لینک مطلب:
رویز پرستویی در گفت وگویی با انتقاد شدید از توقیف فیلمهای کتاب قانون و صد سال به این سالها گفت :اینکه راحت بنشینیم وبی توجه به زحمات دوستان وسینماگران فیلمی را توقیف کنیم دوراز عدالت است. پرستویی در این گفت وگو در پاسخ به سوالی که چرا از قبول برگزاری بزرگداشت خود در جشنواره امسال طفره رفتید گفته است :وقتی قرار است از کسی تجلیل کنیم حتما او برای ما فرد موجهی است اما من طی دوسال گذشته با تمام عشق واحساسم دوفیلم کار کرده ام که از اکران ونمایش آنها ممانعت به عمل آمد .اینها نباید مرا تجلیل کنند بلکه باید مرا تعدیل کنندیعنی من برخلاف شئونات وقاونین کاری راانجام داده ام .یعنی برخلاف نظام جمهوری اسلامی کار کرده ام .اگر چنین است چرا به من اجازه کار کردن می دهند. وی درادامه این گفت وگو گفت :به خدا قسم برخی اوقات من از دیدن فیلمهای روی پرده خجل می شوم و شرم دارم که حتی آنها راببینم
Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
لینک مطلب:
بانی فیلم :سینماگران ایرانی دریادداشتهایی به بررسی چشم انداز سینمای ایران درسال ۸۸ و ارزیابی سینمای ایران درسال ۸۷ پرداختند.رضاکیانیان معتقد است :من اهل پیش بینی نیستم و اتفاقات را به هیچ وجه نمی توان پیش بینی کنم .ضمن اینکه رخدادها را درایران نمی توان حدس زد .ماملتی هستیم که هر لحظه خودمان را سورپرایز می کنیم .کیانیان درادامه می گوید :دوتا فیلمهایم در سال ۸۷نمایش داده نشد (خاک آشنا وصد سال به این سالها)به همین دلیل حال خوبی ندارم
لینک مطلب:
جامعه مدنی ترجمه¬ی عبارت ( civil society) است، که در آن عبارت civil خود از واژه¬ی لاتین civis مشتق شده و این واژه¬ی لاتین نیز در معنای "مجموعه ای از شهروندان" کارکرد داشته است، که برای درک بهتر آن می¬توان از عبارت دیگری که این واژه در آنها استفاده شده نام برد همچون civil war که به معنای تحت اللفظی ‹‹جنگ تمدن ها›› و یا‹‹ جنگ ملت ها›› است و یا عبارت civil rights که به ‹‹حقوق شهروندی›› ترجمه می¬شود.
عبارت civil society نخستین بار توسط سیسرن بزرگترین خطیب روم باستان بکاربرده شد و او این عبارت را با توجه به این که رومیان خود را از دیگر نژادها برتر دانسته و دیگر ملت ها را ‹‹بربر›› خطاب می¬کردند درمقابل ‹‹وحشی گری›› بکار برد و منظور او از civil society همان جامعه روم باستان بود. بعدها و در قرون وسطی این عبارت در معنای ‹‹زندگی قانونمند انسانها›› بکار رفت و باز بدلیل آنکه در اروپای قرون وسطی نظام¬های قبیله ای زیاد بود، این عبارت نیز در مقابل زندگی قبیله ای و برای معرفی زندگی قانونمند انسانها بکارمی¬رفت و برای نمونه بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاست به روایت کتاب مقدس می¬نویسد:‹‹ جامعه مدنی، جامعه¬ای مرکب از انسانها است که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی می¬کنند››.
در قرن هفدهم و توسط تامس هابز جامعه مدنی برای اولین بار در معنای مدرن آن ارائه شد. البته در آن زمان هنوز مفهوم دولت از جامعه مدنی جدا نشده بود اما هابز راه را برای تدوین جامعه مدنی به شکل امروزی آن باز کرد؛ او که بدنبال یافتن اتوپیای خود بود جامعه مدنی را در مقابل ‹‹وضع طبیعی›› و یا زندگی ابتدایی انسان¬ها می¬دید و غایت اصلی جامعه مدنی را نیز تامین امنیت و جلوگیری از خشونت می¬دانست؛ بعد از او جان لاک این مفهوم را پروش داد و با پذیرفتن مفهومی که هابز برای جامعه مدنی قرار داده بود غایت دیگری را برای جامعه مدنی متصور شد، لاک هدف از زندگی اجتماعی انسان ها و یا همان جامعه مدنی در قرن 17 را حفظ مالکیت خصوصی افراد معرفی کرد و از این طریق سبب شد به صورت غیر مستقیم به چیزی خارج از دولت که همان حیطه¬ی خصوصی افراد می¬باشد اصالت ببخشد و در نتیجه آن بعد حقوقی و اقتصادی جدیدی به مفهوم جامعه مدنی بیافزاید.
اندیشه¬ی استقلال واقعی جامعه مدنی از دولت با آرای روسو در باب ‹‹ امر عمومی›› رقم خورد، روسو امر عمومی را دارای دو وجه انفعالی و غیر انفعالی معرفی کرد و وجه انفعالی آن را جامعه مدنی نامید و وجه غیر انفعالیش را دولت و از این طریق میان دولت و جامعه مدنی تمایز قائل شد و جامعه مدنی را ‹‹قلمروی حاکمیت خصوصی›› تعریف کرد. روسو معتقد بود پایه گذار واقعی جامعه مدنی نخستین فردی است که زمینی را تصاحب کرد و گفت ‹‹ این زمین مال من است›› و بدین شکل در میان یک اجتماع انسانی حوزه¬ای را به عنوان حوزه شخصی خود مشخص کرده و بدین طریق جامعه مدنی که وجه انفعالی امر عمومی زندگی است را بوجود آورده¬ است. داوری روسو در باب جامعه مدنی همچون داوری او در مورد زندگی اجتماعی انسان می¬ماند، او جامعه مدنی را مثبت ارزیابی می¬کند از آن جهت که بوجود آورنده ‹‹ قرارداد اجتماعی›› و تلاشی است در جهت ایجاد جامعه آرمانی؛ و منفی می¬بیندش از آن جهت که منشاٌ نابرابری و بی¬ عدالتیهای اجتماعی است.
پس از روسو مفهوم جامعه مدنی توسط متفکران لیبرال ورز داده شد، آنها فضیلت جامعه مدنی را همچون روسو در محتوای سیاسی آن نمی¬دیدند بلکه ارزشمندی آن را در میزان تواناییش در تحقق فضای رقابت و داد و ستد معرفی می¬کردند. لیبرال ها که تلاش برای نفع شخصی را در جهت منافع کل اجتماع می¬دانند به دنبال سازوکاری می¬گشتند که ورای خواست و نیت دولت¬ها منافع افراد را همسان کند؛ این تلاش آنها تا جایی پیشرفت که آدام اسمیت برای تاکید بر خود مختاری جامعه¬مدنی از دولت لفظ ‹‹جامعه›› را به¬کار می¬برد، جامعه را دارای قوانین خاص خودش می¬دانست و معتقد بود دولت حق دخالت در آن را ندارد؛ این تلاش های لیبرال ها سبب شد همانطور که هابز و روسو جدایی مفهوم طبیعت و جامعه را رقم زدند آنها نیز جدایی مفهوم جامعه از دولت را رقم بزنند. متفکران لیبرال از نظر منطقی و هستی شناختی روابط انسانی را موجد قوانین می¬دانستند و نه بالعکس؛ آنها معتقد بودند و یا بهتر بگوییم هستند که بخشی از هستی بشری خارج از قلمرو سیاسی دولت است و جامعه مدنی تجلی¬گاه حقوق و آزادی¬های فردی است، بهره مندی از استقلال فردی و خصوصی از جمله والاترین آزادی¬هاست که باید خارج از هرگونه حاکمیت سیاسی قرار گیرد؛ نکته ای که در این بین مطرح است اینست که تفاوت نگاه لیبرال ها با روسو در چه بود که استقلال جامعه مدنی از دولت را در نگاه روسو قبول نداشتند و به دنبال چیزی فراتر از آن می¬گشتند؟ جواب این سوال در تفاوت برداشت روسو و لیبرال ها از آزادی است؛ لیبرال ها درتدوین جامعه مدنی می¬گفتند:‹‹ اشتباه اصلی روسو و انقلابیون فرانسه ارجحیت ندادن استقلال خصوصی فرد بر خودمختاری سیاسی اوست›› لیبرال ها تنها آزادیهای سیاسی را ضروری نمی¬دانستند بلکه به دنبال آزادی-های مدنی نیز بودند؛ انها معتقد هستند:‹‹ گسست فضای عمومی و خصوصی هرگونه بازگشت به دموکراسی ِ بلاواسطه را غیر ممکن می¬کند›› و لذا جامعه مدنی قدرتمند نیاز طبیعی انسان¬های مدرن است.
اما بسیاری از فیلسوفان پایه گذار اصلی اندیشه کنونی جامعه مدنی را هگل می دانند؛ هگل تحت تاثیر متفکران لیبرال جامعه مدنی را نظام نیاز ها و احتیاجات می¬شناسد. در نگاه دیالکتیکی هگل جامعه مدنی ‹‹لحظه تفاوت›› فرد از خانواده و تبدیل شدن او به شخص خصوصی است، از نظر هگل جامعه مدنی دولت بالفعلی است که هنوز شکل دولت را به خود نگرفته است و جایگاهی است که از منافع خصوصی افراد دفاع می¬کند، اما جامعه مدنی برای موفقیت در دفاع از منافع خصوصی و به منظور پیشرفت و تضمین بقای خود نیازمند شکل یافتن نهاد های ارتباطی درون خود است، این نهاد ها وظیفه¬ی ارتباط برقرار کردن میان انسان ها و اجتماعی کردن¬شان و به عبارت بهتر به صورت نیروی فعال اجتماعی در آوردن آنها را دارند، از نظر هگل این نهاد ارتباطی تنها سازمان صنفی است که قادر است فرد را اجتماعی کرده و از زوال او در جزئیت جلوگیری کند؛ در دیدگاه دیالکتیک هگل سازمان صنفی نهاد اجتماعی است که لحظه گذر منطقی_حقوقی از جامعه مدنی به دولت را فراهم می¬کند، و دولت جایگاه آشتی پذیری پیکارهای اجتماعی است.
مهمترین نقدی که بر مفهوم ارائه شده از سوی هگل بیان شده و توسط افرادی همچون هابرماس مطرح می¬شود اینست که این نهاد های ارتباطی امکان دارد در انحصار نخبگان مالی و فکری قرار بگیرند و اثر هویت های شخصی در آن کم رنگ گردد و برای همین بدنبال ارائه اندیشه ها و ساختارهایی هستند که جلوی فئودالی شدن جامعه مدنی را بگیرند.
اما جدای از تاریخچه موجز گفته شده آنچه که سبب گشته امروزه عبارت جامعه مدنی در ادبیات سیاسی بسیار پررنگ شود مربوط است به استفاده ای که از آن در قرن بیستم برای نقد توتالیتاریسم شده است، متفکران برجسته¬ی این قرن همچون رمون آرون، هانا آرنت و کلود لوفور در تحقیقاتی که بر روی توتالیتاریسم و یا به عبارتی همان اقتدارگرایی داشتند، بزرگترین سدی که در برابر توتالیتاریسم دیدند حوزه خصوصی افراد و تجلی گاه اصلی آن یعنی جامعه مدنی بود، آنها بقای هویت¬های فردی و جلوگیری از توده¬ای شدن مردم را در جدایی حوزه¬ی خصوصی از حوزه عمومی یافتند و در نتیجه آن به دنبال تقویت جامعه مدنی در برابر حاکمیت رفتند؛ به تبع این نوع نگاه عملکرد نظام های توتالیتر در از بین بردن جدایی میان جامعه مدنی و دولت، از میان رفتن جدایی فضای خصوصی و فضای عمومی تفسیر شد و به اینجا رسیدند که هانا آرنت می¬گفت ‹‹توتالیتاریسم برای تحکیم قدرت خود مستلزم نابود کردن روابط موجود در جامعه مدنی است››؛ حقیقت هم جز این نیست که رفتار های نظام های اقتدارگرا همچون قهرمان پروری، نفی گذشته، بی-شکل کردن و یا همان هم شکل کردن افراد، دشمن سازی، انسان¬ های کوتوله بار آوردن، نفی امروز و نوید فردای بهتر دادن، قدسی کردن امور عادی و خیلی از موارد دیگر همه و همه یک چیز هستند و آن هم نابود کردن هویت فردی و از بین بردن حوزه خصوصی افراد است تا جایی که کلود لوفور که بیش از 40 سال به تحلیل رابطه دموکراسی و توتالیتاریسم پرداخته است توتالیتاریسم استالینی را به مثابه‹‹ تسلط کامل نهاد دولت بر جامعه مدنی›› تعریف می¬کند، و اقتدارگرایی را نتیجه منطقی ضعف نهاد های غیر دولتی و یا همان جامعه مدنی می داند، اشکالی که شاید کشور ما نیز مبتلا است و باید ما به عنوان شهروندان این جامعه سعی در تقویت صدایی غیر از صدای دولت کنیم تا کرامت انسانی و هویت فردی خود را از دست ندهیم.
لینک مطلب:
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته ، مطالب و تصاویری از متهمین شبکههای سازمانیافته ضد دینی و ضد فرهنگی که اخیرا از سوی نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران متلاشی شدهاند را منتشر کرد
Read More ...
لینک مطلب:
Nostalgic old television photos
Read More ...
مسئولین کشور در سال جدید به فکر خدمت به مردم باشند و اگر شجاعت آن را دارند که مسئولیت بپذیرند، شایسته است از عهده کاری که پذیرفته اند به نحو مناسب بر آیند.
توصیه میکنم که مدیران محترم کشور در مصرف از ارزشها و اعتبار ملت و کشور حداکثر صرفه جویی را به عمل آورند.
امیدوارم ملت ایران نیز در انتخابات ٢٢ خرداد ٨٨ به مدیریت اصولگرایان بر منابع انسانی و غیر انسانی کشور پایان دهند. ان شاء الله


تصاویر از اینترنت
لینک مطلب:
علی پاکزاد:براساس سایت رسمی دولت طی چهار سال فعالیت دولت هشت شاخص اقتصادی بهبود پیدا کرده است.
در این گزارش به شاخص های سهم هزینه های جاری در کل بودجه، اعتبارات مناطق محروم، رشد بودجه عمرانی نسبت به کل مصارف دولت، وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی در نهایت افزایش درآمدهای مالیاتی را مورد تاکید قرار داده است.
در این گزارش آمده است دولت،رشد هزینه های جاری طی سال های 1379 تا 1383 (دولت هشتم) حدود 9/29 درصد بوده که این رقم طی دولت نهم یعنی طی سال های 1384 تا 1388 به 20 درصد کاهش یافته است. این شاخص نشان می دهد علی رغم تمام انتقادات واتهامات، دولت نهم به کاهش حجم دولت و جلوگیری از رشد بی رویه هزینه های جاری توجه زیادی داشته است. گفتنی است هزینه های جاری طی دولت هفتم با 5/30 درصد و در دولت ششم با 4/32 درصد افزایش همراه بوده است. سهم هزینه های جاری از کل منابع بودجه نیز از 9/77 درصد طی دولت هشتم به 6/72 درصد در دولت نهم کاهش یافته است.
در تحلیل این برآوردها می توان گفت کاهش سهم بودجه جاری در کل بودجه که به عنوان ملاک کوچک سازی دولت مورد استناد قرار گرفته است به دلیل افزایش کل رقم بودجه بوده است که بر اساس آمارهای منتشر شده طی سالهای 84 تا 88 بیش از دو برابرشده است یعنی بودجه دولت از 150هزار میلیارد تومان در سال 84 با رقم 290هزار میلیارد تومان در سال 87 افزایش پیدا کرده است و این بودجه برای جلوگیری از بحران تورمی سال آینده در مصوبه مجلس به رقم 279هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.
در واقع رقم کل بودجه در سه سال اول فعالیت دولت نهم بالغ بر193درصد رشد داشته است که در چنین شرایطی متوسط رشد بودجه جاری کشور با متوسط سالی 25 درصد رشد در سال 87 دوبرابر سال آغازین فعالیت دولت رسیده است که اگر با نرخ رشد تورم طی چهار سال گذشته که بر اساس آمارهای بانک مرکزی معادل 17.5 درصد بوده است این رشد مورد مقایسه قرار گیرد دولت چطور می تواند رشد صد درصدی بودجه را در حالی که توجیه کند که نرخ تورم طی همین مدت 70درصد رشد کرده است ودر توضیح ضروری است که عنوان شود نود درصد از بودجه جاری بمربوط به حقوق ودستمزد کارکنان دولت مربوط می شود واین در حالی است که طی این مدت متوسط حقوق و دستمزد دریافتی کارکنان دولت و بازنشستگان دو برابر نشده است که هیچ به اندازه نرخ تورم نیز افزایش پیدا نکرده است. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بر اساس جدول پیوست شماره چهار قانون برنامه چهارم توسعه رشد بودجه جاری کشور از سال 83 تا 88 باید متوسط 10 درصد رشد داشته باشد.
البته درست است؛ بر اساس آمار به راحتی می توان اثبات کرد نسبت بودجه جاری کشور طی مدت فعالیت دولت نهم نسبت به کل بودجه کاهش پیدا کرده است ولی اگرعواملی که ذکر شد مورد توجه قرار نگیرند این آمار به نظر مثبت می رسد.
در بخش دیگری از گزارش سلیت دولت در مورد بدوجه عمرانی آمده است: توسعه فعالیت های زیر بنایی و افزایش پروژه های عمرانی به خصوص در مناطق محروم را می توان یکی از ویژگی های بارز دولت نهم قلمداد کرد. برهمین اساس رشد هزینه های عمرانی که به بیان دیگر نشان دهنده میزان اعتبارات عمرانی بودجه است با 5/83 واحد درصد رشد از 2/18 درصد طی سال های 1379 تا 1383 به 4/33 درصد در سال های 1384تا 1388 افزایش یافته است.
سهم هزینه های عمرانی از کل مصارف نیز در این مدت از 1/22 درصد به 4/27 درصد افزایش یافته است.
در مورد رشد بودجه عمرانی به خصوص بودجه مربوط به مناطق محروم نیز ضمن تایید این موضوع باید گفت طی دوره سالهای 84 تا87 بودجه عمرانی بطور متوسط سالی 38 درصد رشد داشته است.
براساس نامه سرگشاده ای که رئیس جمهور بر اساس آن به مجلس اخطار قانون اساسی داد 1190 طرح استانی در تغییرات بودجه تبدیل به طرحهای ملی شده است.
این رقم نشان می دهد حجم طرحهایی که در سفرهای استانی دولت به تصویب رسیده تا چه حد بوده است که عدد فوق بخشی از این پروژه ها را مجلس در غالب ملی دیده است.
این خود گویای حجم بالای طرحهایی است که دولت نهم آنرا کلنگ زنی کرده است و هنوز به نتیجه نرسیده است و طی سالهای آینده باید شاهد بالای طرحهای نیمه تمامی باشیم که در اثر کمبود بودجه عمرانی به حال خود رها می شود.
تکرار بحران طرحهای نیمه تمام که در اواسط دهه هفتاد به یکی از معضلات دولت های قبلی تبدیل شد دوباره در آستانه دهه نود شمسی کلید خورده است.
تبعات این حجم طرحهای نیمه تمام به غیر از افزایش بار مالی دولت به معنی افزایش هزینه سرمایه گذاری در کشور است که در کنار این مسئله در مناطقی که این طرحها به حال خود رها می شوند نوعی سرخوردگی و نا امیدی از دولت را به دنبال دارد.
با توجه به اینکه طی سال 88 دولت مجبور است بودجه عمرانی خود را کاهش دهد بطور حجم عقب افتادگی این طرح ها به شدت افزایش می یابد.
دراین زمینه اگر تنها نگاهی داشته باشیم به بررسی انجام شده توسط مرکز تحقیقات مجلس می توانیم ابعاد کاهش بودجه عمرانی را در بخش های مولد به خوبی تخمیل بزنیم.
به گزارش فارس، دفتر مطالعات انرژی صنعت و معدن مرکز پژوهشهای مجلس در بررسی اعتبارات عمرانی بخش صنعت و معدن اعلام کرد: دولت در لایحه بودجه سال 1388 بودجه عمرانی فصل صنعت و معدن را معادل 6 هزارو 104میلیارد و 385 میلیون ریال در نظر گرفته که این امر به مفهوم انقباض حدود 77 درصدی نسبت به برآورد قانون بودجه سال جاری برای سال 88 است.
براساس این گزارش، در صورتی که کاهش بودجه با رویکرد اولویتبندی طرحها و به پایان رساندن هر چه سریعتر طرحهای با پیشرفت فیزیکی بالای 80 درصد یا طرحهای مهم انجام شود، موجب کاهش حجم طرحهای نیمهتمام و به ثمر نشستن برخی طرحهای مهم خواهد شد، اما اگر رویکرد اتخاذ شده کاهش حجم بودجه همه طرحها و بدون اولویتبندی طرحهای مهم یا با پیشرفت فیزیکی بالا باشد (که این رویکرد در لایحه بودجه مشاهده میشود) پیامد اصلی این حرکت دولت، به اتمام نرسیدن طرحها و افزایش تعداد طرحهای نیمهتمام و افزایش هزینه سربار اجرای طرحها و زیان ناشی از بهرهبرداری بموقع آنها خواهد بود.
بازهم خالی از لطف نخواد بود که یاد آور شویم بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه بودجه عمرانی باید سالی 10درصد رشد داشته باشد که در نگاه اول به نظر می رسد دولت در این بخش از اهداف برنامه چهارم جلوتر رفته است ولی اگر به یاد آوریم افزایش هزینه های عمرانی همیشه تزریق کنند تورم به اقتصاد است و برای مهار این تورم باید دیگر تناسب میان رشد بودجه عمرانی وجاری در کنار دیگر شاخصهای اقتصادی مانند رشد تولید و سرمایه گذاری رعایت شود متوجه می شویم رشد ناموزون انجام شده نمی تواند به عنوان یک قدم مثبت تلقی شود واگر تورم در این دوران مهار شده است این کار از محل هزینه کردن حساب ذخیره ارزی بوده است که با واردات بی رویه محقق شده ودر عمل تورم را مهار نکرده است بلکه آنرابه آینده منتقل کرده است.
