باور نمیکردم که آقای هاشمی کاندیدا بشه. بالای نود درصد احتمال میدادم که نیاد. دلیل این حدس٬ این بود که پذیرش کاندیداتوری مساوی رقابت برای کمی یا هیچ هست. از آقای هاشمی بعید بود. روشن است که ایشون به فرض بعید پیروزی (متکی به سابقه فرماندهی جنگ / ریاست جمهوری و ....) دوران بسیار دشواری خواهد داشت.
این اقدام اشتباه بود. برای آقای هاشمی خیلی گران تمام میشه. آرایش سیاسی قبلی بر اساس نیامدن هاشمی شکل گرفته بود. حالا باید دید تکلیف میرحسین چی میشود. اگر میرحسین بیاید باز شرایط فرق میکنه و اگر نیاید آرایش جدید حداکثر تا یکهفته روشن میشه.
تعداد کثیر کاندیداها هم یه مشکل شده. در کشورهای دیگه چه میکنند؟ بنظر میرسه که وجود تعدادی حزب که حداقل یک نماینده به مجلس فرستاده باشند بتونه بستر مناسبی برای معرفی کاندیداها باشه.
در کشورهایی که نهاد های واسط میان مردم و حکومت وجود نداره یا نقش اندکی دارند مثل ایران٬ این مشکل وجود داره. راه حل مشکل در این است که به نحوی نظر مردم در مورد کاندیداهای ریاست جمهوری از قبل اخذ شده باشد:
مثلا هر کسی که یک دوره رئیس جمهوری باشد یا مقام ارشد سیاسی باشد(رجال سیاسی در ملاکهای صلاحیت کاندیداتورها بدین لحاظ بوده است) و یا یک حزب سیاسی که حداقل یک نماینده در پارلمان دارد از او حمایت کند و یا تعداد مشخصی امضا (مثلا: ۱۰۰ هزار امضا) برای کاندیداتوری خود جمع کند. این راهکارها یک نوع تایید مقدماتی هم هست.
------------------------------------------
دوست بیمار ما هنوز بر تخت بیمارستان بی حرکت است. خدا بخیر کنه.
اوضاع شرکت هم رو به بهبود است. انشاءالله
