Home Archive دی ۸٩ آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ خرداد ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ بهمن ۸٧ دی ۸٧ آذر ۸٧ آبان ۸٧ مهر ۸٧ شهریور ۸٧ امرداد ۸٧ تیر ۸٧ خرداد ۸٧ اردیبهشت ۸٧ فروردین ۸٧ اسفند ۸٦ بهمن ۸٦ دی ۸٦ آذر ۸٦ آبان ۸٦ مهر ۸٦ شهریور ۸٦ امرداد ۸٦ تیر ۸٦ اردیبهشت ۸٦ فروردین ۸٦ اسفند ۸٥ بهمن ۸٥ دی ۸٥ آذر ۸٥ آبان ۸٥ مهر ۸٥ شهریور ۸٥ امرداد ۸٥ تیر ۸٥ خرداد ۸٥ اردیبهشت ۸٥ فروردین ۸٥ اسفند ۸٤ بهمن ۸٤ دی ۸٤ آذر ۸٤ آبان ۸٤ مهر ۸٤ شهریور ۸٤ امرداد ۸٤ تیر ۸٤ خرداد ۸٤ اردیبهشت ۸٤ فروردین ۸٤ اسفند ۸۳ بهمن ۸۳ دی ۸۳ آذر ۸۳ مهر ۸۳
ظاهرا بین انتخابهای آدم و تصمیماتی که میگیرد از یک طرف و جنس خودش٬ درون خودش و خلاصه خود خودش٬ از طرف دیگه٬ نسبت و شاید نسبتهایی وجود دارد. گاهی آدمها با کنترلها و فیلترهایی که در بین درون و بیرون میگذارند این تناسب را به اصطلاح کد میکنند.
در دوره قاجار یکی از مستوفیان دولتی کتابی با عنوان یک کلمه نوشته بود و منظورش آن بود که مشکل کشور ما همین یک کلمه است. یعنی اگر قانون باشد و بجای دستور شاه و خواست او٬ قانونی باشد که همه با آن سنجیده شوند٬ همه چیز حل است. شاید نویسنده ی بخت برگشته چندان مدعی آن نیز نبود که قانونی جز خواست فرمانروای قاجار نوشته شود ولی در همین حد نیز کافی بود تا به امر ملوکانه کتاب و دوات بر سرش کوبند تا کور شود!
==========================
امروز به مدد انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی از مجموعه قوانین محدود کننده ی اختیارات حکومتها و دولتها و روشن کننده ی حقوق مردم برخورداریم ولی چرا هنوز مشکلات زیادی داریم؟!
اجرای قانون نیز مساله مهمی است. فهم و درک مجریان و ناظران و حتی کسانی که قانون بر آنها اجرا میشود یعنی مردم مهم است.
===========================
نباید انتظار داشت مشکلات پیش رو تمام شود. بدون تلاش برای رفع موانع٬ پیشرفتی در هویت ما رخ نمیدهد و حتی برعکس دچار رکود و شاید بازگشت به ارزشهای جاهلانه شویم. آنگونه که در حکومتهای اسلامی بعد از پیامبر اتفاق افتاد و شاید بدتر از آنها.
