در این مدتی که با وبلاگ و وبلاگ نویسان محشور شده ام نظراتی پیدا کردم که میخوام با شما دوستان در میان بزارم:
۱. فرصت طلایی بیان حالات درونی از راه دور مشکل ارتباطات و انسداد ارتباطات عاطفی در جامعه ما رو تا حد زیادی حل میکنه. افراد که جرات نگاه کردن در چشمان دیگری رو نداشتند و یا فرصتی نمی یافتند بگویند و بنویسند٬ میتوانند هر چه میخواهند بنویسند.
۲. وزن و اعتبار سخن ها حد اقل در میان جماعت وبلاگ نویس روشن شد. خیلی ها فکر میکردند که اگر فرصتی به جوانان و نوجوانان داده شود دین و اخلاق و فهم و شعور و آینده نگری و احتیاط بر باد میرود. ولی آنچه بر باد رفت توهم ایشان و آشکار شدن کج اندیشی کسانی بود که بقیه رو کج اندیشان می دانستند.
۳. مجال تجربه برای نوآموزان٬ ایمنی نسل جدید رو بالا می برد. اینان پیش از ورود به جنگلی بنام جامعه با هزاران تهدید پیدا و پنهان آن٬ میتوانند توانایی خویش را افزون کنند. کاری که در حدود یکدهه مقدور نبود.
۴. به با تجربه ها فرصتی داده شده که با کمترین هزینه تجارب خود را در معرض ارزیابی دیگران قرار دهند. هم برای خودشون خوبه هم برای دیگران. قدرت انتخاب دیگران هم محک میخوره و در این میان بصیرت شکل میگیره.
۵. پایه های جامعه مجازی در حال شکل گیری است. چیزی که در دهه های آینده سرنوشت جهان متمدن رو رقم خواهد زد.
۶. حقوق شهروند عالم مجازی مورد توجه همگان قرار گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نیست درو مرگ روا نیست
....
بر اساس رباعی بالا دو نتیجه متفاوت میشه گرفت:
الف ـ ما اختیاری نداریم و باید تسلیم باشیم و هیچ کاری نکنیم.
ب ـ ما اختیاری نداریم و هر کاری که میکنیم قبلا تعریف شده و مقدر است و لذا هر کار میخوای میتونی بکنی.
نظر شما چیه؟ هم خمودی و خاموشی و کناره گیری توجیه میشود و هم ورود به صحنه ها و خروش و تهور. این تعارض اگه درست باشه معنی اش اینه که اون باید به این هست هیچ ربط اساسی نداره.
شاید بشه گفت که این داستان جبر و اختیار میتونه روی رفتار ما خیلی هم تاثیر نزاره. انگیزه های درونی ما چه نگاهی رو در ما بوجود میارن؟
----------------------------------------
اورکات هنوز فیلتره؟
کاش میشد کارهای بد رو هم فیلتر کرد. بجای اینکه دنبال این باشیم که آدم ها رو فیلتر کنیم کارهای بدشون رو فیلتر میکردیم. اونهم به روشهای عاقلانه و مدبرانه.
بنظر شما اگه توی دنیا اتفاقات بد میفته و کارهای بد میشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه اروپایی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه ما مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر ما اگه در جامعه مجازی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
میخوام بگم اصلا جواب این سوالات مهم نیست. مهم اینه که این مشکلات چند درصد از کل رو شامل میشه.
از بقیه خبر ندارم ولی توی قلمرو جامعه مجازی فکر میکنم مشکلات اخلاقی / سیاسی/ تروریستی/ و امثالهم جمعا کمتر از نیم درصد است.
نتیجه میگیرم که جامعه مجازی الگوی مناسبی برای جامعه سالم میتواند باشد.
و نتیجه میگیرم که اگه اندک مشکلات دیگری رو می بینی به مشکلات عظیم خود باید بیشتر بیندیشیم.
