شهرت طلبی و خودبزرگ بینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شهرت کالایی تجاری شده است. پیش از این آدمها سعی میکردند از شهرت بپرهیزند چرا که شهرت داشتن مسئولیت و التهاب و آزمایش تلقی میشد. فرار از شهرت در حد افراط به بیماری خود کم بینی منجر میشد ولی در مقابل افرادی که شهرت طلب بودند در ادب و فرهنگ ایرانی بی مقدار و تهی از درون ارزیابی میشوند. آیا جایی میان خودکم بینی و خود بزرگ بینی هست که بتوان آرام گرفت؟
--------------------------------------
پس از مزاحمتهایی که بعضی آقایان(خدایی نمیشه گفت که این بی تربیتی ها از خانم ها بر بیاد) ایجاد کردند٬ ارزیابی هام یه کمی تغییر کرد. قبلا فقط میترسیدم ولی حالا عمیقا متاسفم از حماقت بعضی ها که باز تاکید میکنم اندکی هستند بی مقدار. ناچیز در کمیت و ناچیز در کیفیت.
در یکی از کامنت های این طیف اسم از هویت های واقعی برده شده بود. ذیل یکی از فحش نامه ها آدرسی بود. به اون آدرس مراجعه کردم و سوال کردم که آیا شما این عبارات رو نوشته اید؟ با اینکه طرف اصلا از نظر فکری و سیاسی در اردوگاه متفاوتی بود ولی ادب را رعایت کرد و گفت:
duste farhikhteh
moteasefam ke shakhse "ravan parishi" az esme man sue estefaadeh karde va be shoma jesaarat kardeh ast. man ba Lompanism va nasezaaguee mokhaalefam.
mamnoonam ke in mozu ra ba man dar mian gozaardid.
movafagh baashid.
((توضیح اینکه لمپنزیم اصطلاحی مترادف مکتب رفتاری اوباش و اراذل فرومایه است.))
قبلا به بی ادبی و بی فرهنگی بیش از بقیه ویژگیهای این طیف انحصارطلب(در استفاده از این اصطلاح تعمد دارم) اشاره کردم. الان میخواهم بی انصافی و حماقت رو هم اضافه کنم. آخر اگر کسی با مثل من به این کوچکی مشکل دارد٬ چرا به اعتقادات مردم توهین کند؟! واقعا متاسفم.... بی ادبی و بی انصافی نسبت به خودم برام خیلی سخت نبود. حتی موقعی که بی احترامی ها متوجه خانواده ام شد باز خنده از لبهام نرفت. حتی به اصرار دوستان مبنی بر پاک کردن فحاشی ها بی اعتنایی کردم ولی نسبت به انسانهای والایی چون محمد٬ علی٬ فاطمه٬ حسن٬ حسین !!!!! .... بخدا خیلی زشت است. قصدم بود که هیچ نظری را پاک نکنم. ولو وقتی فحش ناموسی بدهند. با اجازه شما خواننده گرامی بخاطر حفظ سلامت نسبی بعضی از نظرات رو پاک میکنم.