اخیرا در خیابانهای تهران شاهد تحولی آرام و جالب بوده ام. رفتار ماموران نیروی انتظامی با مردم به گونه روشنی طی ۴ سال اخیر فرق کرده. بنظر می رسد یک قوه عاقله و مدیر در حوزه ارتباطات آشکار میان نیروی انتظامی و مردم سیاستگذاری و نظارت میکند.
بخصوص ماموران راهنمایی و رانندگی upgrade شده اند. به شرایط معیشتی پرسنل تا حدی رسیدگی شده٬ هر چند کافی نیست. سطح تحصیلات مامورانی که در سطح خیابانها مستقر هستند بالا رفته و آموزشهای متنوعی دیده اند. حتی تغییرات در مسیرهای ترافیکی در بهبود جزئی بخشی از معضل ترافیک تهران موثر است.
در مورد دو نکته ای که الان گفتم چندین ماه است که با رانندگانی که می بینم صحبت کرده ام و فکر میکنم حرفهای درستی باشند. خواستم اینجا از مدیریت خوبی که بر این حوزه اعمال میشه تشکر کنم و اظهار امیدواری کنم که مدیران خوب این حوزه در همینجا بمانند بهتر است تا اینکه به فکر جابجایی باشند. اونهم به حوزه هایی که کاملا متفاوت است. نه تنها معلوم نیست که همچنان مدیری موفق باشند بلکه برعکس بر تلاش های قبلی خود هم خطی از ابهام می کشد.
در کشور ما در حوزه های غیر سیاسی مدیران و کارشناسانی هستند که خدمت میکنند و در بهبود شرایط موثر هستند. پیوندهای صنفی و تخصصی و هدف دار و البته غیر سیاسی بین این کارشناسان و سیاستگذاران به بهبود شرایط عمومی زندگی در کشور کمک میکند.
البته بنظر من بهبود پایدار شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور به اصلاحات سیاسی و تنظیم روابط عادلانه تر در حوزه های اعمال حاکمیت ملی مرتبط است. همه چیز کشور تحت الشعاع این اصلاحات خواهد بود. هر چند به ظاهر همیشه اولویت با مسائل اقتصادی و معیشتی است ولی در نقاط حساس تصمیم گیری مشخص شده که اولویت حفظ حرمت انسانی و حقوق شهروندی برای مردم ما تعیین کننده است. ملت ما نسبت به خیلی چیز ها صبور است ولی نسبت به تجاوز به حقوق شهروندی و منافع ملی خود نه صبور است و نه بی توجه.
نظر شما چیست؟
------------------------------