درمجموع می توان گفت سایت دولت تلاش داشته است با بازی آماری عملکرد دولت را در خصوص آمارهای کلان مثبت نشان دهد ولی متاسفانه با از قلم انداختن بسیاری از ملاحظات در عمل نتواتسته است دفاع مناسبی از آنچه رخ داده است ارایه کند.
فضای باز فرصت مناسبی است تا مردم انتخاب آزادانه تری داشته باشند. در شرایط عادی این فضای باز با انتخابات همراه میشود و فضای بازتری را ایجاد میکند. در فضای بسته این فضای باز موجب گسترش اعتراضات میگردد و آسیب رسیدن به بنیان های جامعه ی بسته میشود.
وزیرانی که در دولت بعدی احمدی نژاد نخواهند ماند
بر اساس این اخبار در صورتی که احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیروز شود کابینه وی با تحولات اساسی نسبت به کابینه نهم وبرو خواهدشد.
شنیده می شود محمد جهرمی و صفار هرندی و سعیدی کیا وزیران کار، ارشاد و مسکن حتی در صورت دعوت به عضویت در دولت آن را نخواهند پذیرفت. به علاوه برخی از وزیران کنونی مورد رضایت رئیس جمهور نیستند و به دولت دعوت نمی شوند.منوچهر متکی،محمدرضا اسکندری، نوذری، پرویز زاهدی و مسعود میرکاظمی وزیران خارجه، جهادکشاورزی،نفت، علوم و بازرگانی از این جمله اند.
در این حال گفته شده است نقش حلقه اول یاران رئیس جمهور از جمله سعیدلو، هاشمی ثمره و علی آبادی گسترده تر خواهد شد.
ناظران سیاسی در عین حال احتمال می دهند مجلس هشتم برخوردی جدی تر و تندتر از مجلس قبل با وزرای معرفی شده خواهد داشت.
در اوایل پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس به این فکر میکردیم که آیا انقلاب و جنگ ما نیز به سرنوشت انقلاب و جنگ دیگر کشورها تبدیل میشود یا سرنوشتی متفاوت خواهد داشت؟ آیا در کشور ما نیز فرصت طلبان مدعی ارزش ها میشوند و از ظاهر حقیقت را برای تحریف حقیقت به کار می برند؟
همیشه امیدوار بودیم که به مدد حضور نیروهای اصیل انقلاب جلوی چاپلوسان و ریاکاران گرفته شود. حضور میرحسین موسوی نیز بارقه ی امید دیگری است. وحشت از حضور وی بی دلیل نیست.
لینک مطلب از وبلاگستان:
شاید باورتون نشه ولی هرچی بی.بی.سی رو زیر و رو می کنم ، فقط می بینم بی.بی.سی فقط یه مشکل داره . اونم اینه : آخه چرا سپاه ؟!؟!
1- میخواد بگه موازی کاری شده . چرا ؟ خب بی.بی.سی همیشه دنبال القاء حاکمیت دوگانست دیگه. خب میخواد اگه بتونه ازتوی اینم در بیاره .
2- میخواد بگه یه نهاد نظامی وارد این کارا شده و نباید بشه !
3- زور می زنه بگه اینا میخوان با فکر و اندیشه مبارزه کنن ! ...
4- میخواد زور بزنه بگه انتشار تصاویر مستههجن ربطی به براندازی نرم نداره ...
5- اما راست و تهش چیه ؟ فقط نگران اینه که آهای آقای کارگردان این شیره اینجا چیکار می کنه ! ...

به گزارش «موج سوم»، متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز «موج سوم» (پویش)!
وقتی برای نخستین بار طراوت «موج» را بر گونهی جان احساس کردم به دریایی اندیشیدم که موج از آن برخاسته بود. دریای ایمان و عشق و دریای باور نسلی قهرمانانه بلوغ تاریخی و اجتماعی خود را به نمایش میگذاشت. به دریایی اندیشیدم که امید را در دل نسلی - چه میگویم - ملتی که به نومیدی میگرایید زنده میکرد. و اینک مطمئن هستم که با همت شما میتوان عرصه سرنوشت را چنان آذین کنیم که در همه جای آن امید و والایی و پیشرفت و برابری بدرخشد.
روا نبود و نیست که این موج در کرانه ریاست جمهوری آرام گیرد، هرچند که نباید غفلتزده و بیتفاوت از این گردنه بگذریم، چراکه جامعه نیازمند تغییر است و خواستار آن.
با همت جوانان بیداردل و مسئولیتشناخته و دلیری که موجآفرینی کردند، من به پدید آمدن جریانی پایا و پویا چشم دوختهام که همواره موج امید، تلاش و آگاهی را در دل ملت شریف ما که شایسته بزرگی است و خود باید با شناخت حقوق خود و عزم بر استیفای آن در پرتو چراغ دین و اخلاق و آزادگی راه درازی را بپیماید، زنده نگاه میدارد.
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز باد!
سیدمحمد خاتمی
29/12/1387

تمدید بازداشت در ایام عید ناراحت کننده است. آن هم بعد از امید آزادی به مناسبت نوروز.
ضابط و مسوول تحقیقات اولیه پرونده طی نامهای به قاضی پرونده اعلام کرده که بیم فرار عباس پالیزدار میرود که در صورت آزادی وی مساله خبری خوبی برای افراد دیگر میشود لذا استدعا میشود بازداشت وی را سه ماه دیگر تمدید کنید که این تاریخ از روز سه شنبه 26 اسفند ماه آغاز و تا 25 خرداد ماه سال آینده ادامه خواهد یافت
منتظر میشویم تا نتایج انتخابات ٢٢ خرداد را ببینیم.
لینک مطلب:
جامعه مدنی ترجمه¬ی عبارت ( civil society) است، که در آن عبارت civil خود از واژه¬ی لاتین civis مشتق شده و این واژه¬ی لاتین نیز در معنای "مجموعه ای از شهروندان" کارکرد داشته است، که برای درک بهتر آن می¬توان از عبارت دیگری که این واژه در آنها استفاده شده نام برد همچون civil war که به معنای تحت اللفظی ‹‹جنگ تمدن ها›› و یا‹‹ جنگ ملت ها›› است و یا عبارت civil rights که به ‹‹حقوق شهروندی›› ترجمه می¬شود.
عبارت civil society نخستین بار توسط سیسرن بزرگترین خطیب روم باستان بکاربرده شد و او این عبارت را با توجه به این که رومیان خود را از دیگر نژادها برتر دانسته و دیگر ملت ها را ‹‹بربر›› خطاب می¬کردند درمقابل ‹‹وحشی گری›› بکار برد و منظور او از civil society همان جامعه روم باستان بود. بعدها و در قرون وسطی این عبارت در معنای ‹‹زندگی قانونمند انسانها›› بکار رفت و باز بدلیل آنکه در اروپای قرون وسطی نظام¬های قبیله ای زیاد بود، این عبارت نیز در مقابل زندگی قبیله ای و برای معرفی زندگی قانونمند انسانها بکارمی¬رفت و برای نمونه بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاست به روایت کتاب مقدس می¬نویسد:‹‹ جامعه مدنی، جامعه¬ای مرکب از انسانها است که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی می¬کنند››.
در قرن هفدهم و توسط تامس هابز جامعه مدنی برای اولین بار در معنای مدرن آن ارائه شد. البته در آن زمان هنوز مفهوم دولت از جامعه مدنی جدا نشده بود اما هابز راه را برای تدوین جامعه مدنی به شکل امروزی آن باز کرد؛ او که بدنبال یافتن اتوپیای خود بود جامعه مدنی را در مقابل ‹‹وضع طبیعی›› و یا زندگی ابتدایی انسان¬ها می¬دید و غایت اصلی جامعه مدنی را نیز تامین امنیت و جلوگیری از خشونت می¬دانست؛ بعد از او جان لاک این مفهوم را پروش داد و با پذیرفتن مفهومی که هابز برای جامعه مدنی قرار داده بود غایت دیگری را برای جامعه مدنی متصور شد، لاک هدف از زندگی اجتماعی انسان ها و یا همان جامعه مدنی در قرن 17 را حفظ مالکیت خصوصی افراد معرفی کرد و از این طریق سبب شد به صورت غیر مستقیم به چیزی خارج از دولت که همان حیطه¬ی خصوصی افراد می¬باشد اصالت ببخشد و در نتیجه آن بعد حقوقی و اقتصادی جدیدی به مفهوم جامعه مدنی بیافزاید.
اندیشه¬ی استقلال واقعی جامعه مدنی از دولت با آرای روسو در باب ‹‹ امر عمومی›› رقم خورد، روسو امر عمومی را دارای دو وجه انفعالی و غیر انفعالی معرفی کرد و وجه انفعالی آن را جامعه مدنی نامید و وجه غیر انفعالیش را دولت و از این طریق میان دولت و جامعه مدنی تمایز قائل شد و جامعه مدنی را ‹‹قلمروی حاکمیت خصوصی›› تعریف کرد. روسو معتقد بود پایه گذار واقعی جامعه مدنی نخستین فردی است که زمینی را تصاحب کرد و گفت ‹‹ این زمین مال من است›› و بدین شکل در میان یک اجتماع انسانی حوزه¬ای را به عنوان حوزه شخصی خود مشخص کرده و بدین طریق جامعه مدنی که وجه انفعالی امر عمومی زندگی است را بوجود آورده¬ است. داوری روسو در باب جامعه مدنی همچون داوری او در مورد زندگی اجتماعی انسان می¬ماند، او جامعه مدنی را مثبت ارزیابی می¬کند از آن جهت که بوجود آورنده ‹‹ قرارداد اجتماعی›› و تلاشی است در جهت ایجاد جامعه آرمانی؛ و منفی می¬بیندش از آن جهت که منشاٌ نابرابری و بی¬ عدالتیهای اجتماعی است.
پس از روسو مفهوم جامعه مدنی توسط متفکران لیبرال ورز داده شد، آنها فضیلت جامعه مدنی را همچون روسو در محتوای سیاسی آن نمی¬دیدند بلکه ارزشمندی آن را در میزان تواناییش در تحقق فضای رقابت و داد و ستد معرفی می¬کردند. لیبرال ها که تلاش برای نفع شخصی را در جهت منافع کل اجتماع می¬دانند به دنبال سازوکاری می¬گشتند که ورای خواست و نیت دولت¬ها منافع افراد را همسان کند؛ این تلاش آنها تا جایی پیشرفت که آدام اسمیت برای تاکید بر خود مختاری جامعه¬مدنی از دولت لفظ ‹‹جامعه›› را به¬کار می¬برد، جامعه را دارای قوانین خاص خودش می¬دانست و معتقد بود دولت حق دخالت در آن را ندارد؛ این تلاش های لیبرال ها سبب شد همانطور که هابز و روسو جدایی مفهوم طبیعت و جامعه را رقم زدند آنها نیز جدایی مفهوم جامعه از دولت را رقم بزنند. متفکران لیبرال از نظر منطقی و هستی شناختی روابط انسانی را موجد قوانین می¬دانستند و نه بالعکس؛ آنها معتقد بودند و یا بهتر بگوییم هستند که بخشی از هستی بشری خارج از قلمرو سیاسی دولت است و جامعه مدنی تجلی¬گاه حقوق و آزادی¬های فردی است، بهره مندی از استقلال فردی و خصوصی از جمله والاترین آزادی¬هاست که باید خارج از هرگونه حاکمیت سیاسی قرار گیرد؛ نکته ای که در این بین مطرح است اینست که تفاوت نگاه لیبرال ها با روسو در چه بود که استقلال جامعه مدنی از دولت را در نگاه روسو قبول نداشتند و به دنبال چیزی فراتر از آن می¬گشتند؟ جواب این سوال در تفاوت برداشت روسو و لیبرال ها از آزادی است؛ لیبرال ها درتدوین جامعه مدنی می¬گفتند:‹‹ اشتباه اصلی روسو و انقلابیون فرانسه ارجحیت ندادن استقلال خصوصی فرد بر خودمختاری سیاسی اوست›› لیبرال ها تنها آزادیهای سیاسی را ضروری نمی¬دانستند بلکه به دنبال آزادی-های مدنی نیز بودند؛ انها معتقد هستند:‹‹ گسست فضای عمومی و خصوصی هرگونه بازگشت به دموکراسی ِ بلاواسطه را غیر ممکن می¬کند›› و لذا جامعه مدنی قدرتمند نیاز طبیعی انسان¬های مدرن است.
اما بسیاری از فیلسوفان پایه گذار اصلی اندیشه کنونی جامعه مدنی را هگل می دانند؛ هگل تحت تاثیر متفکران لیبرال جامعه مدنی را نظام نیاز ها و احتیاجات می¬شناسد. در نگاه دیالکتیکی هگل جامعه مدنی ‹‹لحظه تفاوت›› فرد از خانواده و تبدیل شدن او به شخص خصوصی است، از نظر هگل جامعه مدنی دولت بالفعلی است که هنوز شکل دولت را به خود نگرفته است و جایگاهی است که از منافع خصوصی افراد دفاع می¬کند، اما جامعه مدنی برای موفقیت در دفاع از منافع خصوصی و به منظور پیشرفت و تضمین بقای خود نیازمند شکل یافتن نهاد های ارتباطی درون خود است، این نهاد ها وظیفه¬ی ارتباط برقرار کردن میان انسان ها و اجتماعی کردن¬شان و به عبارت بهتر به صورت نیروی فعال اجتماعی در آوردن آنها را دارند، از نظر هگل این نهاد ارتباطی تنها سازمان صنفی است که قادر است فرد را اجتماعی کرده و از زوال او در جزئیت جلوگیری کند؛ در دیدگاه دیالکتیک هگل سازمان صنفی نهاد اجتماعی است که لحظه گذر منطقی_حقوقی از جامعه مدنی به دولت را فراهم می¬کند، و دولت جایگاه آشتی پذیری پیکارهای اجتماعی است.
مهمترین نقدی که بر مفهوم ارائه شده از سوی هگل بیان شده و توسط افرادی همچون هابرماس مطرح می¬شود اینست که این نهاد های ارتباطی امکان دارد در انحصار نخبگان مالی و فکری قرار بگیرند و اثر هویت های شخصی در آن کم رنگ گردد و برای همین بدنبال ارائه اندیشه ها و ساختارهایی هستند که جلوی فئودالی شدن جامعه مدنی را بگیرند.
اما جدای از تاریخچه موجز گفته شده آنچه که سبب گشته امروزه عبارت جامعه مدنی در ادبیات سیاسی بسیار پررنگ شود مربوط است به استفاده ای که از آن در قرن بیستم برای نقد توتالیتاریسم شده است، متفکران برجسته¬ی این قرن همچون رمون آرون، هانا آرنت و کلود لوفور در تحقیقاتی که بر روی توتالیتاریسم و یا به عبارتی همان اقتدارگرایی داشتند، بزرگترین سدی که در برابر توتالیتاریسم دیدند حوزه خصوصی افراد و تجلی گاه اصلی آن یعنی جامعه مدنی بود، آنها بقای هویت¬های فردی و جلوگیری از توده¬ای شدن مردم را در جدایی حوزه¬ی خصوصی از حوزه عمومی یافتند و در نتیجه آن به دنبال تقویت جامعه مدنی در برابر حاکمیت رفتند؛ به تبع این نوع نگاه عملکرد نظام های توتالیتر در از بین بردن جدایی میان جامعه مدنی و دولت، از میان رفتن جدایی فضای خصوصی و فضای عمومی تفسیر شد و به اینجا رسیدند که هانا آرنت می¬گفت ‹‹توتالیتاریسم برای تحکیم قدرت خود مستلزم نابود کردن روابط موجود در جامعه مدنی است››؛ حقیقت هم جز این نیست که رفتار های نظام های اقتدارگرا همچون قهرمان پروری، نفی گذشته، بی-شکل کردن و یا همان هم شکل کردن افراد، دشمن سازی، انسان¬ های کوتوله بار آوردن، نفی امروز و نوید فردای بهتر دادن، قدسی کردن امور عادی و خیلی از موارد دیگر همه و همه یک چیز هستند و آن هم نابود کردن هویت فردی و از بین بردن حوزه خصوصی افراد است تا جایی که کلود لوفور که بیش از 40 سال به تحلیل رابطه دموکراسی و توتالیتاریسم پرداخته است توتالیتاریسم استالینی را به مثابه‹‹ تسلط کامل نهاد دولت بر جامعه مدنی›› تعریف می¬کند، و اقتدارگرایی را نتیجه منطقی ضعف نهاد های غیر دولتی و یا همان جامعه مدنی می داند، اشکالی که شاید کشور ما نیز مبتلا است و باید ما به عنوان شهروندان این جامعه سعی در تقویت صدایی غیر از صدای دولت کنیم تا کرامت انسانی و هویت فردی خود را از دست ندهیم.
1- حمایت از یکی از نامزدهای دوگانه: کروبی- میرحسین.
2- عدم حمایت از هیچ یک از این نامزدها و معرفی یک نامزد جدید.
3- تلاش برای به اجماع رساندن این 2 نامزد و در صورت اجماع، حمایت از نامزد باقیمانده.
4- تلاش برای قانع کردن خاتمی به بازگشت.
در این چند روز گذشته این پیشنهادها را از زوایای مختلفی شنیدهایم. برای هر یک از آنها نیز حجتهایی ارائه شده است. به نظرم هنوز لوازم تصمیمگیری مهیا نیست. شتاب هم ضرورتی ندارد. درنتیجه برخلاف پارهای از دوستان که شتاب در تصمیمگیری را توصیه میکنند برآنم که این شتاب ما را از دقت در تصمیمگیری و دیدن همه ظرایف موضوع باز میدارد. پیشنیاز هر تصمیمی روشن شدن ابعاد پرسشهایی است که در یادداشت قبل به آنها اشاره شد. در نتیجه حداقل چیزی که در شرایط فعلی میتوان گفت بردباری و صبر است تا بعد.
فیلم سخنرانی میرحسین موسوی در نازی آباد تهران
موسوی یک خطر واقعی برای احمدی نژاد

تا پیش از رهبری امام خمینی عنصر مصلحت در میان فقیهان شیعه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. میتوان گفت مصلحت هیچگاه به صورت جایگزینی برای حکم شرعی در احکام حکومتی مطرح نبود. در پی وقوع بحثهایی بین مجلس شورای اسلامیو شورای نگهبان، امام ابتدا تصمیم گرفت نظر اکثریت نمایندگان به عنوان قانون مطرح شود. اما با بالاگیری اختلافات امام در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ دستور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت را صادر کرد.
آنگونه که دکتر حسین مهرپور، استاد دانشگاه شهید بهشتی میگوید: «در واقع کار مجمع تشخیص مصلحت، همان کار شورای نگهبان است. زیرا مجمع مذکور نمیتواند بر اساس قوانین خلاف شرع صحه بگذارد. النهایه، فرض بر این است که با دید بازتری به مسائل نگاه میکند و ضرورتهای جامعه و مصالح و ملاحظات نظام را دربرمیگیرد (یعنی همان کاری که امام(ره) میفرمود شورای نگهبان باید در اظهارنظرها مراعات کند) و تشخیص خود را اعلام دارد. این تشخیص برای مجلس و شورای نگهبان معتبر و لازمالاتباع است و این معنی، هم در فرمان مورخ 17/11/1366 امام(ره) در مورد تشکیل مجمع و هم در اصل 112 قانون اساسی مشهود و نمایان است. »(اعتماد ملی، 232، ص7)
پس از بازنگری سال 68 در قانون اساسی، این موضوع به طور صریح در قانون اساسی قید شد. حضور آیتاللههاشمیرفسنجانی در سال 75 در راس این مجمع جان تازهای به مجمع بخشید. این سیر جدید طبیعتا بحثهای متفاوتی را در فضای فکری کشور رقم زد. مباحثی پیرامون فلسفه تشخیص مصلحت، روند عملی و جایگاه فقهی حقوقی و جایگاه قانونی این مجمع از این دسته بودند.
سعید حجاریان که نظریاتش را در مقالهای با عنوان «از فقه جواهری تا فقهالمصلحه» با نام مستعار «جهانگیر صالح پور» در شماره 46 کیان در سال 1378 بیان کرد، امام خمینی را «فقیه دوران گذار» دانست. از نگاه حجاریان «مطرح شدن شعار سیاست ما عین دیانت ماست، باعث شد نهاد سیاست آثار و مقتضیات خود را به نهاد دین تحمیل کند». این روند با مطرح شدن نظریه «ولایت مطلقه فقیه» شدت مییابد و جایگاه کاریزماتیک امام خمینی نیز به اوج گیری میانجامد. حجاریان این سوال را مطرح میکند که «آیا میتوان در گذار به سوی مدرنیته و در تیزاب نقد مخمری به کار گرفت که «فقه» را به «قانون» تبدیل کند؟ و در نتیجه «ولایت مطلقه فقیه» را به «حاکمیت قانون» و دستگاه فقهی ما به دستگاه حقوقی عرفی تبدیل شود؟» او عنصر مصلحت را که در نظریات امام مطرح شده است، پاسخ این سوال خود میداند. وی با بررسی تفاوتهای فقه و قانون، مجمع تشخیص مصلحت را جایگاه عرفیسازی قوانین معرفی میکند. حجاریان«فقه المصلحه» را در نظریه مصلحت امام خمینی، حرکتی بین تعبدگرایی محض و عرفیگرایی صرف میداند. وی نمونههایی همچون تغییر نظر امام در مورد شطرنج، اختلاف مجلس و شورای نگهبان در مورد لایحه تعزیرات را بهعنوان مصادیقی از تغییر شم الفقاهه امام از فقه جواهری به فقه المصلحه ذکر میکند و اوج این نگاه را در نامه امام خطاب به آیتالله خامنهای در رابطه با حیطه اختیارات حکومت اسلامیمیداند: «حکومت میتواند... هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامیکه چنین است جلوگیری کند؛ حکومت میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامیاست موقتا جلوگیری کند»(صحیفه نور، ج20، ص170) نظرات حجاریان نقدهای سنتگرایان حوزوی را به دنبال داشت.
نگاه آیتالله منتظری به لحاظ نظری با حجاریان متفاوت است. او معتقد است اختلاف مجلس و شورای نگهبان را به دو طریق میتوان حل کرد. راه اول همان است که امام ابتدا پیش گرفت و اکثریت نمایندگان را مدنظر قرار داد. وی این راه را مطابق با نظر عقل و مورد پذیرش عقلا میداند؛ اما با توجه به عدم پذیرش عملی این روش، وی راه دوم یعنی ایجاد مجمع تشخیص مصلحت را میپذیرد.
