زندگی تجاری و توریستی در کشورهای خارجی، هرگز مبنای صحیحی برای ارزیابی و مقایسه شرایط زندگی نیست. ما شرایط زندگی کشور خودمان را عمیق تر میشناسیم ولی شرایط کشورهای دیگر را خیر. نگاه توریستی به جوامع، زیبا و سطحی است.
شناخت کشورهای دیگر از دریچه ی تلویزیون های موافق و مخالف نیز گمراه کننده است.
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
در گذشته که رسانه های رسمی نقش تعیین کننده ای در انتقال اطلاعات به آیندگان داشتند و آن رسانه ها محدود به کاتبان و مورحان دربار میشد، خوش نامی پادشاهان بصورت منظم تولید میشد. حتی در چنان شرایطی، تغییر پادشاهان و تفاوت گرایشات آنها و بین خطوط نویسی کاتبان، جایی برای خوش نامی فرمانروایان باقی نگذاشته است.
امروزه شرایط بسیار دشوار تر است. تولید یا حفظ خوش نامی برای اشخاص در حاکمیت ها و دولت ها٬ بسیار دشوار است. بر عکس هنرمندان و ورزشکاران و در موارد نادری سیاستمدارانی چون خاتمی، به سطح بالایی از محبوبیت در کشور ما رسیده اند.
خدماتی که بنام دولت الکترونیک میشناسیم بایستی دولت را در دسترس تر قرار دهد. علاوه بر خدمات٬ نظارت مردم بر فعالیتهای دولت بصورت مستقیم و تاثیرگذاری افکار عمومی بر عملکرد دولت حائز اهمیت فراوان است.
هر چه میگذرد اقتدار تلویزیون ها و بخصوص برنامه های یک طرفه آن بیشتر خودنمایی میکند. شاید دلیل آن گرایش انسانهای غمگین به تلویزیون است. بر عکس در جامعه ی شاداب٬ فعالیتهای اجتماعی مشتری بیشتری دارند.
گوگل مدعی اصلی معرفی اینترنت به جهانیان از طریق جستجو است. این انحصار از نظرگاه های مختلف نگران کننده است. از نظر علمی غیرقابل قبول است. از نظر عملی نیز بخش عمده ای از اینترنت همچنان مجهول باقی مانده است. بخشی که با عنوان بخش تاریک وب و اینترنت معرفی شده است. راه های معرفی این بخش نیز مهم است.
کارکرد فناوری اطلاعات در مردم سالاری و انتخابات به برگزاری دقیق و صحیح انتخابات محدود نمیشود. موارد دیگری نیز قابل ذکر است. از آن جمله:
منتخبان میتوانند با موکلان خود و خواسته های آنان در تماس باقی بمانند.
زندگی به نحو هوشمندانه ای ساده
و به نحو احمقانه ای پیچیده است
بودن یا نبودن:
از بودن همه چیز آید
و از نبودن
جز نیستی نزاید
پر از تردید
نه در مبنا
که مخلوق خدا
هم پیمان خدای مبدء
تابع خدای مسیر
بنده ی خدای مقصد است
تردید در حاشیه
به همراه اندکی غم و شادی
به انتظار زندگی حقیقی

یکی از مشهورترین وبلاگنویسان فارسی بازداشت شده است. حسین درخشان. این موضوعی است که بر اساس نوشته های وبلاگ شخصی وی محتمل بود. اما دو نکته عجیب و حیرت انگیز است:
١. عدم انعکاس گسترده این خبر در وبلاگستان. وی در شرایط فعلی واقعا چهره ای نامحبوب و به واقع از آنجا مانده و از اینجا رانده است.
٢. نقل خبر "اعتراف وی به جاسوسی برای اسرائیل" از سوی یک سایت خبری.
منتظر می مانیم تا تغییر شرایط را ببینیم. تا خداوند چه خواهد.
بارها فرصت و دلیل نوشتن در باره حسین درخشان یا بعضی دیگر بوده ولی ننوشتم. ادبیات ویژه و رفتار و نظراتش از دیدگاه بعضی من جمله بنده نامطلوب بود و لذا سعی داشتم از ماجراهای او و امثال او پرهیز کنم. امروز مینویسم. چرا که فکر میکنم موقع نوشتن است.
نخست بعنوان مقدمه:
ظاهرا بی خبری از وبلاگنویسی که هر روز مینویسد، مساوی است با خبر یا احتمال بازداشت وی.
افراد جنجالی نیز به این امر واقفند و گاهی از آن برای جنجال استفاده میکنند ولی در مورد حسین درخشان با سوابق رفتاری اش و شرایط حاضر بعید بنظر میرسد.
او در سراشیب مسیر جنجال قرار دارد. نوعی خستگی در رفتار او مشاهده میشد. به قول وبلاگنویس معارض اش: ابوذر منتظر القائم مدیر وبلاگ پاسداران٬ از هفته ها قبل بوی آمدن میداد.
او بعد از آن همه ماجرا و صحبت و حکایت و سفر که داشت دوباره به ایران آمد ....
چند شاید و ولی:
شاید نقش پیشگامی در وبلاگنویسی که به نوعی از دست داد یا نقش ترویجی اش او را آرام نکرد ولی مسیر پر سر و صدا و خطرناکی را برای فعالیت رسانه ای برگزید
شاید شرایط بی توجهی وبلاگستان به وی برای کسی که ریشه ها و پیوندهایش را (چه ریشه های حق و اصیل و چه ریشه های باطل و دروغین) سوزانده طبیعی باشد٬ ولی نقش او در ترویج وبلاگنویسی همچنان در تاریخ وبلاگستان ثبت است
شاید منازعات و جنجال آفرینی هایش سالهاست جای ویژه ای در وبلاگستان ندارد ولی وی و یارانش و حتی مخالفانش٬! بخشی از سرگذشت و عبرت وبلاگستان هستند
شاید شخصیت جذابی ندارد و تغییر دیدگاه و اصرار در اقرار به آنچه هست و نیست٬ او را در مظان اتهام قرار دهد٬ ولی شهرت وی بعنوان یک وبلاگنویس دست مایه ی احترامی ناخواسته است
شاید خیلی زود از خبرنگاری به خودنگاری رسیده و در پی نفی گذشته ی خویش و گرفتن حال دیگران برآمده است٬ ولی زمان به او درسهای سخت را آموخته است
شاید چرخش های فکری شدیدی را نشان داده اس٬ ولی نه آن زمان و نه این زمان نباید زیاد جدی گرفت
شاید تفاوتهای وی با ابوذر و دیگران٬ مبنای شناخت امروز ما از وی باشد٬ ولی مشترکات وی با دیگران را نیز برای تکمیل شناخت می توان دید
شاید مهمترین اتهامی که متوجه درخشان باشد، آن بود که بی قاعده و بی ویرایش هر چه را میخواست و مفید شهرت و تاثیر می انگاشت٬ می نگاشت ولی همین کافی است که انسانهای با قاعده از وی رویگردان شوند
شاید اگر تلاشی برای سردبیر خودم نمیکرد٬ و زیر دست سردبیران با قاعده٬ قاعده ها را می آموخت٬ شرایط بهتری داشت ولی امروز باید از امروز گفت
شاید او الگوی وبلاگنویسان امروزی نباشد ولی روزگاری الگوی بعضی وبلاگنویسان نخستین بوده است. سایه ی روش و ادبیات وی هنوز بر سر بعضی ها خودنمایی میکند
شاید امروز تنهاست ولی روزگاری تنها نبود
شاید در باره حسین درخشان به اختصار و سرسری نوشتن٬ اشتباه باشد٬ ولی نوشتم
در یک قضاوت شتابزده و کلی و شاید ساده انگارانه٬ درخشان در دوران گذار خود٬ نیازمند فرصت است. فرصتی که از خودش گرفته بود و امروز به آن از همیشه نیازمندتر است
و ستایش مخصوص خداست
بارها شنیده ایم که دوباره از صفر آغاز کرده اند. در واقع هیچ گاه از صفر شروع نشده و نخواهد شد. همیشه از جایی و چیزی شروع میشود. شکست ها فرصتی هستند برای نوعی بازگشت و تکرار و اگر چنین فرصتی نبود، دنیا چه غیر قابل تحمل می بود.
این به انتخاب ماست که بگوییم:
چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است
یا
اول همسایه بعد خودمان (الجار ثم الدار)
گاهی هر دو درست است. یکی درست تر
اینکه یکی فقط:
به خویش بیندیشد
یا به خویشانی از جنس قبیله و ملت اش
یا به هم کیشان به کیش اش
یا به هم جنسان و انسان
یا به خالق و هدفی چنین و چنان
به انتخاب دل و عقل ما مربوط است
و هر کدام به نوعی مطلوبند
اوایل سال شصت، درگیری های خیابانی بین گروههای مختلف که پشتوانه نظامی نیز داشتند، توسعه یافت. از یک طرف سازمان مجاهدین خلق و گروههای کمونیستی محور مخالفین نظام بودند و در مقابل آنها، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و گروههای همسو با آن. مجاهدین خلق که به همکاری با دولت عراق و همکاری اطلاعاتی با شوروی متهم بودند، در خرداد ۶٠ با صدور اطلاعیه ای وارد فاز نظامی شدند.
====================
سی خرداد شصت به چهارراه مصدق (ولیعصر امروزی عج) رفته بودم که تیراندازی شروع شد. عده ای شعار به نفع مجاهدین خلق دادند و عده ای در مقابل شعار حزب فقط حزب الله، صدای تیراندازی که آمد شرایط تغییر کرد. عجیب بود. اکثر افرادی که در خیابان بودند٬انتظار تیراندازی را نداشتند. همراه عابران پیاده رو وارد یک داروخانه شدیم. کرکره فلزی را هم پایین کشید. درگیری خیابانی شروع شده بود ... چند دقیقه بعد که شرایط آرام تر بود بیرون آمدم و به سرعت به سوی مغازه پدرم برگشتم که با چهره ی عصبی و نگران وی روبرو شدم.
با تاسف و ناراحتی توضیح میداد که چطور دو نفر مسلح که احتمالا مجاهد (عضو مجاهدین خلق) بودند٬ جلوی یک تاکسی را گرفتند تا فرار کنند، راننده تاکسی اول متوجه نشد و پیاده شد ولی بعد برای حفظ تاکسی به درب طرف راننده آویزان شد که با شلیک گلوله تفنگ ژ س (دسته کوتاه) از فاصله ی نزدیک مواجه میشود. پدرم شاهد جان دادن او بود و برای همین خیلی متاسف و عصبی بود.
مرحوم پدرم میگفت که یک پاسدار از بالای خیابان به طرف اینها شلیک میکرد و اینها برای فرار، یک تاکسی را متوقف کرده بودند که داستان اینجوری شد. در تصور پدرم٬ فارغ از مسائل سیاسی٬ آن دو نفر بجای کشتن راننده تاکسی و ربودن ماشین او٬ راههای دیگری هم برای مبارزه یا فرار داشتند.
شاید بتوان گفت:
نفرت عمومی از مجاهدین خلق از رفتار دوگانه آنها ریشه و با ترورهای خیابانی و همکاری مخفی و علنی با دولت عراق و صدام حسین شکل نهایی گرفت.
کشور واسطه خیزی هستیم
واسطه ازدواج
واسطه تجارت ... افزایش
واسطه علم
واسطه شناخت
واسطه سیاست
واسطه تمدن ها
یک سوال مهم که تقریبا اکثر فعالین سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و مذهبی و ... پاسخ واحدی به آن میدهند. گروهی به کراهت و گروهی به شادمانی و هر دو نگران از شرایط انتقال
از خود گذشتن و عدالت شاید در موارد نادری در برابر هم باشند، ولی معمولا فضائلی مکمل یکدیگرند.
ماشین جیپ پدرم یک هندل داشت. یعنی یک میله بود که دسته ی آن برای چرخاندن در جلوی اتومبیل قرار میگرفت و با چرخاندن آن راننده میتوانست ماشین را روشن کند. چیزی شبیه استارت بود.
قدیم ندیم ها با هندل Hendel ماشین را روشن میکردیم. شاید در فیلم های کمدی کلاسیک، هندل را دیده باشید.
برای مبارزه با خرافات، مهمترین اقدام، آگاهی بخشی است. اگر می بینیم که مبارزه با خرافات موثر است، به دلیل حقانیت مبارزه است و اگر می بینیم که موفق نیست، مشکل را در مبارزه خود ببینیم و گرنه خرافه اصالتی ندارد.
گاهی برای رواج و پذیرش یک مطلب، یک اشاره کافیست و اصلا نیازی به سند و مدرک نیست
گاهی سند و مدرک مخالف هم بیاوریم کسی قبول نمیکند
گاهی سند و مدرک ها جعلی اند
فضا و شرایط و سلامت پیام در پذیرش آن خیلی مهم است
دروغ های مکرر٬ زیرساخت را ویران میکند
خدا به ما رحم کند
بارها اتفاق افتاده است که پس از مدتی، کسی را که هیچگاه حاضر به بخشیدنش نبوده ایم و مثلا در کودکی با او قهر کرده ایم، به راحتی بخشیده ایم. چرا؟
گذشت زمان، کمک زیادی به فراموشی یا بهتر بگوییم: گذشت، میکند. این فراموشی و گذشت ناشی از تغییراتی است که در نگاه انسان اتفاق می افتاد. گسترش افق دید، تغییر مسائل اساسی زندگی، اطلاع از لایه های درونی تر اتفاقات از جمله دلایل این تغییر هستند که در گذر زمان در انسان به وجود می آید. به اصطلاح:
بزرگ میشویم، یادمان میرود
جدا افتادگی از فضای در حال تغییر جامعه، موجب عقب افتادگی و عدم انعطاف میگردد. در مقابل از دست دادن مبانی انسانی و هر روز به رنگی شدن موجب بی هویتی است. همانگونه که نباید
اصرار بر حفظ فضای گذشته، به نوعی در جا زدن در شرایط تحول است. فضاها تغییر میکند. آنچه برای حفظ هویت فردی و اجتماعی باید حفظ شود، مبانی و جهت گیری هاست.
یادش بخیر
این عکس کمی پیش از جشن شب یلدای سال گذشته چلچراغ توسط عکاس برجسته و چلچراغی کشور، آقای حجت سپهوند گرفته شد.
این عکس نیز توسط بنده از عکاس محترم، حین هنرنمایی گرفته شد:
کسانی که تصور میکنند حضور آقای خاتمی موجب اتحاد همه جانبه ی اصولگرایان میگردد، در اشتباه اند. سایه ی شکست قطعی از خاتمی، نتایج زودهنگامی خواهد داشت. حضور آقای خاتمی به دلیل قطعیت پیروزی وی، نوعی پیروزی زود هنگام و موجب جدا شدن گروههای معتدل از آقای احمدی نژاد و حتی احتمال رقابت جدی اصولگرایانی چون قالیباف با احمدی نژاد خواهد شد.
در شرایط فعلی هر کس با احمدی نژاد و یاران و حامیان و برنامه هایش مخالفت کند، بر موج محبوبیت سوار خواهد شد.
امید و دل بستن
به آنچه میگذرد
سزاوار نیست
مگر با علم
به موقتی بودنش
دلبستن
نیازی عمیق و یگانه
با بهانه های بسیار
و آنگاه که یگانه شد
همه چیزمان میشود
مصاحبه ی فرضی:
دختری دانشجو از وسط بزرگراه قدم زنان میگذرد ... مشهد ... جاده فرودگاه ... جمعه 24 آبان روبرو مرکز تربیت معلم
سرعت اتومبیل ها حدود یکصد کیلومتر
سلام خانم
سلام
ظاهرا دانشجو هستید؟
بله
ببخشید وقت شما را میگیرم اجازه میدهید چند سوال از شما داشته باشم؟
خواهش میکنم
شاهد عبور شما از وسط اتوبان بودم. الان چه احساسی دارید؟
خب ... یه کمی خجالت میکشم
چرا؟
نمیدانم
چند درصد احتمال میدادید که موجب تصادف شوید. مثلا: اتومبیل ها برای پرهیز از برخورد با شما به یکدیگر برخورد کنند یا اتومبیلی با شما برخورد کند
نمیدانم
اگر اتومبیلی با شما برخورد میکرد کدام احتمال را بیشتر میدادید:
1. فوت فوری
2. فلج شدن
3. مصدومیت شدید
4. هیچی
نمیدانم
احساس شما در هر یک از این حالات چیست؟
نمیدانم
احساس راننده ای که با شما تصادف کند چه خواهد بود؟
نمیدانم
آخرین سوال و متشکرم:
فکر میکنید بار دیگر هم از این مسیر حرکت کنید؟
شاید ... نمیدانم
منم از شما سوال دارم:
شما خبرنگارید؟
نه
چرا این سوالات را از من پرسیدید؟
شما که نمیدانید و خب منم مثل شما نمیدانم!
از دست دادن خویشان و دوستان سخت است. به میزانی که به آنها محبت داشته باشیم، سخت تر است. گاهی این محبت در لایه های سطحی تر بارز شده است و گاهی لایه های عمیق ترش نیز بارز شده است. هر چه محبت بارز نشده تر و عمیق تر، درد از دست دادن عزیزان سخت تر است.
============
به مناسبت فوت یکی دیگر از خویشان نزدیک، دو روز به مشهد رفتم. یادآوری فوت وحید کودک بازیگوش و داود جوان و نیرومنددر کنار افراد مسن و فرتوت، یادآور حکایت نوبتی نبودن مرگ است. حساب و کتاب مرگ و عبور از این دنیا، با حساب و کتاب ما تفاوت دارد.