بخشی از داستان پادشاه و کنیزک از دفتر اول
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گر چه تفسیرِ زبان روشنگرست
لیک عشقِ بی زبان روشن ترست
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
از وی ار سایه نشانی می دهد
شمس هر دم نور جانی می دهد
سایه خواب آرد ترا همچون سمر
چون بر آید شمس إنشَقَّ القمر
خود غریبی در جهان چون شمس نیست
شمس جان باقیست او را امس نیست
شمس در خارج اگر چه هست فرد
می توان هم مثل او تصویر کرد
شمس جان کو خارج آمد از اثیر
نبودش در ذهن و در خارج نظیر
در تصور ذات او را گُنج کو
تا در آید در تصور مثل او
چون حدیث روی شمس الدّین رسید
شمس چارم آسمان سر در کشید
واجب آید چونکه آمد نام او
شرح رمزی گفتن از اِنعام او
این نفس جان دامنم بر تافتست
بوی پیراهان یوسف یافتست
از برای حق صحبت سالها
باز گو حالی از آن خوش حالها
تا زمین و آسمان خندان شود
عقل و روح و دیده صد چندان شود
لا تکلّفنی فأنّی فی الفنا
کَلّت افهامی فلا اُحصی ثنا
کلُّ شیءٍ قالهُ غیرُ المُفیق
إن تکلَّف اَوتصلّف لا یَلیق
من چه گویم یک رگم هوشیار نیست
شرح یاری که او را یار نیست
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
قال أطعِمنی فإنّی جائِعٌ
وَاعتجل فالوقتُ صیفٌ قاطعٌ
صوفی إبنُ الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
تو مگر خود مرد صوفی نیستی
هست را ازنسیه خیزد نیستی
گفتمش پوشیده خوشتر سر یار
تو خود در ضمن حکایت گوش دار
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
گفت مکشوف و برهنه و بی غلول
بازگو دفعم مده ای بوالفضول
پرده بردار و برهنه گو که من
می نخسپم با صنم با پیرهن
گفتم ار عریان شود او در عیان
نی تو مانی نی کنارت نی میان
آرزو می خواه لیک اندازه خواه
بر نتابد کوه را یک برگ کاه
آفتابی کز وی این عالم فروخت
اندکی گر پیش آید جمله سوخت
فتنه و آشوب و خونریزی مجو
بیش از این از شمس تبریزی مگو
http://www.math.ubc.ca/~amin/PerPoems/Masnavi.html
دقیقا آنسوی ارتفاعات شمالی تهران تعداد زیادی دره های زیبا و سرسبز وجود دارد. یکی از این مناطق خوش آب و هوا٬ روستای شهرستانک است. باغهای میوه و چشمه های آب و هوای تمیز در سایه ی توچال.
حرف مرد یکی نیست!

====================
امروز میخواستم آپ نکنم ... بعد دیدم همین آپ نکردن رو یک یادداشت کنم و بعد هم شعر مولوی رو به مناسبت آوردم.
ذهن پیرم کم کم رسید به یک خاطره ....
نشریه گل آقا به دلیل حاشیه نسبتا امنی که شخص آقای کیومرث صابری مرحوم داشتند موقعیتی برای توسعه طنز در دوران سازندگی شد. سخنان دولتی ها موضوع اصلی طنز این دوره محسوب میشد. البته شاید بعضی ها به اهمیت نقش دولت ها در طنز بخصوص دولت اصلاحات و دولت نهم بیشتر از اینها اعتقاد داشته باشند.

مهمترین سوژه در دولت آقای هاشمی٬ معاون اول ایشان بود که چهره ای گرد و کمی فربه و سفید و صبحتهای ادیبانه و اندکی چاشنی لازم را داشت. آقای دکتر حبیبی آنقدر روی جلد کار شده بود که تیم گل آقا تصمیم میگیرند برای مدتی از چهره ی ایشان استفاده نکنند.
این مدت زیاد طول نکشید و با سخن های تازه ی آقای حبیبی فضای طنز گل آقا ترکید و دوباره کاریکاتورهای معاون اول زینت بخش روی جلد گل آقا شد.
یادم میاد صفحه اول گل آقا اختصاص یافت به کسی که داره کاریکاتوری از آقای دکتر حبیبی میکشد و از وی می پرسند: مگه قرار نبود دیگه از ایشون کار نکنید؟! و در جواب میشوند که:
تن خودش میخواره ... و بعد آخرین طنز در مورد صحبتهای آقای حبیبی را نقل کرده بودند.
اگر دوستان این شماره از گل آقا را داشتند یا صفحه اول آن را اسکن کرده بودند و برام بفرستند ممنون میشوم.