از نگاه آیتالله منتظری اگر چه در جامعه، مصالح متغیری مطرح است که زیربنای برخی احکام را تشکیل میدهد و به تبع آن احکام نیز متغیر میشود، اما تشخیص آنها باید توسط کارشناسان متعهد، آگاه و زمانشناس انجام پذیرد و در اجتهاد کاملا ملاحظه شود. وی البته با مصلحت گرایی صرف مخالف است و چنین میآورد: «استناد به واژه مصلحت لازم است، در یک چارچوب و اصول مشخصی باشد؛ در غیر این صورت مصلحتگراییِ محض ـ یعنی نوعی مصلحتگرایی که اساسا قائل به احکام و مصالح ثابت نمیباشد.» (چشمانداز ایران، ش23)
در ادامه مباحث فکری، روحالله شریفی کتابی را با موضوع مجمع تشخیص مصلحت نظام به چاپ رساند. محمد صادق شریعتی در سال 1380 کتابی با عنوان «بررسی فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام» منتشر کرد و سیدحسینهاشمی، «مجمع تشخیص مصلحت نظام، تحلیل مبانی فقهی و حقوقی» را در سال 1381 منتشر کرد.
محمد جواد ارسطا نیز در همان سال کتاب «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را به چاپ رساند. وی که از درس خواندگان حوزه علمیه است، در کتابش سعی کرده است با توجه به دو دیدگاه شیعه و سنی نظرات مطرح شده در این منابع در بحث مصلحت را با دیدگاه حقوقی همراه کند و نتیجه این دو را با تجربیات دبیر مجمع تشخیص بیامیزد.
اما در سالهای اخیر، حجت الاسلام و المسلمین علیدوست با مطرح کردن نظریه جدید خود به دنبال روندی است که عملکرد مجمع تشخیص مصلحت را در فقه سنتی لحاظ کند *. وی که پیش از این دو کتاب «فقه و عقل» و «فقه و عرف» را در سالهای 81 و 83 منتشر کرده است، امروز به دنبال نظریهای است که براساس آن شورای نگهبان بتواند در بررسی مواد قانونی مجلس شورای اسلامی، مستقیما نظر نهایی را که بر اساس موازین شرعی مطابق با مصلحت است ارائه کند. آیا پذیرش نظری و عملی نظریه علیدوست میتواند راهگشای بسیاری از نظریات فقه حکومتی در جمهوری اسلامیباشد؟
اعتماد ملی-سه شنبه 27 اسفند138۷ ص ۱۷
لینک مرتبط:
*. گزارش علی اشرف فتحی از مناظره حجت الاسلام و المسلمین علیدوست درباره نظریه جدید خویش
همین نوشته در حوزه نامه
صفحه اعتماد ملی
امر به معروف گاهی متوجه مردم است و بهترین الگوی آن رفتار امامان ما در ترویج دین است: این ترویج با محبت و مهربانی آشکار و ظرافت و همراهی و همزیستی و همدلی و همکاری و چون این ها شکل میگیرد.
شاید یکی از بهترین نمونه های امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام، رفع اشکال وضو گرفتن یک پیرمرد توسط حسنین بود. امام حسن و امام حسین علیهم السلام چه کردند؟
پیرمرد را داور خویش در مسابقه وضو گرفتن خویش قرار دادند تا پیرمرد متوجه خطای خود شد.
این نوع امر به معروف و نهی از منکر با رضایت و هدایت همراه است.
آمر به معروف و ناهی از منکر و ابزار و نتیجه ی امر به معروف و نهی از منکر در روش انبیاء با اعمال حاکمیت و دستور جباران و ستمکاران تفاوت دارد. وقتی می بینید که افراد بی صلاحیت عامل امر به معروف میشوند و نتیجه ی امر به معروف و نهی از منکر خشم و خشونت و ضلالت مضاعف دو طرف است، معلوم است که به بیراهه رفته ایم.
امر به معروف گاهی متوجه حکومت و قدرتمندان است که بهترین الگوی آن رفتار امام حسین ع در برابر حکومت جبار یزید بن معاویه است. در برابر جباران راهی سخت و محکم در پیش است.
میان این دو سطح نیز سطوح دیگری است که هر چه به مردم نزدیکتر میشود با رافت و ملایمت بیشتر همراه است و هر چه به قدرتمندان و زورمندان نزدیک میشود، از صراحت لهجه و رویارویی بیشتری برخوردار است.
امر به معروف و نهی از منکر
اگر به درستی
و با رعایت شرایط آن
و با هدف صحیح آن
و توسط اهل آن
اجرا شود
جواب میدهد.
اگر جواب نمیدهد معلوم است که درست اجرا نمیشود.
حتی اگر در صحنه ی کربلا به ظاهر تصور کنیم که امر به معروف و نهی از منکر شکست خورده است، کمی بعد و تنها کمی بعد شاهد پیروزی آشکار هستیم. امر به معروف و نهی از منکر مردمی که معمولا در همان لحظه جواب میدهد.
اگر می بینیم که امر به معروف و نهی از منکر فورا یا بافاصله اندکی جواب نمیدهد، به دلیل آن است که بخشی از شرایط مربوط به پیام یا پیام رسان یا ابزار پیام برسانی و معمولا هر سه اشکال دارد. رفتار پیامبر اسلام ص و امامان ع اگر الگو قرار گیرد مسیرها اصلاح میشود.
در دوره ای که آدم های قلابی و روش های قلابی و حرفهای قلابی زیر سایه اسامی و شعارهای ارزشمند به ترویج گمراهی مشغولند، سخن گفتن از ارزشها سخت تر میشود.
=======================
امثال سید حسن خمینی و خاتمی و کروبی و به خصوص در شرایط امروزی مهندس میرحسین موسوی کسانی هستند که از ارزش های واقعی به روش های صحیح و در جهت صحیح دفاع کنند.
خدا را شاکریم
حضرت علی علیه السلام، آنگونه که در نهج البلاغه آمده است؛ در آخرین وصیت اش به امام حسن و حسین علیهم السلام توصیه های ارزشمندی به آن دو بزرگوار و همه ی بشریت فرموده اند:
لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید .
که اگر آن را ترک گویید بدترینان شما بر شما حکومت کنند، پس دعا میکنید و مستجاب نمیشود
اگر میخواهیم مدیران و رهبران جامعه ما بدترین اعضای جامعه ما نباشند. اگر میخواهیم آنان بی عمل ترین افراد نباشند. اگر میخواهیم بی تدبیرترین و بی اخلاق ترین ها نباشند. باید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم.
لینک مطلب:
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: با تلاش نیروهای اطلاعاتی سپاه، شماری از شبکه های سازمان یافته اینترنتی ضددینی و ضدفرهنگ، طی یک عملیات رهگیری هوشمندانه و دقیق، شناسایی و با دستگیری عناصر اصلی و فعال آنها، منهدم شد
لینک مطلب:
امیدواریم دیگر کاندیداهای اصلاحطلب با درک پیام تصمیم بزرگ خاتمی اجماع را در دستور کار قرار دهند
فراکسیون خط امام(ره) مجلس با صدور بیانیهای ضمن تجلیل از تصمیم اخلاقی، بزرگ، تاریخی و خیرخواهانه سید محمد خاتمی مبنی بر انصراف از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا، در حالی که با استقبال بیش از حد مردم مواجه بود، ابراز امیدواری کرد که دیگر کاندیداهای مطرح اصلاحطلب که در عرصه رقابتها باقی ماندهاند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلماننیوز»، متن کامل این پیام بدین شرح است:
سید محمد خاتمی یک ماه بعد از آنکه به درخواست گسترده اقشار مختلف مردم، احزاب، تشکلها و فعالان سیاسی کشور؛ آمادگی خود را برای حضور در عرصه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و با استقبال بیش از حد مردم به ویژه نخبگان جامعه جوانان دانشگاهیان و علاقهمندان به اعتلای ایران و ایرانی اجماع اصلاحطلبان و تحولخواهان جامعه از ادامه حضور در این عرصه اعلام انصراف نمود تا فرصتی تاریخی که برای تغییر روندهای نادرست موجود در مدیریت کشور فراهم شده است با تشتت آرای مردم از دست نرود.
این اقدام هرچند موجبات ناراحتی و اندوه جمع کثیری از مردم را فراهم آورد و هنوز ابعاد و دلایل آن به درستی برای اقشار مختلف جامعه تشریح نشده است ولی عملی خیرخواهانه و در راستای منافع نهایی جامعه ارزیابی میشود که انجام آن صرفا از سیاستمداری اخلاقی همانند خاتمی متصور میباشد.
فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی که در طول ماههای گذشته همراه و دوش به دوش فعالین سیاسی احزاب و تشکلهای اصلاحطلب و آحاد مردم از اقشار مختلف برای فراهم کردن زمینه حضور خاتمی در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به عنوان مطمئنترین گزینه برای پیروزی مردم و تغییر رویههای نادرست اداره امور کشور تلاش کرده است، بر این باور است که تصمیم بزرگ سید محمد خاتمی در واگذاری عرصه رقابت به دیگر کاندیداهای اصلاحطلب و تحولخواه صرفا از کسی همانند او که در جایگاه رهبری جنبش اصلاح طلبی مردم ایران قرار دارد و بر مصالح و مقتضیات حرکت اصلاحی جامعه بهتر از هر کسی وقوف دارد ساخته و پذیرفته است و امیدوار است دیگر کاندیداهای مطرح اصلاحطلب که در عرصه رقابتها باقی ماندهاند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند و متناسب با شکلگیری اقبال عمومی به هر یک از آنان تصمیم درخور را در زمان مناسب اتخاذ نمایند.
همچنین از ملت بزرگ و آگاه ایران که با استقبال و حمایت گسترده و پرشور خود از حضور رهبر اصلاحات در عرصه انتخابات یک بار دیگر شعور بالا و مثال زدنی خود را در تشخیص مصالح ملی نشان دادند، تقاضا داریم که با حساسیت و دقت کامل تحولات سیاسی کشور در عرصه رقابتهای ریاست جمهوری را پیگیری و با حضور گسترده و پر شور خود در انتخابات، انجام اصلاحات و تغییرات ضروری مدیریت کشور را در فرایندی دموکراتیک امکانپذیر سازند.
لینک مطلب:
عماد افروغ: در صورتی که احمدی نژاد تنها بیاید آرای اصولگرایان بین موسوی و کروبی پخش می شود
افروغ افزوده است: من به هیچ وجه قصد آمدن ندارم، چرا که کار من وارد شدن به امور اجرایی نیست ولی وقتی میبینم میخواهند با لطایفالحیل مختلف، با تمسک به ابر و باد و مه و خورشید و فلک یک نفر را به اردوگاه تحمیل کنند، اینجا یک نفر باید جرات کند، بیاید و این فضا را بشکند. منتظرم دیگران بیایند، کسانی که داعیه و عده دارند. ولی وقتی با تهدید و تطمیع و... آنها را میترسانند برای ورود، من در واژهنامهام ترسی نبوده است، میآیم و فضا را میشکنم تنها از باب اینکه بگویم چیزی بر ما تحمیل نمیشود. وی افزود منظورم از آمدن در اینصورت بود حتا اگر میل باطنیام هم نباشد، چراکه این توهین به شعور سیاسی مردم است که جریانات سیاسی آرا و نظرات مختلف مردم را ببینند و بگویند الا و لابد یک نفر بیش نیست. یعنی این همه اختلافی که ما میبینیم در اردوگاه اصولگرایان نادیده گرفته شود. چرا در حالی که اصلاحطلبان در ابتدا با 3 کاندیدا آمدند، اصولگرایان با کاندیداهای مختلف نیایند؟ بنا ندارم، اما اگر بیایم برای شکستن این تابو میآیم، بنا دارم فضا را هموار کنم برای حضور کاندیداهای مطرح اصولگرایی. وی در پاسخ به این سوال که آیا حضور وی و یا هر کاندیدای اصولگرای دیگر در کنار گزینهای که شما به آن اشاره داشتید باعث شکستهشدن آرای جناح راست نخواهد شد گفت خیر. کسانی که فکر میکنند با حضور یک کاندیدای دیگر در جبهه اصولگرایی آرا شکسته میشود اشتباه میکنند، چراکه حضور با یک کاندیدا باعث میشود تا آرای اصولگرایان که انتخابشان آن کاندیدای اصولگرا نیست به جبهه اصلاحات روانه شود، در حالیکه اگر کاندیدایی جامعتر، عمیقتر و دارای روشی متعادلتر و عقلانی وارد شود، خیلیها از بین اصولگرایان این کاندیدا را انتخاب میکنند نه اینکه مجبور شوند کاندیدایی در جبهه اصلاحطلبان را برای دادن رای انتخاب کنند. وی گفت تردید نکنید اگر احمدینژاد تنها کاندیدای اصولگرایان باشد بخشی از آرای اصولگرایان به سمت کروبی و برخی به سمت میرحسین موسوی متمایل میشوند.
تدوین منشور اصلاحات برای روشن شدن خطوط کلی حرکت اصلاح طلبان و التزام کاندیداهای اصلاح طلب به آن یک ضرورتی است که نیازمند توجه آقایان خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی است.
منشور اصلاحات میتواند گام موثری برای ساماندهی جریان اصلاحات در سطوح مختلف و مقدمه حضور حرفه ای تر فعالین سیاسی حامی اصلاحات در انتخابات باشد.
منشور اصلاح طلبان در انتخابات میتواند حاوی تبین روابط داخلی اصلاح طلبان و ساز و کار کلی پیروزی بر اصولگرایان باشد.
پذیرش فرضیه وحدت میان دو کاندیدای ارشد اصلاح طلب باقیمانده در صحنه انتخابات، مقدمه ی نتایج دیگری نیز خواهد بود.
حمایت خاتمی از این دو کاندیدا و خروج وی از صحنه رقابت، به بهبود نقش تاثیرگذار وی در تحولات سیاسی کلان تر و آینده کمک میکند ولی در شرایط فعلی از سبد رای اصلاح طلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری کاسته است.
امید است با تلاش های بعدی و ساماندهی اصلاح طلبان و حمایت شفاف و فعال خاتمی، این کاهش جبران شود.
هنوز عید نشده ... کمی مانده است ... به اندازه ی دلخوشی
=====================
عید به اندازه لحظه هایی است که میتوانیم بار خطاهای خود و دیگران را بر دوش نداشته باشیم. خطاهای خویش را با توبه و لطف خدا به سامان میکنیم. با خطاهای دیگران چه کنیم!؟
=======================
در خبرهای خواندم که یک وبلاگنویس جوان در زندان اوین درگذشت. وی برای سپری کردن دو سال و نیم محکومیت اش به زندان رفته بود و دیگر بازنگشت.
لینک مطلب:
دیروز مسئولان ستادهای آقای خاتمی و جوانان گروه کمپین دعوت از آقای خاتمی و گروه ۸۸ و جمعی از دوستان با آقای خاتمی دیدار داشتند. طبعاً روز تلخ و سختی بود. کاندیدای پیروز انتخابات در شرایطی که دیگر حتی افراطیترین لایههای جناح محافظهکار هم اعتراف ضمنی کرده بودند که باید خود را برای دوران خاتمی و اصلاحات آماده کنند، انصراف داده بود. پذیرش و قبول این انصراف برای کسانی که خودجوش این همه شور و اشتیاق را ساماندهی کرده بودند، البته که کار آسانی نبود. چند نفر در جلسه صحبت کردند. بعضیهایشان خیلی تند حرف میزدند و از انصراف آقای خاتمی ناراضی بودند. من هم صحبت کردم. گفتم تا دیشب ساعت ۱۱ در جلسه مجمع روحانیون چانهزنی میکردیم که آقای خاتمی استعفا ندهند؛ اما امروز که متن انصرافشان منتشر شده، خیلی شرایط فرق کرده است. درست است که خاتمی دیگر رئیسجمهور آینده نخواهد بود اما خاتمی برای جامعه و تاریخ ما سرمایهای خیلی بزرگتر از رئیسجمهو شده است. بههر حال با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاحطلبی شکل میگرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش میدانستند که میتواند در مرحلهی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگتر و و ارزشمندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیسجمهور است. در این فضای پراحساس که البته قابل درک است، مبادا کاری کنیم که به دست خود، خاتمی بزرگ را کوچک کنیم. آخرین سخنران خود آقای خاتمی بود که صریحتر از همیشه چهار دلیل برای انصرافش مطرح کرد: ۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه میخواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینهای شکل میگیرد که اعلام کنند اصلاحات خواستهی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه میشود با مجموعهی قدرت در کشور روبهرو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازیای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود. در هر حال ما باید با واقعیتها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصهی کاندیداتوری باقی ماندهاند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز در انتخابات این چنین اخلاقمداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوانتر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظهکاران هموار نباشد.
لینک مطلب:
حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پاسخ به نامه روز سهشنبه میرحسین موسوی نوشت:«بردوش همه ما و در این مرحله خاص تدبیر و همراهی جنابعالی و برادر بزرگوارمان جناب آقای کروبی در رسیدن به وحدتی که در نامه اتان به آن اشاره کردهاید کارساز خواهدبود.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این نامه بدین شرح است:
برادر عزیزم آقای مهندس میرحسین موسوی
با سلام و احترام
از محبتی که ابراز فرمودهاید و همواره مشمول آن بودهام تشکر میکنم.
بازگشت پویا و با نشاط آن عزیز از سرمایههای گرانسنگ انقلاب، میهن و مردمید به صحنه و آمادگیتان برای حضور در عرصه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری را مبارک میدانم و امیدوارم شاهد انتخاباتی سالم، آزاد، رقابتی و پرشور باشیم و نتیجه رای مردم باعث اطمینان و شتاب بیشتر در مسیر حرکت جامعه و سوی آرمانهای والایی باشد که انقلاب، امام و ملت داشتهاند و مردم بزرگوار که شایسته زندگی معنوی و مادی بتواند پیشرفت، آزادی و عدالت و مردم سالاری را در پرتو این انتخابات بیشتر و بهتر در دسترس خود ببینند.
من نیز به عنوان فردی که جز به سربلندی میهن و ملت و رسیدن به آرمانهای والای انقلاب نمیاندیشد در کنار دیگر شهروندان آزاد و متعهد هر آنچه از دستم برآید انجام خواهم داد.
همانگونه که در بیانیه خود اعلام کردهام بار دیگر براین نکته تاکید دارم که تلاش برای بستن راه تشتت آرایی که معطوف به اصلاحات، پیشرفت و اعتلاء مادی و معنوی میهن و تامین عدالت همه جانبه و پاس داشت حرمت و کرامت و آزادی انسان و اخلاق بخصوص درمیان حاکمان است وظیفهای است بردوش همه ما و در این مرحله خاص تدبیر و همراهی جنابعالی و برادر بزرگوارمان جناب آقای کروبی در رسیدن به وحدتی که در نامه اتان به آن اشاره کردهاید کارساز خواهدبود.
انشاءالله
زمانی که متنفذان از نفوذ خود برای دیکتاتوری (دیکته کردن فرامین شان) و توسعه و حفظ سلطه استفاده میکنند، جز مبارزه برای تغییر وضع موجود راهی پیش رو نیست. تکنیک فراموش کردن قدرتمندان، نخستین راهی است که مردم در پیش می گیرند. فراموش کردن قدرت بزرگنمایی شده ی قدرتمندان جهانی و منطقه ای و ملی، چیزی فراتر از تحقیر آنان است. موتور تحرک داخلی و امید برای تغییر وضع موجود است. تبلور عینی شعار الله اکبر است.
اگر آنان میخواهند از راه حق و عدالت و آزادی و در واقع راه ادیان الهی و مردان خدا دور شوند، شعار و هوچی گری نجاتشان نمی بخشد و به هستی و آینده ی خود آسیب میزنند و بس. راه پیشینیان ستمکارشان را طی میکنند و نتیجه ای جز نصیب آنان نخواهند گرفت. ما نیز آنان را فراموش میکنیم و راه خویش می رویم تا خدا.
توکل بر خدا
بنده که دسترسی ام فیلتر نشده است. شاید موقتی فیلتر شده و شاید نیز فیلترینگ هنوز تکمیل نشده است.
لینک مطلب:
تازه ترین آدرس سایت انتخاب به دستور کمیته تعیین مصادیق فیلتر شد و باز هم اعراض مسئولین این سایت در مورد دلیل فیلتر شدن این سایت به جایی نرسید!
بنابراین گزارش، سایت انتخاب چند روز مانده به ایام عید، فیلتر شد و باز هم دلیلی از سوی مسئولین امر ارائه نشده است.
در همین حال، مسئولین انتخاب شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارائه کرده اند و ضمن درخواست برای پیگیری در مورد دستور دهنده ی اصلی فیلتر کننده «انتخاب» و رفع فوری ان، خواستار پرداخت غرامت شده اند.
ظاهراً فیلترکنندگان ناشناخته و همیشه پنهان بهترین زمان فیلترینگ «انتخاب» را ایام عید می دانند تا صدای اعتراض مسئولین و مخاطبانس به جایی نرسد!
اخبار تکمیلی متعاقباً ارسال می شود.
به نظر من انصراف خاتمی فرار از قطبی شدن غیر مفید در تاریخ صد ساله ما است. چون معمولا در تاریخ ما رای مردم در برابر قدرت قرار گرفته است و به این شکل بوده که یک شروع انفجاری دارد اما با پایانی انتحاری تمام می شود و پس از آن انفعال و یاس بر مردم غلبه پیدا می کند و بعد دوباره خیزش مجدد انجام می شود و این وضعیت تکرار می شود.»
وی در ادامه گفت:« از آنجا که زمینه های لازم در جامعه وجود ندارد تا رای مردم را نهادینه کند و از آنها صیانت کند، این قطبی شدن غیر مفید است. از انقلاب مشروطه تاکنون افرار مختلفی این وضعیت را تکرار کرده اند و مصدق، بازرگان و خاتمی نمونه های این افراد هستند.»