=============
شرکت کنندگان در مجالس ختم و عزاداری در مشهد٬ هنگام برگزاری مراسم٬ معمولا دو تا دو تا می ایستند و با صدای بلند به صاحبان عزا که کنار درب اصلی مسجد ایستاده اند٬ تسلیت میگویند و می نشینند. رسم جالبی است.
======
پذیرش مرگ و اینکه موقع رفتن است، ظاهرا در رفتن افراد موثر است
============
مشهور است که فرشته ی مرگ بر هر کس متناسب با عمل او ظاهر میشود
===============
فراموشی مرگ نیز داستانی است به بزرگی مرگ
شاید نوبت ما امروز باشد
نسبت عشق و زندگی چیست؟
بعضی زندگی میکنند برای آنکه عاشقند
و بعضی برای عاشق شدن زندگی میکنند
زندگی بی عشق و محبت چیست؟
==========
محبت و عشق درجاتی دارد
معمولا متناسب با رتبه ی عاشق و محب
گرچه موضوع به معشوق و محبوب مربوط است
وقتی کسی به چیزی در حد اعلای درجه محبت می ورزد
غافل از محبتهای دیگر میشود
حسادت به دل مشغولی محبوب
بخش مهمی از روند عاشقی های روزگار است
تنها معشوقی که دل مشغولی اش تام و تمام است
خداست
نسل جدید نخبگانی که از جامعه مجازی برخاسته است را باید شناخت. هزاران بازیگر نقش در جامعه مجازی در سراسر جهان.
لینک مطلب از وبلاگستان:
به شهادت آمار، فقط یک چهارم شاغلین حرفههای مربوط به کامپیوتر و ریاضیات، زن هستند. اما با این وجود در زمانه وب ۲/۰، شمار زیادی از زنانی را میتوان فهرست کرد که در دنیای اینترنت تأثیرگذار شدهاند. fastcompany، در این زمینه فهرست جالبی منتشر کرده است:
۱- لیا کالور: لیا کالور ۲۵ ساله، یکی از مؤسسان شبکه اجتماعی Pownce است، این سایت که ژوئن ۲۰۰۷ راهاندازی شد و از ژانویه ۲۰۰۸، در دسترس عموم کاربران اینترنت قرار گرفته است، یک شبکه اجتماعی و یک سایت میکروبلاگینگ (سایتهایی مثل توییتر) است. به علاوه به کمک سایت Pownce، کاربران میتوانند فایلهای چندرسانهای با حجم زیاد را به راحتی رد و بدل کنند.

جالب است بدانید که کالور به عنوان یک دانشجوی هنر، تا مدتها هیچ دانشی از برنامهنویسی نداشت، اما از زمانی که مجبور شد یک کلاس ضروری برنامهنویسی را بگذراند، شیفته کامپیوتر و اینترنت شد. او که عقیده دارد سن کم مانعی برای شروع کردن یک شرکت نیست، سایت Pownce را با کمک دوستانش با زبان برنامهنویسی Python نوشته است.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
Read More ...
اینکه بدانیم
آنی نیستیم که میدانند
موجب تغییر است
تغییر در آنسو
تغییر در اینسو
لینک مطلب کامل از وبلاگستان:
مردم از راه آموزش یاد می گیرند که مشارکت امری پسندیده است اما مشارکت پذیر نمی شوند. مشارکت پذیر شدن مردم از راه آموزش ممکن نمی شود. مشارکت امری عملی و تمرینی است و نه نظری و نگرشی
* بعضی از آدمها رو باید کامل شناخت… اینا آدمهایین که دلت میخواد بحثهای صمیمی و یا عاطفی باهاشون داشته باشی… اینها یا آدمهایی هستن از جنس خودت و یا آدمهایین که پتانسیل بالایی برای بحث دارن، یعنی کسانین که میشه ساعتها باهاشون حرف زد و از صمیمت و صداقت بین حرفاشون لذت برد. اینا کسانین که به شخصیتت احترام میذارن که این احترام در درجه اول ناشی از احترام به خودشونه، کسانین که هرچه بیشتر میشناسی شون بیشتر از اونها خوشت میاد، از تواضع شون، از وسعت دیدشون، از آگاهی بالاشون، از استقلال فکری شون و از خودساختگی شون…
وقتی همچین آدمی رو پیدا کردیم بهتره تمام اون غرور اولیه که در مواجهه با بیگانه ها داریم، کنار بذاریم، بهشون پیشنهاد دوستی بدیم، همچین آدمی ارزشش رو داره که بیشتر بهش نزدیک بشیم.
* بعضی از آدمها رو اصلا نباید شناخت. هیچ طوری نمیشه باهاشون بحث کرد، یعنی بشناسی هم فایده نداره، اکثرا اینطور آدمها راه بحث کردن رو میبندن. بهتره هیچ نوع بحث صمیمی و یا غیر صمیمی باهاشون نکنی، اینطور آدمها فقط بین خودشون راحتن و عموما ارتباطشون با دنیای بیرون از خودشون خیلی ناچیزه.
از اینجور آدمها با حفظ حریم، باید فاصله قانونی رو رعایت کرد…
* اما بعضی از آدمها رو از یه حدی بیشتر نشناسی بهتره. هرچقدر که بیشتر می شناسی شون، بیشتر اون تصورات ذهنیت در مورد اونها بهم میریزه. برای اینجور آدمها بهتره محدوده بذاری، فراتر از اون محدوده شناخت نری، چون اگه بری در درجه اول خودت سرخورده میشی، بهتره بذاری اون تصوری که میخوان ارائه ش بدن، همون باشن… اگه بیشتر بشناسی، بیشتر سعی کنی معماهای اون آدم رو حل کنی، وقتی در نهایت میخوای پازل های شخصیتی این آدم رو کنار هم بذاری، موجود عجیبی از کار در میاد که نمی دونی چطوری باهاش تا کنی؟ اینجور آدمها فقط به درد بحثهای غیر صمیمی و غیر عاطفی میخورن، مثلا آدمی که اطلاعات علمیش توی یک فیلد خاص و یا اطلاعات سیاسی یا سینماییش خوبه و برای بحثهای اینطوری مفید هست.
اگه اینجور آدمها رو پیدا کردیم، به هیچ وجه اجازه ندیم که بحثهای غیر صمیمی رو به بحثهای احساسی بکشونن، همچین آدمهایی پتانسیل لازم برای همچین بحثهایی رو ندارن، اقلا با مای نوعی ندارن و ممکنه برای فرد دیگه ای خیلیم عالی باشن یا اصلا از نوع اول باشن. سعی نکنیم وارد جزئیات شناختشون بشیم، همین یه تصور کلی که فلانی تحصیلکرده است و فلانجا مینویسه و عده زیادی قبولش دارن کافیه. خوب واضحه که یک آدمی که وجهه اجتماعی مناسب و موفق داره، لزوما فرد مناسبی برای یک ارتباط صمیمی با شمای نوعی نیست و ممکنه به محض اینکه وارد این وادی بشین، چاره ای جز حرص خوردن و ملغمه شنیدن و گیج شدن نداشته باشین، اصلا وارد زندگی خصوصیش هم نشید و اجازه هم ندیم از زندگی خصوصی شما بپرسه. اینجور آدمها شما رو متحیر می کنن، بعد آفت اصلی دیدگاهشون یعنی نگاه از بالا، خود مهم پنداری، خود باکلاس-باسواد و بی نظیر پنداری هم مزید بر علت هست که بای دیفالت شما رو ابله فرض کنند، بدین ترتیب وقتی از یک مکالمه جدی خارج میشین، مباحثه تون به شدت ناسالم میشه و طبیعیه که اون فرد اصلا ککش هم نگزه و این شما هستین که تحقیر و عصبانی میشین و هرچی هم میگین دلتون خنک نمیشه، سوء استفاده که شاخ و دم نداره!
پس یادمون باشه با اینجور آدمها “فقط” میشه بهترین بحثای علمی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کرد صرفن!
* تو این پاراگراف آخر بیشتر خواستم بگم که در مورد اکثر ماها این صحت داره که آواز دهل از دور خوش است، ولی برای بعضی ها بیشتر صحت داره. یعنی اکثر ماها اینطوری هستیم که از دور آدمهای جذابی هستیم و همین ماها اگه یک نفر از نزدیک مدتی با ما باشه، و یا اینکه ۴ تا بحث درست و حسابی با ما بکنه، ممکنه این تصورش کاملا بهم بریزه. در دنیای مجازی به علت اینکه نویسنده ها رو نمی بینیم، این مورد خیلی خیلی بیشتر هم نمود داره.
توجه کنین که در هر حال فرد مقابل مهمه، آدم نوع سوم در جایی که منافع مادیش ایجاب میکنه، حاضره هر نوع خوش خدمتی ای بکنه، مشکل زمانی پیش میاد که طرف بحثش یک فرد بیطرف و یا مخالف نظراتش هست. نکته دیگه اینکه این آدم زرنگه، اگه شما رو تحریک به یک بحث تند کرد، این خودش نیست که مقصره، بلکه بنابر پیشفرض قبلی شما نه تنها احمق هستید، بلکه همواره مقصر نیز هستید! بنابراین اگه همچین صفاتی رو مدام شنیدین خیلی اعتماد به نفستون رو از دست ندید :دی
لینک مطلب از وبلاگستان:
آیه اللله جنتی هفته ی گذشته در خطبه های نماز جمعه همان موقع که به شدت از دولت حمایت میکردند و با اشاره به یک مشت روزنامه که ریخته اند سر دولت مظلوم به یک عده ای که حتما غیر آقای احمدی نژادبودند اشاره داشتند که اینها گمان کرده اند ما دو دستی ریاست جمهوری را به آنها تحویل خواهیم داد. بعد شیطان را لعنت کردند و از ادامه ی حرف منصرف شدند وگفتند به وقتش توضیح می دهند. هفته هایی که ایشان خطبه می خوانند را حتما گوش کنید. خیلی با مزه است. تصور اینکه ریاست جمهوری مثل دبیری شورای نگهبان دو دستی تقدیم میشود هم یکی از آن نمونه حرف های با مزه بود. بازم همین جوری.
اینکه جامعه مستعد پذیرش شایعات میشود، به نوعی نارسایی در حوزه اطلاع رسانی مربوط میشود. زمانی که دسترسی و در اکثر موارد اعتماد به رسانه کاهش می یابد، فرصت شیوع شایعه به وجود می آید.
این بیماری حتی با تغییر دولتها درمان نمیشود، به همین جهت است که دولتهای بعدی برای درمان آن، از کمیته های حقیقت یاب استفاده میکنند تا افکار عمومی روزگار خود را نسبت به شایعات گذشته که در روح جامعه همچنان حضور دارند، روشن کنند.
شایعه تلاش انسان برای قابل فهم کردن تحولات و اخبار جامعه است. اگر رسانه ها در کار خود موفق باشند، فرصتی برای رواج شایعه باقی نمی ماند.
کاهش آگاهی و سلامت و اعتماد ملی به رونق شایعه می انجامد.
پدرم بیش از ١٢ سال در بستر بیماری بود. چند سکته قلبی و مغزی داشت که به فلج شدن یک طرف بدنش انجامید. همیشه آرزو میکرد که زمین گیر و محتاج یاری دیگران نشود، ولی شد. حضورش، ولو با بیماری سختی که داشت، شادی بخش بود.
امام خمینی ضمن احترام زیادی که برای علمای دین قائل بود، به عدم احساس مسئولیت اجتماعی روحانیت انتقاد جدی داشت. پرهیز از سیاست در بین اکثریت روحانیون بلند پایه را نمی پسندید و توجه به امور مردم را از وظایف دینی میشمرد..
در گذشته، علوم مختلف قدیمه و جدیده، در حوزه های علمیه تدریس میشد. علاوه بر علوم دینی، علوم دیگر چون ریاضیات و نجوم و نیز فلسفه و غیر آن تدریس و تحصیل میشد. تدریس ریاضیات و نجوم و منطق و فلسفه در حوزه های علمیه، پشتوانه ی مناسبی برای تقویت جریان استدلالی و تعقلی در برابر گرایش های نیرومند مخالف محسوب میشد.
با ظهور مدارس جدید، مسیر دیگری پدید آمد که عملا به دو گانگی میان مدارسی علمی جدید و قدیم انجامید. اوج این دو گانگی در دوران پهلوی دوم، مجمد رضا شاه اتفاق افتاد.
تلاش برای نوگرایی در مدارس علمی قدیمه بخشی از تلاش حوزه های علمیه برای پاسخگویی به نیازهای روز و حضور در عرصه تحولات اجتماعی است.
امام با شعار همه با هم، همراهی خود با مردم و همراه مردم با خود را به نمایش میگذارد. توصیه های اخلاقی امام متوجه مسئولین حکومت بود و آنها را از دنیاگرایی و خود محوری نهی میکرد. به آنها توصیه میکرد که با مردم همراه و به فکر نیازمندان باشند.
پدرم در خیابان ابوریحان که نزدیک دانشگاه تهران بود، فروشگاه لوازم خانگی داشت. زمستان ۵٧ تظاهرات ضد شاه گسترش یافته بود و دانش آموزان و دانشجویان در خیابانهای اطراف دانشگاه، با نیروهای نظامی و گارد جاویدان، موش و گربه بازی میکردند. گرچه صدای تیراندازی گاهی شنیده میشد ولی معمولا درگیری نزدیکی اتفاق نمی افتاد یا اگر می افتاد زیاد مطلع نبودیم. اعتصاب ها در جریان و حکومت نظامی نیز از فردای کشتار هفده شهریور ۵٧، شروع شده بود.
مدارس که تعطیل میشد، پاتوق ما مغازه پدر بود. هوا سرد بود. برای خرید نفت جیره بندی شده، راهی جز صف نبود.
===========================
بازی فوتبال در کوچه عنصری سرگرمی تابستانی ما بود
=================
بازی شطرنج کنار پیاده رو مکمل جذاب ترین سرگرمی عصرها که از مدرسه می آمدیم بود.
============
شنیدن اخبار سیاسی روز از رادیو بی بی سی سرگرمی عمومی در شبهای زمستان ۵٧ بود. بعضی هم رادیوهای دیگر را گوش میکردند. مثل رادیو دوشنبه از تاجیکستان.
=============
شاه از کشور رفت و ملت کلی شادی کردند. جشن گرفته بودند. شبیه جشن پیروزی تیم فوتبال ایران بر استرالیا. گویا قدرت افسانه ای شاه، با رفتن او رفته بود. مردم احساس موفقیت و آزادی میکردند.
پدرم به حوادث دوران مصدق اشاره میکند که شاه رفته بود ولی بازگشت. نگران بود. میگفت نمیگذارند مردم پیروز شوند. اگر هیچ کاری نتوانند انجام دهند، کودتا میکنند. همانگونه که دکتر مصدق را با کودتا ساقط کردند.
برای نسل جدید، خاطره ی حوض های قدیمی، حداکثر در قصه ها و خاطرات بزرگترها معنی پیدا میکند. برای من خاطره ی حوض های منزل پدر بزرگ و خاله بزرگ و حتی حوض کوچک خانه ی خودمان، دل انگیز است.
وقتی کوچولوتر از امروز بودم، خیلی کوچک تر، آب تنی تابستانی در حوض یک سرگرمی خوب بود.
مزه ی انجیر و زیبایی مرواریدهای بته ای یا درختی خانه ی خاله جان ...زیر زمین خنک و قرآن خواندن آقای انصاری و خاطره های خاله جان از زندگی نسبتا کوتاهش با آقای انصاری ... سی سال زندگی شادمانه با خاطره ات گذشته هنر بزرگی است. خدا رحمتش کند.
مدتهاست که در شرایطی سخت هستیم
و گاهی به آن توجه داریم![]()
عکس از اینترنت
کروبی : اتحاد جبهه اصلاحات باید هدف همه اصلاحطلبان باشد
ابتکار:بین خاتمی و کروبی هیچ رقابتی اتفاق نخواهد افتاد
توقف نشر "پرتو سخن به روایت مهاجرانی " (مطلب کامل را در ادامه بخوانید)
Read More ...
یکی از خاله های مادرم در بین فامیل به رعایت تشریف شهره بود. برای پذیرفتن مهمان در منزل و پذیرایی و خلاصه همه امور زندگی حساب و کتاب روشنی داشت. خیلی منظم و با قاعده بود.
وقتی فوت کرد، با کمترین تشریفات تشییع و تدفین شد.
خدا رحمتش کند
گاهی آدم اشتباهی است
گاهی زمان و مکان اشتباهی است
گاهی موضوع اشتباهی است
دروغ میگویند
و دروغها را مبنای عمل میگذارند
ظلم چنین است
خداوند آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر گرداند
آمین
لینک مرجع:
برای تولد امام رضای خود خودمان
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
هم تو گلهای این باغ را میشناسی
هم تمام شهیدان تو را میشناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را میشناسند
گرچه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را میشناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان تو را میشناسند
قیصر امین پور
لینک خبر:
آگاهی مردم ایران نسبت به اوضاع، در مقایسه با سایر کشورها قابل تقدیر است، زیرا خیلی خوب قضاوت میکنند ولی این آگاهی باید تبدیل به حرکت شود و وضعی را ایجاد کرد که بتوان به آن تکیه کرد.
خاتمی با اشاره به محبوبیت قهرمانان در کشور گفت: متاسفانه بسیاری از این قهرمانان در زمان خود تنها ماندند، ولی در زمانهای بعد به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار میگیرند
ما تجربه 8 سال دولت اصلاحات را پیش رو داریم و نقطه ضعفها و قوتها را میدانیم و حتما باید کاری کنیم که وضع کنونی تداوم پیدا نکند
برای آمدن یا نیامدن (کاندیداتوری ریاست جمهوری) مشغول مطالعه و فکر کردن هستم و اگر همه به این نتیجه و توافق برسیم راه برای خدمت باز است
مطلب کامل در ادامه
Read More ...
