------
تکمله: ساعت ۸ صبح شنبه ۳۱ اردیبهشت:
زیر ۵۰ درصد اوضاع مغشوش میشه معلوم نیست که رئیس جمهور بشه. کاهش آرا به کمتر از ۴۰ درصد مساوی پیروزی آقای هاشمی رفسنجانی خواهد بود. اگه کمتر از ۳۰ درصد بشه آقای قالیباف یا آقای احمدی نژاد یا آقای لاریجانی رئیس جمهوری خواهند بود. (اگر کمتر از۲ رای بشه به شرطی که من و یکی از دوستام فقط بریم رای بدیم٬ اونوقت بنده رئیس جمهور آینده کشور خواهم شد. هوای همتون رو هم دارم. خوبه؟)
