به وبلاگ یکی از دوستان azyadrafteha.persianblog.ir سر زدم و دیدم که مطالب مهمی نوشته و این کامنت رو هم اونجا گذاشتم. خواستم در وبلاگ خودم هم بزارم. با اجازه:
سلام. نوید جان. من چون بر خلاف علی آقا از سیاست بیزار نیستم و فکر میکنم اگر ما فکر و عمل نکنیم و تصمیم نگیریم٬ اتفاقات بدون حضور ما خواهد افتاد و جهان بخاطر توقف ما متوقف نمیشود معتقدم باید به مناسبات سیاسی میان افراد جامعه و افراد و فرمانروایان و روابط نهادهای اجتماعی و معادلات داخلی و خارجی و نقش هر یک در سرنوشت خودمون حساس باشیم. اما در مورد توضیحات مفصل شما من هم موافقم که:
۱. ایران از نظر مشارکت مردم در امور کشورداری بالاترین سطح رو دارد. (مثبت)
۲. این سطح مشارکت بهیچوجه با شان ملت هوشمند ایران تناسب ندارد. و آموزه های اصیل دینی نیز نقش فراتری برای این شان قائل هستند که متاسفانه روند تحقق آن خیلی کند است.(منفی)
۳. در میان الگوهای متعارف مملکت داری حکومت مردم و مردم سالاری مورد اجماع است. هر چند دیکتاتورها هم خود را مردم سالار می نامند. در ایران هم گرچه مخالفین اصلاحات سخن از مردم سالاری رو کفر میدانستند ولی اکنون اکثر تریبون های آنها هم پذیرفته اند که مردم سالاری شکل مطلوب حکومت در شرایط جهان امروز است.
۴. ایالات متحده آمریکا روابط سیاسی خود را به دلایلی با ایران قطع کرده و تا کنون هم تلاشهای برای از سر گیری مناسبات به نتیجه نرسیده. در این دوره دوری و دشمنی برای کشور ما فرصتهایی بوجود آمد تا بفکر ساختن بر اساس امکانات موجود باشیم. از طرفی هم فرصتهایی از دست رفت. جمع و تفریق این منافع و مضار کار آسانی نیست ولی لازم است. من هم موافقم که آمریکا در شعار دمکراسی صادق نیست. چون از صدام تا زمانی که ممکن بود حمایت کرد. یعنی تا پیش از تصرف کویت. از طالبان هم تا لحظه آخر دفاع کرد.
اکنون هر دو خطر از اطراف کشور ما بر طرف شده اند و بدون شک ایران بزرگترین قدرت سیاسی و اقتصادی منطقه است. به شرطی که از داخل نشکنیم. تفرقه بدترین چیز است. ما را در برابر بحرین هم به زانو در میاورد. اما ... وحدت با چی محقق میشه؟
قدم اول:
تحقق خواست اکثریت.
قدم دوم:
رعایت حقوق اقلیت.
قدمهای دیگر پیش کش.... ببخش آقا نوید که زیاد حرف زدم. ولی حرفهایت خیلی مهم و جالب بود. من هم جو گیر شدم.