مگه مجبورم!؟
امروز میخوام آپ نکنم

فلسفی مر دیو را منکر شود
او همان دم سخره ی دیوی بود
سوال کنید که به شما داده خواهد شد؛بطلبید که خواهید یافت؛بکوبید که برای شما باز خواهد شد.زیرا هر که سوال کند،یابد و کسی که بطلبد دریافت کند و هرکه بکوبد برای او گشاده خواهد شد
امام علي (ع) فرمود: آنان که به من بدي کردند مرا هوشيار کردند. آنان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگي آموختند. آنان که به من بي اعتنايي کردند به من صبر و تحمل آموختند. آنان که به من خوبي کردند به من مهر و وفا و دوستي آموختند
عادت همه چيز را ويران مي کند واي به روزي که چيزي -حتي عشق-عادتمان شود.... عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان ديگر سخن عاشقانه گفتن،دليل عشق نيست وآواز عاشقانه خواندن،دليل عاشق بودن ولي اي دوست،تو نگاه عاشقانه ات راعاشقانه نگهدار و کلام ساده ي عاشقانه ات راخالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده
سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم
حفظ هویت مقدمه هر گونه ارتباط و تعامل سازنده با پیرامون است. چه برای انسان و چه برای جامعه.
هویت وحدت دارد. هر چند تغییراتی نیز میکند. حتی هویت ملی. اما تغییر منظم هویت بر اساس منافع یا هر عامل دیگر میتواند بسیار مخرب باشد
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=2_iranian_girls.persianblog.ir&postid=6514664
خوشبختی بر سه ستون استوار است:
فراموش کردن گذشته , غنیمت شمردن حال , امیدوار بودن به آینده
موریس مترلینگ
گویا نظم و ترتیب باران های امسال برای کشاورزان مفید بوده است. خدا را شکر.
زمین زراعی با کشت سیب زمینی با روش آبیاری بارانی
در اطراف خدابنده ... استان همدان
دیشب غرش های رعد و درخشش برق و ریزش باران زیبایی تهران را بیش از پیش به رخ می کشید.
هوای بهاری را سالهاست که در تهران تجربه نمیکردیم و به لطف تغییر آب و هوایی چنین شد. باشد که به لطف خدا تغییرات آب و هوایی دیگری نیز در این جامعه ی خسته از فشار و استرس بروز کند.
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=great-ahoura.persianblog.ir&postid=6650840
سالک حقيقت
سر مستی ما مردم هشيار ندانند
انکار کنان شيوه اين کار ندانند
درصومعه سجاده نشينان مجازی
سوز دل الوده خمار ندانند
انان که بماندند پس پرده پندار
احوال سرا پرده اسرار ندانند
ياران که شبی فرقت ياران نکشيدند
اندوه شبان من بی يار ندانند
بی يار چه گويم بودم روی به ديوار
تا مدعيان از پس ديوار ندانند
سوز جگر بلبل و دلتنگی غنچه
برطرف چمن جزگل وگلزارندانند
جمعی که بدين درد گرفتار نگشتند
درمان دل خسته عطار ندانند
عطار شاعری است فيلسوف و عارفی است شاعر. صرفنظر از غزلياتش که اين کمترين روزی تمام در دريای مواج و متلاطم و بی کرانه ان غواصی نمودم تا شعری را برای بزرگداشت مقام او برگزينم ؛ در مثنويها يش عميق ترين مسائل فلسفی و کلامی به نحوی ظريف و هنر مندانه بيان شده است. سخنان حکيمانه وی چه در صورت و چه در معنی بيان حکمت و تصوف ايرانی در دوره اسلامی از يک سو و ايينه تمام نمای ذوق و ادب فارسی از سوی ديگر است.
منطق الطير که زيرکانه مراحل سلوک از مرحله طلب يعنی نخستين منزل تا اخرين قدم که فقر وفناست را به تصوير می کشد طريق اشنايی من با عطار بود. با مرغان همداستان شدم به راهنمايی هدهد برای رسيدن به کوه قاف و گزينش سيمرغ به پادشاهی وعذرها از مرغان شنيدم و حکايتها از هدهد که مرغان را به يگانگی فرا می خواند تا همدل و همرنگ راه سلوک پيش گيرند و چه زيبا مرغان گويای زبان استعداد و ظهورمرتبه و مقام هر يک از روندگان طريق حقيقت بودند.
بزرگ می داريم عطار نيشابوری را که امروز نيز اشعارش از پس سالها راهنمای عاشقان دل اگاه و پويندگان طريق حقيقت است.