این فعال ملی مذهبی افزود:« این کار خاتمی نوعی درایت بود چون خاتمی از قطبی شدنی فرار کرد که تاکنون به نفع جامعه ما نبوده است
لینک مطلب:
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
وی افزود:«از یک سو همسر سخنگوی دولت خواهان توضیحات آقای مهندس موسوی درباره رانتخواری یا عدم رانتخواری خود و خانوادهاش میشود و به روی خود هم نمیآورد که اگر قرار است کسی درباره رانتخواری و سوءاستفاده ازموقعیت و جعل سند و مدرک توضیح بدهد آقای احمدینژاد است که امثال آقایان کردان، محصولی و رحیمی را به پستهای کلیدی منصوب کرده است. آقای مصباح یزدی نیز آقای کروبی را مجهولالهویه میخواند. وقتی آقای مصباح که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ملت ایران نداشت تئوریسین انقلاب اسلامی و مفسر انحصاری اندیشه امام می شود، حتماً آقای کروبی مجهولالهویه خواهد شد.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب درباره ادعای کذب بخش خبری 30/20 صدا و سیما مبنی بر انتقاد شدید تاجزاده از مهندس موسوی گفت:«متأسفم که صدا وسیما و کیهان که مدیران آن منصوب مقام رهبری هستند، خود را دارای مصونیت آهنین میدانند و غیراخلاقیترین رفتار را پیشه کردهاند و برای تضعیف رقیب خود به هر روشی دست مییازند.»
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد:«از سوی دیگر صدا و سیما و کیهان میکوشند ولو با دروغ اصلاحطلبان را به جان یکدیگر بیندازند و چنان القا کنند که جنگ قدرتی در اصلاحطلبان وجود دارد. حال آنکه اصولگرایان اختلافاتی به مراتب عمیقتر، گستردهتر و آشکارتر از اصلاحطلبان دارند و صدا و سیما و کیهان میکوشد آنان را متحد و فارغ از اختلاف نشان دهند. نمونه تازه آن مکاتبه رییس دولت نهم با رییس راهیافتگان به مجلس هشتم است که کار را به طنز کشاندهاند و 30 سال بعد از پیروزی انقلاب قادر به تهیه یک لایحه بودجه آبرومند برای کشور نیستند.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
یاری: عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت درباره علت تصمیم آقای خاتمی در انصراف از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری گفت:«آقای خاتمی در بیانیه خود دلایل اصلی تصمیم خویش را به روشنی بیان کرده است که مهمترین آن اول جلوگیری از شکلگیری این ذهنیت در جامعه است که اصلاحطلبان نه برای آرمان خویش و پیشرفت کشور بلکه برای کسب قدرت وارد صحنه رقابتهای انتخاباتی با یکدیگر شدهاند و با وجود آنکه بارها اعلام کردهاند کشور در شرایط مخاطرهآمیزی به سر میبرد اما جنگ قدرت مانع از آن است که به صورت متحد در صحنه رقابتها حاضر شوند.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، سیدمصطفی تاجزاده ادامه داد:«دلیل دوم آقای خاتمی، درسگیری از تجربیات گذشته و تاریخی است مبنی بر این که تعدد نامزدهای اصلاحطلب موجب تشدد و پراکندگی آرا میشود. در چنین حالتی اقتدارگرها فرصت پیدا میکنند از این تعدد، تشدد را نتیجه بگیرند و حداکثر بهرهبرداری را برای شکست تفکر و جریان اصلاحطلبی در ایران بکنند. بنابراین آقای خاتمی تشخیص داد که با انصراف خویش میتواند اجازه ندهد رقابتهای انتخاباتی در درون جبهه اصلاحات به اختلاف آنان نزد مردم تفسیر نشود و آرای مردم نیز پراکنده گردد.»
وی درباره پیامدهای این تصمیم گفت:«آقای خاتمی درس بزرگی به همه سیاستمداران و به ملت ایران داد و آن ترجیح منافع و مصالح ملی بر منافع و علایق فردی است. حتی اگر تصمیم وی نادرست باشد باز هم از اهمیت تاریخی و اخلاقی آن نمیکاهد علت آن است که از مشروطه تاکنون یکی از دلایل عدم تداوم پیروزیهای تحولخواهان اختلاف بین رهبران آنان بوده است و اینکه هر کس فقط خود را ناجی کشور میدانسته و معتقد بوده است مسئولیت باید منحصراً به عهده او سپرده شود.»
معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات تصریح کرد:«در هر حال آقای خاتمی مسئولیت نامزدی را بدان امید به دوش دو نامزد محترم یعنی آقایان موسوی و کروبی واگذاشت که آنان صحنه رقابتهای انتخاباتی را به گونهای مدیریت کنند که نه شائبه جنگ قدرت پیش آید و نه آرای مردم پراکنده شود. در عین حال "تغییر سازنده" مورد نظر پرچمدار اصلاحات در ایران تحقق پذیرد.»
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب درباره ادعای کذب بخش خبری 30/20 صدا و سیما مبنی بر انتقاد شدید تاجزاده از مهندس موسوی گفت:«متأسفم که صدا وسیما و کیهان که مدیران آن منصوب مقام رهبری هستند، خود را دارای مصونیت آهنین میدانند و غیراخلاقیترین رفتار را پیشه کردهاند و برای تضعیف رقیب خود به هر روشی دست مییازند.»
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
وی افزود:«از یک سو همسر سخنگوی دولت خواهان توضیحات آقای مهندس موسوی درباره رانتخواری یا عدم رانتخواری خود و خانوادهاش میشود و به روی خود هم نمیآورد که اگر قرار است کسی درباره رانتخواری و سوءاستفاده ازموقعیت و جعل سند و مدرک توضیح بدهد آقای احمدینژاد است که امثال آقایان کردان، محصولی و رحیمی را به پستهای کلیدی منصوب کرده است. آقای مصباح یزدی نیز آقای کروبی را مجهولالهویه میخواند. وقتی آقای مصباح که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ملت ایران نداشت تئوریسین انقلاب اسلامی و مفسر انحصاری اندیشه امام می شود، حتماً آقای کروبی مجهولالهویه خواهد شد.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد:«از سوی دیگر صدا و سیما و کیهان میکوشند ولو با دروغ اصلاحطلبان را به جان یکدیگر بیندازند و چنان القا کنند که جنگ قدرتی در اصلاحطلبان وجود دارد. حال آنکه اصولگرایان اختلافاتی به مراتب عمیقتر، گستردهتر و آشکارتر از اصلاحطلبان دارند و صدا و سیما و کیهان میکوشد آنان را متحد و فارغ از اختلاف نشان دهند. نمونه تازه آن مکاتبه رییس دولت نهم با رییس راهیافتگان به مجلس هشتم است که کار را به طنز کشاندهاند و 30 سال بعد از پیروزی انقلاب قادر به تهیه یک لایحه بودجه آبرومند برای کشور نیستند.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
خاتمی گفت اگر درست به صحنه بیاییم امکان پیروزی هست و اگر به تشتت و اختلاف گرفتار شویم، بزرگ ترین امداد برای رقیب و برگزاری انتخابات مدیریت شده است
خاتمی پیروز بزرگ انتخابات دهم است، که هم در تاریخ می ماند و هم در جغرافیای این ایام. او برای خود نیامد و برای خویش نیز نرفت. این سرمایه را برای این انتخابات و برای بعد از آن قدر بشناسیم. «انصراف» او بزرگ تر از ماندن اوست. انصرافش را می توان بازآفرینی استعفایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست. او پس از استعفا بیشتر ماند و موثر بود. آن روز که رفت در بدرقه اش هنرمندان و اندیشمندان کشور این بیت از حافظ را بسیار خواندند که «کاروانی که بود بدرقه اش لطف خدا
به تحمل بنشیند، به صلابت برود»
و امروز که رفت، بسیاری گریستند، بسیاری در شوک فرو رفتند و بسیاری هم فکر کردند. دکتر سیدجعفر شهیدی در آن تودیع باشکوه گفت؛ «برای توفیق آقای خاتمی نمی خواهم دلیلی از این طرف و آن طرف بیاورم. دلیل آن را در همین جا و در همین جمع می بینم و شما هم می بینید. بیهوده سخن به این درازی نبود... حضور این جمع که از طبقات مختلف تشکیل شده و وقتی هم آمدند که آقای خاتمی می خواهد وزارتخانه را تودیع بکند، نشان می دهد که از صمیم قلب آنها نسبت به آقای خاتمی حق گزار هستند.»
به نام خدا
دوستان سلام.
دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.
تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این ۷ سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.
خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده
.
.
.
شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.
امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.
.
.
راستی
بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :”فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟”
به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم “نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :”خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست”
خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم “بیمارستان کودکان مفید”
دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.
نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که ۱۲ ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:”مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟”
شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:”دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!”شگفت زده شدم…
خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!
با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.
برام دعا کنید
البته من هم براتون دعا می کنم.
تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.
لینک مطلب از وبلاگستان:
انصراف آقای خاتمی اتفاق مهمی است که احتمالا بسیاری از موضوعات دیگر انتخابات را تا پایان آن تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این انصراف را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ آیا تصمیمی درست بوده یا اشتباه؟ فارغ از این پرسشها، نحوه برخورد علاقهمندان به ایشان با انتخابات و شخص آقای خاتمی چگونه باید باشد؟ برخی از دوستان و فعالان معتقدند که این تصمیم اشتباه بوده است زیرا پذیرفتنی نیست که پس از حضور فعلی به صرف نامزدی آقای موسوی، آقای خاتمی انصراف دهند و اعتبار آن جمله <یا من یا موسوی> نیز مربوط به پیش از آمدن بوده است و اکنون که آقای خاتمی وارد عرصه شده و حتی سفرهای استانی خود را هم آغاز کردند، دلیلی بر این انصراف نیست.اگر آن جمله ناظر به توافق میان آن دو بوده است، با آمدن آقای خاتمی دیگر وجهی برای آمدن آقای موسوی باقی نمیماند و اگر آن جمله ناشی از یکسوءبرداشت یا سخنی یکطرفه بوده، باز هم به دلیل مصالح مردم و جامعه میتوان بر حسب موقعیت جدید موضع مناسبی اتخاذ کرد. ضمن اینکه در این فاصله شور و هیجانی هم پیدا شده که نادیده گرفتن آن با انصراف از نامزدی درست نیست، و اگر در گذشته آمدن و نیامدن بیشتر جنبه فردی و شخصی داشت، در حال حاضر جنبه عمومی و جمعی هم دارد و تبعات آن گریبان دیگران را هم خواهد گرفت. توجه به این استدلالها و دلایل دیگر نشان میدهد که انصراف به دلیل حضور آقای موسوی از منطقی استوار برخوردار نیست و میتوان آن را اشتباه دانست.
اما باید توجه داشت که دلیل اصلی این انصراف نامزدی آقای موسوی نیست، بلکه همان دلیلی است که به واسطه آن آقای خاتمی ماههای متمادی درباره آن فکر و موضوع را سبک سنگین کردند و این علت در دو هفته اخیر بیش از گذشته نمود یافته بود، دلیلی که بارها جناب آقای خاتمی از آن به هزینهبر بودن این حضور یاد کردند؛ هزینهای که برای جامعه به مراتب از ادامه دولت فعلی در دور بعدی هم میتوانست بیشتر باشد. بنابراین اگر از انصراف را از حیث حضور آقای موسوی به مساله نگاه کنیم، شاید این تصمیم اشتباه بود اما این تصمیم از زاویه دوم، آقای خاتمی و مجموعه اصلاحطلبان را از مواجه شدن با اشتباهی بدتر در آینده نجات داد و تصمیم عقلانی یعنی همین.
تصمیم شجاعانه و عقلانی یک سیاستمدار آن نیست که میان دو گزینه خوب و بد، گزینه خوب را برگزیند، چنین حالتی در عالم سیاست کمتر رخ میدهد. تصمیم عاقلانه و شجاعانه وقتی است که فرد میان دو گزینه بد و بدتر، گزینه بد را برمیگزیند و میان منافع کم و کوتاهمدت با ضرر زیاد و بلندمدت، از ضرر بلندمدت پرهیز میکند. میان فشار احساسی و روانی برای انجام عمل با محاسبه و منطق و عقلانیت، دومی را برگزیند. من قبلا هم گفتهام فشار روانی و احساسی که در جریان ورود به عرصه انتخابات به آقای خاتمی وارد شد، و دو گزینه خدمت و خیانت برای ایشان تعریف کردند و عدم ورود را به منزله خیانت شمردند، عملی ناپسند و خلاف اخلاق بود، حتی اگر کسی هم معتقد بود که آقای خاتمی باید وارد میدان میشد، لازم بود که مبانی خود را با منطق و استدلال ارائه میکرد اما فشار تبلیغی و روانی و احساسی به درد هر کاری بخورد برای سیاست، آن هم در میدان سیاسی ایران و اصلاحطلبان مفید نیست. برای ساخت هر کالایی ابتدا فکر میکنند پس از رسیدن به نتیجه مثبت برای تولید آن هم، دقت و فکر لازم را در تولید به کار میبرند و فقط موقع فروش و عرضه است که تبلیغ میکنند. اما برخی دوستان درباره کالای سیاسی به نحو معکوسی عمل کردند؛ اول تبلیغ کردند، در مرحله انصراف هم میخواستند همین شیوه را پیش بگیرند که جناب خاتمی سریعتر از گذشته اقدام کرد و این دوستان ظاهرا عقلانیت جمعی را برای مراحل پایانی گذاشته بودند.
اشکالی که در این شیوه به وجود میآید شکلگیری یأس و ناامیدی در برخورد با اولین مانع است؛ موضوعی که ممکن است در حال حاضر نزد جوانان پرشور و طرفدار آقای خاتمی پیش آمده باشد، مشکل دیگر هم رویگردانی نسبی از عامل این یأس و ناامیدی است، که این خود بدتر از اشکال اول است. به نظر من باید هر دو مشکل را حل کرد و اجازه نداد که گسترش یابد.
اگر آقای خاتمی از ابتدا برای اثبات حضور خویش وارد میدان میشد، انصراف از نامزدی میتوانست موجب یأس و ناامیدی و حتی تحریم و کنارهگیری شود اما همانطور که آقای خاتمی بارها و در اعلامیه انصراف نیز گفته است، برای تغییر مدیریت فعلی گام به میدان گذاشته است، و اگر این تغییر اصل است پس باید از این انصراف انرژی بیشتری گرفت و با احساس مسوولیت و نشاط افزونتری به سوی این تغییر گام برداشت. امید به تحقق این هدف، همان انگیزه اصلی است که آقای خاتمی را وادار به این تصمیم شجاعانه و عقلانی کرد. و اتفاقا آقای خاتمی در اعلامیه خود هم روشن کرده است که انصراف از نامزدی به منزله کنار رفتن از عرصه سیاست نیست و چه بسا با دست بازتری برای بسط گفتمان اصلاحی وارد میدان شوند و با بیان ایدههای خود، معیاری برای سنجش نامزدها و برنامههای نامزدها در اختیار افکار عمومی و علاقهمندان به ایشان قرار گیرد. بنابراین جوانی که خود را علاقهمند به وی میداند، برای اثبات صداقت خود باید این راه را در کلیت آن طی کند.
مشکل دیگر رویگردانی و ناامیدی و افزایش فشارها به آقای خاتمی به دلیل اتخاذ این تصمیم است. همراه و همگام صادق کسی است که در موقع سختیها در کنار فرد قرار گیرد، چرا که در زمان صعود و شکوفایی و اقبال مردمی در کنار افراد قرار گرفتن چیزی جز نفعطلبی و فرصتطلبی نیست. بنابراین حمایت از این تصمیم بر کسانی که ایشان را تشویق به حضور کردند، واجبتر است تا کسانی که در راه چنین تشویقی گام برنداشتند.
نکته پایانی که دوست دارم هماکنون بگویم این است که بسیار شنیدهام که اگر گفتهاند < اگرآقای موسوی نتواند دولت فعلی را تغییر دهد، مسوولیت اصلی آن برعهده آقای موسوی است.> این سخن نوعی جرزنی سیاسی است که قطعا آقای خاتمی با آن موافق نخواهد بود زیرا اگر عقیده به این امر دارند و میدانند که با تداوم حضور خود میتوانند تا پایان ادامه دهند و پیروز از صندوق بیرون آیند در این صورت هیچ مجوزی برای کنارهگیری وجود ندارد، از نظر من گرچه تغییر رئیسجمهوری مهم است اما مشروط به ورود از موضع عقلانی و قابل دفاع، است. بنابراین صحیح نیست که این فشار روانی بر آقای موسوی وارد شود، اجازه دهیم آقای موسوی برحسب راه و روشی که فکر میکند درست است و فارغ از تنشهای جاری قدم بردارد. ایشان قادر است که بخشهایی از بدنه صادق جناح حاکم و نیز بخشی از نیروهای اصلاحطلب را متحد کنند و بلوک جدیدی در انتخابات ایجاد کنند، همچنان که آقای کروبی میتواند به بازسازی روابط داخلی اصلاحطلبان بپردازد و بخش اصلی و مهمتر آنان را در کنار گروههای متعدد دیگر مجددا بسیج کرده و انتخاباتی موثر را تا پایان راهبری کنند البته این امکان بالقوه در هر دو نفر وجود دارد، اما اینکه هرکدام تا چه حد بتوانند این ظرفیت را فعلیت بخشند، در هفتههای آینده روشن خواهد شد. هدف اصلی در این انتخابات در درجه اول باید بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاحطلبان باشد و در مرحله دوم فعالیت و مشارکت سیاسی و در مرحله سوم تقویت و نهادینه کردن بنیان انتخابات در کشور بهعنوان راهی برای برونرفت از معضلات عمیق کشور است و اگر این سه هدف محقق شود، هدف تغییر نیز قطعا دور از دسترس نیست.
انصراف خاتمی نقش زیادی در افزایش محبوبیت عمومی وی خواهد داشت ولی به هر حال شوک سیاسی سنگینی به بدنه فعالین سیاسی وارد کرد و موجب افزایش نگرانی ها از تداوم سیاست های تخریب کننده ی زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور دارد.
اینکه خاتمی در نقش رهبر اصلاحات با گروههای وسیعی از مردم ارتباط خود را حفظ کند، مقدمه ای است که نتایج بسیار مبارکی را در پی خواهد داشت و حتما از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم ارزشمندتر خواهد بود.
در سالهای سازندگی، انتقادات زیادی از اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی و وضعیت عمومی کشور از سوی بخشی از فعالین با سابقه انقلاب که گرایش ضد سرمایه داری داشتند، به عمل می آمد. یکی از دوستان که منتقد بی مهابای وضع موجود و لایه های مختلف حکومت بود، علیرغم سابقه ی طولانی خدمت در عرصه های حساس و تاثیرگذار سیاسی و غیره، ترجیح داده بود حساب زندگی و معیشت اش را جدا کند و تقریبا با رحلت امام ره از امور کناره گیری جدی کرد.
یکبار در گل فروشی که به راه انداخته بود از رویارویی اش با دوست متنفذ دیگری حرف میزد که از حضور شخصیت برجسته ای چون او در یک گل فروشی نسبتا حقیر تعجب میکرد. حاجی ... به شیخ ... گفت: گل فروش بهتر از ... است و به همین جهت انتخاب کرده ام.
... در سالهای اصلاحات به فعالیت اقتصادی اش مشغول بود و توسعه زیادی به امکاناتش داد و همچنان از فعالیتهای دولتی دور بود. در یکی از میهمانیهای دوستانه وی را دیدم که مشغول تبلیغ آقای احمدی نژاد است. باور نمیکردم. او که در نقد وضع موجود چنان بود، چگونه چنین انتخابی داشته باشد. اندکی با او صحبت کردم. قاطعانه در مخالفت با آقای هاشمی و حمایت از احمدی نژاد صحبت میکرد. در میان دوستان فعال و مبارزش او تنها چهره شاخصی بود که چنین انتخابی کرده بود و از این حیث مورد انتقاد شدید آنها بود ولی دوباره به مسیر مشترکی با همان شیخ ... رسیده بود.
امروز حاجی و شیح داوطلبانه و از سر وظیفه در خدمت دولت احمدی نژاد هستند. تعجب از بازی روزگار تمامی ندارد.
خدا عاقبت آنها و ما را ختم به خیر فرماید.
اکنون که جریان حمایت از احمدی نژاد باریک تر و نحیف تر میشود، بهتر میتوان به اهداف و ماهیت و کارکردهای لایه های مختلف حامیان احمدی نژاد پرداخت و ریزش آنها را در شرایط تقریبا چهار سال گذشته و ماههای آینده تحلیل کرد.
بی تردید مخالفت با هاشمی رفسنجانی و خاتمی و جریانات منتسب به آنان دو محور اصلی و تقریبا مشترک لایه های مختلف جریان احمدی نژاد محسوب میشود.
لینک مطلب:
مرتضی کاظمیان
لینک مطلب:
اسامی نهایی 90 فیلم سینمایی و تلویزیونی در تعطیلات نوروزی سال 88 و ساعت پخش آنها مشخص شد. به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، جشنواره نوروزی فیلمهای سیما از سه شنبه 27 اسفندماه آغاز و تا جمعه 14 فروردین ماه ادامه خواهد داشت.
بنابر این گزارش، اسامی فیلم های نوروزی سیما به تفکیک شبکه به شرح زیر است:
**شبکه یک سیما:
شبکه یک سیما فیلمهای نوروزی خود را هر روز ساعت 16 تا 18 به روی آنتن میفرستد.
فیلمهای سینمایی آغاز سحرگاه(27اسفند)، پیش از آن که شیطان بفهمد تو مردهای(28 اسفندماه)، کودک و روباه(29اسفند)، بمانی هفتم (30اسفند)، هیاهوی بچه(1فروردین)، ماه قرمز(2 فروردین)، مکزیکی(3 فروردین)، عنکبوت و رز(4 فروردین)، گراناز(5 فروردین)، میلیونر زاغهنشین (6 فروردین)، بیگانهای پشت در(7فروردین)، رفتن به خانه(8 فروردین)، بیرون از بهشت(9 فروردین)، پرنده کوچک(10 فروردین)، خشاب خالی (11فروردین)، بهار شیرین(12 فروردین)، دختر جوان و گرگها (13 فروردین)و پایان بازی(14 فروردین) از شبکه یک سیما پخش خواهند شد.
**شبکه دو سیما:
فیلمهای ویژه نوروز شبکه دو سیما در این ایام ساعت 22:45 تا 24 از این شبکه پخش میشوند.