اخیرا دولت آمریکا بعنوان تدبیری برای حمایت از مردم در برابر تورم به هر شهروند خود مبلغ ۶٠٠ دلار پرداخت میکند. افزایش قدرت مالی مردم به روش مستقیم طرحی است که ظاهرا به آمریکا نیز راه یافته است.
زمانی که آقای کروبی پرداخت نقدی از محل کاهش سوبسید (یارانه) نان و سوخت را مطرح کرد، عده ی زیادی از نخبگان آن را بدبینانه رد کردند. بعدها معلوم شد که پرداخت مستقیم به مردم بجای توسعه شبکه دولتی برای ارائه خدمات، راه حل منطقی تری است و با سیاستهای اصلاح کشور تطابق بیشتری دارد.
اگر واقعا نگاه آمریکایی تغییر کند، خیلی چیزها تغییر خواهد کرد. آنچه موجب تغییر میشود، نیاز واقعی در جهان است و تغییر مدیران ارشد، بخشی از همین تغییر است. آیا امید به تغییر و اصلاحات در آمریکا، ناامید نخواهد شد!؟
نگاه فعلی آمریکا به جهان چیزی شبیه این است:
همه پیامبران الهی پیام آوری بودند از غیب برای توجه دادن انسان به باطن هستی.
انسانی که حیاتی ابدی دارد و در این دنیا به قصد و هدفی آمده و پس از مدتی نیز خواهد رفت.
برای ایمان به غیب، آگاهی لازم است. تفکر و اندیشه لازم است. عقل و سلامت نفس لازم است.
گاهی در برنامه های خود تدبیر بکار میگیریم و مثلا برای صرفه جویی در وقت، وقتی از منزل خارج میشویم در مسیر چند کار را انجام میدهیم.
تصور کنیم شرایطی را که هوش و تدبیری مطلق و فراتر از هوش و تدبیر ما عوامل مختلفی را که خلق کرده را تدبیر میکند و گاهی آنچنان اتفاقات هماهنگی می افتد که به آنها در زندگی روزمره خود عنوان معجزه میدهیم که به واقع در سطح معرفت ما نیز چنین است ولی همه ی آنها تدبیر شده اند.
حق انتخاب و آزادی انسان نیز بخشی از این تدبیر مقدر است.
لینک مصاحبه از وبلاگستان:
سخنگوی حزب کارگزاران با اشاره به تشکیل شورای حکمیت 5 نفره از سوی اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به پیشنهاد مهدی کروبی تصریح کرد: بخشی از منشور انتخاباتی اصلاح طلبان پراختن به شورای حکمیت 5 نفره است که مورد توافق همه گروههای عضو کارگروه قرار گرفته است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
Read More ...
اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا سمبل شعار تغییر است و بر اساس آنچه معمولا اتفاق می افتاد، روسای جمهوری به برنامه هایشان تا حد زیادی وفادارند و به زودی شاهد تغییراتی در سیاست خارجی و داخلی آمریکا خواهیم بود.
دایره این تغییرات تا چه سطح خواهد بود؟
چه تاثیری بر کشورهای دیگر خواهد داشت؟
در سیاست داخلی، بهبود شرایط اقتصادی در اولویت خواهد بود و به توفیقات چشمگیری خواهند رسید.
در سیاست خارجی و در گام نخست مساله آمریکا با دولتهای ضد آمریکایی در قاره آمریکا مطرح خواهد بود . موضوعی که با حضور یک رنگین پوست در راس قدرت سیاسی آمریکا راحت تر قابل حل است. کلید حل مسائل این منطقه کوبا است. ظاهرا شرایط رهبری کوبا نیز مستعد استقبال از ابتکارات آمریکاست.
توجه به صلح در خاورمیانه نیز بخش دیگری از سیاست اوباما خواهد بود.
اما بعید است شرایط جنگی حاکم بر تحولات سیاسی مناطق حساس را بتواند چندان تغییر دهد.
شرایط هر چقدر سخت تر باشد
مدیریت بهتری می طلبد
وقتی به واسطه بی تدبیری
به شرایط بحرانی دچار میشویم
با همان مدیریت و بی تدبیری
اوضاع بدتر خواهد شد
هاشمی رفسنجانی: تصمیم گرفتن در غیاب مردم، سرنوشت کشور را به ناکجا آباد می برد
سیدمحمد خاتمی در مراسم تبیین اصلاحات عنوان کرد: بعد عملی اصلاحات، آزادی، استقلال و پیشرفت است
علویتبار: هر تلاشی برای تحقق مردم سالاری باید در چارچوب نظام باشد
تاج زاده: خاتمی برآیند مطالبات اصلاحطلبانه است
=========
طرح محدودیت سنی کاندیداهای ریاستجمهوری برای محروم کردن اصلاح طلبان
یکی از اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان پیشنهاد تعیین شرط سنی حداکثر 65 سال را برای کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری مطرح کرده است. بر اساس این پیشنهاد، سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی دو کاندیدای مطرح اصلاحطلبان به ترتیب با 66 و 72 سال سن در سال 88، امکان حضور در انتخابات را نخواهند یافت
طرح محدودیت سنی کاندیداهای ریاستجمهوری برای محروم کردن اصلاح طلبان
لینک مطلب از وبلاگستان:
براندازی نرم در فضای سایبر - سخنرانی در دانشگاه ملایر
روز پنج شنبه در دانشگاه ملایر و در سمینار ناتوی فرهنگی مقاله ای با عنوان براندازی نرم در فضای سایبر ارایه دادم که بسیار مورد توجه قرار گرفت . خبرگزاری فارس بخش هایی از این سخنرانی را منتشر کرده است . البته این توضیح را بدهم که چون موضوع همایش تهدیدات فضای سایبر بوده به این نکات اشاره کرده ام البته این فضا فرصتهایی بی نظیر برای رشد علمی و توسعه نیز فراهم کرده است . متن خبر فارس در ادامه.
Read More ...
لینک خبر:
محمود احمدی نژاد که چندی پیش با قاطعیت از رای نیاوردن باراک اوباما به دلیل اینکه «نمی گذارند» سخن گفته بود به رئیس جمهور منتخب آمریکا پیام داد.
به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از دفتر امور رسانههای ریاستجمهوری، متن کامل پیام محمود احمدینژاد به مناسبت انتخاب باراک اوباما و کسب اکثریت آرا شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، خطاب به رئیسجمهور جدید این کشور، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای باراک اوباما
رئیسجمهور منتخب ایالات متحده آمریکا
از اینکه توانستید آراء اکثریت شرکتکنندگان در انتخابات را به خود جلب کنید تبریک میگویم.
ادامه مطلب را در ادامه بخوانید
Read More ...
در این چند روز که مصیب زده ی فقدان پدر هستم، شاهد ابراز محبت زیادی بوده ام. دوستان زیادی در مراسم تشییع جنازه و تدفین شرکت کردند و بسیاری با ارسال اس ام اس و پی ام و انتشار یادداشت و نظر در وبلاگم، ابراز لطف کرده اند. از همه دوستان متشکر و ممنونم.
مراسم ختم پدر مرحومم حاج اصغر بوترابی، فردا جمعه هفدهم آبان ماه ١٣٨٧ از ساعت دوازده تا یک و نیم بعد از ظهر در مسجد الجواد واقع در ضلع شرقی میدان هفتم تیر برقرار است.
امیدوارم برای آمرزش روح پدرم از دعا دریغ نفرمایید
و ستایش مخصوص خداست
بهشت زهرا ۴٠/١٢١/٢۴٩
لینک خبر:
هاشمی:محدود کردن خبرنگاران و روزنامهنگاران بینتیجه و غیر عقلانی است
رئیس مجمع تشیخص مصلحت نظام با بیان اینکه آگاهی عنصر اساسی پیشرفت مادی و معنوی بشراست ،گفت: اگر آگاهی جامعه بالا برود، پنجره فساد در ردههای گوناگون آن بستهتر میشود.
به گزارش تریبون ، هاشمی رفسنجانی در دیدار رئیس و اعضای شورای مرکزی انجمن صنفی روزنامه نگاران با تاکید به اینکه شغل خبرنگاری بسیار شریف اما پرخطر و حساس است، رسانهها و روزنامهها را یکی از ابزارهای مهم آگاهی جامعه دانست و گفت: در نظام اسلامی هر کس خیر و مصالح مملکت را میخواهد باید جریان اطلاعرسانی صحیح را تقویت کند.
وی با اشاره به اینکه اکنون دوره انفجار اطلاعات است و ابزار اطلاع رسانی نیز بسیار متنوع و زیاد شده است، محدود کردن خبرنگاران و روزنامهنگاران را بینتیجه و غیرعقلانی دانست و گفت: محدودیتهای غیرمنطقی که هم اکنون به روزنامهنگاران تحمیل میشود، باعث میشود دریچههای اطلاعرسانی صحیح و قانونی مسدود شود و در این وضعیت شایعات و خرافات رواج یافته و مردم خبرهای صحیح را نیز باور نمیکنند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه با تنوع کنونی رسانهها دیگر هیچ خبری مخفی نمینماند، مصلحت نظام، ملت و آبروی کشور را در گروی جریان سالم و آزاد اطلاعات دانست وگفت: البته شرط این کار است که مولدین خبر و روزنامهنگاران نیز به تعهدات قانونی و اخلاقی خود پایبند باشند و مصلحت کشور و نظام را همواره مد نظر قرار دهند.
هاشمی رفسنجانی انضباط را شرط مهم اطلاعرسانی صحیح دانست و تاکید کرد: انشاء الله روزنامهنگاران به تعهدات اخلاقی خود پایبندند و مسوولین نیز از فضای بوجود آمده کمال استفاده را در جهت مصالح کشور بنمایند.
در ابتدای این دیدار علی مزروعی؛ رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران و برخی از اعضای شورای مرکزی این تشکل با اشاره به تاریخچه تشکیل این انجمن اهداف و برنامههای انجمن را تشریح کردند و برخی موانع و محدودیتهای پیش روی این انجمن را بر شمردند.
لینک خبر از ایسنا:
حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش برخی افراد برای سیاهنمایی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم افزودند: ملت ایران ملتی مؤمن، صادق و با عزم راسخ است و همان ملتی است که این انقلاب عظیم را به پیروزی رساند و سی سال با قدرت از نظام اسلامی دفاع کرد.
ایشان خاطرنشان کردند: این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عدهای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور افزودند: این فضای بیبند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد.
ایشان در پایان خاطرنشان کردند: برخی کارها و ظلمها، فتنهای به پا میکند که دامن همه، اعم از ظالم و غیرظالم را میگیرد؛ بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات، و اقدامات خود باشند.
=================
آیتالله محمدتقی مصباحیزدی که برجستهترین مدافع دولت نهم در حوزه علمیه قم به شمار میرود، پس از سکوتی چند ماهه بار دیگر به دفاع از دولت احمدینژاد پرداخت:
لینک خبر
در این چند روز موضوع استیضاح آقای کردان در راس اخبار کشور بود. کردان درست میگفت: اتهام وی جعل نبود. اتهام وی استفاده از مدرک جعلی بود. همین نیز برای برکناری وی کافی بود.
مروری بر سوابق ایشان در صدا و سیما و وزارت نفت و پیش تر و مساله مدارک تحصیلی از فوق دیپلم تا دکتری و ماجرای چک ۵ میلیونی اخیر کافی بود تا به دفاعیات ایشان چندان توجهی نشود. هر چند در دفاعیات نیز خطاهایی انجام داد که خود دست مایه حملات جدیدتر نمایندگان مجلس شد.
================
در این چند ماه که ایشان وزیر کشور بود، اقدامات خوبی انجام داد که در دفاعیه ایشان آمده است. ولی این مساله جدای از موقعیت غیرقابل دفاع وی در دولت نهم و فضای ملتهب افکار عمومی است.
================
نام کردان را نخست بار در ماجرای فیلم کارناوال شادی شهرک غرب در عصر عاشورای دوم خرداد شنیدم. بعدها در جریان تحقیق و تفحص مجلس ششم، نام کردان در باره تخلف مالی صدا و سیما بارها تکرار شد.
=========
ظاهرا کوتاهی فراکسیون اصلاح طلبان در زمان اخذ رای اعتماد کردان از مجلس، از دلایل اصلی رای آوردن کردان بود.
به خدا پناه بریم که جز او فریادرسی نیست
در زمانی که درد میکشید
و خسته شده بود
گفت و گفتم:
آخ
چیه بابا؟
میخوام برم
کجا بری؟
برم دیگه
میخوای بری بهشت؟
آره
بهشت رو دوست داری؟
خیلی
خیلی؟
آره خیلی
خوبه؟
آره خوبه
و دیگه از درد شکایت نکرد
گویا دردش ساکت شده بود
یادمه
وقتی خیلی کوچک بودم
یک کت کلاه دار
با پرز های بلند سفید
مثل پشم گوسفند
تنم میکردند
و میرفتیم خانه فامیل
برای اینکه پشت شیشه عقب ماشین بخوابم
اصرار داشتم
شایدم عادت کرده بودم
خیلی کوچک بودم
ولی هنوز یادمه
گرمای آفتاب را در سرمای زمستان
پشت شیشه فولکس قورباغه ا
اون وقت ها
منزل مان خیابان کارون بود
حدود بیست سال پیش
روزی پدرم با افسوس میگفت
رفته بودم مغازه فتوکپی همسایه
جوانی آنجا بود که به افراد مسن میگفت
شما ها زودتر می میرید
ولی من جوانم و هستم
بعد از مدت کوتاهی خبر مرگ جوان را
که آشنای مغازه دار همسایه بود آوردند
پدرم نسبت به مرگ جوان ها
خیلی حساس بود
خیلی
به من تاکید میکرد
هیچوقت به این فکر نکن که
اگر کسی پیر است
زودتر می میرد
شکستن یخ استخر باغ خانوادگی و شنا در آب یخ
کار ساده ای نبود ولی پدرم از اینکارها میکرد
البته من خودم ندیدم ولی شنا در زمستان
در آب یخ نزده را دیدم
حتی وقتی حدود شصت سال سن داشت
از اینکارها میکرد
شاید دلیل اینکه سن اش به هشتاد و پنج سال رسید
ورزش و روحیه اش بود
هنوز یادمه که تابستان ها
با پدرم میرفتیم کارخانه مقوا سازی
گشت و گذار بین کاغذهایی که باید خمیر میشد
و در بین شون همه چیز پیدا میشد
سرگرمی جالبی بود
از کنار استخرهای رد میشدیم
که پر از قورباغه بود
سرمون گرم بود
خیلی جالب و سرگرم کننده
شبها موقع برگشتن
آسمان پر ستاره را نگاه میکردیم
تا خوابمان ببرد
زیبایی آسمان شب های تابستان
برای من
از آنجا آغاز شد
خیلی از جوانهای خانواده
رانندگی را از پدرم آموختند
پدرم رانندگی کمتر کسی را قبول داشت
خودش راننده پایه یک قدیم بود
و معمولا حواس اش خیلی در رانندگی جمع بود
و مهارت ویژه ای داشت
عاشق اتومبیل بود
شاید اولین اتومبیلش رو در نوزده سالگی سوار شد
یعنی حدود سالهای 1321
بعد از اشغال ایران توسط متفقین
وقتی برای رانندگی مجبور به استفاده از عینک شد
خیلی خوشحال بود
میگفت مدتی بود خوب نمیدید
و حالا با عینک انگار همه جا روشن شده است
رانندگی من رو که اصلا قبول نداشت
حق هم داشت
خیلی عالی رانندگی میکرد
میگفت مسافران باید هنگام رانندگی
احساس آرامش کنند
از دست دادن پدر و مادر سخت است
در کودکی به نوعی
در بزرگی به نوعی دیگر
ولی سخت است
بخصوص پدران و مادرانی که
هم پدر هستند و هم مادر
معمولا هر روز تو مغازه کتابفروشی پدرم
بساط کته پزی برقرار بود
برنج اعلای ایرانی با ماست و تخم مرغ یا کنسرو ماهی و خورشت یا کباب
و تقریبا همیشه مهمان داشتیم
اگر هم کسی نبود
حتما میرفت سراغ یکی از همسایه ها
دعوتش میکرد بیاد
کته های پدرم
عجب عطری داشت
پدرم علاقه ویژه ای به مادر و خواهرانش داشت
بخصوص به عزیز خواهر بزرگش علاقه ی ویژه ای داشت
مادرم تعریف میکرد که هر شب منزل مادر پدرم میرفتند
و به یاد دارم که هفته ای چند شب را در کودکی منزل عمه هایم میرفتیم
عمه ی بزرگم که چند سالی از پدرم بزرگتر ند الان بیمارند
خدا شفا دهد
آنقدر سریع و قشنگ یک دسته اسکناس را میشمرد
که به اصرار ازش میخواستیم که
باز هم بشمارد تا یاد بگیریم
این مهارت را زمانی که کارمند شعبه بانک پارس بود
آموخته بود
پدرم از بیکاری گریزان بود
هیچوقت بیکار نبود
حتی زمانی که شغلی نداشت
سر خودش را گرم میکرد
و البته اینکار براش خیلی سخت بود
همیشه تحرک داشت
برایش کار خانه و غیر خانه نداشت
وقتی مهمان هم بود
کار میکرد
خرید
انجام تعمیرات
کمک در کارهای آشپزخانه
بچه نگهداشتن
خلاصه هر کاری میتوانست انجام میداد
پدرم گردش را خیلی دوست داشت
بخصوص سر زدن به خانواده و فامیل را فراموش نمیکرد
از لحظه لحظه فرصتهایش استفاده میکرد
بذله گو بود و معمولا همه را میخنداند
از زمانی میگفت که
پدرش در غورخانه با سمت سلطانی فعالیت میکرد
و چرم و یراق اسب درست میکردند
روزی رضا شاه برای بازدید آمده بود
و او را دیده بودند
این از خاطرات کودکی پدرم بود
پدر مادرم : مرحوم محمد تقی هم در پامنار تهران
در زمینه چرم سازی و تولید کمربند و کیف فعالیت میکرد
بعدها که مهاجرت کرد به مشهد
همچنان به همین کار ادامه میداد
دستهای نیرومندی داشت
اخلاق فوق العاده خوبی هم داشت
به اصطلاح مرد خدا بود
چندین سال پیش به رحمت خدا رفت
خدا رحمتش کند
تا سلامت بود
هر روز پیاده روی میکرد
روزهای جمعه از مسیر تجریش و دربند
میرفت سربند و کوه
کوه پیمایی را دوست داشت و بعد از کوه
برای دیدار خواهر کوچک و خانواده اش به منزل آنها در دربند میرفت
به دلیل سکته مغزی در آی سی یو بستری بود
صبح که برای دیدنش رفتیم میخندید و میگفت
دیشب در آی سی یو
دو نفر مردند
از سمت درب شروع شده بود
به بغل دستی ام گفتم
بعد از اون دو تا نوبت شماست و بعد من
بنده خدا ناراحت شد و گفت
منو ببرید بخش!
