دو سه ماه پیش٬ نشستی در حاشیه ی جشنواره حجاب و عفاف برگزار شد که بعضی از این نکات را در آنجا مطرح کردم:
شکل تعاملی حجاب و باطن مشترک:
مفهوم حجاب ملی گذشته از علایق و سلایق ما٬ نتیجه ای تعاملی است. توجه به عرف جامعه بسیار مهم است. عرف اجتماعی در شکل گیری تعاملی حجاب حجاب لبنانی ها و حجاب ترکها نقش کارآمدی بازی کرد و معضلی را که در جامعه ما همچنان چهره نشان میدهد٬ حل کرده است. عفاف را با حجاب خاص خود پاس میدارند.
دو مفهوم و رویکرد مختلف از حجاب:
حجاب بعنوان یک سنت مردانه برای غیرفعال کردن زن در عرصه های مختلف
حجاب بعنوان یک سنت االهی برای ایجاد شرایط حضور زن در جوامع اسلامی
انواع حجاب زنان ایرانی:
حجاب زنان در شالیزار و مزارع محیط های روستایی و حجاب زنان در محیط های شهری و رنگ و اندازه و مدل های مختلف تولیدی و وارداتی.
نقش سریالهای تلویزیونی در ارائه الگوهای حجاب جدی است و از این جهت نیز صدا و سیما موثر تر است.
حجاب نباید سمبل سیاسی موافقت یا مخالفت با چیزی باشد. در این صورت حجاب عنصر گمراه کننده محسوب میشود. حجاب متکی به یک فرهنگ است و تمایزات شکلی حجاب نیز متکی به همان تمایزات فرهنگی است.
مهمترین راههای گسترش مفاهیم دینی:
زور: که ناکارآمد و بی نتیجه است.
دعوت: متکی به آگاهی بخشی.
مدلهای حداکثری و حداقلی برای مردم. رعایت سطح و دانش و موقعیت مخاطب برای ترویج ضروری است.
ایجاد محدودیت برای حق انتخاب٬ نتیجه پایداری به همراه ندارد.
نمایش یک مو یا همه مو شاید از نظر فردی و تکالیف فردی فرقی نکند ولی از نظر اجتماعی تفاوت دارد.
فعالیتهای ترویجی حکومتی به کدام سو میروند؟ صدا و سیما٬ مبلغین دینی٬ آموزش و پرورش٬ بقیه ....
با توجه به اینکه بخش عمده ای از هویت انسانها از کار ریشه میگیرد و تقسیم کار در دوره های گذشته تا حد زیادی به جنسیت ربط داشته است٬ پس باید ضمن دیدن واقعیات تلاش کرد برای ایجاد فرصتهای اشتغال. کارآفرینی زنان اقدامی مهم و چند وجهی است.
