امروز خیلی غمگین هستم و نمیدونم چرا. شنیدن موسیقی هم نتونست کاری برام بکنه بعد از چند تا انتخاب شاد آخرش رسیدم به صدای آقای کویتی پور:
یاران چه غریبانه / رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما / هم سوخته پروانه
چقدر ساده میشه از یک حماسه بزرگ و الهام بخش چون کربلای امام حسین یه شکست تاریخی ساخت. غم و اندوه و گریستن به یاد از دست دادن دوست جاودانه الهام بخش وبلاگنویسان است. یاد کردن از دست دادن ها بزرگترین تم در عاشوراست. آنهم با لبخند و خشنودی و رضایتی که جز از حسین از کس دیگری ثبت نشده است.
یاد دوستانی افتادم که در جنگهای دهه اول انقلاب از دست دادیم. وقتی رفتنشان به جبهه ها رو نظاره میکردیم باورمان نمیشد که سالهای دوری چقدر سخت خواهد گذشت. ای کاش اینقدر بلندگوهای رسمی از قشر دفاع نمیکردند تا فرصت بیان محتوا از دست نمیرفت.
-------------------------------
بعضی ها معتقدند که همه چیز مال اونهاست. فرقی نمیکنه متجدد باشند یا سنتی. توتالیتر یعنی همین. فضای مجازی مال همه است. اگر کسی ناراحته نیاد ولی اگه بتونه تحمل کنه بهتره. تازه من از کامنت هایی که مینویسید استفاده میکنم. هر چند بعضی هاش توهین است. خواهش میکنم توهین نکنید. شاید شما حق داشته باشید توهین کنید. ولی اگه میشه توی کامنت من اینکار رو نکنید. تا حالا کامنتی رو حذف نکرده ام. میخوام همینطوری ادامه بدم.
راستی یاد جلال آل احمد و رنجی که می برد بخیر.
مدتی است که ذهنم مشغول شده به وضعیت جداافتادگی های فرهنگی و فکری در جامعه ما. تفاوت دارا و ندار و غنی و فقیر به جای خود که خیلی مهم و تعیین کننده است ولی یه تفاوت فرهنگی عظیم هم در میان طبقه واحد هم دیده میشه. احتمالا ناشی از جابجایی لایه های اجتماعی است. مثل یه زلزله بزرگ. در لحظه ای واحد بعضی ها میخندند و بعضی ها بر همان چیز می گریند. بعضی به بالا میروند و بعضی با همان وسیله پایین می آیند. هنجار ها و نظام های ارزشی چند گانه شده و جای خالی روشنفکر متعهد خالی است. کسی که خوب ببیند و اسیر افراط و تفریط نباشد. متعهد به ارزشها باشد. ارزشهایی که همه میفهمند و لازم نیست به زبان و لهجه ای خاص بیان شوند.
