سالهاست که ایالات متحده به دیالوگ بی توجه است. مهاجرت ها که اساس تشکیل اولیه تمدن آمریکایی (در سایه تمدن غربی) را گذارد و در طول سالیان دراز منابع انسانی تحولات عظیم اقتصادی آن را تامین کرد اکنون روندی متفاوت گرفته است. حتی سرمایه ها دیگر به سوی آمریکا نمیروند. تمدنی که بر اساس هجرت و تنوع اندیشه ای و آزادی شکل گرفت به دست حکومتهایی رسیده است که از قدرت برای تصرف جهان استفاده میکنند.
روزگاری شعار عدالت برای جهانیان با انزاوی آمریکا برای آمریکاییان درهم آمیخت و تصویری متفاوت از آمریکا ایجاد کرده بود ولی اکنون شعار امنیت و آزادی برای همه به کمک سیاست توسعه طلبانه آمده است. در کمتر از دو دهه دو محصول حمایت آمریکا از دشمن دشمن(یعنی القاعده و بعثیان) جهان را به آشوب و جنگ کشیده اند.
سالهاست که ایالات متحده بیش از درآمد اقتصادی اش خرج میکند از نفوذش از سرمایه هایش و از سرمایه های انسانی و مالی که در کشورش ذخیره شده خرج کرده تا در جهانی را که امروز می بینیم عرضه کند.
صلاحیت اخلاقی و توانایی اداره همچنان برای پذیرش مسئولیت شرط است وگرنه در زمره گمراهان و مغضوبین شمرده خواهند شد.
