آیا در قرن بیست و یکم و دوران سیطره کمیت ها میتوان اخلاق را در زندگی اجتماعی به کار بست؟
مشکل فقط به قرن ما مربوط نیست. هر نوع زندگی اجتماعی به نوعی نیازمندی انسان به قواعد و قوانین اجتماعی را ایجاب میکند و تنظیم روابط فرد با فرد و فرد با جامعه دشوارتر میشود.
بخشیدن غذای خود به دیگران اخلاقی و ممدوح است؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام؟ این ضرب المثل در مقابل الجار ثم الدار (اول همسایه بعد خانه و خودمون) قرار دارد. چه باید کرد؟
در قوانین اکثر کشورها و حتی شرایع دینی دفاع از خود اگر به مرگ مهاجم منجر شود بعنوان قتل نفس مجازات ندارد. در حالیکه در حوزه اخلاق کشته شدن بهتر از کشتن است.
تلاش برای زندگی اخلاقی همواره موجب سختی نیست. گاهی بر عکس استفاده از اخلاق در فعالیتهای اجتماعی آسانترین راه موفقیت است. مباحثی از این نوع نیازمند تعیین و تکلیف نظری از سوی مهندسین اجتماعی است. شما مهندس اجتماعی خاصی سراغ دارید؟