چندین سال پیش با یکی از همکاران و دوستان شهید آوینی مدتی همکاری علمی داشتیم و نکته عجیبی از دیدگاهش نسبت به آینده میگفت. به تغییر موقعیتها و مفاهیم و هویتها.
روایت فتح٬ نتیجه تلاش هدفدار آوینی و ارزشمندترین اثر مستند تاریخ جنگ و همچنان شایسته ی بازدیدهای فراوان است.
خدا رحمتش کند.

http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=parydaryaee.persianblog.ir&postid=6647000
آيا ميدانستي که
زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آوردآيا ميدانستي که
موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.آيا ميدانستي که
جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند.آيا ميدانستي که
گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه.آيا ميدانستي که
روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند.آيا ميدانستي که
اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.آيا ميدانستي که
زرافه ايستاده وضع حمل ميكند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد.آيا ميدانستي که
1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد.آيا ميدانستي
رود دجله به خليج فارس ميريزد.آيا ميدانستي که
85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند.آيا ميدانستي که
اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيدآيا ميدانستي که
سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کندآيا ميدانستي که
اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كردآيا ميدانستي که
قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان استآيا ميدانستي که
در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده استآيا ميدانستي
هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشودآيا ميدانستي که
وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم استآيا ميدانستي که
خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا ميايستد حدود سه متر استآيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند
آيا ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه ميتوانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
آيا ميدانستي که
اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود.آيا ميدانستي که
كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكندآيا ميدانستي که
ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي استآيا ميدانستي
هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستندآيا ميدانستي که
اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشودآيا ميدانستي که
رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان داردآيا ميدانستي که
طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوستآيا ميدانستي که
سريع ترين عضله بدن انسان زبان استآيا ميدانستي که
بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد.آيا ميدانستي که
در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است.آيا ميدانستي
طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است.آيا ميدانستي که
هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند.آيا ميدانستي که
تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد انسان استآيا ميدانستي چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد
آيا ميدانستي که
فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكندآيا ميدانستي
كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوندآيا ميدانستي که
همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوندآيا ميدانستي
وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن استآيا ميدانستي
حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت استآيا ميدانستي
يك قطره آب داراي يك صد ميليارد اتم استآيا ميدانستي که
تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار ميميرندآيا ميدانستي که
خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين ميفرستدآيا ميدانستي که
گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماندآيا ميدانستي که
حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان استآيا ميدانستي که
تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نميرفتآيا ميدانستي
مغز فيزيكدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بودآيا ميدانستي
تنها چيزي كه در اسيد حل نميشود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين ميبردآيا ميدانستي که
هنگام صحبت براي بيا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهيچه به كار گرفته ميشودآيا ميدانستي که
اگر تكثير باكتري تا بيست و چهار ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري بوجود مي آيدآيا ميدانستي
يك ميليون سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيردآيا ميدانستي که
خرسها موجوداتي چپ دست هستندآيا ميدانستي که
هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش استآيا ميدانستي که
آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهاي او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابندآيا ميدانستي
کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشدآيا ميدانستي
هر ساله حدود پانصد شهابسنگ نسبتا" بزرگ به زمين برخورد ميكندآيا ميدانستي
17 هزار نوع زنبور در جهان شناسايي شده استآيا ميدانستي که
بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به 90 کيلو ميرسدآيا ميدانستي که
باز مهاجر، يا عقاب اردکي، تيز پروازترين پرنده است آنها مي تواند دقيقه اي چهار تا هشت کيلومتر پرواز کندآيا ميدانستي که
مرغ زرين بال کوچکترين پرنده است وزن نوع سرخ گلوي بالغ آن کمتر از وزن يک دو ريالي استآيا ميدانستي که
پروانه هرکول استرالياي که فاصله دو نوک بالهاي آن در حالت گسترده سي و پنج سانتي متراست، بزرگترين پروانه جهان استآيا ميدانستي
نيروي نگهدارنده در پاهاي عنكبوت که تعداد آنها هشت عدد مي باشد، حتي بر روي يك سطح صاف و صيقلي به اندازه اي است كه قادر است وزني معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كندآيا ميدانستي
کنه که حشره اي ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماندآيا مي دانستيد
بيشترين سرعتي كه يك جسم مي تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مايل در ساعت است و ديگر از اين سرعت تجاوز نمي كند، دليل اين امر اصطکاک هوا ميباشدآيا ميدانستي که
حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايدآيا ميدانستيد
که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است دبا مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهدآيا ميدانستي
پل خواجو در زمان سلاطين صفويه در اصفهان ساخته شده استآيا ميدانستي
گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشودآيا ميدانستي
بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسايي شده اندآيا ميدانستي که
اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان داردآيا ميدانستي که
آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است، البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشدآيا ميدانستي که
کنگوکينشاسا همان کشور زئير ميباشدآيا ميدانستي که
زهر مار کبري بيشتر بر روي مراکز تنفسي اثر کرده و باعث خفگي صيد ميشودآيا ميدانستي که
بيشتر سردردهاي معمولي از کم نوشيدن آب ميباشدآيا ميدانستي
کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر استآيا ميدانستي
اندونزي چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشدآيا ميدانستي که
ايرانیها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورندآيا ميدانستي که
شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده استآيا ميدانستي که
انسانهاي امروزي بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکند و يک سومش را هم ميخوابدآيا ميدانستي که
نامهاي قديمي ترکيه ، روم شرقي و عثماني بوده استآيا ميدانستي که
دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش داردآيا ميدانستي که
پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسدآيا ميدانستي که
بي رحم ترين حشره دنيــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامي که حشـــره ماده از همسرش باردار مي شود، به آن نيش مي زند و همسر نيمه جان پس از جفتگيري غذاي لذيـذي براي حشــــــــره ماده مي شودآيا ميدانستي که
ما حتي در روزهاي ابري هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم ، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها ردّ شوند.آيا ميدانستي که
يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند.آيا ميدانستي که
نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما انسانها بوده است.آيا ميدانستي که
خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است.آيا ميدانستي که
ستارگان ابي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از آن هستند.آيا ميدانستي که
استرس تا 5 برابر سيستم ايميني بدن را پايين ميآورد.آيا ميدانستيي که
پيشاني انسان مرکز دماي انسان است يعني اگر شما دماي پيشانيتان را تغيير دهيد دماي بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکي از دلايلي است که وقتي ما مي خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روي آن ميگذاريم.آيا ميدانستي که
اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند حدود سي و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگي تان به يكي از انواع سرطان مبتلا شويد.آيا ميدانستي
اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلومتر ميشود .آيا ميدانستي که
قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه.آيا ميدانستي که
1،260،000،000،000،000،000،000 ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه آب در گردش است.آیا آسمان همه جا یکرنگ داره؟! من که هنوز باور نکرده ام ....
دولت آینده از چه جنسی خواهد بود؟
از جنس ارزشهای عمیقی که مردم ایران به آن معتقدند. چه ایرانی و چه اسلامی.
از جنس اقتدار و تعیین و تکلیف
از جنس شدت عمل
از جنس خنده
دولت آینده از چه جنسی نخواهد بود؟
از جنس دولت آقای احمدی نژاد
http://mahmele-shekasteh.blogfa.com/post-42.aspx
* به نام حضرت دوست *
سئوال ۱- خداوند چه کسانی را مثل خود ! قرار میدهد ؟!
جواب :حدیث قدسی : بنده من ! پرستش کن مرا " تا تو را مثل خود قرار دهم ".
منم زنده که هرگز نمی میرم ..قرار میدهم تو را زنده که نمیری ...
من هر گاه چیزی بخواهم بوجود آید..و تو راچنین کنم که هر چه بخواهی ایجاد شود.ص ۱۴۶
سوال ۲-خداوند از چه کسانی اطاعت می کند ؟!
جواب :خداوند بندگانی دارد که اطاعتش کنند در هر چه بخواهد وخداوند هم اطاعت کند
ایشان را در آنچه اراده کنند تا جاییکه به چیزی میگویند باش یافت میشود ص ۱۴۴
سوال۳- کلید استجابت دعا چیست ؟!
