انحطاط اسلام استثنایی است . ص 9انحراف دین اسلام مانند پوستین وارونه پوشیدن است. ص 10 و 11
کتاب دعا را از قبرستان به شهر آوردند و قرآن را از زندگی و شهر به قبرستان بردند. ص 12
قرآن را دوباره کتاب خواندن کنیم ص 13
آرزوی دکتر شریعتی برای اینکه آموزش قرآن دردروس علمیه حوزه پذیرفته شود. ص 13
مناسک: حرکت دارای نظم و وابسته به زمان و در جمع... این نوشته تفسیر و تحلیل این بنده کوچک خداست در باره ...((حج)) ... ص 18
زائر حج خود خویشتن را دعوت میکند تا مسائل حج را مطرح کند و سوغات دهد. ص 19
(بر خلاف بقیه مسافران که منتظر میشوند بیایند دیدنشان)حج زبانی سمبلیک و از نوع حرکت.حج تمام اسلام است. اسلام با کلمات : قرآن اسلام با انسان ها: امام اسلام با حرکات: حج ص 22
سیر وجود انسان است به سوی خدا ص 24
حج شبیه آفرینش است و در همان حال شبیه تاریخ و در همان حال شبیه توحید و در همان حال شبیه مکتب و در همان حال شبیه امت .... ص 24
حج سنت انسان است نه سنت گوسفند.حج آهنگ و قصد و ضد سکون . از زندگی و علقه هایت باید بگذری. عصیان بر وضع موجود خود.در عالم ذر انسان بودی / خلیفه خدا بودی / همسخن خدا / امانتدار خاص / خویشاوندی خدا / روح خدا در تو دمیده شد. با دیدن خانه کم کم میفهمی که تو به زیارت نیامده ای. تو حج کرده ای. .کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود. این تنها یک علامت بود. کعبه آخر راه نیست. آغاز است.... ص 54 صاحب خانه خدا و اهل آن مردم مراسم در ذی الحجه ماه صلح وامنیتحج مالیات مذهبی پولدارها نیست و استطاعت مساله ای منطقی و عام است نه طبقاتی و اقتصادی ص 33
تمکن مالی برای رفتن به حج لازم است نه حج برای تمکن مالی واجب میشود. ص 33
حاجی در ادبیات امروز مسخ شدهتسویه حساب و پاک شدن قبل از شروع حج. گویا می میری. نیت و آهنگ مرگ کن. میقات: وعده دیدار.لباس خود را در می آوری و تبعیض ها همه کنار می روند. کفن بپوش. رنگ ها را همه بشوی. موتوا قبل ان تموتوانماز میقات عرضه خود در شرایط جدید به خداحمد – نعمت – ملک یعنی تزویر و زر و زور در نیت حج کعبه جهت ندارد. تویی که بسوی او جهت می گیری. مکعب هر شش جهت را در خود دارد. رو به همه و رو به هیچ.حجر: دامن حجر اسماعیل یادگار هاجر است که حتی یک هووی کامل هم به حساب نمی آید. اینجا خانه هاجر است. کعبه به سوی او دامن کشیده است. ص 59
طواف بر گرد آفتاب. منظومه وارهاجر سمبل توکلحجرالاسود بیعت با دست راست خدانماز در مقام ابراهیم. پا جای پای ابراهیم برای رسیدن به خدا. انسان بودن را از ابراهیم آغاز میکنی.ذبح اسماعیل یعنی رفتن تا ... دردناک تر از شهادت و این دو رسته از آتشگاه و قربانگاه خانه ای امن می سازند. فریادی در شب تاریک ظلم.در کعبه همه بیرونند. مسجد بیرون است طواف: انسان است خود باخته حقیقت سعی: بشر است خودساخته واقعیتطواف انسان متعال و سعی انسان مقتدر(عشق و عقل/ روح و جسم) ص 81
حج جمع ضدین.یافتن آب به عشق نه به سعی.ص 84 و 85
صفا: دوست داشتن پاک دیگرمروه: نهایت انسانیت. مروت حج اصغر: عمره که تا کعبه تمام میشودحج اکبر: از کعبه شروع میشود و پشت به کعبه حرکت میکنیحاج: عازمخدا منزلگاه نیست. جهت است ص 98