خاطرات حاج اصغر آقا
برای کسانی که او را میشناسند
خاطره انگیز و شادی بخش است
از خاطرات جوانی پدرم
داستان اسب سواری اش بود
بلد نبود اسب سواری
اسبی را بهش دادند که
یهو یورتمه میره
و خلاصه به زور نگهش میداره
ولی حیوان بیچاره از ناحیه صورت آسیب می بینه
میگفت خیلی ترسیده بودم
انا لله و انا الیه راجعون
چند دقیقه قبل خبر مرگ پدرم را شنیدم ...
خدا رحمت اش کند
صبح که سوار اتومبیل شدم، قرآن را باز کردم و این آیه را ابتدا خواندم:
کل نفس ذائقهالموت و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون
====================
همه می میرند. استثناء هم ندارد. دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد. انتخاب دیگری نیست ولی میتوان چگونه زندگی کردن و چگونه مردن را انتخاب کرد.
اگر بین کشتن و کشته شدن مجبور به انتخاب باشیم، کشته شدن به دلیل نکشتن طرف مقابل ارجح است. مانند هابیل که در مقابل قابیل و تهدید به کشتن اش، اقدام به قتل نکرد.
حق دفاع نیز محترم است اما نمیتوان به بهانه خلاف دیگری، خلاف کرد.
خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر گرداند
دلنوشته ها، مملو از محبت است و از جنس خودنوشته نیست. خودنوشته ها متاثر از خودشیفتگی و خودمحوری یا حداقل محبت به خویش است. بر عکس دلنوشته ها نشان از محبت به غیر دارد و ارزشمند است.
فزونی و اعتبار دلنوشته ها٬ نشان اعتبار ارزش های اصیل در وبلاگستان است. 
عکس از اینترنت
روابط ایران و آمریکا از ابتدای تا کنون فراز و نشیب های زیادی داشته است و همچنان موضوعی جدی و زنده در سیاست خارجی ایران و آمریکا می باشد.
سالروز تسخیر لانه جاسوسی با انگیزه ی اعتراضی آغاز شد و به یک پدیده تاثیر گذار در سرنوشت انقلاب اسلامی بدل شد. با حمایت امام خمینی ره این حرکت با عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیده شد.
شاید دلیل آن اینست که انقلاب اول، حرکتی ضد استبدادی بود و انقلاب دوم، حرکتی ضد استعماری بود. یکی مبارزه با شاه بود و دیگری مبارزه با ابرقدرت جهانی. به همین سادگی.
تحرک فوق العاده و غیرمتعارف آقای احمدی نژاد و سخنان و اقدامات تاثیرگذار ایشان در سطحی است که بعد از پایان ریاست جمهوری شان شاهد انعکاس راست و دروغ و مستمر مطالب و رفتارها و حاشیه ها خواهیم بود.
احمدی نژاد در تاریخ ایران فراموش نشدنی است.
===========================
احتمالا اصولگرایان در تلاش خواهند بود که کاندیدای دیگری نیز در کنار احمدی نژاد به صحنه بیاورند تا از موج گسترده مخالفت با احمدی نژاد، کمترین آسیب را ببینند:
عکس از اینترنت
توصیه های لازم درخصوص مدت نگهداری مواد غذایی در یخچال و فریزر
*
|
ردیف |
نام مواد غذایی |
مدت نگهداری در یخچال |
مدت نگهداری در فریزر |
|
1 |
شیر تازه |
5 تا 7 روز |
- |
|
2 |
شیر بسته بندی باز شده |
2 تا 3 روز |
- |
|
3 |
خامه |
10 روز |
- |
|
4 |
ماست |
7 روز |
- |
|
5 |
پنیر |
6-12 هفته |
6 تا 12 ماه |
|
6 |
کره |
2 هفته |
9 ماه |
|
7 |
بستنی |
- |
2 ماه |
|
8 |
تخم مرغ تازه با پوست |
3 هفته |
- |
|
9 |
تخم مرغ آب پز سفت |
1 هفته |
- |
|
10 |
گوشت گوساله |
3 تا 5 روز |
6 تا 12 ماه |
|
11 |
مرغ یا بوقلمون تکه شده |
1 تا 2 روز |
9 تا 12 ماه |
|
12 |
مرغ یا بوقلمون درسته |
1 تا 2 روز |
1 هفته |
|
13 |
گوشت اردک یا غاز |
1 تا 2 روز |
6 ماه |
|
14 |
دل و جگر مرغ |
1 تا 2 روز |
3 - 4 ماه |
|
15 |
گوشت پخته شده |
1 - 2 روز |
3-4 ماه |
|
16 |
گوشت گوسفند کباب شده یا خردشده |
3-5 روز |
6 تا 9 ماه |
|
17 |
انواع گوشت (دل ، جگر، زبان) |
1تا2 روز |
3-4 ماه |
|
18 |
گوشت ماهی کم چرب |
1تا2 روز |
4-6 ماه |
|
19 |
گوشت پرچرب (ماهی آزاد) |
1تا2 روز |
2-3 ماه |
|
20 |
فیله ماهی |
- |
18 ماه |
|
21 |
سوسیس |
1 تا 2 روز |
3 تا4 ماه |
|
22 |
سیب |
1ماه |
8-12 ماه |
|
23 |
زردآلو، گوجه، هلو، انگور، گلابی و آلو |
3-5 روز |
8-12 ماه |
|
24 |
گیلاس |
2-3 روز |
8-12 ماه |
|
25 |
پرتقال، لیموها ، گریپ فروت |
2 هفته |
4-6 ماه |
|
26 |
کیوی |
3تا 5 روز |
4-6 ماه |
|
27 |
انبه |
- |
8-12 ماه |
|
28 |
خربزه، هندوانه ، طالبی |
1 هفته |
8-12 ماه |
|
29 |
آناناس |
2-3 روز |
4-6 ماه |
|
30 |
چغندر، هویج، کلم بروکلی، لوبیاها و کدوتنبل |
3-5 روز |
8-12 ماه |
|
31 |
گل کلم |
1 هفته |
8-12 ماه |
|
32 |
جعفری |
2-3 روز |
5 ماه |
|
33 |
ذرت |
- |
8-12 ماه |
|
34 |
پیازچه |
3-5 روز |
- |
|
35 |
کرفس |
1 هفته |
8-12 ماه |
|
36 |
اسفناج ، خردل |
3-5 روز |
8-12 ماه |
|
37 |
کاهو |
1 هفته |
- |
|
38 |
قارچ ها و بامیه |
1-2 روز |
8-12 ماه |
|
39 |
ترب و تربچه |
2 هفته |
- |
|
40 |
نان |
2روز |
6-12 ماه |
|
41 |
کیک صبحانه، کلوچه |
1روز |
2-4 ماه |
|
42 |
خمیر پخته نشده |
2-3 روز |
6 ماه |
|
43 |
کیک اسفنجی |
1روز |
4-6 ماه |
|
44 |
شیرینی دانمارکی |
2روز |
3ماه |
|
45 |
پیراشکی |
1روز |
6 ماه |
|
46 |
شیرینی پای میوه |
1-2 روز |
1سال |
در باره سریال حضرت یوسف ع انتقادهای زیادی شده است و لذا اندکی از خوبی های آن میگویم:
١. با سرمایه گذاری هشت میلیارد تومانی یا حتی بیشتری که انجام شده است، معلوم میشود که میتوان بیش از پیش به سرمایه گذاری های سنگین در صنعت فیلم و سریال اندیشید. گرچه این سرمایه توسط بخش دولتی تامین شده است ولی به هر حال بر بازار کار سینما تاثیر دارد. بیان بخش منفی این تاثیر برعهده دیگران، از نظرگاه مثبت این افزایش سقف سرمایه گذاری موجب دیدن فرصتهای جدید میشود.
٢. سریال یوسف به نوعی امروزی است. یعنی برای ذائقه ی سینمای امروز نیز قابل هضم است. بعید نمیدونم نمایش این سریال در خارج از کشور با استقبال فوق العاده ای مواجه شد. ترسیم نسبتا مثبت از شخصیت های حکومتی و نشان دادن زشتی رفتار روحانیون رسمی، در کنار نشان دادن خط روشن دیانت یک پیامبر زاده، در عین خلافکاری برادران همان پیغمبرزاده، محوریت یک داستان عشقی و دنیوی، بیان ظرایف احساسات و عواطف انسانی چون شهوت و حسادت مردان و زنان در برابر خیرخواهی و خودنگهداری، از نکات مهمی است که آن را به نقطه عطفی در صنعت فیلم و سریال تبدیل میکند.

عکس ها از اینترنت
گاهی ساعت آخر کار
با آخرین ساعت زندگی
یکی میشود
اگر مایل بودید با وبلاگهای دیگر یک وبلاگنویس در پرشین بلاگ آشنا شوید از لینک پروفایل نویسنده وبلاگ استفاده کنید:
http://persianblog.ir/ProfileView.aspx?userid=343
با کلیک روی نام نوییسنده در هر وبلاگ، به وبلاگهای دیگر وی نیز دسترسی خواهید داشت.
یکی گفت: نگران خرج زندگی ات نباش
دو راه گشوده شد:
تنبلی و مصرف
کار با روحیه و انگیزه ی بالاتر
همیشه شنیده ایم که برخورداری در زندگی نسبی است. بله نسبی است.
گروهی از زندگی حداقلی برخوردارند و گروهی از زندگی حداکثری. هر چه گروه سوم که گروه متعادل ترند، از نظر کمی افزایش یابند و از نظر کیفی در سرنوشت جامعه موثرتر شوند، جامعه از تعادل برخوردار میشود. در شرایط فعلی بنظر میرسد که دارا ها غنی تر میشوند و ندارها بیشتر میشوند. غنی و پرشمار شدن طبقه متوسط نیرومند، راه حل بسیاری از مشکلات کشور است.
لینک مطلب از اینترنت:
مطلب کامل را در ادامه ببینید
Read More ...
لینک مطلب از وبلاگستان:
ده مرحله برای بیشتر لذت بردن از زندگی
۱۰ ۰۸ ۱۳۸۷
پست قبل مقدمهی این پست بود ، این یکی از همان «این جور مطالب» است. آن جا مفصل بحث کردیم. حالا انتخاب با خودتان که میخواهید این پست را بخوانید یا خیر.
همهی ما گاهی اوقات مدیریت زندگی مان را از دست میدهیم ، بعضی هامون اصلآ مدیریتی بر آن نداریم. گاهی اوقات حتی سخته که اشتیاقمان را به زندگی کردن حفظ کنیم. مخصوصآ موقعی که هدف هایی دراز مدت در پیش رو داریم که نمیتوانیم نتایج آن را تا ماه های آینده یا حتی سال های آینده ببینیم. از کارمان ، از روتین زندگی مان خسته میشویم و فکر میکنیم کار هایی که میکنیم بیهوده است.
چطور میتوانیم جلوی این امر را بگیریم؟ چطور نسبت به زندگی با اشتیاق بمانیم و در چرخهی روزمرگی غرق نشویم؟
۱- به «سادگی» بازگردید: خانه تان را تر تمیز کنید ، آن چه را که لازم ندارید دور بیاندازید (یا به کسی که نیاز دارد بدهید) دور و برتان را خلوت کنید. «سادگی» فقط مربوط به محیط زندگی نیست. با خودتان خلوت کنید ذهنتان را Defrag کنید! چیز هایی خیلی خیلی کوچکی هستند که ما را آزار میدهند و خودمان از وجود آنها بی خبریم. شاید سر یک موضوع کوچک از کسی رنجیدهاید ولی وقتی با آرامش از زاویهای دیگر به موضوع نگاه میکنید ببینید این موضوع کوچک اصلآ ارزش فکر کردن ندارد.
۲- «برچسب» نزنید: این خیلی مهمه! شناختی که ما از خیلی از چیزها در زندگی داریم با گذر زمان و تاثیر پذیری از دین و فرهنگ و محیط زندگی مان بوجود آمدهاند و آن چه ما میبینیم برچسبی است که ذهنمان بر آن زده نه حقیقت.
بیایید یک تمرین با هم انجام دهید ، به دور و برتان نگاه کنید و چیزی را انتخاب کنید و به آن نگاه کنید. ذهن شما حالا بلافاصله دنبال برچسب آن جسم میرود. حالا رویتان را برگردانید و نفسی عمیق بکشید و دوباره به آن نگاه کنید ولی اجازه ندهید ذهنتان برچسب آن را پیدا کند. میدونم سخت است ، آرام باشید و فقط نگاه کنید. سعی کنید چیزی در آن ببینید که هرگز ندیده بودید. این کاری است که عارفان و خصوصآ بوداییان زیاد انجام میدهند.
بگذارید مثال بزنم ، مثلآ من یک بچهی کوچک را کنارم میبینم که روی زمین نشسته و با اسباب بازی هایش بازی میکند و سر و صدا میکند. بسته به شخصیتم ذهنم برچسب های مختلفی به آن میزند. مثلآ اینکه «تو هیچی از زندگی نمیفهمی» ، «تو فکر میکنی دنیا همین چهار تا اسباب بازیه» ، «تو که مشکلات منو نداری!» قرار نیست به وضوح این ها در ذهنم خطور پیدا کند بلکه تفکر ضعیفی است که در ضمیر نا خودآگاه بوجود میاید.
حالا سعی میکنم دیدم را عوض کنم ، نگاه کنم به اینکه آن بچه چطور از همان اسباب بازی کوچک بیارزش لذت میبرد و خوشحال است و من همچنان به اتفاق کوچکی که سال ها پیش افتاده فکر میکنم.

۳- از هر چیز کوچکی لذت ببرید: آیا منتظر نشستهاید تا کسی در بزند و یک میلیارد تومان به شما هدیه کند؟ آن وقت خوشحال خواهید شد؟! هرگز همچین اتفاقی نخواهد افتاد و اگر شما منتظرش باشید هرگز خوشحال نخواهید شد.
دفعهی بعد که خواستید میوه ، چای ، غذا بخورید از آن لذت ببرید! به نظر پیشنهاد احمقانهایه نه؟ ولی حقیقت داره ، ما موقع این لذت ها حواسمان به همه جا هست غیر از خود آن لذت ، به کاری که قرار است بعدآ بکنیم ، به آنچه در گذشته انجام دادهایم و فقط مثل یک روبات به سیب گاز میزنیم تا تمام شود.
میتوانید در همان چند دقیقه که سیب را میخورید فقط به آن سیب فکر کنید ، مطمئن باشید کار های بعدیتان را اینگونه بهتر انجام میدهید. اینکه چگونه با زحمت تهیه شده است. خاک ، باران ، درخت ، هوا ، آفتاب و اکنون در دست شماست تا از آن لذت ببرید.
۴- کار های جدید بکنید: کار جدیدی را امتحان کنید. کاری را بکنید که همیشه دوست داشتهاید بکنید اما تا کنون نکردهاید. هر کاری که هست سریعآ وسایل لازم را آماده کنید و انجامش دهید.
۵- برای کاری که دوست دارید وقت بگذارید: یکی از دلایل خستگی ما از زندگی قید و بند هایی است که گرفتارشان هستیم. اینکه باید سر ساعت از خواب بلند شویم و سر ساعت در جای دیگری باشیم و همش در قانون و اجبار زندگی کنیم.
کم کم برنامهتان را سبک کنید تا وقت کنید به کار هایی که دوست دارید هم برسید. اگر فکر میکنید این کار به شما ضرر خواهد زد ۱۸۰ درجه اشتباه فکر میکنید!
۶-عوامل ناراحت کننده را دور بیاندازید: همانطور که باید سعی کنیم به آنچه علاقه داریم بیشتر نزدیک شویم باید از آنچه موجب ناراحتی ما میشود دوری کنیم. فرقی نمیکند شاید یک کانال تلویزیون باشد ، یک آدم ، یک وبلاگ یا یک خیابان. تحت هیچ شرایطی به هیچ کس و هیچ چیز اجازه ندهید اوقات خوش را از شما بگیرد.
۷- ولش کنید: میدونم ، منم اذیت میشم وقتی روزم را با یک Todo list (لیست کارهای روزانه) انجام نشده به پایان میرسونم. اما فکر میکنید توی قبر ناراحت این خواهید بود که چرا آن روز آن لیست را نا تمام گذاشتید یا اینکه چرا از زندگی لذت بیشتری نبردید و حالا فرصت به پایان رسیده است؟ این به معنی تنبلی نیست بلکه هر موقع نتوانستید کاری را در وقت معین انجام دهید هی به آن فکر نکنید. همیشه فردایی هست.
