قدیم قدیما ... اون موقعی که حتی مهندسی اموات هم برای شناختشون کارساز نیست و در بین مردم ابتدایی تبادل شکل گرفت. تبادل نگاه / لبخند / گریه / احساس / کلام / خدمات و نیز کالا. این آخری انگار راهگشای مناسبات گسترده اجتماعی شد. رضایت در تبادل شرط اصلی است. تبادل و ارتباط نیز که پایه حیات اجتماعی است. نتیجه اینکه بی رضایت نمیشه.
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی بدون رضایت معنای واقعی نمی یابند. رضایت کی؟ رضایت صاحب. در مقیاس جهانی رضایت خدا و در مقیاس اجتماعی رضایت خلق خدا و در مقیاس فردی رضایت فرد. با رعایت مناسبات لایه های اصلی و فرعی. در بین فرهنگها و تمدنها در اعصار مختلف رضایت خلق خدا جدا از رضایت خدا نبوده و بارها از سوی خداوند تایید شده. استثناها رو بزاریم کنار. جریان کلی حرکت بشر بسوی خیر و صلاح و موفقیت و حقانیت بوده. به این میگن نگاه خوش بینانه به هستی و تکامل انسان. ولی عده ای اساسا بدبین و بعضی در تئوری خوش بین و در عمل بدبین اند.
============================
شاید در بین قبایل دیده باشید.(ناراحت نشید توی فیلم که دیدید!) یکی از گردنکشها میاد یه چیزی رو بر میداره و جاش یه چیز هم ارزش میزاره. رضایت خیلی شرط نیست. بگذریم از قابل معامله بودن انسان و بخصوص زن در فرهنگها مختلف قدیمی اما حتی پدر و صاحب دختر در قبیله در برابر بهای کالایی که میگیره تسلیم میشه. انگار رضایت مطرح نیست. زور و خواست و اعتبار خواهان مهم است.
امروزه نیاز به کسب رضایت مخاطب قاعده شده. به این میگن یک قدم بزرگ!