فیلمهای سینمایی راه حل نهایی(27اسفند)، توطئه 1(28اسفند)، توطئه 2(29اسفند)، کلاه چرمیها(30 اسفند)، ماه از روی سکو(1فروردین)، دنیای بدون دزدها(2 فروردین)، حول حالنا1و2(3 فروردین)، کارلیتوس(4 فروردین)، حلقه(5 فروردین)، مانگرو(6 فروردین)، شکست(7فروردین)، محبوبه(8 فروردین)، آقای سه هزار (9 فروردین)، عید به خانه میآید (10 فروردین)، جرقه نبوغ(11فروردین)، تجارت جهانی(12 فروردین)، من و شیطان(13 فروردین) و ماجرای دسپرو (14فروردین) از شبکه دو سیما بهروی آنتن خواهند رفت.
**شبکه سه سیما:
فیلمهای نوروزی شبکه سه سیما هر روز ساعت 20 تا 21:30 از این شبکه پخش میشوند.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی تلألو (27 اسفند)، اگه میتونی منو بگیر(28 اسفند)، دارودسته فوتبالیستها(29 اسفند)، ده رقمی(30 اسفند)، بچههای آسمان(1 فروردین)، همسر دلخواه من(2 فروردین)، مومیایی3 (3فروردین)، پسرها سرباز بهدنیا نمیآِیند(4 فروردین)، مردی بهنام ییپ(5فروردین)، ای دوست مرا بهخاطر بسپار(6 فروردین)، شوالیه تاریکی(7 فروردین)، ارتفاع 6:41(9 فروردین)،سرقت بزرگ(10 فروردین)، رفیق بد(11 فروردین)، سرشاخ(12 فروردین)، خط آبی باریک(13 فرودین) و قهرمان تحت تعقیب (14فروردین) از شبکه سه سیما پخش خواهند شد.
شبکه سه سیما روز 8 فروردین ماه به دلیل پخش زنده مسابقه فوتبال میان تیمهای فوتبال ایران و عربستان، فیلم سینمایی نخواهد داشت.
**شبکه چهار سیما:
شبکه چهار سیما فیلمهای نوروزی خود را هر روز ساعت 18 تا 20 پخش میکند.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی غار(27 اسفند)، با شرکت پانچوویلا(28 اسفند)، در آینه و نیمه روشن(29 اسفند)، صنم و عروس برفی(30 اسفندماه)، هواپیماها، قطارها و اتومبیلها(1فروردین)، مسافران فضا(2 فرودین)، نخست وزیر(3 فروردین)، آیین دلبری(4 فروردین)، غبار(5فروردین)، کلیدهای خانه(6 فروردین)، جزیره مسکونی(7فروردین)، آسمان سیاه شب(8فروردین)، ضیافت چینی(9 فروردین)، تشنج(10 فروردین)، ماجراجویی عجیب فیلهمون و ماتادلو(11 فروردین)، بدل( 12 فروردین)، مکس پین (13 فروردین) و گومورا(14 فروردین) روی آنتن شبکه چهار سیما خواهد رفت.
**شبکه تهران:
شبکه تهران در ایام نوروز فیلمهای خود را هر روز ساعت 13 تا 15 به روی آنتن میفرستد.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی مارهای آناکوندا(27 اسفند)، دزد شب(28 اسفند)، دره گرگها(29 اسفند)، چند روز مهربانی و نامادری(30 اسفند)، تحت تعقیب(1فروردین)، بهنام پادشاه(2 فروردین)، هالک2 (3فروردین)، و دوباره بهار(4 فروردین)، کوسههای خشمگین(5 فروردین)، چاپلین(6 فروردین)، ترانسپورتر3(7 فروردین)، عنکبوتهای یخی(8فروردین)، اتصال(9 فروردین)، جنگ(10 فروردین)، به شمال خوش آمدید(11 فروردین)، آب و آینه(12 فروردین)، از بچهها اجازه بگیرید(13 فروردین)و کلاهبرداران(14 فروردین) فیلمهای نوروزی شبکه تهران هستند.
لینک مطلب:
وزیر اطلاعات در حاشیه دومین جلسه استانی هیات دولت در استان کردستان درباره امنیت این استان گفت: بحمدالله امنیت خوبی را در این استان شاهد هستیم و در واقع کردستان در بهترین وضعیت امنیتی قرار دارد
به نظر میرسد که خانم فاطمه رجبی همچنان در عرصه تخریب شخصیت های سیاسی مخالف احمدی نژاد فعالیت میکنند. حملات صریح ایشان به آیت الله هاشمی رفسنجانی و عزیز شدن بیش از پیش آقای هاشمی در باره دیگر سیاستمداران نیز تکرارپذیر است.
شهرت خانم رجبی در حوزه رسانه به کم و کیفی رسیده است که ایشان را نمیتوان و نباید نادیده گرفت. وی در این مرحله به میرحسین موسوی و سید حسن خمینی حملات سنگینی کرده است و احتمالا به زودی آقای کروبی نیز مشمول توجه ویژه ایشان خواهند شد و همه ی این اقدامات در کنار دیگر فعالیتهای دولت احمدی نژاد پشتوانه ی "نه بزرگ ملت ایران به اصولگرایان" خواهد بود.
در واقع وی متکی به دو عامل : ادبیات خاص خود و اعتبار و جایگاه فعلی آقای احمدی نژاد در افکار عمومی، بر اعتبار و موفقیت اصلاح طلبان به عنوان مخالفان احمدی نژاد می افزایند.
در چند روز اخیر بارها در سایتها و وبلاگها شاهد انتشار سخنان ایشان بودم. روشن است که اصلاح طلبان در انتشار عقاید و افکار ایشان نقش زیادی دارند چرا که معتقدند اصل و اساس و هویت منتقدان به اصلاح طلبان و اصلاح طلبی را به خوبی منعکس میکند.
لینک مطلب:
ظاهرا هم جناب آقای خاتمی به این نکته توجه دارند و هم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی تاکید کردهاند که خواهان انصراف هیچ نامزدی نیستند در عین حال که میتوان با برنامهریزی دقیق رفاقت اصلاحطلبان را در عین رقابت حفظ کرد و استراتژی مشترکی را میان نامزدهای اصلاحطلبان طراحی کرد
لینک مطلب:
در جامعه ای که عده ای در جهت مقاصد و هوای نفس خود عمل می کنند، باید در انتظار اوج گیری تهمت ها علیه میرحسین موسوی بود.
جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان واقعی در جامعه دارای اعتقادات کامل مذهبی است و نسبت دادن اندیشه های ضد خدا به این جریان گناه بزرگی است که باید درباره آن به مراجع حقوقی شکوه برد.
عباس دوزدوزانی اولین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رجایی در گفت و گویی با خبرنگار کلمه، با بیان این مطلب اظهار داشت: چگونه است که در این کشور عده ای مجازند هر گونه اتهامی به افراد وارد کنند و پاسخگوی تهمت ها نباشند.
دوزدانی افزود: در جامعه ای که عده ای در جهت مقاصد و هوای نفس خود عمل می کنند، باید در انتظار اوج گیری تهمت ها علیه میرحسین موسوی بود.
گفتنی است کیهان اخیراً در یادداشتی با انتقاد از میرحسین موسوی نوشت: میرحسین موسوی در برابر اصلاح طلبان که می گفتند« اصلی ترین مانع دمکراسی آن است که در ایران هنوز خدا زنده است» سکوت کرده است.
دوزدوزانی که نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای اسلامی بوده است، در این باره به خبرنگار کلمه گفت: جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان واقعی در جامعه دارای اعتقادات کامل مذهبی است و نسبت دادن اندیشه های ضد خدا به این جریان گناه بزرگی است که باید درباره آن به مراجع حقوقی شکوه برد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رجایی افزود: اگر جریانی سیاسی مرتکب انتشار افکار ضد خدا در جامعه شده بود، دستگاه قضایی مسوولیت پیگیری آن را داشت، اما اگر این اتهام واقعیت نداشته باشد، طرح آن گناه بزرگی است که باید پیگیری قضایی شود.
دوزدوزانی با تأکید بر این که اگر میرحسین موسوی با افکار لائیک در جریان های اصلاح طلب مواجه شده بود، قطعاً موضعگیری می کرد، گفت: جریان اصلاح طلبی معتقد به اصول اعتقادی و مذهبی است و طرح چنین اتهاماتی نشان دهنده هوای نفس و مقاصد سیاسی خاص است.
وی در ادامه گفت و گوی خود با خبرنگار کلمه تأکید کرد: من نیز همچون میرحسین موسوی معتقد به ضرورت توجه به اصلاحات و تطبیق با مهمترین پیشرفت ها همزمان با حفظ ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی هستم.
دوزدوزانی در پایان تأکید کرد: در جامعه ای که داعیه دار بالندگی و شکوفایی است، بی توجه به اصلاحات نمی تواند منطقی تلقی شود.
گاهی مجبوریم و یا مجبورند که انتخاب های حداقلی کرد و اشکالی هم ندارد ولی گاهی چنین نیست و باید بلندپروازانه اندیشید و عمل کرد و یا برعکس محدودیتها را درک و محتاطانه عمل کرد.
پیروزی کوتاه مدت در جنگ ایران و عراق هدف خوبی بود ولی چنین انتخابی پیش روی کشور نبود و کسانی که چنین بلندپروازی هایی را داشتند به نتیجه نرسیدند و اگر عمل کردند به منابع خودی آسیب های سنگین وارد کرده اند. رفتارها بلندپروازانه در عرصه های مختلف، اگر مبتنی بر واقعیت نباشد و به مقدمات آن بی توجهی شود، اثر معکوس دارند و به همین جهت است که افراطیون و تفریطیون در هر حوزه ای نقش مشترکی را در تخریب ایفا میکنند.
از سوی دیگر تکیه مستمر بر انتخاب حداقلی و اصرار بیش از حد بر آن، موضع انتخاب کنندگان را به سطح واخوردگان سیاسی کاهش میدهد و قدرت مانور را آنها میگیرید. این دسته معمولا در طرح پیشنهادهای خود بین هدف نهایی و عملی که انجام میدهند فاصله ای عمیق را برجا میگذارند. سخن گفتن از سقف و نگاه بر آن داشتن و قدم بر داشتن محتاطانه، محدودیتهای زیادی را به جریانات سیاسی تحمیل میکند.
لینک مطلب:
آقای خاتمی انسان بااخلاقی است؛ اگرچه در عالم سیاست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جایی ندارد، ولی در ایران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سیاست وجود دارد و نقش مهمی در تصمیمگیریها دارد. برای همین به آن دوست عزیز گفتم که خاتمی کنار خواهد رفت
اصولا دوران تکروی و خودمحوری در جامعه ایران به پایان رسیده، و اگر جلوی آن گرفته نشود، خسارات عظیمی به بار میآورد.
اینکه من در نامهای به یکی از دوستان مطبوعاتی گفتم ایمان بدون تقوی خطرش از جاسوسی برای دشمن کمتر نیست، برای این بود که بیاخلاقی و عدم مسئولیت و تعهد در عرصه سیاست و خودمحوری و تکروی، میتواند جامعهای را با فاجعه روبهرو کند؛ ولی جاسوسی در یک بخش محدود از جامعه آسیب وارد میآورد. بنابراین کسانی که برای مقابله با جاسوسی تلاش میکنند، باید برای مقابله با بداخلاقی و خودمحوری در عرصه سیاست تلاش بیشتری انجام دهند
لینک مطلب:
اخیراً شنیده شده است برخی با پخش آگهی هایی درصدد تخریب خاتمی در شهر قم هستند آیا به عنوان یک روحانی که در این شهر زندگی می کنید موافق این گونه تخریب ها هستید؟
من اطلاعی از این موضوع ندارم اما برخی کاندیداها به دنبال مظلوم نمایی هستند و پروژه مظلوم نمایی را رای آور می دانند لذا چنین مباحثی را مطرح می کنند
لینک مطلب:
یاری: دبیرکل حزب اعتمادملی گفت:«آقای خاتمی از دوستان خوب اینجانب و از چهرههای برجسته کشور و صاحب فضل و تفکرند و در هر مقام و موقعیت اجتماعی میتوانند موثر واقع شوند بهخصوص در شرایط بحرانی کنونی کشور که نیاز به اتحاد و همدلی وجود دارد و معتقدم اگرنتیجه انصراف جناب آقای خاتمی کاهش امید به تغییر و افزایش یأس و ناامیدی در گروهی از حامیان ایشان باشد، احساس میکنم که باید برای تغییر این وضع تلاش کرد.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام مهدی کروبی در آخرین جلسه شورای سیاستگذاری روزنامه اعتماد ملی در سال 87 که با حضور اعضا و مشاوران مطبوعاتی مهدی کروبی برگزار شد، با اشاره به تحولات جاری انتخابات ریاستجمهوری و با تجلیل از سوابق سیاسی و اجرایی خاتمی اظهار داشت:«من از آغاز فرآیند انتخابات اخیر میدانستم شرایط این دوره بسیار پیچیده و متفاوت خواهد بود و به همین علت از آغاز سعی کردم ضمن تلاش برای حفظ وحدت اصلاحات به صورت حزبی نامزد انتخابات شوم و ضمن احترام به همه نامزدهای انتخابات آینده از هیچکس نخواهم به نفع فرد دیگری کنار رود.»
رئیس مجلس ششم افزود:«اگرچه تحلیل من از انتخابات روشن بود و معتقد بودم که در صورت اتحاد اصلاحطلبان امکان پیروزی بیشتر خواهد شد اما در این مدت از تکثر نامزدهای اصلاحطلب استقبال میکردم و هریک از نامزدهای اصلاحطلب را یکصدا و یکامکان برای تغییر وضع موجود میدیدم و از همین منظر اگر نتیجه انصراف جناب آقای خاتمی کاهش امید به تغییر و افزایش یأس و ناامیدی در گروهی از حامیان ایشان باشد، احساس میکنم که باید برای تغییر این وضع تلاش کرد. »
کروبی در عین حال ابراز امیدواری کرد که سیدمحمد خاتمی بهعنوان چهرهای ملی و اصلاحی همچنان در عرصه عمومی بمانند و اظهار داشت:«ممکن است برخی نگرانی داشته باشند که این انصراف به معنای بیبهره شدن از موقعیت سیاسی و مردمی آقای خاتمی باشد اما همانگونه که ایشان در بیانیه خود اعلام کرده است با وجود انصراف از نامزدی همچنان در عرصه انتخابات باقی میمانند و به تلاش خود برای پیروزی اصلاحات ادامه خواهند داد و این مایه امید است.»
صاحبامتیاز روزنامه اعتماد ملی ادامه داد:«همگرایی فراتر از وحدت باید در ادامه این انتخابات مورد توجه اصلاحطلبان قرار گیرد. ظاهراً هم جناب آقای خاتمی به این نکته توجه دارند و هم جناب آقای میرحسین موسوی تاکید کردهاند که خواهان انصراف هیچ نامزدی نیستند در عین حال که میتوان با برنامهریزی دقیق رفاقت اصلاحطلبان را در عین رقابت حفظ کرد و استراتژی مشترکی را میان نامزدهای اصلاحطلبان طراحی کرد.»
کروبی مهمترین محورهای همگرایی اصلاحطلبان را مواردی مانند صیانت از آزادی انتخابات و آرای ملت عنوان کرد و گفت: بهخصوص در زمانی که شورای نگهبان و وزارت کشور همسو هستند.
این کاندیدای اصلاحطلب انتخابات ریاست جمهوری دهم، نقد عملکردهای موجود و ارائه راهکارهای جایگزین برای اداره کشور را یکی دیگر از محورهای همگرایی اصلاحطلبان خواند و گفت:«من از آغاز با هرگونه اقدام تخریبی علیه هر نامزد انتخابات آینده مخالف بودم و حتی به روزنامه اعتماد ملی توصیه کردهام اخبار همه نامزدها را منتشر کند و علیه هیچ نامزدی عمل نکند، اکنون نیز بر حفظ احترام و شخصیت همه رجال سیاسی بهخصوص آقای خاتمی تاکید میکنم.آقای خاتمی از دوستان خوب اینجانب و از چهرههای برجسته کشور و صاحب فضل و تفکرند و در هر مقام و موقعیت اجتماعی میتوانند موثر واقع شوند بهخصوص در شرایط بحرانی کنونی کشور که نیاز به اتحاد و همدلی وجود دارد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملی به همراهی خود و خاتمی در نهادها و مقاطع مختلف بخصوص مجلس، دولت در دهه اول انقلاب و عصر اصلاحات اشاره کرد و گفت:«من و آقای خاتمی در مقاطع مختلف همراهی و همدلی کاملی با هم داشتیم بهخصوص در دوره مسوولیت من در مجلس و مسوولیت ایشان در وزارت ارشاد و نیز گاه نامههای مشترک و محرمانهای با هم خطاب به حضرت امام(ره) در دوران جنگ مینوشتیم و در دوره اصلاحات نیز میان ما، رئیس دولت و رئیس مجلس، رابطه صمیمانهای برقرار بود.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان این جلسه با تبریک سال نو اظهار امیدواری کرد تغییری که مردم در پی آن هستند تنها تغییر در فصلها نباشد بلکه تغییر در سیاستها و روشهای اجرایی کشور هم باشد.
لینک مطلب:
عضو ارشد جریان اصولگرایان منتقد با اشاره به عدم کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری، گفت:«در آن زمان تمام تلاش من این بود اجماع کاذبی که انحصار طلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست.»
عماد افروغ در گفتگو با ایلنا، با اشاره به اخباری مبنی بر احتمال انصراف خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری و در خصوص تغییرات آرایش نیروهای سیاسی، اظهار داشت:«به نظر من واقعیت پیچیده تر از آن است که منحصر به یک نفر از اردوگاه اصولگرایان و دو نفر از اردوگاه اصلاح طلبان شود.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم افزود:«با انصراف آقای خاتمی اجماع غیر شفاف و مبهم اصولگرایان شکسته شد زیرا حضور خاتمی شدتی به این اجماع می بخشید و با کناره گیری ایشان اجماع اصولگرایان خود به خود دچار تزلزلی میشود و کاندیداهای دیگر اصولگرایان هم وارد عرصه میشوند و این امری قابل پیش بینی است.»
وی با بیان اینکه شاید بخشی از هواداران و حامیان خاتمی دور میرحسن موسوی حلقه نزنند، تاکید کرد:«این احتمال وجود دارد که دیگر کاندیداهای اصلاح طلب هم وارد صحنه انتخابات شوند.»
افروغ تصریح کرد:«به نظر میآید ما در این دوره از انتخابات با تکثر کاندیداها رو به رو هستیم و آن تکثر تا زمانی که درون گفتمان انقلاب اسلامی باشد و سلامت اخلاقی هم در انتخابات تضمین و حفظ شود، ضمانتی برای حضور حداکثری مردم است.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به پیامدهای تعدد کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد:«در این صورت کاندیداها مجبور میشوند با ارائه برنامههای عملیاتی و منسجم وارد صحنه انتخابات شوند و این امر هم به رشد سیاسی مردم و هم به عقلانیت سیاسی در سیر و روند تاریخی خود کمک میکند. به هرحال نبرد به سمت نبرد برنامهای و تیمی میرود و ما به آن نیاز داریم تا مردم بدانند به چه کسی با چه برنامهای و با چه تیمی رای دهند.»
افروغ با بیان اینکه اتفاقاتی رخ خواهد داد، گفت:«در مجموع هم در میان اصولگرایان تکثر خواهیم داشت و هم در میان اصلاح طلبان.»
وی در بخش دیگری از سخنانش و در خصوص برخی اخبار مبنی بر احتمال کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری، تاکید کرد:«تمام تلاش من این بود که اجماع کاذبی که انحصارطلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست و این گونه مطرح کردم که اگر مسایل طوری پیش رود که عده ای به دلیل مصلحت یا تعارف یا عوامل دیگر احساس کنند فضای باز و سالمی برای حضورشان به عنوان کاندیدا وجود ندارد، در چنین حالتی من بر حسب این که هیچ گاه منفعت طلبی و مصلحت اندیشیها را بر نتابیدهام، گفتم که خود را کاندیدا می کنم اما اکنون فضا دگرگون و عوض شد، اخبار هم حاکی از تکثر دو اردوگاه است، داعیه حضور در انتخابات را ندارم و بیشتر به کارهای روشنفکری و فکری و پژوهشی خود می پردازم و امیدوارم با روشنگریهای خود به انتخاب بهتر مردم کمک کنم.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم در بخش دیگری از سخنانش پیرامون نامه احمدی نژاد به رییس مجلس و اخطار قانونی رییس جمهور به رییس مجلس، گفت:«من به پیروی از فرمایشات امام راحل بر این اعتقادم که مجلس در راس امور قرار دارد و بنابر جایگاه در راس بودن مجلس، نامه لاریجانی قابل دفاع است، ایشان در نامه خود به بندهایی استناد کرده که موید قانونی بودن بنیان تصویب لایحه بودجه توسط مجلس است.»
وی وجود اشتباهات و ضعفها و نقصها را طبیعی دانست و با اشاره به نامه لاریجانی ادامه داد:«نکته جالب در نامه لاریجانی این بود که اخطار قانون اساسی که رییس جمهور دادند، به تعبیر رییس مجلس مستند به قانون اساسی قبل از بازنگری و اصلاحات است و برخی از مفاد این نامه هم جلب توجه می کند.»
عضو جریان اصولگرایان منتقد در پایان خاطرنشان کرد:«برای شخص من دفاع از حرمت مجلس مهم است که به لاریجانی تبریک می گویم. متاسفانه ما در مجلس هفتم شاهد این دفاع طبیعی، قانونی و موثق از مجلس نبودیم و این می تواند امتیازی برای رییس مجلس فعلی به حساب آید.»
لینک مطلب:
رییس ستاد انتخابات کشور، گفت: انشاءالله با تمهیداتی که اندیشیدهایم امیدواریم بتوانیم نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم را یک روز پس از برگزاری این انتخابات اعلام کنیم. پس از اعلام نتایج از سوی وزارت کشور شورای نگهبان با بررسی نتایج انتخابات را تایید نهایی خواهد کرد
لینک مطلب:
در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ از قول آقای مصباحیزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامهای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباحیزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاجآقا روحالله از این تندرویها زیاد میکنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامههای جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بیمهری امثال جنابعالی. و من که از سال ۴۱ رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانوادهاش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده میشد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی میتوانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهرهبرداری کنید.
حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشههای او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمهشعبان سال ۵۷ با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو میدانستید؟
برخوردهای آن روزگار شما نشان میداد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمیرسید، شما احتمالا از کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر میگرفتید و همه را غیرطبیعی فرض میکردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تامالاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقهالاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج ۶ ص ۳۶۷) میگویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را میتوان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی میفرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سالهای گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاجبیتالله الحرام منصوب مینمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه میزنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: میخواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمیداد که به امام ناروا بگویند سعی میکردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسیپور در ایام درگیری بنیصدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنهای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد میگویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمیتوانند فحشی بدهند به این آقایان میگویند چون میدانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبیها انتقام از امام است.
لینک مطلب:
پس از قطعی شدن انصراف خاتمی از انتخابات، حمایت یا عدم حمایت طرفداران و ستادهای وی از میر حسین موسوی به موضوع مناقشه برانگیزی تبدیل شده و به نظر می رسد حداقل طیف های جوان ستادهای خاتمی تمایلی برای حمایت از نخست وزیر دوران جنگ ندارند.اعضای بخش جوانان ستادهای سید محمد خاتمی شب گذشته با عبدالله نوری دیدار کردند.این دیدار در پی قطعی شدن انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری آینده بوده است.به گفته یکی از اعضای حاضر دراین دیدار،جلسه مذکور جهت مشورت و بحث در خصوص انتخابات و همچنین انصراف سید محمد خاتمی و وضعیت کاندیداتوری آقای نوری و اجماع اصلاح طلبان برگزار شده و دو طرف در باره موارد یاد شده نظرات خود را بیان کرده اند.
عبدالله نوری نیز در این دیدار جوانان ستادهای خاتمی را به حفظ آرامش فراخوانده و گفته است که در شرایط حساس فعلی باید خیلی با درایت حرکت کرد و بخصوص از بد اخلاقی ها و تخریب کاندیداهای انتخاباتی و مخصوصا کاندیداهای اصلاح طلب پرهیز کرد.
نوری درباره وضعیت کاندیداتوری خود در انتخابات نیز همه چیز را به گذشت زمان موکول کرده و گفته است این موضوع قابل تامل است ولی نباید با عجله و از روی احساسات تصمیم گرفت. باید صبر کرد چند روزی بگذرد و فضا آرام شود بعد با درایت تصمیمی گرفته شود که صلاح اصلاحات در آن باشد.
گفتنی است پس از قطعی شدن انصراف خاتمی از انتخابات، حمایت یا عدم حمایت طرفداران و ستادهای وی از میر حسین موسوی به موضوع مناقشه برانگیزی تبدیل شده و به نظر می رسد حداقل طیف های جوان ستادهای خاتمی تمایلی برای حمایت از نخست وزیر دوران جنگ ندارند.
بدین ترتیب عبدالله نوری اولین وزیر کشوراصلاحات که پیش از این و در بحبوبه کاندیداتوری مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی با نوعی بی مهری اصلاح طلبان مواجه شده بود، بعید نیست حال به صورت جدی محور رایزنی ها و تحولات اصلاح طلبان قرار گیرد.
نوروز: « برای بسیاری از علاقه مندان و طرفداران آقای خاتمی بخصوص با اقبال فوق العاده مردمی در همین مدت کوتاه حضور، پذیرش و انصراف ایشان بسیار سخت است.»
دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در گفتگو با نوروز اقدام آقای خاتمی را اخلاقی ترین تصمیمی دانست که از شخصیتی همچون ایشان می توان انتظار داشت و گفت: «با توجه به منش و روش و تفکری که آقای خاتمی به آنها مقید و پایبند هستند تصمیم اخیرشان دور از انتظار نبود.»
ایشان با اشاره به برخی سیاستمدارانی که به تدریج از موازین اخلاقی فاصله می گیرند گفت:« تمام سرمایه آقای خاتمی اعتماد مردمی است که آنهم مبتنی بر صداقت و بر مقید بودنشان به موازین اخلاقی است و وی به هیچ وجه حاضر نشد از این مبانی فاصله بگیرد که به نظر تصمیم ایشان قابل درک و قابل تقدیر است و کاملا با تفکر و منش ایشان منطبق است.»
دبیرکل جبهه مشارکت با قطعی دانست آرای آقای خاتمی و پیروزی شان در انتخابات گفت:« ارزش این اقدام وقتی بیشتر معلوم می شود که به گواه موافقان و مخالفان، پیروزی ایشان در انتخابات پیش رو قطعی می نمود و اگر در صحنه می ماندند بدون شک در میان گزینه های مطرح بالاترین میزان رای را به دست می آوردند.»
وی ادامه داد: به نظر من ایشان با نگاه به افق های بلندتر و بخاطر تقید به موازین اخلاقی این تصمیم را گرفتند که بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است و ارزش آن از پیروزی در انتخابات بالاتر است. ایشان با این اقدام نشان دادند که تنها منافع کشور و هدف پیشبرد اصلاحات را مد نظر دارند و نه تکیه زدن بر مسند قدرت و اگر دوستان دیگری آمادگی دارند این مسئولیت را برعهده بگیرند از آن استقبال می کنند و فداکارانه حاضرند به آنها کمک کنند. اقدامی که برای بسیاری از داعیه داران خدمت بسیار سخت می باشد و اینکه که آقای مهندس موسوی در این مسیر هرچند دیرهنگام اعلام آمادگی نموده اند، ایشان ترجیح میدهند در واگذاری این عرصه پیشگام شوند تا ابهام و تردیدی در افکار و آراء مردم بوجود نیاید.
دبیرکل جبهه مشارکت در پاسخ به این سوال که موضع این حزب در این مورد چه خواهد بود، گفت:« حزب در آخرین کنگره خود آقای خاتمی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کرده است و مصوب نموده است در صورتیکه شرایط جدیدی در عرصه انتخابات بوجود آمد شورای مرکزی جبهه مشارکت به همراه روسای مناطق جلسه مشترکی تشکیل داده و با توجه به شرایط جدید در خصوص اقدامات آتی حزب تصمیم گیری خواهند نمود، لذا در همین راستا فردا جلسه مشترکی بین روسای مناطق و شورای مرکزی جبهه مشارکت در تاریخ 28 اسفند ماه برگزار میگردد.»
میردامادی رسیدن به تصمیم نهایی در این نشست را بعید دانست و تصمیم گیری نهایی را منوط به تشکیل نشست های بیشتر در سال جدید دانست.
لینک مطلب:
حضور محترم عالیجنابان:
حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی
حجت الاسلام سید محمد خاتمی
مهندس میر حسین موسوی؛
همان گونه که مستحضر می باشید نظام جمهوری اسلامی که ثمره تلاش ها و فداکاری های بسیاری از فرزندان این آب و خاک است، با شرایط سخت و صعب اقتصادی و سیاسی مواجه می باشد و این از بابت حضور یکدست اقتدارگرایان در کلیه قوای نظام است.
لذا ما جمعی از اصلاح طلبان استان مازندران ضمن یادآوری وحدت به عنوان کلمة الله و عنصر بالنده جامعه وجریانات فکری، مؤکداً خواهان حضور یک فرد از میان شما بزرگواران به عنوان نامزد نهایی اصلاح طلبان می باشیم.
گفتنی است این تومار به امضای بیش از هفتصد تن از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان مازندران رسیده است.



دیدگاه شفاف مهندس موسوی به روشنی تعلق وی به مبانی اصلی اصلاحات یعنی بازگشت به اصول خط امام خمینی و اهمیت توسعه جامعه مدنی و توجه منافع ملی و امثال آن را نشان میدهد و مشخصا خاتمی را بنیانگذار این رویکرد میداند.
میرحسین در نامه اخیر خود به روشنی نشان میدهد که انعطاف لازم برای کناره گیری را دارد و از تاخیر در کناره گیری خاتمی استقبال میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم وبه آن افتخار می کردم. زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند. بسیار تاسف خوردهام که مخالفان چگونه میتوانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاکید بر دستآوردهای بزرگی که داشتهاید چشمپوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابیهای دورانسازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وکشور.
خود میدانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول ، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میکنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیکرد برای تداوم این طریق کسی را مناسبتر از پایهگزار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند بر آن اصرار نمیکنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است که نقش شما در تحقق آرمانهایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی که دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
میر حسین موسوی
روزگاری فعالیتهای زیادی در مساجد انجام میشد. ساماندهی نیروهای مردمی انتظامی که به کمیته های مردمی شهرت پیدا کردند و نهایتا با ادغام آنها و شهربانی و ژاندارمری، نیروی انتظامی شکل گرفت. فعالیتهای اقتصادی با عنوان بسیج اقتصادی که در نهادهای اقتصادی جذب شد و فعالیتهای فرهنگی و نظامی بسیج که به تدریج در چارچوبهای رسمی تر و خارج از مسجد شکل گرفته است.
حضور افراد با تجربه در مساجد فرصتی برای تعامل است. استفاده از این ظرفیت نیازمند طراحی مناسب است. حتی هیئت های مذهبی به نوعی در خارج از مساجد ساماندهی میشوند و این موضوع به حیات بالنده مساجد آسیب جدی زده است. استفاده سیاسی در مفهوم جناحی آن نیز میتواند از آسیب های همین حوزه محسوب شود.
مسجد برای آنکه سمبل وحدت مردم باشد، نیازمند توجه و تغییراتی است.
لینک مطلب:
کامبیز نوروزی:
دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران افزود: پس از پیگیری متوجه شدیم خبرگزاری فارس مصاحبه قدیمی را مجددا با تاریخ دوشنبه ٢۶/١٢/٨٧ بدون اطلاع ایشان منتشر کرده است. جالب اینکه پس از مدت کوتاهی فارس ناچار شد این خبر را از خروجی سایت خود حذف کند
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار تدبیر فاطمه رجبی در فرازی از نامه سرگشاده خود به مهندس موسوی آورده است : ((محمد خاتمی که خود به «عدم مشروعیت خویش» اذعان دارد و آن را «قطعی» میداند، در تلاش است که شما را به صحنه بیاورد. این برگ هم با کمال عذرخواهی، عدم مشروعیت شما را صحه میگذارد. کسی که خود غیرمشروع است و از طرفی حمایت و تأیید امریکا و امریکاپرستان را دارد، حامی و مؤیدی نیست که ملت مسلمان را به پای صندوقها بکشاند.))
متن نامه بدین شرح است :
جناب آقای میرحسین موسوی
سلام علیکم
اول.
وقتی کتاب «امریکا شیطان بزرگ» از تألیفات خود را برایتان فرستادم، نوشتم: «تقدیم به نخستوزیر محبوب دوران طلایی امام». بنابراین شما را به عنوان مسؤول محبوبی در آن دوران قبول دارم که یکی از مجریان «برنامهها، تصمیمات و رهنمودهای حضرت خمینی (رضوان الله تعالی علیه)» بودید.
دوم.
وقتی یکی از نشریات مدافع ارزشهای اسلامی در سالهای پایانی اصلاحطلبی مطلبی علیه شما نوشت، با مدیرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض کردم. گفت: ممکن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در این بیداد براندازانه اصلاحطلبی، موسوی غنیمت است. گفت: اما یکی از بستگانش (نام برد) دارای فلان عقاید است و زمینه تاخت و تاز پیدا میکند. روشن بود که من نه اهل «قصاص قبل از جنایتم» و «نه از زمره مافیاگرانم که کسی را به گناه دیگری بیآبرو کنم و مجازات». در نتیجه نپذیرفتم. علاوه بر آن که در آن دوران سیاه حکومت محمد خاتمی، و انفعال و ذلیلی راستهای ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنیمت میدانستم. این دانش به گذشته بر میگذشت و به شناخت شما در دهه اول!
سوم.
این روزها پس از گذشت دو دهه سکوت و پنهانی، شما فعال شدهاید! فعالی پر از ابهام و مسألهبرانگیز! فعالی که هر روز نامش به عنوان نامزد ریاستجمهوری دهم بر سر زبان است، و تصویرش کنار محمد خاتمی، یا سیدحسن خمینی آن هم در جلسات پرمفسده مشارکتیها، کارگزارانیها و به طور کلی اصلاحطلبان بیگانهپرست و اسلامستیز منتشر میشود.
میخواستم بنا به ارادتی که به دلیل نخستوزیریتان به شما داشتم، پرسشهایی را مطرح کنم، از آن جمله:
1. ورود یا فعالشدنتان به دلیل کدام کمبود نیرو، یا کدام شرایط حاد برای اسلام و انقلاب است؟ بگویید تا ما هم مطلع شویم.
2. آیا حضورتان در کنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقیده، روش و برنامهای سیاسی است؟
3. آیا بیرون آمدنتان از پناهنگاه و تصویریشدن (هنوز خیلی صوتی نشدید) سیاسی در بدترین جلسات سیاسی پیامی دارد؟
4. آیا نامزدی شما برای رضای خداست؟ یا در مسیر تشکیل دولت وحدت ملی ناطقنوری و لاریجانی و کرباسچی؟ یا ایجاد دولت نجات ملی محمد خاتمی؟
5. آیا راستهای ناراست همان غیرمقبولان مطرود ملت که در انتخابات نهم، همه و همه بیش از 5/1 میلیون رأی نداشتند، پشتوانه فعالشدن و خروجتان از خفا شدهاند، یا توصیهها و توطئههای مافیاگران قدرت و ثروت از اصلاحطلبی برانداز؟ شاید هم مثلث لاریجانی، قالیباف و رضایی مشوق حضور و ورودتان گردیده است؟
6. آیا مدافع اقتصاد اسلامی تبیینشده از سوی امام خمینی - که درود خدا بر او باد - هستید، یا سرمایهخواری مافیاگرانه را پذیرا شدهاید؟
7. با «عدالت» و «اسلام علوی علیهالسلام» چه میانهای دارید؟ امام عصر عجلالله تعالی فرجه الشریف و ظهور را چگونه میبینید؟
8. امریکا را شیطان بزرگ و اسرائیل را غده سرطانی میشناسید؟ یا با حقوق بشر امریکایی و دموکراسی خداستیز و عوامفریب و ضدمردمی به صحنه آمدهاید؟
9. با فمینیسم و ابزارسازی از جوانان و آزادیهای مورد قبول 16ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطی دارید؟ خویشاوندسالاری، تبعیضگرایی، خانوادهسالاری، آقازادگی و چپاول اموال و انفال توسط آقازادهها و مدیران لایق و باتجربه 16ساله، یا 27ساله مورد قبولتان است؟
10. آیا اسلام مرفهین بیدرد، عافیتطلبان، اشرافیت و سرمایهداری یا همان اسلام امریکایی را رویگردانید؟ آیا اسلام پابرهنهها، مستضعفان، انقلابیون، جهادگران و شهادتطلبان را راه و رسم کارساز در برابر دنیای پیشرفته و متمدن امریکا و اسرائیل میدانید یا خیر؟
11. ولایت مطلقه فقیه یا همان اساس مشروعیت نظام و قانون اساسی را چهقدر باور دارید؟ روحانیت و مرجعیت این پاسداران شریعت را چگونه؟
12. به طور کلی عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامی را در دیپلماسی مقتدرانه علیه سلطهگران و جهانخواران میدانید یا تسلیم و ذلت، آیا انفعال و عقبنشینی و تعظیم در برابر زورگوییهای امریکا و انگلیس یا فرانسه و اسرائیل را «اعتمادسازی»، «تشنجزدایی»، «بیرونآمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطیل کامل هستهای» بلکه «جاسوسی و به مخاطرهافکندن کشور و ملت» را اقدامی «سنجیده»، «غیرشتابزده»، «مدبرانه»، «خردمندانه» و ... میپسندید؟ و به این گونه مدیران لایق و باتجربه فخر میفروشید؟
13. باز هم میگویم، با انتظار و ظهور، عدالتگستری جهانی و وجود ذیجود منجی عالم و دکترین مهدویت عجلالله تعالی فرجه الشریف در حاکمیت چقدر موافقید؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و ... که در اطلاعیه غیرقانونی و خارج از مسؤولیت و غیرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 1384 تصریح شد، حول این باور میچرخد، یا «هیأتهای عزاداری سیدالشهدا» یا «گفتمان مبتنی بر آموزههای اصیل انقلاب و اسلام» را شامل میشود؟
14. تمدن و پیشرفت، علم و فنآوری و اقتصاد و سیاست در دیدگاه شما، در دایره اسلام و تشیع قابلقبول است، یا به ژاپن و کره جنوبی، امریکا و اروپا محدود میشود؟
15. دگراندیشان و تجدیدنظرطلبان، وابستگان به بیگانه، غارتگران بیتالمال، فاسدان و منحرفان عقیدتی و عملی در طول سهدهه پس از حاکمیت نظام اسلامی، حلقه مدیران دائمی، ویژهخواهان و امتیازطلبان، رانتخواران و احزاب - این یادگاران سیاست اموی - را چگونه مینگرید، و در دولت شما چه جایگاهی دارند؟
16. با رانتخواری و آقازادگی و بهرهمندی از پستها و مقامها چه میانهای داشتهاید؟ صریحتر بگویم؛ در طول مدت سکوت و نظارهگری یا رضایتدادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهایتان از «رانت علمی»، «رانت مدرک»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهای خارجی» و ... سود نجستهاند؟! خودتان چهطور؟!
پرسشها بسیار است و بیپاسخ! اصول دیپلماسی حکم میکند که؛ سیاستمدار ناپاسخگو باشد و نه حتی اجازه درخواست پرسش را بدهد. محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی نمونهها و الگوهای بسیار خوب و کارآمد در این زمینهاند. ملت نوکر و رعیت و فرمانبر است، و «ارباب» و «حاکم» باید زمام امور را در دست داشته باشد! پرسشگری آنجا آزاد است که دین را به بازی بگیرد و مذهب را لگدمال کند. به عبارت دیگر تروریسم ایمانی آزاد است تا باورهای الهی مردم را نشانه رود. آنچه در 16 سال شاهد آن بودیم. اما چرا پرسشها را در نوشتههایم ادامه نمیدهم، بلکه از درخواست پاسخ نیز صرفنظر میکنم؟ شاید میپندارید از «ماجرای میتینگ 15خرداد سال 85 هاشمی رفسنجانی» درس عبرت گرفته و وحشت دارم! اما تخریب متمدنانه و اصلاحطلبانه و آزادیخواهانه راست ناراست و چپ منحرف در این چهارسال ترور اندیشه و شخصیت مرا محقق کرد و مانده است «ترور فیزیکی». خداوند سبحان را سپاس که ناکام ماند. قلم و بیان اینجانب ماند و فوج عظیم ملتی که آن را «فریاد اعتراض ملی» علیه «مافیای قدرت و ثروت» یا همان «اژدهای هفتسری» میداند که در هر لباس و نام برای حفظ قدرت و ثروت به یغمابردهاش، با هر وسیلهای به سرکوب «بیدارباش»ها میپردازد.
حال چند نکته:
الف. گفته میشود شما مورد تأیید هاشمی رفسنجانی هستید و مینویسند: «او از شما حمایت میکند». همین یک نکته کافی است تا مشروعیت و مقبولیت شما زیر سؤال رفته، به عنوان «مهرهای در دست هاشمی» معرفی شوید. شاید هم کسی شناخته شوید که هاشمی او را در آستین خود برای روز مبادا نگه داشته است. علاوه بر این ممکن نیست فردی خارج از حلقههای خاص، وارد عرصه انتخابات شود و مورد حمایت یا تأیید هاشمی قرار بگیرد. یک نمونه «محمد خاتمی» بود که هر چند «هاشمی» را «عالیجناب سرخپوش» کرد، اما تا کنون همچنان مورد حمایت و تایید ویژه است.
ب. محمد خاتمی که خود به «عدم مشروعیت خویش» اذعان دارد و آن را «قطعی» میداند، در تلاش است که شما را به صحنه بیاورد. این برگ هم با کمال عذرخواهی، عدم مشروعیت شما را صحه میگذارد. کسی که خود غیرمشروع است و از طرفی حمایت و تأیید امریکا و امریکاپرستان را دارد، حامی و مؤیدی نیست که ملت مسلمان را به پای صندوقها بکشاند.
ج. افرادی چون سیدحسن خمینی منهای وابستگی به حضرت امام، جایگاه دیگری در بین مردم ندارند. علاوه بر آن که در جهتگیری سیاسی همسو با هاشمی و خاتمی و حضور در جلسات این طیف آنها را پرمسأله کرده است. ارادت و اعتقاد و عشق الهی مردم به امام پایاننایافتنی است، ولی خانوادهسالاری به شدت مورد اعتراض و طرد ملت واقع گردیده است. اضافه باید کرد خاطرات هاشمی رفسنجانی را در «امیدها و دلواپسی»هایش که به طور مکرر «همراهبردن سیدحسن خمینی به سفرهای خارجی در کنار فرزندانش» را تصریح میکند. خرج بیتالمال مسلمین، وجود شرایط خطیر جنگ، حضور هزاران جوان یا نوجوان همسن سیدحسن خمینی در آن دوران در جبههها به کنار، این خاطرهگویی از «علاقه و عواطف و نوعی ارتباط فراتر از معمول هاشمی و سیدحسن خمینی» رازگشایی میکند. بنابراین نواده امام نه تنها عامل تأیید شما یا خاتمی یا هاشمی و... نخواهد شد، بلکه خود میتواند سؤالاتی را پیرامون نامزد مورد تایید او ایجاد کند.
د. روشن است که بیداد 16 ساله در کشتن عدالت، ستیز با اسلام، پایمالکردن اصول و ارزشهای انقلاب، خمینیشکنی، مردمستیزی، غارتگری، و... را ندیدید و نشنیدید! کجا بودید؟ به اندازه یک شهروند دردمند یا مسلمان متعهد و یا انقلابی ارزشمدار از شما انتظار بود تا فریادی بکشید، حضوری بیابید، یا حتی نالهای بیحاصل سر دهید. این نشد. اینک در حاکمیت گفتمان عدالت و انتظارگرایی، و خیزش مردم علیه مافیاگران و گفتمان دینستیز، و اقتدار سلطهستیزانه، «فعال شدهاید و حساس»! این «تضاد» را مردم نخواهند پذیرفت، و شما پیش خداوند پاسخگو هستید. اگر چه «مردم» را به «هیچ» انگارید.
