از دهات دراومديم و شديم تهرونی ... اونهم در ديار غربت...
شهر من٬ من به تو می انديشم٬
نه به تنهايی خويش
...
اينجا حرف سوم فارسی رو نميشه تايب کرد.
----------------
با اينکه در سفر نوشتن بصورت منظم کار ساده ای نيست ولی اميدوارم بتونم هر روز حداقل يک يادداشت بنويسم و آن را ارسال کنم. اولين يادداشت رو در باره فرودگاه امام خمينی مينويسم. يادمونه که چه مصيبتی بود راه افتادنش؟ ولی حالا که راه افتاده از ظرفيت اندکش هم استفاده کاملی نميشه. شبهای که فرودگاه رو می بينی ياد بمبهای بيولوژيک می افتی که همه حيات رو از بين برده و ساختمان و چراغهای روشن به جا گذاشته. شهر که نه! ساختمان ارواح است.
البته دو حسن هم داره. يکی اينکه از شهر دور است و احتمال سقوط طياره در مناطق مسکونی کم شده.(صورت مساله باک) و ديگه اينکه امکان گسترش داره چون اطرافش زمين خالی زياده. خوش به حال دولتهای بعدی!!!
اما دلم بگم از افزايش قيمت عوارض خروج هوايی از کشور که بی سرو صدا انجام شد. در آخرين روز کاری دولت کريمه علاوه بر تغيير مصوبه تغيير ساعت٬ امر ديگری نيز اتفاق افتاد که به دليل اهميت موضوع ساعت غريب موند:
عوارض سفر هوايی به امارات و چند کشور ديگر ۳۰۰ درصد افزايش يافت. بقيه جاها ۵۰ درصد. حالا هی بگيد تورم! ياد افزايش عوارض شهرداری در زمان آقای احمدی نژاد افتادم که اونهم صداش زياد در نيامد.
به اين ميگن عيدی دادن در لباس مبدل!
---------------------
لطف کنيد به اين آدرس بريد و حتما کامنت بزاريد. فراموش موجب زيان و بلکه زيانکاری است