* " رنج ریسمان مهر الهی است که ما را به سوی سعادت و خداوند سوق می دهد "
جواب : ا- مطیع فرامین الهی بودن .. باید طاعت کرد و سپس طلب کرد.
۲- اصرار و پافشاری در دعا ( حدیث قدسی ص ۳۹۰)
۳- بهترین زمان دعا سحر است .امام علی (ع)
۴- یاد خدا در شادی باعث استجابت دعا در هنگام گرفتاری میشود .( مضمون حدیث قدسی ص ۱۵۴)
۵-خوبی کردن موجب نابودی گناهان و استجابت دعا می شود( مضمون هود / ۱۱۴)
۶- "مرا بخوان همانند غریقی اندوهگین که دادرسی ندارد" ( منبع احادیث قدسی: "سخن خدا ")
* برخی علل عدم یا تاخیر اجابت دعا :۱ - به مصلحت فرد نیست ۲- برای افزایش پاداش درخواست کننده ۳- بهتر از آن داده خواهد شد .۴- به خاطر این است که خداوند دوست دارد که حال لطیف و خوش دعا کننده همچنان بر دوام باشد.۵- به علت گناه هان ما
* "در دنیا مروارید عشق به خداوند در صدف قلب مومن است . "
خلاصه : کلید استجابت دعا عشق و اطاعت از پروردگار است . ( گناه مانع اجابته )
خدای مهربونم !
واقعا وضع نظافت در کوچه ها خیلی بد شده!
واقعا تصمیمات سازمان یافته ی غلط خیلی زیاد شده!
واقعا سیستم ناکارآمد فیلترینگ خیلی غیرقابل تحمل شده!
واقعا باید فکری کرد!
http://shalamrud.mihanblog.com/Post-8.aspx
توي ده شلمرود حسني تك و تنها بود/
حسني نگوبلا بگو تنبل تنبلا بگو/موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه/نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرذ كاكلي /هيچكس باهاش رفيق نبود/تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم ؟
نه نميام نه نميام/سرتو مي خواي اصلاح كني؟ /نه نمي خوام نه نمي خوام
/كره الاغ كدخدا يورتمه مي رفت تو كوچه ها/الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين سر در هوا سم بر زمين/يالت بلندو پرمو دمت مثال جارو يك كمي به من سواري ميدي؟/-نه كه نميدم/چرا نميدي؟/واسه اينكه من تميزم پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه!
غاز پريد تو استخر/تو اردكي يا غازي؟/من غاز خوش زبانم/مياي بريم به بازي؟ /نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينكه من صبح تا غروب ميون آب كنار جو مشغول كار شستشو/اما تو چي؟/موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه
در وا شدو يه جوجه دويد و اومد تو كوچه
جيك جيك كنان گردش زنان/اومدو اومد پيش حسني/جوجه كوچولو كوچول موچولو مياي با من بازي كني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا/ جوجه ريزه ميزه ببين چقد تميزه؟/ اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه
حسني با چشم گريون پا شدو اومد تو ميدون:آي فلفلي آي قلقلي مايان با من بازي كنين؟/نه كه نميايم/چرا نمياين؟ /فلفلي گفت/من و داداشم و بابم و عموم هفته اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش كنين/موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه
حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟/ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح كني؟/ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل ترو تميزو تپل مپل
الاغ و خروس جوجه و غاز و ببعي با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد كاكلي/حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:اگه كاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت: قوقولي قوقو قوقولي قوقو هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه ميگفت: حسبي برو تو كوچه بازي بكن با جوجه
غاز ميگفت: حسني بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود حسني دیگه تنها نبود
================
حکایت به روایت استاد سامورایی فتو صندلی :
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=sandali.persianblog.ir&postid=6613874
چند شب پیش رفتیم عید دیدنی و دستبوسی به اتفاق عزيزان خدمت استاد احترامی؛

براي ديدن تصوير بزرگتر روي عكس كليك كنيد!