هـ. اطلاعیه غیرمسؤولانه و تخریبگرانه شما علیه احمدینژاد در انتخابات نهم، آشکارا حمایت از هاشمی رفسنجانی بود که از آن روزها شدیدا مورد اقبال اصلاحطلبی برانداز، حریمشکنان و شریعتسوزان و بیگانگان و دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفته است. این اطلاعیه، امروز پاسخ گرفته و شما را وارد عرصه قدرت و سیاست کرده است، پس از نزدیک به دو دهه سکوت و پنهانی! حال محرز گردیده که اولا شما هم مانند شیفتگان قدرت مادامالعمر، ورود احمدینژاد به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت را جایز نمیدانید و به ادب کردن او و هر کس دیگر که خیال ورود به این منطقه را دارد و خارج از مافیا است پرداختهاید. ثانیا سلطهستیزی و اقتدار و عظمت نظام اسلامی را در دیپلماسی خارجی پیروز احمدینژاد برنتابیده، و علیرغم حمایت و تأیید مقام معظم رهبری، استقبال و پشتیبانی مردم، و بالندگی جهان اسلام، با آن از سر معارضه برخاستهاید. خدا را شاهد میگیرم که شما را به دلیل ورود غیرقانونی و غیرمسؤولانه با صدور اطلاعیه به نفع هاشمی، «بازنده اصلی انتخابات نهم» نامیدم و آن را در کتاب «احمدینژاد معجزه هزاره سوم» ثبت کردم. حال گویا این «بازندگی» عبرتآموز نشد، یا اهداف درازمدت مورد نظر است.
و. استقبال مسیح مهاجری این کارگزار بیچون و چرای هاشمی رفسنجانی از حضور شما ذکر چند نکته را ضروری میکند. یکی آنکه شما دقیقا مورد تایید همهجانبه هاشمی هستید، یا مأمور اجرای برنامههای ویرانگر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی او، دیگر آن که «مسیح مهاجری» کسی است که «بیپروا» استقبال خارجیان از ریاست آیت الله هاشمی؟! بر مجلس خبرگان را تیتر کرد و در آن تأییدات امریکایی انگلیسیها و... را در این ریاست ثبت نمود. و او همان کسی است که پیشنهاد عطاء الله مهاجرانی در شکست قانون اساسی برای مادامالعمر کردن هاشمی را تأیید و حمایت کرد، بالاخره او کسی است که در خاطرات هاشمی رفسنجانی، بارها همراه شما و فرزند شهید بهشتی علیه افراطگریها در حزب جمهوری اسلامی به شکایت نزد هاشمی آمده است. پس امروز ما با «میرحسین موسوی نخستوزیر دوران طلایی امام» مواجه نیستیم، بلکه حزب انحلالیافته جمهوری با ریاست هاشمی رفسنجانی و گسترهای از طیفهای مشارکتی، کارگزارانی، سازمان نامشروع مجاهدین و هر ناراست و غیرصادقی به میدان آمده است. پناه باید برد به خداوند از دسیسههایی که «افراد» را «ابزار» میکند.
ز. با این وجود بیایید. بمانید و به صندوقهای دموکراسی چشم بدوزید. یا همانگونه که اعتقاد دارم «هر که پولش بیش، رأیش بیشتر» میشود و شما با منابع هنگفت مالی مافیاگران پیروز خواهید شد، همانگونه که «ریچارد نیکسون»، «این دموکراسی را دارای توانی میداند که اسلامگرایان از آن بیرون نخواهند آمد»، و به همین دلیل من انتخابات نهم و پیروزی احمدینژاد را که مافیای قدرت و ثروت را در هم شکست و نامزدهای راست و ناراست را با هزینههای هنگفت مالی، و محتوای دینستیز تبلیغاتی از صحنه به در کرد، «معجزه هزاره سوم» نامیدم. یا آنکه حامیان شما از مثلثهای نامقبول اصولگرایان اصلاحطلب، تا شخصیتهای استیجاری یا همان نانخورها از پرتو پدران «آقازادهها» و ستونهای متزلزل ساخته شده برای نظام، بار دیگر با آرای مردم از عرصه قدرت اخراج میشوند.
به هر حال وعده الهی آن است که خدا با مستضعفان است و زمین به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتی به اندازه چهارسال دولت احمدینژاد، به اندازه طلیعهای در زمانه انتظار.
رفتار اخلاقی در سیاست به ندرت دیده میشود. خاتمی از معدود کسانی است که تلاش دارد رفتار سیاسی اش اخلاقی نیز باشد. اما تصمیم اخیرش در انصراف از کاندیداتوری را نباید به پای یک رفتار غیر سیاسی گذارد. ملاحظاتی که وی را به این تصمیم درست یا خطا رسانده است، عمیقا سیاسی است نه یک تعارف اخلاقی غیر مدبرانه.
حمایت کردن از آقای احمدی نژاد از ابتدا دشوار بود ولی هر چه میگذرد این دشواری افزایش می یابد. در شرایطی که دیدگاهها و رفتار و نتایج تصمیمات احمدی نژاد و یاران اش روشن است، حمایت کردن از آقای احمدی نژاد یک چیزی بیش از شجاعت می طلبد.
البته کسانی که دارای اهداف و منافع و علائق مشترکی با دولت نهم هستند کم نیستند ولی ان شاء الله به لطف خدا در بهار 88 با احمدی نژاد و یاران و حامیانش یکجا خداحافظی میکنیم.
لینک مطلب از وبلاگستان:
بیانیه ی انصراف آقای خاتمی را حتما خوانده یا می خوانید . اگر چه این اقدام او به لحاظ سیاسی یک اشتباه است ، اما بلحاظ آموزش درس اخلاق در سیاست ارزشمند تر از رسیدن به قدرت سیاسی حتی با هدف خدمت به مردم است . پیامبر گرامی اسلام ( ص ) هدف بعثت خود را به تمامیت رساندن مکارم اخلاق اعلام نمود . و علی بن ابیطالب ( ع ) فرمود ذمتی بما اقول رهینه : من خود در گرو سخن خویش هستم .
بالاخره هر چه میان آقای خاتمی و آقای مهندس موسوی گذشت ، که همه از آن آگاه هستیم ، این سخن خاتمی که " یا من می آیم یا میر حسین موسوی " ، برای وی تعهدی ایجاد کرد که در گرو سخن خویش باشد و بدان عمل کند . بی شک او ، همچنانکه در بیانیه ی انصرافش تاکید کرد ، در کنار ملت ایران نقش ملی و بین المللی خود را برای سربلندی ایران و ایرانی و اعتلای اسلام در حد وسع ایفا خواهد کرد .
گر چه انصراف او سرخوردگی اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان را تا مدتی بدنبال دارد . اما به هر حال در سخت ترین شرایط همیشه راهی برای برون رفت از بن بست وجود دارد . مخصوصا اینکه اصلاح طلبان دو کاندیدای مطرح مثل آقای کروبی و میر حسین موسوی در صحنه دارند و با اینکه این دو به اندازه ی خاتمی هنوز محبوب نیستند ، اما با انصراف یکی از این دو نفر و اجماع اصلاح طلبان بر محور یک کاندیدا ، راه موفقیت در انتخابات برای اصلاح طلبان باز است .
نکته ی آخر اینکه نباید به غیر خدا دل بست که سر انجامی جز پشیمانی ندارد و همچنین این آموزه اسلامی و شیعی را بیاد بیاوریم که شیعه هیچگاه مایوس و نا امید نمی شود :
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چه وابینی خیر تو در این باشد ...
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد .
برای مشهور و ماندگار شدن راه های زیادی وجود دارد. گاهی در کنار چاه زمزم میتوان دانش آموخت و سالک و خدایی شد و گاهی وقیحانه عمل کرد و نامی در کرد. ظاهرا مدتهاست که نیک آهنگ راه دوم را برگزیده است.
========================
استقلال اصحاب رسانه در کشورهای مختلف به معنای استقلال از قدرت های رسمی و متنفذین محدود کننده آزادی است. اگر هوشیاری اش را از دست داده به دلیل الزامات انتخابات نخستین است. حساب خود را از مردم و اصلاحات جدا کردن یعنی انتخاب "بیگانگان داخلی و خارجی". نوع داخلی آن ظاهر قابل تحمل تری دارد ولی نیک آهنگ نوع خارجی آن را ترجیح داده است. شاید انتخاب بیگانگان خارجی، به خاطر محیط زندگی اش باشد و اگر در داخل ایران بود یا قصد بازگشت به کشور داشت، نوع اول را ترجیح میداد. الله اعلم
===========================
نمیتوان تصور کرد که نیک آهنگ نمیفهمند که چه میکند. ولی ظاهرا نمیداند که مظلومیت سید محمد خاتمی را به ظلم و ستم تبدیل کردن از هیچ کسی بر نمی آید. ناکسان که جای خود دارند.
آخرین خدمت هنرمندانه نیک آهنگ کوثر را ببینید:

با خاتمی برای اجماع اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می مانیم. ان شاء الله
با هزینه های کناره گیری خاتمی چه باید کرد؟ همان کاری که با مصیبت ها و هزینه های دیگر میکنیم. یاری گرفتن ازصبر با توکل بر خدا. با خضوع و خشوع در برابر حق و حقیقت گذار از این شرایط را آسان میکنیم. ان شاء الله
هزینه ی کناره گیری خاتمی از عرصه انتخابات هزینه سنگینی بود. پیش از انصراف، امید و طراوت را به راحتی احساس میکردیم ولی اینک مشقت های یک عقب نشینی ناراحت کننده را حس میکنیم. تلخی پذیرش قطعنامه 598 در کام مان تجدید شد. به یاد بازگشت رزمندگانی رسیده به فراتو بازگشت سپاه مالک اشتر از خطوط مقدم صفین افتادیم. شاهد خشم و اندوه بسیاری هستیم که بر آن صبر خواهیم کرد تا خداوند چه مقدر فرمایند.
بی شک محاسن زیادی بر انصراف خاتمی مترتب است که موجب چنین تصمیم سخت و پرهزینه ای از سوی خاتمی و علیرغم مخالفت قاطع تمامی کسانی است که تا کنون خرد جمعی خوانده میشدند.
یکی از محاسن این تصمیم افزایش قدرت مانور خاتمی برای ایجاد ائتلاف و اجماع در بین اصلاح طلبان و افزایش مسئولیت کروبی و میرحسین موسوی در قبال جریان اصلاحات است.
جریان تخریب چند ماهه علیه خاتمی به هدر رفت و اگر خاتمی بتواند حامیانش را به عرصه انتخابات بکشاند نتیجه انتخابات با کمترین هزینه به سود اصلاحات خواهد بود.
خاتمی نقش رهبری اصلاحات را هدف گرفته است و اگر موفق شود بین جریانات اصلاح طلب به رهبری کروبی و میرحسین موسوی وفاق ایجاد کند، نقش رهبر ارشد اصلاحات را همانگونه که در تئوری به دست آورده است، در عمل نیز به دست خواهد آورد.
خاتمی فعال در انتخابات در واقع به عنوان یک حزب و جریان سیاسی فعالیت خواهد کرد و تلاش میکند محبوبیت خود را به یک جریان پایدارتر نیز منتقل کند.
خاتمی مسئولانه نسبت به حذف بی تدبیری از کشور رفتار کرده است. هر چند کسانی که پایه گذاران این وضعیت نابخردانه هستند بفهمند یا نفهمند.
خاتمی در بیانیه انصراف و رفتاری که با ستاد خود در پیش گرفته است، نشان میدهد که میخواهد بماند. یعنی انصراف از کاندیداتوری را در خدمت پیروزی اصلاحات به کار گرفته است. گذشته از اینکه این تحلیل و مبنا برای کناره گیری از انتخابات درست باشد یا خطا، انگیزه ی بالای خاتمی برای بسیج امکانات اصلاحات و پیروزی میتواند به یک پیروزی قاطع بدون کاندیداتوری خاتمی بینجامد که فوق العاده تر از حضور خاتمی به عنوان کاندیدا خواهد بود.
به یکی گفتم که شاید خاتمی دوباره کمی پیش از انتخابات به صحنه انتخابات بازگردد. گفت مگر مسخره بازی است؟! گفتم نه! ولی به همان دلیل که با تغییر شرایط کناره گیری کرده است ممکن است با تغییر مجدد شرایط بازگردد. تا خدا چه خواهد
حضور میرحسین موسوی در عرصه کاندیداتوری دیرهنگام و زودهنگام بود. دیرهنگام بود چرا که فرصت حضور کم هزینه تری را داشت و زودهنگام بود چرا که سخن از وجود فرصت تا فروردین و اردیبهشت 88 شده بود. اینکه چرا اینگونه شد حتما دلایل روشنی دارد که توسط ایشان یا ستاد ایشان به صورت شفاف روشن میگردد ولی هر چه بود گذشت و اکنون باید به آینده فکر کرد.
مهندس نیز آمد و همانطور که پیش بینی میشد به عنوان نسخه اصیل عدالتخواهی خط امام، بی نسبتی عملکرد و تصمیمات آقای احمدی نژادی با الگوهای نقلی و عقلی انقلاب اسلامی را روشن تر از پیش ساخت. این موضوع چیزی نیست که اصولگرایان تاب آن را داشته باشند. طبیعی است که جریان تخریب میرحسین موسوی شکل جدی تری پیدا کند و حتی از ناخرسندی عمومی ناشی از کناره گیری خاتمی که امری طبیعی است، برای تخریب میرحسین سوء استفاده شود.
حمایت از کاندیداهای ارشد اصلاح طلب : کروبی و میرحسین موسوی حق مسلم ماست.
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گستردهی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387
لینک مطلب:
نوشته: دکتر فاطمه احسان
پیشبینی رفتارهای خرید مصرفکنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیشبینی نادرست ناکام . اما چگونه میتوان به این پیشبینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرفکنندگان دست یافت؟
دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرفکنندگان را تعیین کند. برپایه این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرکهای درونی مصرفکنندگان، میتوان کالایی متناسب با نیازهای آنها تولید و به آنها عرضه کرد.
افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوه زندگی بیشتر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزههای آنها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواستههای مصرفکنندگان به موفقیت بیشتری برای هدفهای از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیشبینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان میدانند مشتری در جستوجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیشتری دارد و چه کالاهایی کماهمیتترند .
پیشبینی رفتارهای خرید مصرفکنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیدهای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که درباره افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقه اصلی تقسیم کرد. به عقیده مازلو، به محض این که نیازهای مرحله اول انسان برآورده شود، او وارد مرحله دوم و سپس مرحله سوم و همین طور مراحل بعدی میشود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آنها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرفکنندگان تشریح میشود .
مرحله اول: نیازهای جسمانی (physiological needs)
این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیه زندگی باید از اولویتهای اصلی آنها باشد، بنابراین آنها محصولات ارزانتری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آنها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفهجویی در هزینه و پسانداز پول آنها شود گرایش مییابند .
مرحله دوم: نیاز به امنیت (Safty needs)
نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانه خود احساس میکنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده .
مصرفکنندگان در مرحله دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آنها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آنها احساس آرامش و اطمینان بیشتری کنند مثل صندوقهای پسانداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاسهایآموزش دفاع شخصی، اسلحه و …
مرحله سوم: نیاز به محبت و تعلق (love and Belonging needs)
نظیر روشهایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمیگزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانوادهاش دارد و همچنین علاقهای که دیگران نسبت به او دارند .
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچکس نمیخواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی میکنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرمهای جاری در اجتماع پیروی میکنند، بنابراین بیشتر مورد قبول همنوعان و همردیفان خود قرار میگیرند. مرحله سوم همچنین مرحلهای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب میشود که آنها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذابتر جلوه دهد .
افراد در مرحله سوم کالاهای ویژهای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباسهای متناسبی که به آنها کمک میکند تا بیشتر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آنها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری میکنند .
مرحله چهارم: نیاز به احترام (Esteem needs)
این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحله چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آنکه آنها با خودشان احساس خشنودی میکنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچکس دیگری باشند. این افراد لباسهای مرتب و منظمی میپوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد میشوند، اما با انتقاد دیگران کمتر میرنجند. مصرفکنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آنها احترام بگذارند، به آنها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحله چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد :
) فعالیتها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای اینکه سالمتر باشند .
) کتابهایی که به آنها کمک میکنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند .
) انجام سرمایهگذاریها و داشتن حسابهای بانکی .
) لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گرانقیمتی که به آنها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند .
مرحله پنجم: نیاز به خودیابی و کمال (Self Actualization needs)
در این مرحله فرد احساس میکند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود .
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحله پنجم میرسند، با خودشان و نوع زندگیای که داشتهاند احساس خشنودی میکنند. آنها چیزهایی خریداری میکنند که به آنها احساس لذت و شادمانی میدهد و همچنین چیزهایی میخرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد .
در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم - شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن - برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان میگذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل میکردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوه یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزه لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما میدهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزه لازم را به شما بدهد .
انجام تمرینهای بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر میگذارد؟
داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش میدهد؟
تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروههای مختلف تاثیر میگذارد؟
چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر میگذارد؟
تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر میگذارد؟
بیشتر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسشها را از خود میپرسند، بدون آنکه آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسشها پاسخ دهید، میتوانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیندی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش میکنند و در نهایت به آنها انگیزه لازم را برای خرید محصول میدهد. شناخت این فرآیند به شما کمک میکند تا روشهایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیله آنها میشود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آنها را ترغیب به خرید کرد .
در صورتی که هنگام برنامهریزی برای انجام فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسشهایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آنگاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانستهاید به پرسشهایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح میشود پاسخ مناسب بدهید.
نمیدانم شادی نیروهایی که دجله را رد کردند و به فرات رسیدند و از آب فرات وضو گرفتند بزرگتر بود یا درد آنهایی که از آنجا به دستور فرماندهان بازگشتند
اینترنت مشکل بزرگی برای سیاستمدارانی است که از ابزار دروغ استفاده میکنند. ثبت دائمی و دسترسی گسترده و قابلیت مقایسه در دنیای آزاد اینترنت برای این گروه فاجعه می آفریند. آنهایی که پیش از این هزینه حرفهایشان را برای مدت کوتاهی تحمل میکردند و منتظر میشدند تا کاغذهای روزنامه پاره پاره شود و به فراموشی سپرده شود، امروز هزینه های فعالیتهای دوران پیش از ظهور اینترنت خود را نیز چند برابر ( در برابر مخاطبین بسیار) میپردازند.
حق بر باطل پیروز است
لینک مطلب:
مدیرحوزه علمیه قم مراسم چهارشنبه سوری را بر گرفته از سنتی طاغوتی و خلاف عقل و شرع دانست.
آیتالله مرتضی مقتدایی یکشنبه شب در گردهمایی ائمه جماعات استان قم که در مسجد آبشار برگزار شد با اشاره به فرارسیدن ایام پایانی سال و همچنین چهارشنبه آخر سال تصریح کرد: سنت چهارشنبه سوری از سنتهایی بود که در رژیم قبل به آن توجه میشد و این سنت باید برچیده و حذف شود.
وی با بیان اینکه چهارشنبه سوری هیچ مبنای عقلی ندارد، ادامه داد: مسئله چهارشنبه سوری عملی خلاف شرع است، چون در این برنامه جوانان بسیاری با خطرات فراوان روبرو شده و مشکلات عدیدهای را به بار میآورند.
مدیر حوزه علمیه قم در ادامه با گرامیداشت میلاد پیامبر گرامی اسلام و امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: در دنیا امروز وحدت یکی از اصلیترین نیازهای جهان اسلام است.
وی با گرامیداشت آغاز هفته وحدت تصریح کرد: باید مسلمانان جهان در شرایط کنونی برای دفاع از اسلام و مقابله با توطئههای دشمنان همواره اتحاد خود را حفظ کنند.
آیتالله مقتدایی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی پیامبر گرامی اسلام بیان داشت: ما باید همواره در زندگی سیره رسولالله را الگوی خود قرار دهیم.
وی با بیان اینکه حضرت محمد(ص) از همه انبیا الهی افضلتر است، گفت: در جامعه امروز ما باید تلاش کنیم که روش و سیره پیامبر گرامی اسلام را نهادینه کنیم و روحانیون در این ارتباط وظیفه بسیار سنگینی را بر دوش دارند.
مدیر حوزه علمیه قم همچنین افزود: روحانیون باید با اخلاق حسنه به صورت عملی دین و روش پیامبر گرامی اسلام را در جامعه ترویج کنند.
لینک مطلب:
شوک پر معنای بعد از انصراف
بعد از جلسه دیروز آقای موسوی و خاتمی که در آن آقای موسوی بر ادامهی کاندیداتوری تاکید داشتهاند به نظر میرسد که آقای خاتمی در ساعات آینده و بعد از شرکت در جلسه ی مجمع روحانیون مبارز بیانیهی انصراف خودش را از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع اصلاحات منتشر کند. وقتی فردی مثل آقای خاتمی که به اتفاق نظر همه تحلیلگران، به خصوص بعد از سفر تاریخی شیراز و یاسوج و بوشهر به عنوان کاندیدای پیروز این انتخابات شناخته می شده و اکنون به دلیل آنکه امکان اجماع در جبهه ی اصلاح طلبان وجود ندارد، انصراف می دهد نشانه ی توجه هوشمندانه به آینده ی ملت ایران است . از این پس در صورت اعلام رسمی انصراف، آقای خاتمی صحنه رقابت را برای آقایان مهندس موسوی و کروبی باز میگذارد تا آنان تلاش کنند که خود به اجماع برسند و هدف تغییر را که خواستهی جامعه امروز ایرانی است تحقق بخشند. طبعا بعد از این انصراف،رای دهندگان به آقای خاتمی به سمت اقایان کروبی و موسوی تقسیم خواهند شد.اگرچه میتوان آقای خاتمی را درک کرد و میشود پذیرفت که در وضعیت جدید اخلاقیترین کار ممکن آن است که آقای خاتمی انجام داد اما نمیتوان انکار کرد که شوک حاصل از کنارهگیری آقای خاتمی خیلی فراگیرتر از تصور بود. معنای سیاسی این شوک، همان مفهومی است که از سفر شیراز و بوشهر و یاسوج می شد فهمید. اگر دوستان اقای خاتمی برخوردهای عاطفیُ، عقلانی،و احساسی از دیروز تا حالای خودشان راجمع آوری کنند،تکان دهنده خواهد بود.کاش قدر این فرصت تاریخی که فرصتی برای کشور و مردم بود شناخته می شد. ولی تقدیر این بود. در هرحال گرم کردن فضایی که در پی آب سرد ریخته شده بر حوزه ی سیاسی و انتخاباتی کشور صورت گرفته است کار بسیار سختی است که از این پس وظیفهی آقایان کروبی و مهندس موسوی است که آن را – اگر میشود ـ بازسازی کنند.
