از خبرنگارها نميترسيدم ولی موقعی که ديدم بعضی هاشون(يه نفر هم ميشه بعضی) دروغ ميگن. احمقانه کتمان حقيقتی را ميکنند که روشن شدنش به راحتی ممکن است٬ واقعا ترسيدم. باورش سخت بود ولی خب تجربه جالبی بود. توی دنيا همه جور موجودی پيدا ميشه . اين هم يه جورش بود.
اين که يه جوون کم تجربه و کم تخصص به خودش اجازه بده بگه (البته بعد از اينکه کار روزانه اش توی شرکت ديگران نه خودش تمام شد و کارهای خبرنگاری و ارتباطات داخلی و خارجی اش رو سامان داد) با يه Domain (يا شايد هم چند تا) رقيب موفق گوگل و بزرگترين سرويس دهنده وبلاگهای فارسی است نشونه خودباوری نيست. نشونه اينه که عقل و شعور ديگران را قبول نداره.
حالا اگه يکی از رفته ها به اونور دنيا(يه آدم سياسی که عقايد و توهماتش واسه خودش محترم ولی در رفتارش از ادب و فرهنگ ايرانی اثر اندکی می بينم) بگه توي ايران دو تا خبرنگار آی تی درست و حسابی هست يکيش اينه، شما چی ميگيد؟ با هر دو نفر صحبت مفصلی داشتم که براتون در موردش بعدا مفصل می نويسم.
با يکی از اين دو صحبت ميکردم. گفتم: اين آقای نابغه خودم(خارجيه رو ميگم) که اين حرفها رو زده برای شما بد نشده؟ گفت چرا همينطوره واقعا. يه چيزهای ديگه هم گفته شد که ميزارم واسه بعد.
خلاصه يکی از اين دو خبرنگار شهير حوزه آی تي به من گير داده(منظورم دومی است که خبرنگار غير حرفه ای است مثل بقيه کارهاش. اوليه که آدم محترميه).خبرنگاری صداقت، شعور، امانت، هوشياري، سرعت و دقت ميخواد نه پر رويی و بی ادبی و دروغگويي.
از معدود خوانندگان وبلاگم که مجبور شدن کلمات بی ادبی و دروغ رو چند بار بخونند عذر ميخوام. چکار کنم منم آدمم. از دروغ بدم مياد.
------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نيست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نيست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نيست در او مرگ روا نيست
تا حالا براتون اتفاق افتاده که يه حادثه رو توی خواب يا رويا قبلا ديده باشيد. برای من زياد اتفاق نميفته ولی بعضی از دوستام ميگن براشون زياد اتفاق ميفته.
-----------------------------------------
اين يادداشت من کمی تند است عذر ميخواهم. ولی دردم اومده بود ديگه. بعد که فکر کردم ديدم اگه من هم مثل اونها فکر ميکردم و شرايط اونها رو داشتم شايد مثل اونها رفتار ميکردم. خدا به همه ما رحم کنه.
