با در نظر نگرفتن دوره های زمین شناسی٬ تاریخ سرزمین ما با ظهور نخستین انسانها در این فلات آغاز میشود. حدود ده هزار سال پیش. دوران خشکسالی آغاز و دریاچه مرکزی ایران بتدریج خشک میشود. در نواحی معینی که امکان تجمع انسانی فراهم است٬ مانند سیلک کاشان و غار خاتو و کوهپایه ها ی زاگرس٬ نخستین زیستگاههای انسانی شکل میگیرد. همچنین ظهور تمدنهای هارپا و موهنجودارو در شرق ایران(هند ـ سند) و تمدنهای سومری و اکدی در میاندورود(بین النهرین) تاثیری عمیقی بر بافت قومی ساکنین نواحی جنوب فلات گذارد.
نخستین دولتهای این سرزمین حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح شکل گرفت. با حضور اقوامی با پوست نسبتا تیره که دراویدین نامیده میشوند نخستین هویت نژادی اکثریت ساکنین فلات ایران شکل میگیرد. نژادشناسان از این گروه با عنوان عام حبشی ها هم یاد کرده اند. اینان همنژاد با نجس های هند و تامیلی ها در سریلانکا هستند. حدود دو هزار سال فرمانروایان منسوب به این گروه نژادی با عنوان عمومی عیلامی ها در کوهپایه های زاگرس و دشت سوزیانا(شوش) حکومت میکردند. از هزاره اول قبل از میلاد هم آریایی ها با ورود خودشون نام خود را به این فلات دادند و دولتهای آریایی شکل گرفت.
آریایی ها با مهاجرت به فلات ایران حکومت هایی را در سرزمین آذربایجان / فارس تاسیس کردند. حکومت عیلامی ها به مرکزیت شوش تا مدتی بر این اقوام هم حکومت میکرد و حتی حکومت های کوچک هخامنشیان را که بعنوان شاهان کوچک و تحت امر به رسمیت میشناخت. با سقوط عیلامی ها بدست آشوریها (فرمانروایان بین النهرین) فرصتی برای استقلال طلبی آریایی ها فراهم آمد و با تاسیس حکومت ماد که ۴ پادشاه تقریبا مستقل داشت فصل جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد.
کوروش دوم(یا سوم) مشهور به کورش کبیر با شوریدن بر ماد ها حکومت منطقه ای خود را توسعه داد. از این پس شاهنشاه یا شاه شاهان لقب شاهان هخامنشی گشت. امپراطوری بزرگ پارسیان با ساقط کردن مادها و تصرف بین النهرین و گسترش متصرفات در شرق و غرب عالم متمدن آن روزگار بوجود آمد.
رفتار کوروش کبیر با ملتهای تابعه بسیار فراتر از رهبر قبایل آریایی بود. او رهبری مقتدر و نیرومند بود که در زمان جانشینانش امپراطوری بزرگ پارسیان توانست برای نخستین بار نام ایرانیان را جهانی کند.