اين شعر جاودانهي حسني را يا خواندهايد يا شنيدهايد يا در موبايل كسي به صورت ديجي به آن برخورد كردهايد و بلوتوث!:
حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد كاكلي
هيچكس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام
كره الاغ كدخدا
يورتمه مي رفت تو كوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يك كمي به من سواري ميدي؟
نه كه نميدم
چرا نميدي؟
اين همان منوچهر احترامي است كه مجموعههاي «حسني»اش تا به حال توسط 280 ناشر بدون اجازهاش چاپ شدهاست!
دست وزارت ارشاد چقدر درد نكند!
عید هسته ای است. به شوخی و یا به جدی هر چی میخواهید بگید ولی من خیلی خیلی جدی و از موضع کاملا .... میخوام بگم:
. . . ... . .. . . ... .. . . .. . .. . . . .. . . . . .. . .. . . . ........ .. . . . . . .. . . . . . .. .. . . . . . . . .. . . . .. . . . . . . . . . .. . . . . . .. . . . .. . . .. . . .. . . . . . . . . . .. . . . . . . ...... . . .. . . .... .
یکی از قدیمی ها نقل میکرد که قدیم ندیما برای اینکه ببینند یکی در واقع چه جور آدمیه سعی میکردند با اون معامله ی تجاری کنند. یا به سفر بروند. یا حتی اگر فرصتی دست داد یه دعوایی راه بندازند و سنگ پایی به پایش بزنند و ببینند به هنگام عصبانیت و تندی چه میکند!
این قدیمی ها هم عجب زبل هایی بودند!
به احتمال زیاد برایتان اتفاق افتاده که یه نفر یا چند نفر براتون نظرات انتقادی یا توهین آمیز گذاشته باشند.
امکان کنترل انتشار نظرات به شما کمک میکنه که جلوی انتشار این موارد را بگیرید ولی شاید راه حل های بهتری هم باشه.
کسانی که نظرات تند میگذارند معمولا از چیزی ناراحت هستند و با اینکار خود را تخلیه میکنند. گاهی نیز به دنبال ابراز وجود و مطرح شدن هستند. بعضی موارد هم شوخی است و در اندک مواردی نیز روشی برای ارزیابی است
راه حل هایی وجود داره که بطور یکجا به همه ی اینگونه موارد پاسخی مناسب است.
صبر و سکوت در اینجا و فریاد در جای دیگر
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=decortan.persianblog.ir&postid=6584569
شعر بچه آفريقايی
اين شعر توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :
وقتي به دنيا ميام، سياهم،
وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم،
وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم،
وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد،
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي،
وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي،
وقتي سردت ميشه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي،
وقتي مريض ميشي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

.jpg)
منطقه دیلمان ارتفاعات گیلان
از نظر آب و هوایی خیلی شبیه کلاردشت در مازندران است.
میان نقل عام از پیشینیان و عقل حاضران رویارویی و تقابل است. نقلهای غیرعقلایی در کنار ضرورت نقل دستاوردهای عقلایی خود را تحمیل میکنند و تنها چشمان نقادانه عقل سلیم است که رسوبات تحریف سنتها را می یابند.
عقل کل ... عقل اول ... قرآن کریم ... حضرت محمد ص ... همه و همه از طریق نقل و گذشته به گوش ما میرسند. در روح و دل انسانها نظامی فطری و طبیعی برای تشخیص سره ا ز ناسره و درست از خطا تعبیه شده است. هر چه از این سیستم بهره گیریم انسان تریم. زیر سایه ی روایات و سخنان منقول از گذشته٬ بی درایت و اندیشه٬ اسیر و زیر آواریم.
===================
باب عقل در نقل شیعیان علی ع جایگاه ویژه ای دارد. خیلی خیلی خاص. افسوس که از نقل اهمیت عقل به اهمیت عقل نمیرسیم و به همان نقل می رسیم.
===============
پیروی مبتنی بر عقل و آگاهی با پیروی مبتنی بر خویشی و نسبت و تبار و مانند آن تفاوتهای اساسی دارد. از نظر روش فاصله از زمین تا آسمان است٬ هر چند که از نظر نتیجه ممکن است به یکجا برسیم.
در مجالس رسم است که قرآن در ابتدا و شروع جلسه قرائت میشود.