۸- «گیک» درون تان را خوشحال کنید: این هم خیلی مهم است! همهی ما بدون استثنا یک گیک درونی داریم. یعنی وقتی کار خاصی انجام میدهیم دیگر گذر زمان را احساس نمیکنیم و فقط به آن فکر میکنیم. این میتواند راجع به هر چیزی باشد. احتمالآ میدانید که من نسبت به کامپیوتر این طوری هستم ، وقتی دارم با کامپیوتر کار میکنم متوجه گذر زمان نمیشم و به چیز های دیگه فکر نمیکنم. ممکن است شما به باغبانی یا ورزش یا هر چیز دیگه همچین علاقهای داشته باشید. پس پیدا کنید که نسبت به چه چیزی همچین علاقهای دارید. یک راه خوب این است که ببینید نسبت به چی علاقهی فوق العاده زیادی دارید که باعث میشود دیگران به شما نگاه های عجیب غریب بکنند!
۹- قدر دان باشید: هم من و هم شما هزار بار از این توصیه ها شنیدهایم ، این هزار و یک بار! من که خودم دارم مینویسمش هم فراموش خواهم کرد پس فقط سعی کنیم به خاطر داشته باشیم که قدر دان باشیم. قدر چی؟ قدر چشمانی که دارد این سطور را میخواند قدر دست سالمی که ماوس را به زیبایی حرکت میدهد. قدر اینکه در همین مدت که شما این مقاله را میخواندید چند نفر از این دنیا رفتند اما شما هم چنان زندهاید.
۱۰- فقط منتظر «نتیجه» نباشید: آیا شما برای امروز زندگی میکنید یا برای رسیدن به آن چه در آینده میخواهید؟ اگر هی برای رسیدن و دیدن نتیجهی هدف های متعدد دست و پا بزنیم کی میخواهیم از زندگی لذت ببریم؟
گاهی اوقات مراحل رسیدن به یک هدف خیلی بهتر از نتیجهی آن است. پس از تلاشی که برای رسیدن به یک هدف میکنید لذت ببرید. مثل مادری که کودکش را بزرگ میکند. اگر بچهای وجود نداشت و آدم های جدید ۴۰ ساله به دنیا میآمدند با همسر و کار و خانه و زندگی جالب بود؟ زیبایی در این است که کودک مرحله به مرحله با کمک دیگران رشد میکند و ما از مراحل رشد آن لذت میبریم و اینکه وقتی بزرگ میشود هم به آن علاقه داریم چون میدانیم برایش زحمت کشیدهایم و آن زحمت ها به صورت خاطره هایی خوش به یادمان میآیند.
اینکه شما این پست را ببینید و بی تفاوت بگذرید مثل گاز زدن روبات به همان سیب است…
رشد و توسعه اسلام را میگفتند که ناشی از شمشیر است. امروز در باره توسعه اسلام علیرغم این همه تبلیغات مخالف چه میگویند؟
گسترش اسلام در میان سیاه پوستان آمریکا و اروپائی ها و دیگر مناطق جهان٬ مانند اوایل ظهور اسلام به دلیل مخالفت اسلام با تبعیض و حمایت شفاف از عدالت است. همان دلیلی که در طی سالهای پس از ایجاد ارتباط مستقیم بین مسلمانان و ایرانیان٬ موجب ترویج اسلام در ایران شد.
البته همیشه اندکی هستند که به دلایل دیگر چون:
ترس از شمشیر یا کاهش قدرت
یا طمع به ثروت و مقام
و یا مباحثات فکری عمیق به اسلام گرویده اند. ولی این گروهها اندکند و بی خلف.
از ظواهر نیز گاهی میتوان به حقایق زیادی پی برد. مثلا تظاهر به پیشرفت اقتصادی را از دعاوی متناقض نیز میتوان تشخیص داد ولی راه اصلی برای تشخیص و قضاوت درست نگاه همه جانبه و چند سطحی است:
١. شعار / تبلیغ / خبر
اینها در یک سطح هستند. خبرسازان از سطحی ترین نوع ارتباط با انسان استفاده میکنند.
٢. مناسبات اداری و سیاسی احزاب و تشکل ها و روشنفکران
مناسباتی که در لایه های عمیق تر سیاسی و اداری شکل میگیرد، پشتوانه های اصلی شعارها و ادعاهاست.
٣. اوضاع اجتماعی و اقتصادی
واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی نقش تعیین کننده ای در تعاملات سیاسی و نحوه اداره کشور دارد.
۴. نگاه و رویکرد فرهنگی و ارزشهای بنیادین جامعه
ارزش ها و هنجار های اجتماعی مبنای اصلی شکل گیری وضعیت اقتصادی و اجتماعی هستند.
انسان های متحول شده ی اندیشه ورزارزش مدار و جهت دار و فرهیخته اند که موجب تغییر در دیگر انسان ها و تغییر درنگاه جامعه میشوند.
======================
بعضی روندها رو به جلو
بخشی رو به عقب
زلزله های سیاسی ناشی از عدم هماهنگی رشد یا عقب روند درلایه های مختلف است.
قومیت و نژاد مدیر یک رسانه چندان مهم نیست. جهت گیری آن رسانه مهم است. این جهت گیری از ابتدا و بر اساس خواست موسسان و برنامه ریزان و سرمایه گذاران آن شکل میگیرد. البته گاهی تغییر مدیران فرصتی برای ارزیابی مجدد است.
چه زمانی که یک ایرانی مدیر آن باشد و چه زمانی که یک انیرانی مدیر آن باشد، باید به چیزهای دیگر توجه و آنها را بررسی کرد. باید نسبت تلاش رادیو زمانه را با منافع ملی کشورمان بررسی کنیم. ببینیم که چرا راه اندازی شده و در چه مسیری حرکت میکند. این درست نیست که اگر ایرانی مدیرش باشد خیلی خوب است و اگر خارجی شد خیلی بد است. شاید از همان ابتدا خوب نبوده، یا الان واقعا بد است.
============================
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان همدلی خود دیگراست
همدلی از همزبانی بهتر است
سه فرض نژادی متفاوت:
اسلام میانی عربی ظهور کرد که:
١. نژاد برتر و برگزیده بود
٢. نژادی فرومایه بود
٣. نژادی مشابه بقیه نژادهای بشر بود
عرب عصر بعثت به شهادت آیات قرآن کریم و روایات تاریخی٬ از نظر فرهنگ و تمدن در درجه پایین و شاید پایین ترین درجه میان اقوام و ملل شناخته شده ی آن زمان بود. دشواری امر دعوت نیز به همین مساله باز میگشت. پیامبر ص و اهل بیت ع و اصحاب کرام ایشان تلاش زیادی برای ترویج مبانی دین اسلام بعمل آوردند.
اگر عرب با آن فرهنگ و تمدن توانست با دین اسلام مانوس شود، نژادهای دیگر به طریق اولی میتوانند چنین باشند.
اکثریت مسلمانان به دلیل ماهیت غیرنژادی اسلام، غیر عرب اند.
لینک مطلب از وبلاگستان:
موش و گربه - عبید زاکانی
بخوانم از برایت داستانی
..
ای خردمند عاقل و دانا
قصه موش و گربه منظوم
ازقضای فلک یکی گربه
شکمش طبل و سینه اش چو سپر
از غریوش به وقت غریدن
سر هر سفره چون نهادی پای
روزی اندر شرابخانه شدی
در پس خم می نمود کمین
ناگهان موشکی ز دیواری
گفت : کر گربه تا سرش بکنم
گربه در پیش من چو سگ باشد
گربه این را شنید و دم نزدی
ناگهان جست و موش را بگرفت
موش گفتا که من غلام توام
گربه گفتا : دروغ کمتر گوی
می شنیدم هرآنچه می گفتی
گربه آن موش را بکشت و بخورد
دست و رو را بشست و مسح کشید
بار الها که توبه کردم من
بهر این خون ناحق ای خلاق
آنقدر لابه کرد و زاری کرد
موشکی بود در پس منبر
مژدکانی که گربه تائب شد
بود در مسجد آن ستوده خصال
این خبر چون رسید بر موشان
هفت موش گزیده برجستند
برگرفتند بهر گربه ز مهر
آن یکی شیشه شراب به کف
آن یکی تشتکی پر از کشمش
آن یکی ظرفی از پنیر به دست
آن یکی خوانچه پلو بر سر
نزد گربه شدند آن موشان
عرض کردند با هزار ادب
لایق خدمت تو پیشکشی
گربه چون موشکان بدید بگفت
من گرسنه بسی به سر بردم
بعد از آن گفت : پیش فرمائید
موشکان جمله پیش می رفتند
ناگهان گربه جست بر موشان
پنج موش گزیده را بگرفت
دو بدین چنگ و دو بدان چنگال
آن دو موش دگر که جان بردند
که چه بنشسته اید ای موشان
پنج موش رئیس را بدرید
موشکان را از این مصیبت و غم
خاک بر سر کنان همی گفتند
بعد از آن متفق شدند که ما
تا به شه عرض حال خویش کنیم
شاه موشان نشسته بود به تخت
همه یکبار کردنش تعظیم
سالی یک دانه می گرفت از ما
این زمان پنج پنج می گیرد
درد دل چون به شاه خود گفتند
من تلافی به گربه خواهم کرد
بعد یک هفته لشکری آراست
همه با نیزه ها و تیر و کمان
فوج های پیاده از یک سو
چونکه جمع آوری لشکر شد
یکه موشی وزیر لشکر بود
گفت باید یکی ز ما برود
یا بیا پای تخت در خدمت
موشکی بود ایلچی ز قدیم
نرم نرمک به گربه حالی کرد
خبر آورده ام برای شما
یا برو پای تخت در خدمت
گربه گفتا که موش گه خورده
لیکن اندر خفا تدارک کرد
گربه های یراق شیر شکار
لشکر گربه چون مهیا شد
لشکر موشها ز راه کویر
در بیابان فارس هر دو سپاه
جنگ مغلوبه شد در آن وادی
آن قدر موش و گربه کشته شدند
حمله سخت کرد گربه چو شیر
موشکی اسب گربه را پی کرد
الله الله افتاد در موشان
موشکان طبل شادیانه زدند
شاه موشان بشد به فیل سوار
گربه را هر دو دست بسته به هم
شاه گفتا به دار آویزند
گربه چون دید شاه موشان را
همچو شیری نشست بر زانو
موشکان را گرفت و زد به زمین
لشکر از یک طرف فراری شد
از میان رفت فیل و فیل سوار
هست این قصه عجیب و غریب
جان من پند گیر از این قصه
غرض از موش و گربه برخواندن

در طول نزدیک به 15 سال ساخت این شهر بیش از یک میلیون کارگر شرکت داشته اند. در ساخت آن از چوبهای گران قیمت درخت فوبی ژنان . قطعات بزرگ سنگ مرمر و آجرهایی موسوم به آجر طلایی استفاده شده است.
در مجموع این شهر خانه 24 امپراطور بود و آخرین امپراطور ساکن آن یعنی پویی مقادیر زیادی از جواهرات قصر برای خرج زندگی مجلل خود فروخت و البته قطعات بسیار دیگری توسط خواجگان قصر به سرقت رفته بود. همانطور که گفته شد این شهر هم اکنون به کاخ موزه ای حفاظت شده تبدیل شده است.
شهر ممنوعه بزرگترین مجموعه کاخ باقیمانده در جهان است. طوری ساخته شده بود که مرکز شهر محصور به دیوار پکن باشد که در داخل مجموعه دیوارکشیده بزرگتری به نام شهر امپراطوری قرار داشت.
شهر با دیواری به ارتفاع 7.9 متر محصور شده که هم نقش دفاعی و نقش محافظت فیزیکی معماری داخلی را برعهده داشته است. بطور سنتی ، شهر مهمنوعه به دو بخش بارگاه داخلی و بارگاه خارجی تقسیم می شود. بخش خارجی قسمتهای جنوبی را در برمی گیرد و برای مقاصد تشریفاتی استفاده می شده. بخش داخلی قسمتهای شمالی را شامل شده و محل اقامت امپراطور و خانواده اش بوده که برای کارهای روزانه دربار استفاده می شده.
طراحی شهر ممنوعه از نمای کلی تا ریزترین جزییاتش طوری انجام شده که بازتابی از مقاصد فلسفی و مذهبی و نمادی از عظمت و قدرت امپراطور باشد. مانند رنگ زرد: رنگ امپراطور است که تقریبا در تمامی سقف ها از آن استفاده شده است.
سرسراهای اصلی بارگاه های داخلی و خارجی سه هجای کیان تشکیل شده که نمایش دهنده بهشت است. در دربار داخلی نیز از شش هجای کان تشکیل شده که نمایش دهنده زمین است. در شیب شیروانی ها از مردی استفاده شده در حال راندن یک ققنوس است و توسط یک اژدهای سلطنتی همراه می شود. در فرهنگ چین ، اژدها نماینده قدرت امپراتوری است و امپراتور "پسر آسمانی " اژدهای حقیقی" نامیده می شود.
معماری مجموعه شهر ممنوعه تبلور نگرش و درایت مردم چین است. مجموعه از نیارش بناها گرفته تا آمود هر یک از اتاقها و دیوارها ، سرشار از اندیشه های عجیب و غریب است. مثلا سکوی سفید رنگ قصر تای حه، این قصر را پر جلال تر کرده و در ضمن از نفود رطوبت به قصر جلوگیری می کند . برای زهکشی این سکو که در سه اشکوب است ،از بیش از یک هزار مجسمه سر اژدها استفاده شده و هنگام بارش باران آب زهکشی شده از دهان اژدها ها فوران می کند و از آنجا که ابنیه مجموعه شهر ممنوعه چوبی است، این امر ظاهرا در پیشگیری از آتش سوزی موثر بوده است.
در میان حیاط این شهر جمعا 308 ظرف مسی بزرگ برای ذخیره آب دیده می شود که در طول تمام سال برای پیشگیری از آتش سوزی بکار می رفته . درزمستان زیر این ظرف ها آتش روشن می کردند تا آبهای داخل آن یخ نبندد. اشیا و کشفیات گرانمایه ای درشهر ممنوعه شده و شمار آن جمعا به یک میلیون می رسد و یک ششم شمار کل کشفیات چین را شامل می شود.
en.wikipedia.org
حمایت حقوقی و قانونی ضروری است ولی بهتر از آن فرهنگ رعایت حقوق دیگران است که ادیان از طریق اخلاق دنبال میکنند.
جهان امروز فرصت رفتارهای انسانی تر بیشتری دارد. افکار عمومی یا حضور نگاه مردم در جامعه مهمترین مساله در این زمینه است.
تلاش قدرتها برای تسلط بر رسانه ها بصورت صریح به دولتی کردن رسانه ها انجامید و بصورت غیر صریح از مسیر سرمایه گذاری و کنترل یا جریان سازی صورت میگیرد. عرصه این سرمایه گذاری عمدتا در بخش هایی مانند رادیو و تلویزیون صورت میگرفت ولی اینترنت فضایی متفاوت را به وجود آورده است که هنوز دولتها در آن دست بالا را ندارند.
ظهور اینترنت و انسانی و ابر رسانه شدن آن به واسطه وبلاگستان، توازن قوا را بصورت اساسی به سود انسانها و به زیان دولتها و قدرتهای مسلط جهانی تغییر داده است.
تولید ما در زندگی بیشتر است یا مصرفمان؟!
بهترین:
مصرف کم و تولید زیاد
بدترین:
مصرف زیاد و تولید کم
لینک مطلب از وبلاگ مسعود بهنود:
مهاجرت، کلیدی گم شده
این مقاله ای است که برای شماره امروز شهروند امروز نوشته ام.
فقط آن کلید نمی گذارد ورنه چه عیب داشت مهاجرت. به قول سعدی نتوان مرد به زاری که من آن جا زادم، یا به قول فلانی کجا خوش است آن جا که دل خوش است. اما کلید...
سال ها با چشم بسته و باز، صبح های زود و شب های دیر، وقتی کلید در جیب بود چه غم از روزگار. کلید چو در را می گشود چشمی منتظر بود، اگر نه چشمی، دری و پنجره ای، زیراندازی، کمدی چوبی که همه عمر آن را گشوده ای و در آینه اش خود را دیده ای، همه عمر رخت و جوراب شسته تعارفت کرده است.
مهاجرت یعنی کلیدت گم شده، کلید یعنی اذن ورود به جائی که روی دیوارش جای خط عمر برجاست، مثل تقویم دیواری سلول. همان خط ها که اندازه قد را نشانه می زدند. هر چند بار رنگ شده باشد آن دیوار، باز آن پائین جای زخمی را در خود دارد که پسرکی با قلم تراش به دیوار انداخت، و بالاتر از سر خود نشانه زد. می خواست زود دستش به شیرینی های لب طاقچه برسد و زودتر از بالای رف آن کتاب جلد چرمین رابردارد و در آن جست و جو کند، شاید بفهمد این کتاب چیست که هم مادر بزرگ با خود چهارشنبه شب ها به هیات می برد، و هم دائی شب هائی که تخت می زند در حیاط با رفقایش به شادخواری، آن را کنار دست دارد و از روی آن می خواند. تازه مادر هم هر وقت دو سه ماه می شد و از پدر زندانی خبر نبود می رفت و آن را باز می کرد و چشم های خود را می بست. باید زودتر بلند شد و به رف رسید. بلند شد به حافظ رسید. بلند شد و رفت با رفقا روی تخت شیرازی حیاط نشست.
