کلیله و دمنه
میراث ادبی ایرانی اگر نگوییم که همه حافظه تاریخی ایرانیان رو به همراه دارد لااقل بخش عمده و قابل استناد آن به شمار میرود.نسبت کلیله و دمنه با وبلاگ نویسی چیست؟ این را به علاقمندان وا میگذریم و خودمان بعنوان حضرت سلطانی رو به سرای نگارش می آوریم تا توانیم دلی بدست آریم. امید آنکه دل ما را نشکنید. سرگذشت کلیله و دمنه پادشاه ایران خسرو انوشیروان (کسری) با فرستادن برزویه طبیب به میان هندوان از کتب آنان نسخه برداری کرد. کلیله و دمنه ی عزیز که موافق طبع شاهان و وسیله تحکیم دانش حکومت بود بدینسان به ایران راه یافت. ایرانیان بر ده باب آن شش باب افزودند.بزرگمهرحکیم نیز بر آن مقدمه نوشت و در دوره اسلامی به همت ابن مقفع به عربی ترجمه شد و به خواست نصر بن احمد امیر سامانی رودکی به نظم درآورد و نهایت ابوالمعالی نصرالله منشی به فارسی برگرداند ولی چه برگردانی که هندی – پهلوی – عربی بودن آن یکسره پشتوانه محتوای غنی اثر فارسی شد.همینکه بزرگانی چون برزویه و بزرگمهر و ابن مقفع و نصرالله منشی واسطه این انتقال بودند اشارتی است به عظمت اثر. گزیده میخواهم برای شما خواننده احتمالی وبلاگم به سلیقه خودم گزینشی کنم از این مخزن ارزشند به قصد فایدت. پس بسم الله .... ابوالمعالی: سپاس و ستایش مر خدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است وانوار حکمت او در دل شب تاری درخشان و بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد. جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید. در فطرت کاینات بوزیر و مشیر و بمعاونت و مظاهرت محتاج نگشت و بدایع ابداع را در عالم کون و فساد پیدا کرد و آدمیان را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید و برای ارشاد و هدایت ایشان رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت جهل و ضلالت نفس برهانیدند و صحن گیتی را بنور علم و معرفت آذین بستند و .... درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی(ص) و اهل بیت و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد. درودی که امداد آن بر امتداد روزگار متصل باشد و نسیم آن گرد ازکلبه ی عطار بر آرد.... چه تنفیذ شرایع دین و اظهار طرایق و شعایر حق بی سیاست پادشاه دیندار صورت نبندد و اشارت حضرت نبوت بدین معنی وارد است که: الدین و الملک توامان. و بحقیقت بباید شناخت که پادشاهان اسلام سایه آفریگارند عز اسمه که روز زمین بنو عدل ایشان جمال گیرد و بهیبت و شوکت ایشان آبادانی جهان.... در ترجمه سخنان اردشیر بابک آورده اند که ... چنین باشد که ملک بی مرد مضبوط نشود و مرد بی مال قایم نگردد و مال بی عمارت بدست نیاید و عمارت بی عدل و سیاست ممکن نگردد و برحسب این سخن میتوان شناخت که آلت جهانگیری مال است و کیمیای مال عدل و سیاست است و فایده در تخصیص عدل ئوسیاست و ترجیح آن بر دیگر اخلاق ملوک آنست که .... مقدمه بزرگمهر:این کتاب کلیله و دمنه فراهم آورده علما و براهمه هند است در انواع مواعظ و ابواب حکم و امثال ... بر این جمله وضعی دست داد که سخن بلیغ با معانی بسیار از زبان مرغان و بهایم و وحوش جمع کردند و چند فایده ایشان را اندران حاصل آمد. اول آنکه در سخن مجال تصرف یافتند تا هر باب که افتتاح کردند بتمامت اشباع برسانیدند و دیگر آنکه پند و حکمت و لهو و هزل بهم پیوستند تا حکما آن را برای استفادت مطالعه کنند و نادانان برای افسانه بخوانند و احدات متعلمان(مبتدیان دانشجویان) بطریق تحصیل و موعظت نگرند و ضبط آن بر ایشان سبک خیزد و چون در کهولت و موسم عقل و تجربت رسند و در آن محفوظ تاملی کنند صحیفه دل را پر فواید بینند و ناگاه بر ذخایر نفیس و گنجهای شایگانی مظفر شوند و مثال این همچنان است که مردی در حد بلوغ بر سر گنجی افتد که پدر از جهت او نهاده باشد فرحی بدو راه یابد و در باقی عمر از کسب فارغ آید.... به حقیقت بباید دانست که فایده در فهم است نه در حفظ ....و عاقل باید که در فاتحت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد و پیش از آنکه قدم در راه نهد مقصود معین گرداند و الا واسطه ی آن بحیرت کشد و خاتمت به هلاک و ندامت انجامد و بحال خردمند آن لایقتر که همیشه طلب آخرترا بر دنیا مقدم دارد .... در هر زیانی زیرکی است لیکن از وجه قیاس آن نیکوتر که زیان دیگرانرا دیده باشد و سود تجگارب ایشان برداشته چه اگر از این طریق عدول افتد هر روز مکروهی یابد .... بر خردمند واجب است که بقضاهای آسمانی رضا دهد و بدان ایمان آرد و جانب حزم را هم مهمل نگذارد و در عموم احوال از غفلت و کاهلی تجنب واجب شناسد و هر کار که مانند آن بر خویشتن نه پسندد در حق دیگران روا ندارد ....
