یکی از نکات مهمی که معمولا در ذهن بعضی ها فراموش میشود٬ حقوق اقلیت است. هر اقلیتی حقوقی دارد که متناسب با طرف فکر و روش و هنجارهای موجود متفاوت هم خواهد بود.
در کشور ما که هزاران سال افراد خود را ملت و پدر ملت میدانسته اند یک نفر به تنهایی اکثریت بوده است. گاهی اقلیتی خود را اکثریت مینامند و به خود اجازه تصمیم گیری بجای اکثریت مردم رو میگیرند. این دو موضوع رو کاری ندارم. موضوع بحث من این است که به فرض اکثریتی در قدرت هستند. برای کشوری مثل ما که برنامه ریزی و کنترل آن دشوار است و فراموشی وعده ها و از دست دادن فرصتها معمول٬ جابجا شدن قدرت میان اقلیت و اکثریت فی نفسه ارزشمند است. همین جا بجایی های قدرت کمک کرده به شفاف شدن بعضی مسائل. البته قبول دارم که رعایت موازین و ضوابط در جابجایی قدرت خیلی مهم و اساسی است. ولی خب دیگه اون بمونه برای بحث دوستان دیگه.
در اخبار وبلاگها یا رسانه های دیگه خبر از مصوبات رنگارنگ مراکز در تخصیص بودجه به این و آن دیده میشود. وقتی دولتی در حال تغییر است. کارهای نیمه تمامش رو بازبینی میکنه. این فرصتی است برای فکر کردن به فرصتهای از دست رفته و کارهای بر زمین مونده.
اگه همفکران دولت فعلی مجددا به قدرت رسیدند باید به فکر اقدامات عاجل تر و عملی تر باشند. سیاست و دیانت و دوست یابی و دشمن شناسی سر جاش. اقدام عملی برای افزایش بهره وری پروژه های اجرایی متکی به روشهای مدیریتی استاندارد نباید فراموش شود.
آقایان(رجال) که دارند می روند یا ممکن است بروند به فکر باشند تا در ماههای باقیمانده به وعده های خود عمل کنند. شاید دوباره در مسند بخشداری و فرمانداری و استانداری و ادارات کل و وزارتخانه ها نباشند. و چه خوب است که مدیران کشور متکی بر روشی مردم سالارانه چند وقت یکبار از موقعیت های ممتاز اجرایی دور شوند تا فرصت سوزی های حوزه خودشون رو بهتر ببینند.
جو سازی و تبلیغات واقعیت ها را برای مدت زیادی مخفی نمیکند. مردم ما هوشمندند و امروز آگاه تر و حساس تر از گذشته.