کلید یعنی اعتماد به نفس. یعنی جائی هست که از سرمای بی رحم زمستان و گرمای طاقت کش تابستان می توان به آن پناه برد. در گرمای قلب الاسد کولر ندارد، پنکه ندارد به سقف که بگردد و بگردد و بگردد، و ترا خیالباف گرد جهان بگرداند؟ اما حصیری به پنجره دارد که سایه خط دارش به دیوار خود مولد خنکاست. پشت در سکنجبین با یخ اگر نیست، جرعه آبی هست که بتوان به صورت زد. زمستان اگر بخاری و شوفاژ فرنگی مآب نیست، کرسی مادر بزرگ هست با مجمعه رویش با شب چره، و رادیو قصه های شب، و وز وز چراغ زنبوری.
مهاجرت یعنی کلید گم شده است. و وقتی کلید گم شود، انگار بخت گم شد و آدم خیالی می شود. کسی نیست تا بگوید ای خیالباف کجا هستند این ها دیگر در تهران. کدام خانه، کدام حصیر، کدام کرسی، کدام کفترخون. در مهاجرت اما همه این ها زنده می شود. کوچه زیبا، دعواهای خیابانی بعد هر تصادف نمک زندگی . آلودگی هوا هم بخشی از زندگی.
آن نویسنده تابلوئی داشت بر دیوار اتاقش، اتاق رو به قبله در خیابان امیریه، همیشه در برابر چشمانش بود. تابلو کلبه ای را نشان می داد، بالای کوهستانی و همه زمین و آسمان برف پوشیده و سفید. از دودکش کلبه دودی بر می خاست. مرد همه عمر چنین خانه ای را حسرت می برد. از دودی که از کلبه بر می خاست می گفت راز زندگی پیداست، در منظرش تابلو با همه سکونش معنای زندگی بود. و از تماشایش خسته نمی شد. تا آن که زد و کلیدش گم شد.
نویسنده آشنا در آتشگردان عمر که آدمی را در خود می گرداند و می گرداند و می برد هر جا که خاطرخواه اوست، گشت و گشت و گشت و در یکی از شمالی ترین نقطه های زمین فرو افتاد. جائی کلیدی گرفت که درست همانند کلبه محبوبش بود، این را روز اول برای خواهر نوشت. مرد به آرزو رسیده سال بعد نوشت "آن کلبه وقتی به دیوار خانه ام جا داشت معنای زندگی بود، بیرون از آن جا، حتی وقتی کلیدش در جیب من است، و دود هم از دودکشش به هوا باز بهشتی نیست. "
مهاجرت یعنی کلیدی گم کردن. و کلیدهای دیگر انگار دری به بهشت وانمی کند. خط عمرت نیست به دیوارش، بر رفش کتاب قطور هست ولی یلو پیچ لندن که حافظ سوخته بال مادر نیست. لکه های شادخواری دائی بر آن کجاست این که هر سال هم نو می شود.
کسی را می شناسم که وقتی سرانجام دور از خانه کلیدی گرفت، زود به خانه رفت، لای بقچه بسته اش کلید خانه خود را آورده بود، بیرونش کشید، گذاشت کنار این کلید تازه. و از دور نگاهشان کرد. و اگر اشک حسرتی بود برای غریبی کلیدی ریخت که زبان کلید تازه نمی دانست. زبانش را می دانست ها، زبان دلش را نمی دانست.
مهاجر هر جا در جست و جو کلید آن کشو چوبی ست. همان کشوئی که هر کلیدی به آن می خورد و تازه با چنگال هم باز شدنی بود، اما این کلید قلنبه زردرنگ با آدمی به مدرسه می آمد. کلید در جیب، یعنی من هستم، پایم روی زمین است، جائی دارم، یک جای چند ده سانتی متری که در آن نامه ای هست که هیچ کس نمی داند از کیست و از کجاست جز من. عینک شکسته بسته ای دارم ساخت عینک سازی طلوع ناصرخسرو روبروی اداره تلفن، تسبیح شیخک شکسته ای، مهر مدیرالماللک، سنگ قلمتراشی دارم با لکه های سیاه بر آن، و دفتر سرمشق خط درشتی. و دفتری با نقاشی ریز گور و جغد و دار، و در کنار صفحه نقش یک مرد عینکی و زیرش جمله در زندگی زخم هائی هست که آدم را مثل خوره... و شاپرک های خشگ شده لای برگ های دفترست و برگ های چنار پائیزی پهن شده، و در هر صفحه سئوالی را چندین و چند تن جواب داده اند: عشق چه رنگی است. اگر در اتاق را باز کنی و ببینی ماه در آن جا قایم شده به او چه می گوئی.
آن کارت ویزیت هم در همان کشو مانده، ایمن است. یک تکه مقوای نازک است رویش نوشته شده "فدایت شوم. شرفیاب شدم برای عرض تبریک عید متاسفانه افتخار زیارت نیافتم. خدمت سرکار علیه عالیه عرض تبریک و دستبوس دارم" و پایش امضائی و پشتش نوشته ای چاپی: محمد مصدق.
نفرین مهاجر وقتی به کلیدش فکر می کند به کیست. پاسخ آسانی ندارد این سئوال. اما این قدر هست که خوش بخت ترین مهاجران و سیاه روزگارترین آن ها، کلیدشان در جنگ قدرت گم شده، گاه خود جزئی از جنگ بوده اند و گاه نه، مثل همه غیرنظامیان بی گناه که در هر جنگ کشته می شوند و گاه به تعداد افزون تر از نظامیان حرفه ای و قدرتمداران اند.
نسل اول کلید گم شدگان را اگر قصر خورنق هم نصیب آمده باشد اما وقتی می گویند در خانه خوابیده بودم نیمه شب ناگهان در زدند... قصر خورنق را نمی گوید بلکه هنوز خواب خانه کوچکی را می بیند که بوی پیچ امین الدوله اش در دماغ اوست و در پشت بامش جای میخ طویله هائی هست که بند پشه بند به آن استوار می شد.
نسل اول مهاجران قربانی می شوند چون خوابشان با فرزندانشان یکی نیست. در خواب آن ها و فرزندانشان آدم ها به یک زبان حرف نمی زنند، و کلیدشان یکی نیست. ما پنج میلیون کلید گم شده داریم.
من درک میکنم که شما زور داری و میخواهی دنیا را به صورتی که دوست داری تغییر بدی ولی خب نظم هستی رو بهم میزنی و محصولات اجتماعی و طبیعی نامناسبی تولید میکنی و تازه به هدف ات هم نمیرسی.. یه مدت به کار دنیا کار نداشته باش. میشه؟!
فرند فید فرزند وب ۲ جامعه مجازی است و به این جهت با گروهها و محیط های تعامل اجتماعی قرابت بیشتری دارد.
فرند فید گرچه تمرکز چت روم های یاهو رو ندارد ولی آلترناتیو خوبی برای آن نیز به شمار می آید. وقتی تعداد افراد حاضر در یک چت روم از چهار پنج نفر میگذرد، کاربرد تمرکز چت روم نیز از میان میرود.
بعلاوه نیازهای متنوعی در فرند فید و دیگر محیط های مجازی تعامل اجتماعی وب ۲ پاسخ می یابند. عصاره فعالیتهای سطحی وبلاگستان در فرند فید به خوبی منعکس میشود ولی ظاهرا اکثریت همچنان به استقلال وبلاگها و روابط یک به یک و یک به چند در وبلاگستان بیش از محیطهای تعاملی چند به چند علاقه نشان میدهند.
مباحثه های ایدئولوژیک بحث و قالب و جا و مناسبت خود را دارد ولی در اکثر مباحثه ها، شاهدیم که مبنای ایدئولوژیک در پشت صحنه مطرح است ولی در ظاهر بحث سیاسی و اجتماعی است. هر بحث و تبادل نظری در چارچوب خود معنا دارد. اگر بحث سیاسی میکنیم باید به قواعد آن پایبند بود و شاخه به شاخه تا مبنا نرفت.
معمولا مبناهای متفاوت انگیزه ایجاد میکند تا سخنانی به زبان آورده شود که حتی اگر رابطه منطقی با مبنای خود داشته باشند، در بحث به کار نمی آیند. اینجاست که میتوان گفت: جدل جای مباحثه و مفاهمه را گرفته است.
مباحثه های بنیادین معمولا برای عموم جذابیت ندارند.
مفاهمه و تحکیم روابط انسانی مردم ایران امروز یک ضرورت است.
بخش زیادی از فعالیت گروهی در وب فارسی ناپیگیر بوده است و خواهد بود. جو زدگی و خود شیفتگی مهمترین آفت موجب این ناپیگیری است.. در موسمی مطرح میشوند و بعد به حال خود رها میشوند.
فعالیتهای متناسب و با انگیزه اصیل و توان کافی، رشد خواهند کرد، چرا که فضای وب فارسی برای رشد مساعد است و بر عکس فعالیتهایی با هدف متفاوت با ظاهر و خارج از توان طراحان و مجریان آن و بی نسبت مناسب با شرایط، به تدریج افول میکنند و موجب بدنامی طراحان و مجریان خواهد شد.
گاهی پروژه های شکست خورده تغییر عنوان و یا موضوع میدهند. تغییر عنوان در زمانی که بقیه عوام تصحیح شده باشد، جواب میدهد ولی تغییر موضوع فعالیت سایتهای اینترنتی بدترین اتفاق ممکن است.
گاهی نمیدانیم کجا میخواهیم برویم
گاهی عزم رفتن نداریم
گاهی راههای رسیدن به هدف را نمیشناسیم
گاهی هدف و جهت را نمیشناسیم
گاهی نمیدانیم
گاهی نمیدانیم و فکر میکنیم میدانیم
فاصله اوباما و مک کین زیاد است. حمایت قاطع هفتاد و شش درصد اسرائیلی های آمریکایی تبار، از مک کین نشان میدهد که اگر اوباما پیروز شود، برای نخستین بار اسرائیلی ها اساسا دلخور میشوند. البته پیوندهای آمریکا و اسرائیل زیاد است ولی این تغییر معنادار است.
البته احتمال معجزه اسرائیلی در انتخابات را نباید نادیده گرفت.
تغییرات همیشه از پایین جامعه و نه الزاما پایین ترین لایه های جامعه آغاز میشود و پایان می یابد. معمولا فرمانروایان و قدرتمندان علاقه ای به تغییر ندارند و این تغییر به واسطه ی شرایط عینی و آگاهی اقشار اجتماعی فعال، به حاکمیت ها تحمیل میشود.
اگر اختیار به فرمانروایان و قدرتمندان جهان بود، در طول هزاره های گذشته حکومتی تغییر نمیکرد و سلطنتی واژگون نمیشد.
اینکه تغییر چقدر بر آگاهی و مبتنی بر راه کارهای قابل پیش بینی باشد، درجه ی گرایش اصلاح گری و انقلابی گری را روشن میکند.
مبنای فردی تغییر، انسان مختار و آگاه است و مبنای اجتماعی تغییر، اقشار و گروههای اندیشه ورز و انتخاب گری که تمایل به حفظ وضع موجود ندارند و خواهان تغییرند.
هر چه جنبش تغییرات، خواستهای عمیق تری را مطرح کند، از پهنای طیف آن کاسته میشود و در عوض انرژی تخریبی آن افزایش می یابد.
پیوند میان آرزوها و خواست های گروههای مختلف اجتماعی اعم از قومی و مذهبی و اقتصادی و اجتماعی، مبتنی بر شبکه های اطلاع رسانی و افکار عمومی شکل میگیرد و در صورت تحقق حس مشترک، تغییرات تحقق یافته است.
مدتی پیش از آنکه رژیم شاهنشاهی ایران ساقط شود، بخش مهمی از ارکان قدرت کشور، همراه با مردم، وفاداری خود را به نهضت اسلامی امام خمینی و دولت موقت مهندس بازرگان اعلام کردند و در عمل به دستورات دولت بختیار توجه نمیکردند.
نگاهی بر زمین و آتش و تاریکی درونش که چون جهنمی منتظر است
نگاهی بر آسمان و ابر و باد و آبی و نور و رحمت باران
نگاهی به پیش و برزخی آماده
پیشگامان مشکلاتی دارند. تنها می مانند. به زندان می افتند. بعضی کشته میشوند. مخترعان و نوابغ و روشنفکران از این گروهند. بیش از حد متوسط جامعه میفهمند. سنت شکنند. در پی کشف امور جدیدند. شجاعند. از اشتباه نمیترسند.
پسگامان محتاطند / به عرف و عادت تن میدهند.
پیامبران بعنوان پیشگامان همراه، سختی های پیشگامان را میکشند ولی دچار تک روی نمیشوند.
مذاکرات سیاسی هر چقدر برپایه های موقعیت واقعی طرفین در نقشه سیاسی جهان باشد، واقعی تر است.
زمانی که دو کشور با منافع ملی متفاوت (غیر مرتبط) در کنار یکدیگر قرار میگرند: ایران و بورکینافاسو: دیپلماسی نمایشی
زمانی که دو کشور با منافع ملی متفاوت (متضاد) در کنار یکدیگر قرار میگیرند: ایران و آمریکا: دیپلماسی برای کاهش زیان
رفتار ایران با آمریکا در زمان دولت نهم تا حدی از جنس اول است. یعنی به لفاظی های دیپلماتیک مربوط است و گرنه شرایط برای تفاهم و نزدیکی در واقعیت موجود نیست. اخیرا نیز این موضوع در موضع گیری های طرفین بیشتر دیده میشود.
مشروعیت حق انتخاب در سطحی بالاتر از درست و غلط بودن امور قرار دارد. حق انتخاب یک حق است در سطحی بالاتر که اگر انکار شود، حق و باطل و مسئولیت انسان در برابر خوبی و بدی زیر سوال میرود.
کسانی که حق انتخاب را انکار میکنند، مسئولیت بشر را زیر سوال می برند و آنانکه مانع حق انتخاب انسان میشوند، با اراده الهی در ستیزند و البته مقهور آن خواهند شد.
واگذاری حق انتخاب به دیگری نیز، تابع انتخابی بالاتر است. هر چه بالاتر برویم اثر انتخاب را واضح تر می بینیم.
اگر به دلیل محدودیت دانش، حق انتخاب فردی محدود میشود، باید دید در آن محدودیت دانش، فرد چه نقش و انتخابی داشته است. اگر واقعا بی تقصیر باشد، در زمره قاصران است و اگر مقصر باشد که ملزم به پاسخگویی نیز خواهد بود.
حق انتخاب و آزادی انسان، صرفا حق انسان نیست، حقی الهی است و زیر سوال بردن تئوریک آن توسط بعضی از متکلمین و فلاسفه، نوعی انحراف فکری و عقیدتی تلقی شده است.
امروزه آنان که به دنبال محدود کردن حق انتخاب انسان هستند، حداقل برای آن پوششی درست میکنند تا زشتی آن از کراهت بکاهد. بعضی با تاثیر گذاری های رسانه های بزرگ چون رادیو و تلویزیون این حق را زیر سوال می برند. بعضی با ممانعت از تعامل اجتماعی مخالفان خود با مردم، بعضی با به زندان کردن مخالفان و بستن رسانه های آنها، بعضی با برگزار نکردن انتخابات آزاد و ایجاد محدودیت های غیر قانونی برای انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، یا با تقلب در نتایج آراء یا با کارشکنی در فعالیت های رقیبان با اجرای قوانین محدود کننده ی آزادی ها.
مقام معظم رهبری در سخنرانی دیروز خود بر کاهش فعالیت انتخاباتی کاندیداها تاکید ویژه داشتند.
عکسهای بدون عنوان و بدون شرح ذهن را قلقلک میدهند
یکی از مهمترین مشکلات تصمیم گیری و رفتاری در میان نخبگان سیاسی اصلاح طلب به تجارب ویژه شان بر میگردد. الگوی رفتاری در دوران ستم شاهی را تعمیم دادن به دوران فعلی بدون توجه به تغییرات جامعه و دولت و جهان خطاست.
بعضی از دوستانپیش از انقلاب در گروه های سیاسی فعالیت مسلحانه مخفی میکردند و پس از انقلاب مدیریتهای بی محاسبه را برعهده داشتند و در دوران حذف از قدرت، تحت تاثیر مباحث تئوریک در حوزه های مطالعاتی به حوزه های فکری جدید وارد شدند و در دوران اصلاحات گرچه خوب و زیاد عمل کردند ولی و بیش از عمل حرف زدند.
این گروه اندکند ولی گاهی خیلی بارز میشوند. از تاثیرات روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، تضعیف این جریان به نفع جریانات اصیل تر و متعادل تر اصلاح طلب است.
تشکیلات و انجمن های فرا ملی زیادی در جهان فعالیت دارند. بعضی از آنها شناخته شده اند و شاید بعضی ناشناخته باشند. تعداد زیادی جزو مجموعه ی سازمان ملل هستند. سه تشکل مشهور بین المللی دیگر عبارتند از:
فراماسونری
اخوان المسلمین
القاعده
حرکتهایی با سازمانهای متفاوت و مبنای مشترک در جهان فعالند:
احزاب کمونیست و سوسیالیست
سازمانهای تروریستی
حرکت سبز محیط زیستی ها
تشکل های زنان
تقریبا سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، ده سال دیگر هم اگر زنده باشیم می بینیم نهایت بلوغ آنچه ملت ایران بناگذارده است.
و اتممناها بعشر ...
تصاویر معنوی زیبا از طبیعت و شگفتی های جهان شوق انگیز است. بیان زیبای حالات روحی و معنوی انسان ها نیز جای خود دارد:

عکس ها از اینترنت
در طول تاریخ سیاسی ایران، کمتر به رهبری سیاسی برمیخوریم که محبوبیتی مردمی خارج از نسب و موقعیت اجتماعی و حکومتی یا موروثی اش داشته باشد.
