دنیا با این همه بزرگی کوچک است. کوچکی اش وقتی روشن میشه که آدم به درون خودش نگاه میکنه. دوست عزیزمون هنوز بر تخت بیمارستان بی حرکت است. دکترها امیدی ندارند و همه متوسل هستند تا شاید امیدی بیابند.
یاد فرصتهایی می افتم که از دست رفت و فرصتهایی که از دست نرفت. فرقی نمیکنه باز هم غمگینم چون انتظارم بیش از ظرفیتی است که این دنیا به ما میدهد. ما میخواهیم جاودانه باشیم و دوستان خوبمون رو حفظ کنیم. شاید بهتر باشه دعا کنیم که جاودانه بودنمون از یادمون نره. همایون رو خواهیم دید یا در این صحنه یا در صحنه ای دیگر. اگر خوب نگاه کنیم همین الان هم اینجاست.