لینک مطلب:
معاون مدیر عامل بنیاد باران گفت: چنانچه آقای میرحسین موسوی مصر به حضور در عرصه انتخابات باشند آقای خاتمی اخلاقا و بنابر مصالح ملی و مصالح جریان اصلاحات از حضور در عرصه انتخابات و رقابت با میرحسین موسوی کنار خواهد رفت.سیدحسن رسولی با رد خبری مبنی بر محول شدن فعالیتهای ستاد انتخاباتی سیدمحمد خاتمی به میرحسین موسوی اظهار کرد: آقای میرحسین موسوی خود ستاد انتخاباتی دارند و در صورتی که آقای خاتمی از صحنه کنار بروند آرای اصلاحطلبان بین آقای مهندس موسوی و آقای کروبی تقسیم خواهد شد، باید صبر کرد و دید که تاثیر اعلام کنارهگیری مصلحتاندیشانه آقای خاتمی در فضای عمومی و اجتماعی و سیاسی چه خواهد بود.
وی افزود: به دلیل آنکه هنوز آرایش انتخاباتی با فرض کنارهگیری قطعی آقای خاتمی در جبهه اصلاحات معلوم نیست، بهتر است که از گمانهزنی شتابزده و غیرکارشناسی به خصوص از سوی برخی اصلاحطلبان خودداری شود.
معاون مدیر عامل بنیاد باران تاکید کرد: پیشبینی من این است که آقای خاتمی تا پیش از فرا رسیدن سال نو تصمیم قطعی خود را اعلام می کند و ظرف روزهای آینده تکلیف ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان مشخص خواهد شد اما جهتگیری کلی جریان اصلاحات درباره انتخابات نیازمند گفتوگوها و جلسات متمادی و دراز مدت است.
عبرت از مرگ یاران / حضرت علی در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی میخندد:
گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده
و حق جز بر ما واجب گردید
و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز میگردند
در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم
و میراث شان را میخوریم
گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم!
آیا چنین است که اندرز هر پنددهنده ای از زن و مرد را
فراموش می کنیم و خود را نشانه ی تیرهای بلا و آفات قرار دادیم؟
لینک مطلب:
حتما ادامه مطلب را ببینید
Read More ...
لینک مطلب:
دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.

لینک مطلب:
نقد دیدگاه استاد مجتهد شبستری توسط آیت الله جعفر سبجانی
متن کامل را در ادامه بخوانید
Read More ...
لینک مطلب:
صادق زیباکلام، استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران، معتقد است در صورتی که سید محمد خاتمی کاندیدای مقابل محمود احمدی نژاد نباشد، محمد باقر قالیباف شهردار تهران هم وارد عرصه انتخابات می شود.
این تحلیل گر مسائل سیاسی که با هفته نامه امید جوان گفتگو می کرد با بیان اینکه قالیباف منتظر آرایش سیاسی اصلاح طلبان است، گفت: اگر نامزد مقابل احمدی نژاد خاتمی نباشد دیگر خیلی از شخصیت های منتقد درون جناح راست مثل احمد توکلی، علی لاریجانی، ولایتی، ناطق نوری، الیاس نادران، خوش چهره و عماد افروغ،اصراری برای حمایت از رئیس جمهور(احمدی نژاد) نخواهند داشت
لینک مطلب:
چند نکته را باید پیشاپیش بیان کنم. یکی اینکه آقای احمدی نژاد به عنوان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین حتی شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، عضو این تشکل ها محسوب می شد و یک عنصر از غیب پیدا شده ای نیست که سابقۀ سیاسی نداشته باشد و ما او را به عنوان یک نیرو و پدیده غیر اصولگرا بشناسیم. لذا خودش بخشی از جریان اصولگرایی بوده است، دوم اینکه به نظر می رسد که انتقادات دکتر احمدی نژاد به تشکل های اصولگرا، بحث سنتی یا مدرن نیست بلکه از لحاظ ریشه های اجتماعی یا قدرت پیش بینی جریانات اجتماعی به آنها انتقادات دارد
نوع نگاه دکتر احمدی نژاد به عمق اجتماعی تشکل ها این است و به آن انتقاد دارد. من واقعاً درنیافتم که آیا انتقادش به اساس تحزب است یا به جایگاه اجتماعی احزاب به خصوص اصولگرا که ایشان نظر خاصی روی آنها دارد. البته حدس می زنم اگر ضد حزب بودند که عضو شورای مرکزی این دو حزب نمی شد
لینک مطلب:
کروبی براساس تحلیلی که از شرایط و تقاضاها، خواسته ها و تصمیم حزب اعتماد ملی بود کاندیدا شد و تا پایان در صحنه حضور داشته و به نفع میر حسین نیز کنار نخواهد رفت
انصراف خاتمی به دلیل آمدن میرحسین موسوی، خدمت به میرحسین نیست. خدمت به اصلاحات نیز نیست. تخریب میرحسین توسط گروههای ناراضی از انصراف و گسترش موج ناامیدی از تغییر به نفع هیچکس نیست. ائتلاف هم حساب و کتابی دارد. ائتلاف کاندیدایی از که محبوبیت استثنایی دارد به کاندیدای مناسب دیگر نیز حساب و کتاب دارد و سناریو و برنامه لازم دارد. همینجوری یهویی که نمیشه کن فیکون کرد.
البته اطلاعات ما کم است و آقایان خاتمی و میرحسین موسوی خود بهتر میدانند اوضاع چگونه است و البته یاران خاتمی و دیگر اصلاح طلبان نیز به خوبی از شرایط آگاهند و امیدواریم با تکیه بر خرد جمعی بهترین تصمیم گرفته شود.
دعا میکنیم که هر چه خیر است پیش آید ...
لینک مطلب:
تولایی معاون دادسرای عمومی و انقلاب مجتمع شماره یک دادگستری کل اصفهان در مجتمع اداری 22 بهمن این شهر مورد سوء قصد قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر از اصفهان، مردی 50 ساله صبح امروز با حضور در جلوی ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان درحالی که 2 اسلحه کمری به دست داشت با دیدن تولایی به سمت وی حرکت کرده و از فاصله 20 - 30 سانتی متری به سمت وی شلیک کرد.
براساس این گزارش تولایی در دم جان باخت و ضارب پس از این اقدام خود روی زمین نشسته و گریست.
پس از این اتفاق دردناک نیروی انتظامی ضارب را دستگیر و دادسرا نیز تعطیل اعلام شد و مراجعان به خارج از دادسرا هدایت شدند.
لینک مطلب:
توجه به فقر رسانهای اصلاحطلبان، لازمه موفقیت و اثرگذاری این طرح و افزایش تعداد کسانی که صدای خود را از این طریق به سیدمحمد خاتمی میرسانند این است که پویشگران، اعضای ستادهای 88 و عموم هموطنان حامی خاتمی، علاوه بر ارسال پیامک به شماره فوق، »حتما» از «کلیه» دوستان و آشنایانی که شماره موبایل آنها را دارند بخواهند که آنها نیز پیامکهای خود را به شماره مذکور ارسال کنند و از «تمام» دوستان و آشنایانشان از طریق پیامک درخواست کنند که آنها هم چنین کنند. با «مسئولیتشناسی مدنی» کلیه پویشگران و حامیان حضور خاتمی و ارسال پیامک به شماره تلفن فوق امید میرود که تعداد پیامکها به رقمی معنادار برسد و بر تصمیم خاتمی برای ماندن یا کنارهگیری از عرصه انتخابات تأثیر بگذارد.
یکایک پیامکهای ارسالی هموطنان عزیز بهطور منظم پرینت میشوند و از امشب در اختیار سیدمحمد خاتمی قرار میگیرند. بنابراین ایرانیان ایراندوست پشتیبان خاتمی میتوانند آنچه میخواهند در این روزها و ساعات سرنوشتساز به گوش خاتمی برسانند را در قالب یک پیامک با حروف فارسی یا لاتین به شماره فوق بفرستند. این پیامها میتواند شامل «دلایل» و «سخن دل» ایرانیان حامی خاتمی باشد و یا به دوکلمهی «خاتمی بمان» محدود شود. شمارنده پیامکهای ارسالی هممیهنان گرامی نیز در سایت «موج سوم» و دیگر سایتهای حامیان خاتمی قرار داده خواهد شد و آخرین تعداد پیامکهای ارسالشده نمایش داده میشود.
برای کمک به "جنبش پیامکی «خاتمی بمان»" به حامیان خاتمی پیشنهاد میشود متن زیر را برای همه شماره موبایلهای موجود در دفتر تلفن خود ارسال کنند:
"جنبش پیامکی «خاتمی بمان»: اگر میخواهید خاتمی از عرصه انتخابات کناره نگیرد، سخن خود به خاتمی را به شماره تلفن 30008320 اساماس کنید و این پیامک را حتما برای تمام لیست تلفنهای خود بفرستید - موج سوم"
از دست دادن فرصت
باعث اندوه میشود
شرایط برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی ایرانی بسیار مناسب است. عدم فعالیت رسانه ای در ایران نیز مشکلی ایجاد نمیکند. شاید هم دولت بعدی چنین مجوزی را صادر کرد ولی اگر نکرد هم مهم نیست. مهم آنست که جریانات مهم فکری داخلی در رقابت رسانه های جدید نماینده ی نیرومندی داشته باشند که ندارند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی حتی نمایندگی جریان فکری اصولگرایی را نیز به درستی انجام نمیدهد چه برسد به جریان اصلاح طلبی.
کسانی که میتوانند چنین فرصتی را نباید از دست دهند، چرا که دوران تلویزیون ها مدتی است که آغاز شده و به زودی فرصت موفقیت آسان شبکه های تلویزیونی جدید از میان خواهد رفت.
گاهی کدورت هایی در فعالیت ها و رفابت های سیاسی پیش می آید که همانند گرد و غباری برخاسته و لاجرم خواهد نشست. مهم آنکه در چنین شرایطی از جاده انصاف و احترام و ادب خارج نشویم.
خدا را شاکریم که بین بزرگان اصلاح طلب چنین روحیه ای تعامل و توافقی وجود دارد، امید است که در طرفداران آنها نیز که در کلیت خود بدنه مشترکی را شکل داده اند نیز چنین باشد. ان شاء الله
لینک مطلب:
یک محقق و پژوهشگر دینی معتقد است فقط ادیان نیستند که خشونت میآفرینند بلکه سکولارها هم روبه خشونت میآورند
کسانیکه عقده خود خدابینی دارند به خشونت روی میآورند
افرادیکه پا در کفش خدا میکنند و ردای الوهیت میکوشند از دایره بشریت و انسانیت خارج میشوند
روشهای دینی شیوههای حداقلی است و عقل آدمی باید به آن بیفزاید و وقتی عقل آدمی حاکم باشد از خشونت کاسته میشود
سروش در پایان با بیان اینکه کسانیکه رقیب را برنمیتابند هیچگاه به عدالت نمیرسند, اظهار داشت: روح عدالت همان جملهای است که در همه ادیان وجود داشته و آن اینکه آن چه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند
لینک مطلب:
مهمتریت خواسته ای که از رئیس دولت آینده ایران دارم آن است که به آزادی فردی و آزادی جامعه مجالی دهد و بگذارد جامعه در فضایی آزاد تنفس کند. از رئیس جمهور آینده می خواهم که برخلاف سالیان اخیر به آزادی مخالف احترام بگذارد و قبول کند که هر فرد در جامعه ما می تواند هر طور دلش خواست بیندیشد و قبول کند که این جامعه نیاز به آزادی در همه حوزه های فکری و اجتماعی دارد
بحران های اقتصادی ناشی از بی تدبیری کجا و بحران های سیاسی ایجاد شده از سوی رقبا کجا! البته در زمان آقای خاتمی نیز کاهش قیمت جهانی نفت بحرانی را تحمیل کرد که تاسیس صندوق ذخیره ارزی از نتایج مستقیم آن بود.
حضور کروبی در تصمیم گیری خاتمی برای حضور بی تاثیر نبود. همانگونه که کاندیداتوری خاتمی نیز در حضور میرحسین موسوی بی تاثیر نبوده است. اگر همه ی اینها بخشی از تلاش فکری و هوشمندانه رهبران اصلاحات برای تغییر وضع موجود باشد، جای امیدواری است و گرنه مایه ی تاسف.
اینکه کروبی به نفع خاتمی کنار نرفته است، دلیل موجهی است که حداقل در شرایط فعلی به نفع میرحسین موسوی نیز کنار نرود و لاجرم تلاش خاتمی به اجماع نینجامد و در انتها اصلاح طلبان با جدیدالورود ترین کاندیدای خود و آقای کروبی به رقابت سرنوشت ساز خرداد ٨٨ وارد شوند. اگر ائتلافی نیز صورت گیرد؛ با حضور میرحسین موسوی، رقابت انتخاباتی و جلب آراء از سخت ترین جای ممکن آغاز میشود.
اینکه شرایط واقعی چیست که آقای خاتمی حاضر میشوند موقعیت فعلی را با شرایط آتی تغییر دهند، میتواند یکی از بزرگترین مانورهای سیاسی اصلاح طلبان باشد یا یکی دیگر از زنجیره خطاهای استراتژیک آنها.
کافی است تصور کنیم که اگر هر سه کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات شرکت کنند چه خواهد شد و اگر تنها با یک کاندیدا و آن هم آقای میرحسین موسوی وارد شویم چه خواهد شد. تصور و تصدیق اخیر نگران کننده است.
میدانیم که حضور آقای خاتمی در انتخابات یک تصمیم جمعی و سیاسی با رعایت اصول اخلاقی بود. سوال این است که آیا کناره گیری ایشان نیز همین مسیر عقل جمعی و مصلحت سیاسی و رعایت اصول اخلاقی را طی کرده است؟
آیا کناره گیری همان فداکاری است که ایشان بارها به آن اشاره کرده اند؟ منتظر توضیحات ایشان خواهیم ماند. هر چند بیشتر از هر چیز منتظر انصراف ایشان از انصراف هستیم.
میرحسین موسوی گرچه مورد حمایت آشکار آقای خاتمی است ولی این حمایت در ستاد و فعالین سیاسی حامی وی کمی رنگ می بازد و زمانی که به گروهها و اقشار حامی خاتمی میرسیم، تقریبا کسر کمتری از آنها در زمره حامیان بالفعل و بالقوه وی قرار میگیرند. بی تردید میتوان به نتیجه تلاش خاتمی در ایجاد همسویی بین رده های مختلف فعالین سیاسی و مردم امید بست ولی صرف استعفای خاتمی یک شوک نابهنگام و خطرناکی است که میتواند امیدهای تغییر را کمرنگ کند.
رای های فعالین اجتماعی و سیاسی اصلاح طلب تا حدی قابل انتقال به یکدیگرند ولی نباید فراموش کرد که اکثریت قاطع هواداران خاتمی لااقل در شرایط فعلی که چندان نیز از انتخابات دور نیستیم، حاضر نیستند از میرحسین موسوی حمایت کنند.
اینکه کروبی از ابتدا در صحنه باقی مانده است، خاتمی را برای حضور تحت فشار قرار داد و به فرض کناره گیری خاتمی، وحدت مورد نظر خاتمی شکل نخواهد گرفت. بلکه حتی احتمال دارد که گزینه های جدیدتری از سوی اصولگرایان برای جمع آوری رای های رها شده از اردوگاه خاتمی به صحنه بیایند.
البته احتمال اجماع در روزهای پایانی مبارزه انتخاباتی دور از ذهن نیست ولی اجماع نیم بند و ناقص فعلی به منزله اجماع بزرگان است و نه جمع شدن رای هایی که هنوز شکل نگرفته اند.
چرا موسوی علیه اصلاح طلبان حرف نمی زند؟
در جنگها رایج ترین امر، کشتن است. کشتن انسانها. اما ماهیت جنگ با کشتن تفاوت دارد. اینکه یک انسان را طبق یک برنامه مشخص هدف قرار دهند، قتل و جنایت و گاهی تروریسم خوانده میشود. زیر نام جنگ میتوان از موضوع قتل و کشتار که در جنگها معمول است فاصله گرفت.
در شرایط صلح، سخن گفتن از کشتن معنایی کاملا متفاوت دارد. حتی کشتن متهمان محکوم به اعدام چه برسد به قتل های خیابانی و خانوادگی و ناخواسته و سیاسی و غیره.
اینکه کشتن یک انسان مانند کشتن همه ی انسان هاست موضوعی است که هنوز نیاز به توضیح دارد. به خصوص برای بشر درس آموخته در مکتب جهل و تجاهل.
چرا به خوبی نمیتوانیم خود را معرفی کنیم؟ سوالی که در زندگی فردی و اجتماعی و حتی در روابط بین الملل با آن شاهد هستیم. شاید مهمترین دلیل این وضعیت، بلاتکلیفی مان با خودمان است. اینکه بدانیم کی هستیم و به آنچه هستیم اعتماد داشته باشیم.
تعریف نسبت خویش با خویش و دیگران قدم نخست است نه پایان راه. در مسیر معرفی خویش و خویشان، دیگرانی نیز هستند که مایل به اغتشاش در برداشت ها هستند. کسان حقیقی و حقوقی و داخلی و خارجی قدرتمندی که وضع موجود و حقیقت آن با منافع و علائق آنها در تعارض است. به همین دلیل در تلاش اند تا تحریف کنند. اگر مسیر ما رو به اصلاح است، از گذشته ی آن سخن به میان آورند و اگر مسیر ما به اضمحلال است از آینده ی ما بگویند. دشمنی یعنی این.
لینک مطلب:
وزیر مسکن در پاسخ به این پرسش که آیا رکود مسکن در سال آینده تداوم خواهد داشت، پاسخ شفافی ارائه نداد و فقط به ذکر این نکته بسنده کرد که کدام رکود؟ مگر رکودی در این بخش حاکم است؟ این زاییده تخیل شماست
لینک مطلب:
در این جلسه خاتمی، دو گزینه را برای انتخاب به مهندس موسوی پیشنهاد کرده است. گزینه اول حضور همزمان دو کاندیدا در صحنه انتخابات و انجام سفرهای استانی تا پیش از ثبت نام کاندیداها در 15 اردیبهشت است که براساس این گزینه، قبل از ثبت نام نظرسنجی میان افکار عمومی برای سنجش میزان محبوبیت این دو کاندیدا صورت خواهد گرفت
سلام: جلسه میان میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی که در منزل خاتمی در جماران برگزار شده بود، پایان یافت و تصمیم گیری برای چگونگی حضور در انتخابات به میر حسین موسوی محول شد.
، در این جلسه خاتمی، دو گزینه را برای انتخاب به مهندس موسوی پیشنهاد کرده است. گزینه اول حضور همزمان دو کاندیدا در صحنه انتخابات و انجام سفرهای استانی تا پیش از ثبت نام کاندیداها در 15 اردیبهشت است که براساس این گزینه، قبل از ثبت نام نظرسنجی میان افکار عمومی برای سنجش میزان محبوبیت این دو کاندیدا صورت خواهد گرفت و بر اساس نتیجه نفر دوم به نفع دیگری کنار خواهد رفت. اما گزینه دوم به معنای حضور قطعی میرحسین موسوی در انتخابات بدون در نظر گرفتن میزان محبوبیت اوست و خاتمی اظهار کرده که اگر موسوی در هر شرایطی اصرار به کاندیداتوری دارد، وی هم اکنون به نفع موسوی انصراف می دهد. گفته می شود هم اکنون موسوی در حال تامل بر روی این دو گزینه است که انتخاب سرنوشت ساز او تکلیف نامزد اصلاح طلبان را روشن کرده و تاثیر مستقیمی بر سرنوشت انتخابات 22 خرداد 88 خواهد گذاشت. این در حالی است که از ظهر امروز خبرهایی منتشر شد مبنی بر این که احتمال انصراف خاتمی جدی شده است. بنا بر این گزارش، پس از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی، با توجه به اظهارات قبلی خاتمی مبنی بر این که یا من یا مهندس موسوی در عرصه حاضر می شویم و تهدید تعدد نامزدهای اصلاح طلب، بحث انصراف او مطرح شده بود. با این حال بسیاری از نزدیکان او، به ویژه دکتر عارف، رییس ستاد او بر ادامه حضور او در عرصه تاکید کردند. گفته می شود از چندی پیش خاتمی بیانیه اعلام انصراف خود را نیز حاضر کرده بود تا در صورت لزوم و در راستای پیروزی اصلاح طلبان کنار بکشد. در عین حال همزمان با روز میلاد پیامبر اکرم(ص) میرحسین موسوی با حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در منزل خاتمی دیدار کرد تا درباره این تصمیم مهم رایزنی کنند.
کروبی که از ابتدا آمده بود. نگرانی از عدم حضور خاتمی و کاهش آراء فشار زیادی به اصلاح طلبان وارد میکرد. پنج ماه پیش حضور موسوی درانتخابات یک رویای شیرین بود که در نهایت با حضور خاتمی کمرنگ شد. خاتمی وارد عرصه انتخابات شد و پس از سفرهای استانی خاتمی، فضای جدیدی شکل گرفت. فدم های اول محکم برداشته شد و پیروزی اصلاح طلبان به راحتی قابل پیش بینی بود. شرایط واقعی نیز همپای شرایط ذهنی در تغییر بود که میرحسین موسوی به صحنه آمد.
عده ای چون گذشته تحلیل کردند که سه کاندیدای موازی خطرناک است و جواب نمیدهد. غافل از اینکه در گذشته کاربرد این اهرم برای حذف کروبی بود و امروز همین ابزار به حذف کاندیدای خودی تر منجر میشود.
تا شب انتخابات وقت هست. ممکن است انصرفا خاتمی اتفاق نیفتد. ممکن است خاتمی انصراف داده دوباره برگردد و ممکن است مانور رهبران اصلاح طلب به پیروزی مطمئن تر و قاطع اصلاح طلبان منجر شود ولی
در این عقب نشینی های ولو تاکتیکی، تلفات سنگینی را متحمل میشویم. خدا به خیر کند