امام خمینی چنین بود. نه پدری سرشناس بعنوان پشتوانه داشت و نه از ثروت و قدرت خویشان برخوردار بود و نه بر اساس مناسبات حقوقی و تحصیلات دانشگاهی و یا حمایت نخبگان مذهبی یا سیاسی انتخاب شده بود.
وی در مسیر همراهی با مردم و آرزوها و اندیشه هایشان به چنین موقعیت ممتازی رسید. خودساخته ی راهی منتخب و البته سخت و دشوار بود. او بی تردید یکی از بزرگترین و موثر ترین و محبوب ترین شخصیت سیاسی تاریخ کشور ما بود.
در سالهایی که مقدس نماها در برابر امام خمینی سخن از حضرت مهدی عج میگفتند٬ شعاری شکل گرفت و پذیرفته شد که:
بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد
خمینی اخلاقی و مردمی و دینی و ملی بود. نقش محوری وی در تغییر رژیم شاهنشاهی در ایران فراموش نشدنی است. حتی از سوی مخالفانش.
وقتی که متهمی به بازداشتگاه میرود، آسیب ذهنی زیادی می بیند. بخشی از این آسیب ناشی از روندی است که در ذهن وی برای تعیین نسبت اش با جرم و اتهام صورت میگیرد. حفظ انصاف و عدالت در چنین شرایطی بسیار دشوار است.
پذیرش اتهام توسط بازپرس و بازجو و قاضی یک چیز است و پذیرش اتهام توسط متهم چیز دیگر.
متهم تحت فشار بازداشت، اگر بیگناه باشد، یا گناهکار، در هر دو صورت درگیر تلاش نیرومند ذهن وی برای تعیین نسبت همه جانبه اش با اتهام میشود. پاسخ این تلاش به من مجرم هستم یا بی گناه ختم نمیشود. تقریبا تمام وجوه زندگی متهم در این تلاش ذهنی دوباره تعریف و ترسیم میشود. هر چه اتهام بزرگتر باشد، دایره این تاثیر و تاثر بیشتر است.
با جهل و نادانی نباید درگیر شد. چرا که بازتولید و پیچیده تر میشود. جهل از جنس تاریکی است. با روشن کردن نور دانش و آگاهی بخشی، جهل و تاریکی و بالتبع آن ها جاهلان و تاریک نشینان محدود و محدودتر میشوند.
ما گاهی بجای ترویج آگاهی از طریق آموختن روش های صحیح کسب آگاهی و معرفی منابع و همراهی در روند آگاهی و شناخت، افول میکنیم تا سطح انتقال مفاهیم و یافته های خود بعنوان حقیقت که در فرهنگ عمومی امری پذیرفته شده ولی محل اشکال است.
گاهی از این سطح نیز پایین تر میرویم و به سطح پخش آگهی اکتفا میکنیم. بدتر از آن که خرده گیری های نابخردانه و فحاشی است.
دیدم که با اینکه سیاست های اصلی نظام توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین و با تایید رهبری ابلاغ میشود و سیاستهای کشور از طریق مرجع قانونگذاری یعنی مجلس شورای اسلامی تصویب میشود، برنامه های توسعه چند ساله نیز داریم، ولی دولت نهم توانست تمام تمهیدات پیش بینی شده را بهم بریزد و مسیر دیگری را برنامه ریزی و دنبال کند.
یکی میگفت:
چرت و پرت
سیگار میگار
هدف مدف
کتاب متاب
صدا مدا
...
دیگری گفت:
دهاتی مهاتی
تذکراتی که عنوان امر به معروف و نهی از منکر دارد. هدفی را دنبال میکند.
هدف: هدایت.
اگر تاثیر هدایتی ندارد، چه باید کرد؟
اگر کسی که تذکر میدهد خودش قبول ندارد یا عمل نمیکند چه؟
مخاطب تذکر گاهی فرمانروایان هستند و گاهی مردم.
دلسوزی و همراهی با هدف هدایت کجا و عقده گشایی کجا!؟
جلوگیری از ترویج تخلف آشکار
با منکر نمیتوان جلوی منکر را گرفت
تقیه در عمل / تقیه در فتوا
تقیه برای حفظ اهم نسبت به مهم است. با اولویت مرتبه ای: مال / جان / دین
در شرایط فتنه که راه و چاه روشن نیست و مسیرها تاریک و درهم است و هدفها و ارزشها بهم ریخته٬ چه باید کرد؟
حرکت کاهشی و محتاطانه تر با حفظ تاثیرگذاری.
نحوه کاندیداتوری آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری نهم از نظر سیاسی تاکتیک جالبی بود که بنظر میرسد آقای خاتمی نیز از آن پیروی میکند.
نا مشخص شدن حضور کاندیدای مشهور و محبوبی مثل آقای خاتمی برای همه ی کاندیداهای اصولگرا نگران کننده و مختل کننده برنامه های برخورد مستقیم است و در این میان ساز و کار حکمیت یا توافق رهبران اصلاحات بر سر کاندیدای واحد، آرامش خاصی به اردوگاه اصلاح طلبان داده است. کروبی نیز دومین کاندیدای مطرح اصلاح طلبان است
چند ماه پیش اوضاع کاملا متفاوت بود. بنظر میرسد که اصولگرایان میانی دیگر توانایی برخورد با این تاکتیک را ندارند و سطح برخورد دو جناح ارتقاء خواهد یافت.
بصورت آشکار تعداد لینکهای فیلتر شده کاهش یافته است. این موضوع ناشی از قانونمند شدن روند فیلتر شدن وبلاگهاست. ولی همچنان فیلترینگ اشتباهی و کلی با وسعت زیاد ادامه دارد.
ربیعی: در سه سال گذشته فساد در پشت سپرهایی از شعارهای تند، پنهان وعمیق تر عمل کرده است
مرتضی مبلغ: سخنان جنتی حقانیت اصلاح طلبان را در خصوص سلامت انتخابات به اثبات رساند
مؤمنی خبر داد: پسرفت 53 رتبهای اقتصاد در زمینه فساد مالی
علی یونسی: وزارت اطلاعات هم با شورای نگهبان در دولت اصلاحات مشکل داشت
روند های اصلی موجود جامعه ریشه در گذشته دارد و نو شدن به معنای کشیدن مرز و دیوار میان گذشته و حال نیست.
تاکید بر طبیعت ثابت انسان در اسلام با عنوان فطرت به رسمیت شناخته شده است.
=================
کارل مارکس در نامه اش به روژ میگوید:
بشریت کار نویی آغاز نخواهد کرد، بلکه آگاهانه کار پیشین خود را تکمیل میکند
==================
جذابیت های سرعت تغییرات ظاهری از عوامل اصلی حیرت در عصر جدید است. انسان هر چه ریشه دار تر و عمیق تر، کمتر درگیر ارزیابی شتابزده و نفی بی دلیل گذشته میشود.
تکامل گذشته با نفی گذشته تفاوت دارد.
لینک یادداشت یکسال قبل اکرنه:
قیصر امین پور شاعر شهدا بود. شاعر انقلاب بود. شاعر عشق نیز بود.
به دلایل بالا:
شاعر قدرتمندان نبود.
شاعر ثروتمندان نبود.
....
یکی از دوستان نزدیکش نقل میکرد:
که در دوران تحصیل آثار احمد شاملو را میخواند.
برای امام در زمان حیات امام شعر میگفت و در برابر سوال اینکه چرا برای دیگران نمیگویید٬ اشاره میکردند که به خودسازی ویژه امام که شاعر را نگران نمیکرد از ....
===================
مدتی بود که با بیماری دست به گریبان بود و به این دلیل دعوت بزرگان را برای شرکت در جلسات سنواتی شعرخوانی رد میکرد.
با همه بیماری اش٬ فرصت دیدار علاقمندان و دوستانش چون آقای خاتمی را از دست نمیداد.
به اقای خاتمی علاقه ای ویژه داشت. علاقه ای متقابل.
================
شاعری منتقد بود.
ساده شعر میگفت.
به سنت ادبی کهن ایران عشق می ورزید و آشکارا از آن در اشعارش سود می جست.
========================
یکشنبه قرار بود آقای قیصر امین پور را در بین تعدادی از اهل اندیشه و هنر در جلسه ای ببینم که اجل او به من مهلت نداد. چه زود دیر شد.
مقاومت در برابر ظلم و زور ارزشی جهانی است. محدود کردن آن به بهترین و خالص ترین نوع مقاومت، توجه به اصل نیست، نادیده گرفتن اصل است.
تعمیم مفهوم مقاومت در تمامی عرصه های حیات بشری برای حفظ آن ضروری است.
مذهب مهمترین بخش از تلاش و کنکاش ذهن و دل انسان در طول هزاره هاست. آنجا که به حوزه عمل اجتماعی پا میگذارد، با سیاست که نماد راهبری جامعه است، در می آمیزد.
رهبری و مدیریت دو حوزه مستقل در اداره سازمان هستند که معمولا در سازمانهای کوچک توامان انجام میشوند.
در سازمانهای بزرگ که این دو نقش تفکیک میشوند، تفهیم و تثبیت حدود و ثغور هر یک دشوار است. عمل کردن به آن دشوار تر.
ایجاد رویه و سیستم در سازمان، میتواند جلوی سلیقه های فردی که معمولا ویرانگر است را بگیرد.
برای خشنودی او، خشنود بود. آنقدر خوب فیلم بازی میکرد که گویا در داستان فیلم زندگی میکند.
جهانداران امروز، در بالاترین سطح نابخردی و به کمک ابزارهای نیرومندی که در اختیار دارند، جهان را به آتش و خون و حماقت های مستمر سوق داده اند.
آنان پاسخی شایسته خواهند یافت. این سنت و رسم جامعه و در تاریخ ثبت است.
اندیشه ولو اندیشه هایی که در بطن خود تناقض دارند، بخشی از روند تحول اندیشه بشری اند و جذابیت های روشی و محتوایی خاص خود را دارند
هم قدیم قدیما
هم برف و بورانی
عکس از اینترنت
لینک مطلب از شهروند امروز:
کافی است فردا؛ در روز رأی متحد باشیم.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
Read More ...
لینک مطلب از شهروند امروز:
من یک سوال ابتدایی میپرسم. در حالیکه دو رئیس قوه در این انتخابات کاندیدا بودند و آقای معین هم کاندیدای اصفهان بود و آقای لاریجانی هم با سابقه وزارت و ده سال ریاست بر صداوسیما و به عنوان یک چهره تعریف شده، کاندیدا بود و آقایقالیباف هم با آن مشخصات خاص خودش حضور داشته است، مردم اصفهان واقعاً هشتصد هزار رای به آقای احمدینژاد دادهاند؟ آیا این مساله، اصلاً بوی صداقت میدهد. اصلاً مگر میشود که در یک استان یک کاندیدا فاصلهای چنین معنادار با دیگر کاندیداها داشته باشد. آیا واقعاً تفکر مردم اصفهان اینگونه است که در آنجا رای آقای احمدینژاد، چهار یا پنج برابر رای من یا آقای معین که اهل نجفآباد اصفهان است، باشد. بگذریم که اصلاً اگر این آقایان معتقد به سلامت انتخابات بودند، پس چرا از حزب پادگانی صحبت میکنند. این حرف که با آن حرف نمیخواند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
Read More ...
بعضی زندگی ها
اصل و فرع شان زیانبار است
ولی حتی همانها نیز بخشی از حقیقت و واقعیت اند
عکس از اینترنت

خاتمی بصورت استثنایی محبوب است. تا کنون بیشتر در باره کمیت این محبوبیت و آمار فوق العاده و بی نظیر آن صحبت شده است. هیچ شخصیت سیاسی ایرانی تا کنون چنین موقعیتی نداشته است. در نوبت اول بیش از بیست میلیون رای و در نوبت دوم بیش از نوبت اول رای آورد.
اما جنس رای نیز مهم است. رای دور اول آقای خاتمی به شخص وی ارتباط اندکی داشت. چهره دوست داشتنی و رفتار انسانی او تاثیر داشت ولی بیش از شخصیت خاتمی، رفتار جناح راست که در پی یکپارچه کردن قدرت در کشور بود، موجب آزردگی اکثریت ملت بود و در مقابل همه ی جریانات دیگر به دنبال گفتن نه به اصولگرایان بودند.
رای دور دوم آقای خاتمی رای مبتنی بر اعتماد و علاقه بود و عجیب آنکه رای وی از تمامی روسای جمهور گذشته بیشتر شده بود.
انتخاب آقای احمدی نژاد در دور دوم به تنهایی نوعی عقب رفت بی سابقه در تاریخ انتخابات کشور است که بجای خود قابل بررسی و تحقیق است اما نکته خیلی مهم، محبوبیت ویژه خاتمی است:
محبوبیت خاتمی پس از دوران هشت ساله اصلاحات نیز ادامه یافت. نه صرفا بخاطر خطاهای احمدی نژاد یا محالفت افکار عمومی با اصولگرایان، که به دلیل شخصیت و رفتار انسانی خاتمی.
از میان شخصیت های برجسته شاید تنها امام خمینی بود که در طی سالیان دراز توانسته بود اعتماد عمومی را قطره قطره از هیچ تا اوج جلب کند. اعتمادی که مردم به واسطه ی امام به دیگران کرده و میکنند یا اعتمادی که مردم به واسطه خاتمی به دیگران میکنند، از جنس مشترکی هستند. در واقع نوعی اعتماد عمومی قابل کنترل است.
این نوع اعتماد با واسطه میتواند در بعضی موارد منشا تاثیر مشابه اعتماد مستقیم باشد. خاتمی سرمایه ی عظیم اعتماد ملی است.
اعتماد متکی به علاقه چیز دیگری است
شخصیت خاتمی در دوم خرداد، نه شناخته شده بود و نه چون امروز آبدیده.
امروز اعتماد به خاتمی در سطح فوق العاده است. همچنین محبت زیادی به وی ایجاد شده است که تلاش تخریبی مخالفان اصلاحات نیز تاثیری بر آن نداشته است.
آقای هاشمی رفسنجانی اگر فرصتی دوباره برای نقش بازی کردن در صحنه های مهم سیاسی پیدا کند چه مسیری را دنبال میکند؟
نگرانی مهم آقای هاشمی نسبت به:
رفتاری که با یاران و خانواده وی صورت گرفته و میگیرد
نقش و سرنوشت روحانیت
آینده انقلاب اسلامی
آقای هاشمی آینده کشور را در گرو پیوند با انقلاب اسلامی و روحانیت میداند.
خاتمی به واقع ویژگیهای رهبری را دارد:
١. عاقل است
٢. محبوب است
٣. آگاه به مسائل دینی و ملی و بین المللی است
۴. با اصلاحات پیوند عمیق دارد
تا همین الان که خاتمی در صحنه انتخابات، بدون توپ بازی میکند:
١. فضای انتخاباتی جدی شده است
٢. فشار مشخصی بر روی کاندیدای مشخصی از اصلاح طلبان متمرکز نشده است
٣. انرژی مثبت بین کاندیداهای ارشد اصلاح طلبان یعنی خاتمی و کروبی و عبدالله نوری در نوسان است و تا حدی به یکدیگر منتقل میشود.
۴. جریان تحریم به حاشیه رفته است
۵. امید به پیروزی افزایش یافته است
۶. ...
حتی اگر شرایط تغییر نکند تا آقای خاتمی به انتخابات وارد شود، کاندیدای مورد حمایت وی از انرژی خاصی که وی تا آن زمان متمرکز میکند بهره میگیرد و به پیروزی میرسد.
اگر یادمان نرفته باشد، چند ماه پیش در مورد احتمال کاندیدا شدن کروبی هم تردید وجود داشت که آیا رد صلاحیت میشود یا مثلا به وی توصیه میشود که شرکت نکند یا نه؟
شرایط با توافقات و فعالیتهای خاتمی و کروبی، خیلی عوض شده است. خدا را شکر
لینک مطلب:
آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
Read More ...
در شرایطی که انعکاس سخنان و دیدگاههای اصولگرایان دولت نهم از آقای احمدی نژاد گرفته تا وزیران کشور و کشاورزی و راه و غیره برای حصول اهداف سیاسی اصلاح طلبان کافی است، افزایش فوق العاده حضور دولتیان در صدا و سیما، عجیب است. این اقدامات به گسترش مخالفت عمومی با اصولگرایان می انجامد. البته رسانه ی ملی سعی میکند تا حد امکان و با تشخیص خود از دولت حمایت کند ولی باید پذیرفت که بسیار دشوار است.
تصور کنید اگر دولتیان از یکسال پیش در رسانه ها حاضر نمیشدند. مطمئنا شرایط شان از امروز بهتر بود. هر چقدر بیشتر صحبت کنند، مشکلاتشان بیشتر میشود.
ظاهرا گرم شدن کره زمین، به جامعه ما نیز سرایت کرده است. کره زمین به واسطه ی نازک شدن لایه ی اوزون و جامعه ایرانی و جهانی به دلیل کاهش اعتماد عمومی و گسترش خشونت و نظامی گری و بحران های مختلف.
گرمای جامعه به هر دلیل مانند:
داغی تورم افتصادی
یا فشارها اصطکاکی در سیاست خارجی
یا اختلافات کاهنده در سیاست داخلی
یا بحران فزاینده اجتماعی
موجب افزایش نقش رسانه های غیر رسمی و دور از قدرت رسمی بویژه رسانه های معتمد مانند اینترنت میشود و نقش خبری بیشتر و موثرتری پیدا میکنند. حتی بازار شایعات نیز داغ تر میشود.
