هر کاری معمولا یه شروع و یه پایانی داره. امیدوارم الان نوبت رفتن و تموم شدن داستان پرشین بلاگ نباشه. اگه هم باشه خیلی مهم نیست. چون زندگی ادامه داره و عشق به خوبی ها عصاره حیات خواهد ماند. چه ما بخواهیم چه نخواهیم.
نقاشی کشیدن کودکان رو دیده اید یا نه؟ خیلی زیباست. اما گاهی همین نقاشی کشیدن بر روی نقاشی ها ی پیکاسو آدم رو دیوونه میکنه. یا مثلا مجسمه سازی کودکان با گل که عجیب خاطره انگیزه!!! اما اگه تیشه بدیم دست کودک و بیفته به جون تخت جمشید و مجسمه بودا و اینجور چیزا .... حال آدم بد میشه. خدا بخیر کنه.
یه روزی توی این مملکت یه اکثریت عظیمی یه چیزی رو درست کردن. یه رهبر هم بود که مردم خیلی دوستش داشتند و موقع رفتنش هم ثابت کرد که مردم باز هم دوستش دارن. این امانت دست ماست. هر کس با مسئولیتی که داره یه سهمی توی حفظ یا نابودی اون داره. اگه امانت دار خوبی نباشیم خدا بر ما خشم خواهد گرفت. سنت خدا تغییر نمیکنه. قانون ها بخاطر من و شما عوض نمیشن. اگه بی قانونی میشه یا یواشکی دستوری صادر میشه باز هم جای امیدواریه که قانون گرایی اصل است و یا اینکه افکار عمومی هنوز اهمیتی دارن.
الان حالم خوب نیست. خبرهای بد همینجوری میرسه و آدم فکر میکنه مگه چقدر این زندگی دنیا ارزش داره که بخاطرش حرص بخوریم.... اما یه چیزی ارزش داره که بخاطرش هم ناراحت بشیم هم حرف بزنیم هم عمل بکنیم. اون اینه که بعد از مردنمون زندگی تموم نمیشه و این مهمه که چکاره ایم. باز هم زندگی به صورتی دی ادامه خواهد داشت. با قدرت و شعور و توانایی های بیشتر. با بهره مندی بیشتر از چیزهایی که خودمون در شخصیت خودمون به یادگار گذاشتیم. اگه شخصیت ترسو و خائن یا کثیفی باشیم جهنمی برامون درست میشه که بیا و ببین(منظورم اینه که نیا و ببین) و اگه عاقل و انسان و عامل به علم و شریف بودیم هم که نگوووووووووووو. چی میشه!!!!.
--------------------------------------------------------
انسانها خوب و بد دارند. اکثرشون خوب اند و اقلیت شون بد هستند. حالا بگذریم که انسانهای بد هم خوبی هایی دارن و انسانهای خوب هم بدیهایی. واسه همینه که باید عشق به خوبی ها داشت نه صرفا به خوب ها. اگه پیامبران و اولیا رو دوست داریم برای خوبی هاشون است نه لغزش هایی که حتی اونها هم داشته اند.(ترک اولی). عظمت بزرگان به بزرگی خوبی هاشون ربط داره و علی علیه السلام بهترین الگو است چون فرصتی داشت که دیگر معصومین نداشتند. او فرصت یافت تا دورانهای مهمی از زندگی رسول اکرم و تحولات پس از آن را تجربه کند. ابعاد مهم زندگی ایشون ثب شده است تا روش هایش الگو شود نه اقدامات اش. اسب سوار شدن و جنگیدن با شمشیر علی الگوی همان زمان بود نه الان. الان نوبت چیزهای دیگه است. نوع خاص یتیم نوازی علی شاید الان نیازمند اجتهادی باشد. ولی حتی همون شمشیر زدن های حماسی علی هم زیباست. ولی آنچه علی رو علی کرد اخلاق و رفتار و شخصیت بزرگ او بود. تصمیمات درست و انسانی او.
در تمامی فرهنگهای جهان حتما باید الگو های خوبی وجود داشته باشه که ما حتی یک کلمه از اونها نشنیده ایم یا حتی زبانشون رو هم نمیدانیم. تازه این کره زمین ما توی این جهان بزرگ خیلی خیلی کوچیکه. عجب خالقی داره این عالم.
