ظاهرا سياست آمريکا در عراق مانع تصميم گيری های اساسی مرتبط با عراق توسط احزاب مسلط عراق شده است. قدرت آمريکا در عراق واقعيتی است که بايد به آن توجه کرد ولی خب بعنوان يک ناظر از راه دور در مورد نقش رابطه آمريکا با کردها نظراتی دارم:
کردهای عراق با ورود آقای جلال طالبانی به صحنه سياست رسمی و مشخصا مقام رياست جمهوری به نقشی متفاوت دست يافتند. حضور آقای جلال طالبانی سه تاثير متفاوت بر کشورهای همسايه داشته است:
۱. در ايران و سوريه نوعی همگرايی در کردها و نگاه به خارج از مرزها ايجاد ميکند.
۲. در ترکيه نوعی تضعيف نقش حرکتهای مسلحانه کردها را بدنبال دارد.
۳. در عراق نوعی موازنه بين شيعان و سنی ها برقرار ميشود که کردها نقش اصلی آن را دارند.
هر سه عامل در چارچوب سياست منطقه ای آمريکا طراحی شده و به سود آنست. ولی احزاب شيعه با پيروزی قاطع خود در صدد هستند از فرصت استفاده کرده و خودشان را به عنوان گروه تعيين کننده جا بيندازد.
بحران حاضر بين ايران و آمريکا در عراق در چارچوب نقش کردها يا شيعيان راهی جز مذاکره در پيش ندارد ولی در پس مذاکرات چه نتايجی برای عراق و منطقه متصور است؟