حج سفر و زیارت نیست. نهایت ندارد. عرفات سخن از شناخت است . علممشعر سخن از شعور است و فهم. مکان شعورو منی سخن از عشق است . ایمان ص 99
میوه ممنوع: عصیان که دو عنصر آگاهی و آزادی در آن هست. ص 100
((استاد مطهری نظری متفاوت در این باره دارند که از موضوعات کلامی مورد اختلاف آن دو بزرگوار محسوب میشود))
شناخت(عرفات) صلح و آرامش وامنیت برای همه تقارن پایان قران با سوره ناس و رمی سه بت درحج علم در اسلام خودآگاهی است که روشنفکر می سازد. این نوری است که با آن در شب هم میشود دید. ص 112
جمع آوری سلاح در شب. اینجا نیز هیچ چیز برای دیدن نیست. بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد. دیسیپلین نظامی ص 122
منی / آرزو / آرمان / ایده آل / تمنا / عشق / 4 زندان: طبیعت / تاریخ / جامعه / خود ص 135
رهایی از هر سه زندان با علم اما زندان خویشتن ... حکمت .. علم فطرت / خود آگاهی/ دین / هنر عشق ... ص 136سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دستهای نویسندگان می نویسند. اگر بدانی خود میتوانی نوشت... ص 137 حکومت صبح. فرمان حمله با طلوع ص 129
در نخستین حمله آخری را بزن ص 140
له الخلق و له الامر/ خلق ایجا یک شیی یا پدیده است .. و امر نقشی است که برعهده دارد. و وضعی است که در آن قرار میگیرد. خلق از وجود سخن میگوید Creation ... و امر از جهت و هدایت. Orientation ص 135
(تاکید دکتر در باره اهمیت تقلید واینکه باید همه تقلید کنیم از حکم مرجع ولو نپسندیم و حتی نادرست دانستیم) ص 142 و ص 143
... تعریف علیم تارخی که: علم شدن انسان است... ص 144
در حج تو توحید را عملی میکنی با طوافآوارگی و تلاش هاجر را بیان میکنی با سعی((توکل هم))از کعبه تا عرفاتت هبوط آدم را و از عرفات تا منی تاریخ را/ فلسفه خلقت انسان را و سیر اندیشه از علم تا عشق را و ...در منی آخرین مرحله کمال را و ایده آل را / آزادی مطلق را ...قربانی...اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ این را تو خود میدانی؟....... ص 144
این ویژگی فرهنگ ابراهیمی است در برابر فرهنگ های هندی / چینی و بخصوص یونانی که تا کسی از سطح عوام فاصله میگیرد. خدا میشود و این است که آسمان پر ازخدایان کوچک شده است. و زمینشان خالی از آدم های بزرگ. در آنجا پهلوانان و پادشاهان و فرزانگان همه جزو خدایان اند و در اینجا ...( محمد .. ابراهیم ) .. باز هم یک انسان می ماند.... ص 147
... این مومن در مورد حج چنین می پندارد که در قیامت مسئول است نه در دنیا و احکام شرع برای کسب ثواب و پاداش پس از مرگ است نه تحصیل کمال و آموزش و پرورش فکر و احساس در زندگی پیش از مرگ ص 155
(( آن دنیا پاسخگو اینجا مسئول)) جمره اولی ضد عرفاتجمره وسطی ضد مشعر جمره عقبی ضد منی رب الناس / ملک الناس / اله الناس / مالکیت / ملوکتی / روحانیت آخری همین وسوسه گر خناس است. روحانی نمای دین فروش ص 177 مستطیع بودن یعنی توانایی حج داشتن. نه پولدار بودن. حج مالیات بر ثروت نیستوظیفه است. وظیفه ای چون نماز و استطاعتش شرط عقلی. چون استطاعت انجام هر وظیفه ص 184