گویا:
گوش ها برای شنیدن
زبان ها برای گفتن
فعال ترند
پا ها برای رفتن
و دست ها برای تغییر
آماده ترند
در چنین شرایطی است که
انسان و جامعه آمادگی بیشتری برای تغییر دارند
ساختارهای احزاب و سازمان هایی که در دوران اختناق و زندگی مخفی دوره پهلوی شکل گرفته ااست، برای جامعه امروز ایران مناسب نیست.
تشکل هایی چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و موتلفه از جمله مصادیق چنین تشکل هایی هستند.
بعلاوه احزاب کوچک و خانوادگی نیز جایی در آینده سیاسی کشور ندارند.
روند تجمیع احزاب و حاشیه نشین شدن تشکل های دارای تناقض درونی یا نامتجانس با شرایط روز آغاز شده است.
در جریان اصلاح طلبی دو حزب اصلی مشارکت و اعتماد ملی بیشترین شانس را برای بقا و تاثیر گذاری بر آینده سیاسی کشور دارند.
در جریان اصولگرایی به دلایل مختلف، روند توسعه حزب و گروه سیاسی مختل شده است و بنظر میرسد این عقب افتادگی اصولگرایان، به حذف کامل اصولگرایان ار صحنه سیاسی کشور بینجامد. البته گرایشات سنتی و مدرن که هر دو در جامعه امروز ایران اصالت و قدرت دارند، فرصت بروز کافی در احزاب مقتدر آینده خواهند داشت.
روند تجمیع احزاب سیاسی روندی اجتماعی و عینی و مبتنی بر ضرورتها است.
سیاست و تدبیر
هنر
بازی بدون توپ
تجارت بدون پول
پیروزی بدون جنگ
است
پیام رهبران الهی
آشنایی انسان با غیب است
انسان زندگی ابدی دارد
مرگ پایان نیست
و پوچ و ناچیز انگاشتن زندگی انسان
بیهوده پنداشتن خلقت جهان است
و بر اساس همین بینش است که
توحید و معاد و نبوت
اصول دین میشوند
و در تعهد اجتماعی انسان
عدالت و امامت معنا پیدا میکند
از ابدیت تا امامت
فاصله ای نیست
دولت درآمدهای نفتی را به بدترین شکل هدر داد
کدام وعده آقای رئیس جمهور محقق شده است
گفتگوی عباس عبدی با مهدی کروبی
پاسخ سردبیر شهروند امروز به محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب
میلیونها پرونده قضایی و زندانیان بسیار برای هر جامعه ای خطرناک است. در آمریکا حدود دو و نیم میلیون زندانی وجود دارد. آمار وحشتناکی است ولی به دلیل ساختار اجتماعی آمریکا و روابط گسسته فرد و جامعه و ثبات نهادهای مدنی و بعضی شرایط دیگر٬ قابل تحمل شده است.
در کشورهایی با بافت سنتی و ساخت های در حال تغییر و شرایط دوران گذار٬ خطرناک است.
بازداشت و برخورد قانونی در حیطه موضوعی یا حوزه ای خاص با صدها نفر:
به معنی التهاب و درگیری هزاران نفر با موضوع دادگاه و زندان
به معنی اقدام و درگیری دهها هزار نفر
به معنی نگرانی صدها هزار نفر
به معنی اطلاع میلیونها نفر
است
شاید این نوع اطلاع رسانی، تعاملی ترین نوع اطلاع رسانی باشد.
گاهی افرادی که به ظاهر با یکدیگر متضاد هستند، مشترکات زیادی دارند.
گاهی از بخشی از اعضای یک کشور، سازمان یا تشکیلات یا سایت و گروه مجازی نظر سنجی میشود.
گاهی از همه پرسیده میشود.
در هر دو رویکرد سازمانی و درونی است.
بین شعور و علم تفاوت وجود دارد
اینکه تصور میکنیم افراد با سواد و با دانش،
الزاما شعور و عقل و اخلاق و سلامت شخصیت دارند،
خطاست.
در بعضی جوامع از هم گسیخته و در دوران گذار، میان دانش و عقل رابطه معکوس هم برقرار میشود ولی در جوامع سالم میان این دو تقارن و تطابق برقرار است.
نشانه، قدرت عظیم آشکار سازی دارد و جاذب اندیشه است. نشانه ها را میتوان دید و چون بسیاری که افق دیدشان محدود است، مجذوبشان شد و آنها را پرستید و عادت کرد ولی آنانکه عمیق تر می اندیشند، دل در گروه راهی برای رسیدن دارند. با نشانه ها زندگی میکنند ولی در نشانه های زندگی نمیکنند.
عکس از اینترنت
اینکه کسی به مرحله ای برسد که توانایی نقد دیگر و دیگری را داشته باشد، به دشواری میسر است. آشنایی های سطحی هرگز برای نقادی جدی کافی نیست.
معمولا با نقادانی مواجه میشویم که اثری از توانایی و شخصیت نقاد را ندارند و به نتیجه نقد یعنی مطرح شدن می اندیشند و گاهی نیز نیندیشیده در سخت ترین مسیر مطرح شدن، یعنی نقادی قرار میگیرند.
نقاد بایستی به خوبی از آنچه که نقد میکند، مطلع باشد. اگر دقت کرده باشیم با شبه نقادانی مواجه میشویم که هنر حرافی را به خوبی آموخته اند ولی از روش نقادی بی بهره اند. ویژگی بارز این افراد، شاخه به شاخه پریدن است. برای سخن گفتن. برای گریختن.
نقادان بی مایه، گاهی صادقانه اسیر امواج موضوع و مسیر نقد و دگرگون میشوند. گاهی نیز فریبکارانه به بازی تغییر موضع روی می آورند.
نقد، دشوار است و در آخرین مراحل رشد شخصیت و دانش انسان عمق و ارزش واقعی می یابد. نقد نابخردانه، نوعی طغیان و انکار است.
این دسته از اصولگرایان با عنوان حامی دولت نهم و دهم پیشواز رفته اند:
این صفحه تبلیغاتی را در غرفه ای در جشنواره رسانه های دیجیتال دیدم. لحظه ای فکر کردم که یعنی ممکن است که آقای احمدی نژاد را برای چهار سال دیگر در مسند ریاست جمهوری ببینم؟!
با اینکه بارها به آن فکر کرده ام ولی تنم لرزید
خدایا عزت و حرمت و موفقیت و پیروزی را نصیب ملت و کشور ما فرما
آمین
لینک خبر اصلی:
مهدی بوترابی مدیر سایت پرشین بلاگ گفت: براساس نام کاربری نمی توان حوزه های وبلاگ ها را تشخیص داد. در این زمینه پرشین بلاگ آماری از وبلاگ های این حوزه ندارد.
====================
مطلب تصحیح شده:
مهدی بوترابی مدیر سایت پرشین بلاگ ضمن اعلام اینکه آماری از وبلاگهای علمی و دانشجویی در کشور وجود ندارد گفت: براساس اطلاعات موجود در سرویس دهنده نمی توان حوزه های وبلاگ ها را تشخیص داد و مثلا وبلاگهای دانشجویی و علمی را مشخص کرد. در این زمینه آماری وجود ندارد.
معیارهای سالمبودن محتوای تولیدی در فضای مجازی ابتدا «سالمسازی» شود
گروه وبلاگ و IT: در نشست بررسی و معرفی محتوای فرهنگی سالم در دنیای مجازی کارشناسان حاضر در مرحله ابتدایی بر «سالمسازی» معیارهای سالم بودن محتوای فضای مجازی و بویژه وبلاگستان و نیز پرهیز از نگاه سلیقهای در قضاوت این فضا که بعضاً به تولید محتوا از جنس اندیشه میپردازد، تأکید شد.
|
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، این نشست با حضور «مهدی بوترابی» مدیر سرویسدهنده پرشین بلاگ، «عباس حسیننژاد» بلاگر و فعال رسانهای، «سیدعلی پورطباطبایی»، سردبیر خبرگزاری آینده روشن و «امیر اسماعیلی»، کارشناس رسانه، در خبرگزاری قرآنی ایران برگزار شد.
یورگن هابرماس از حوزه عمومى به عنوان یک حلقه مفقوده در جامعه مدرن یاد میکند که مىتواند واسطهاى میان جامعه مدنى و دولت باشد و دولت را از اقتدار و نسخه پیچى مدرن بازدارد. وى در منظومه مدرنیته خود، جایگاه والایى براى حوزه عمومى قائل است و البته امروز وجود برخى رسانهها و روزنامههاى مستقل، رشد و رواج اینترنت و بالاخص پدیده وبلاگنویسى هر یک مىتوانند گامى در بازتولید و احیاى حوزه عمومى انتقادى هابرماس بردارند.
وبلاگستان نقطه عطف بازتولید حوزه عمومی در ایران
از آنجا که در ایران این حوزه عمومی در فضای واقعی به طور کامل و صحیحی شکل نگرفته، فضای مجازی و بهویژه وبلاگستان نقطه عطفی در بازتولید حوزه عمومی محسوب میشوند. سخنانی از جنس اندیشه در وبلاگستان وجود داشته و در حال افزایش است. در کنار تولید محتوای فرهنگی سالم در این فضا بعضاً محتوای ناسالم نیز تولید میشود که البته میزان این نوع محتوا در برابر سیستم سریع تولید اطلاعات سالم در فضای مجازی ایرانی قابل مقایسه نیست، با این وجود بررسی و معرفی محتوای فرهنگی سالم در فضای مجازی، تعیین شاخصههای آن، آسیبشناسی فضای مجازی ایران و بررسی دلایل تولید محتوای ناسالم و گاها غیر اخلاقی از محورهایی است که امروز در نشست بررسی و معرفی محتوای فرهنگی سالم در دنیای مجازی بررسی شدهاست.
«مهدی بوترابی» مدیر سرویسدهنده پرشین بلاگ در پاسخ به این سوال که آیا میتوان محتوای فرهنگی سالم را با توجه به ویژگیهایی که در این فضا وجود دارد تعریف کرد، گفت: پیش از هر بحث دیگری باید به بحث محتوا و رابطه تعاملی که در فضای وبلاگ اتفاق میافتد اشاره کرد. از نظر حجم محتوا و جنس محتواهایی که در وبلاگ تولید میشود قضاوتهای نادرستی انجام گرفتهاست.
وی ادامه داد: در حوزه محتوا، محتوایی که از وبلاگ انتظار داریم چیست؟ وبلاگ یک معنا و رویکرد دارد، ما بر اساس تصورات خودمان به وبلاگ یک قالب میدهیم و چیزهایی را اضافه و حتی تحمیل میکنیم. وبلاگ روزانهنویسی است، موضوع ندارد اما به میزانی که به حوزه موضوع نزدیک میشویم از حوزه وبلاگ خارج میشویم.
مدیر پرشینبلاگ تصریح کرد: محور وبلاگ شخص نویسنده است و معیارها و ضوابط وبلاگنویسی شخصی است به عنوان نمونه، آدمی گفته است که من از این معیار خاص استفاده میکنم که عواطف و احساساتم را منتقل کنم و این احساس گاهی در قالب گزارش یک سفر، تجربه شخصی و گاهی اوقات یک دیدگاه سیاسی و گاهی هم یک مقاله علمی تجلی پیدا میکند.
بوترابی اضافه کرد: در وبلاگستان مشاهده میکنیم، عدهای به شکل خیلی حرفهای محتوای کتابها و مجلات موجود در فضای واقعی را کپی میکنند و یا بخش زیادی از آن را ساماندهی میکنند و سپس آن را عرضه میکنند.
| متولیان فضای مجازی! |
| دستگاههایی که راجع به محتوای ناسالم مسئولیت دارند و در این رابطه انرژی میگذارند، روزانه دو یا سه وبلاگ را تعطیل و حذف میکنند و شاید در ماه این تعداد به صد یا صدو پنجاه عدد هم نرسد |
وی ادامه داد: با توجه به نکات گفته شده در حوزه وبلاگ، محتوای سالم آنقدر حجم زیادی را به خود اختصاص میدهد، که واقعاً به ندرت با محتوای ناسالم در وبلاگها مواجه میشویم. دستگاههایی که راجع به محتوای ناسالم مسئولیت دارند و در این رابطه انرژی میگذارند، روزانه دو یا سه وبلاگ را تعطیل و حذف میکنند و شاید در ماه این تعداد به صد یا صدو پنجاه عدد هم نرسد.
وی در ادامه افزود: این مسئله که برای وبلاگستان تعیین تکلیف کنیم و در این فضا چه کار کنیم خیلی راهگشا نیست. ما الان در مقطعی از رشد وبلاگنویسی در جامعه خود هستیم که بیشتر نظارهگر و توصیفکننده وضع موجود است و این اتفاقی است که هنوز به نهایت بلوغش نرسیدهاست.
بوترابی با تأکید بر اینکه از نظر من وبلاگ ناسالم وجود ندارد و عمدتاً آنهایی که ناسالم هستند وبلاگ نیستند، چون وبلاگ نمیتواند ناسالم باشد، افزود: ما در ابتدا باید معیارهای سالم بودن وبلاگ را «سالمسازی» کنیم. بعد با آن بسنجیم، اگر با مقیاس عرفی بسنجیم که محیط وبلاگستان در مقایسه با دنیای واقعی بهشت است، چون آسیبهای اجتماعی مانند فقر فرهنگی، اعتیاد و غیره در این فضا وجود ندارد.
وبلاگهایی که تولید میشود به آدمهایی تعلق دارد که اندیشهورز هستند
وی ادامه داد: به دلیل اینکه آدمهایی که در این فضا فعالیت میکنند، اصولاً آدمهای فرهیخته و جوانان و نوجوانانی هستند که انرژی زیادی دارند و محیط وبلاگ را سالمسازی میکنند.
عصرایران - برنامه اخیر "رادیو گفتگو" و مباحث مهمانان این برنامه زنده رادیویی حاوی آمار و نکات تأمل برنگیزی بود . نظر به اهمیت مباحث مطرح شد ،عصرایران فراز های مهم این برنامه را بازنشر می کند و انتظار دارد مسوولان توضیحات قانع کننده ای در این باره داشته باشند.میهمانان این برنامه عبارت بودند از: مهندس بیژن زنگنه وزیر پیشین جهاد ، نفت و نیروی کشور در طول 22 سال ؛ دکتر مسعود نیلی استاد اقتصاد و معاون اسبق سازمان مدیریت ؛ دکتر نوبخت معاون پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ؛ دکتر محمد مالجو نویسنده و صاحب نظر اقتصاد سیاسی و دکتر امیر دبیری مهر پژوهشگر ، میزبان و مجری میزگرد.
مهندس زنگنه کسی که 22 سال سابقه وزارت در جمهوری اسلامی دارد از نحوه هزینه درآمدهای نفتی انتقاد داشت و معتقد بود با استمرار قطعی کاهش قیمت نفت در ماههای آینده به علت کاهش تقاضا و افزایش عرضه و عادت دولت نهم به نفت با قیمت بالا چشم انداز نگران کننده ای برای وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور متصور است .
مهمترین آمارها و مطالبی که در این جلسه مطرح شد وتامل برانگیز است عبارتند از :
1- اقتصاد ایران متاسفانه و همچنان از 4 مجرا وابسته به نفت است: یکی سهم نفت از تولید ناخالص داخلی که بالای 50 درصد است و دولت جمهوری اسلامی را در زمره دولتهای رانتیر با همه تبعاتش قرار می دهد.
دوم تاثیر نفت بر طرازهای پرداخت های خارجی به این معنا که 80 در صد واردات کشور از محل ارزهای نفتی بدست می آید.
سوم میزان وابستگی درآمدهای عمومی دولت به پول نفت است که بالغ بر 85 درصد است .
و چهارم میزان یارانه ها بویژه یارانه حامل های انرژی است که کاملا به پول نفت وابسته است .
2- سقف هزینه کردهای دولت از محل درآمدهای نفت در برنامه سوم توسعه 56 میلیارد دلار بود یعنی سالانه حدود 11میلیارد دلار ولی دولتها به آن پایبند نبودند.
3- دولت آقای خاتمی در سالهای 81 الی 83 به ترتیب 5.4 ؛ 4.5 و 5.7 میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت کرد و در دولت نهم و درسالهای 84تا 86 این رقم ها به ترتیب به 8.11 ؛ 8.17 و 8.16 میلیارد دلار رسید .
4- در مقایسه درآمدهای نفتی دولت از نفت می توان گفت در 8 سال دوره آقای هاشمی یعنی از سال 1368 تا 1375 دولت مجموعا 126 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت در دوره آقای خاتمی از 1376 تا 1383 دولت 173 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت و دولت نهم 198 میلیارد دلار درامد داشته است .
5- براساس برنامه توسعه کشور و مجوز های قانونی صادر شده در حال حاضر باید حدود 96 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی موجودی باشد ولی براساس اعلام رسمی وزیر سابق اقتصاد در پایان سال 1386 این رقم 16 میلیارد دلار است هرچند این روزها شنیده می شود این مبلغ حداکثر 8میلیارد دلار است در نتیجه هزینه کرد 80 میلیارد دلار مابه التفاوت محل سوال و اشکال است .
6- باتوجه به این آمار وارقام و محاسبات ساده سال آینده دولت با کسری شدید بودجه مواجه خواهد شد و اگر برای کاهش وابستگی به نفت فکری نشود این مشکلات مضاعف خواهد شد .
7- مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیرا مصوبه ای داشته مبنی براینکه حق برداشت از حساب ذخیره ارزی یا صندوق توسعه ملی خارج از برنامه توسعه از دولت و مجلس گرفته شود و این مصوبه بعنوان سیاستهای کلی نظام برای رهبری برای تصویب ارسال شده ودرصورت ابلاغ خیلی از نگرانیها رفع خواهد شد .
دکتر امیر دبیری مهر - کارشناس و مجری برنامه رادیو گفت وگو





