
نامه آقای احمدی نژاد به رئيس جمهور آمريکا از مهمترين اخبار سياسی کشور محسوب ميشود. قضاوتهای متنوعی از اين نامه شده. بعضی مسخره کرده اند و بعضی آن را همچون نامه بزرگان از پيشينيان شمرده اند. از مسير ميانه چند نتيجه مثبت بر اين نامه مترتب است:
۱. تابوی ارتباط با آمريکا شکسته شد و هيچ اعتراضی نشد. از اين پس مسئولين کشور بدون ترس و واهمه از فضايی که وجود داشت ميتوانند مبتنی بر منافع ملی با هر کس که صلاح بدانند مذاکره کنند.
۲. ارتباط با آمريکا برای کاهش تنش در سياست رسمی دولت بکار گرفته شد. در اينکه آمريکايی ها سياستهای دشمنانه ای در برابر منافع ملی ايران در پيش گرفته اند ترديدی نيست ولی کاهش صدمات اين سياستها بدون هوشياری ممکن نيست. نامه ميتواند و فقط ميتواند فرصتی باشد.
۳. آمريکايی ها مجبور به نوعی مرور پرونده ايران شدند. شايد فرازهای اخير ديپلماسی کشور کمکی به بهبود روابط نکند ولی مطالعه رفتارهای ۴ سال گذشته ممکن است به کاخ سفيد نشينان کمک کند تا اشتباهات استراتژيک خود را تا حدی اصلاح کنند. جهان امروز جهان سلطه نيست. نه برای مقتدران جهانی و نه برای مقتدران منطقه ای و نه برای مقتدران ملی. مردم قدرت روز افزونی می يابند.