صوت قرآن زیباست.
همانگونه که جلد قرآن نیز معمولا زیباست.
همانگونه که خط قرآن هم زیباست.
هنرمندان خوش صدا و خوش قلم زحمات زیادی برای بالابردن جذابیتهای حاشیه ای مرتبط با قرآن کریم کشیده اند اما
اگر در مجلسی قرآن خوانده میشود٬ چه خوب که برای شنیدن خوانده شود.
نمیدونم راهش چیه. شاید خواندن ترجمه قرآن در مجالسی که شنوندگان عربی نمیدانند یا هر راه حلی که مفاهیم قرآنی را به میان شنوندگان ببرد.
سال گذشته علیرغم صحبتهای و خط مشی سازمان ملی جوانان در باره اینترنت٬ اقدامی متفاوت به ابتکار حجه الاسلام سید حمید حسینی مشاور فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان برنامه ریزی و اجرا شد.
دیروز جشن پایانی جشنواره اینترنتی پیامبر اعظم ص بود و به منتخبین هدایایی تقدیم شد.
طبق معمول نقاط قوت و ضعف زیادی در جشنواره بود. اما یک نکته خیلی جالب و مورد توجه صحبتهای آقای حسینی بود.
بر خلاف رویه افراد ظاهرا مسئول و در واقع غیر مسئول٬ ایشان بجای تاکید بر نقاط ضعف و تهدیدات در اینترنت به اهمیت نشان دادن فرصتها اشاره داشتند. آمار و ارقام بازدیدکنندگان و شرکت کنندگان و استمرار شبانه روزی فعالیت و تولید محتوای قابل توجه در این پروژه برای مدیران فرهنگی کشور میتواند درس باشد.
فاعتبروا یا اولی الابصار
میلاد حضرت رسول اکرم ص پیامبر و رئیس دین ما
میلاد حضرت امام صادق ع رئیس مذهب شیعه
بر شیعیان ... ایرانیان ... مسلمانان ... انسانها ... هستی ... مبارک باد!
شاد و موفق باشید و باشیم
جشنواره های زیادی داره برگزار میشه. انشاءالله که تاثیر مثبت داشته باشند.
ارزیابی جشنواره ها گاهی بر اساس میزان هزینه و درآمد میشه. یعنی چه امکاناتی خرج شده. چه مادی و چه معنوی. و مقایسه میشه با آنچه که بدست آمده. چه مادی و چه معنوی.
گاهی یک اسم بزرگ را انتخاب میکنیم و یک کار کوچیک میکنیم. اگر اینکار به اندازه بضاعت ما باشد معمولا بقیه قبول میکنند که کار شایسته ای انجام داده ایم ولی آیندگان ما را متهم میکنند که چرا کاری کرده ایم که از حد و توانمان خارج بوده و ارزش و شان آن کار را رعایت نکرده ایم.
======================
آیا بهتر نیست کاری را که از عهده مان خارج است از ابتدا شروع نکنیم!؟
و آیا خوب نیست که از تجارب دیگران استفاده کنیم و برای برگزاری مراسم ها ارزش قائل باشیم؟ ارزشی تخصصی متناسب با هنر مراسم برگزار کردن. و ارزشی خاص برای موضوع هر جشنواره؟
سلسله مراتب ادراک را درک کردن دشوار است. ولی یکی از فرقهای شیعیان با دیگران در طول تاریخ همین عقلگرایی و باطن گرایی بوده است. تا آنجا که بعضی شیعیان را به انکار ظاهر متهم میکردند و آنها را باطنی میخواندند.
شناخت سطحی ترین لایه های حقیقت و تسری این شناخت به همه ی بطون حقایق شایسته ی مقام شامخ انسان نیست.
دست کشیدن بر سر یتیم ... یک عمل است. بدون نیت جوابی که در روایات به آن اشاره شده نمیده. باید آدم بخواد و اینکار و انجام بده. نه اتفاقی باشه . نه اجباری . حتی عادت میتونه روی نیت تاثیر منفی بذاره.
حالا اگر کسی فکر کنه که با یک یتمیم خانه قرارداد ببنده که موهای بچه ها رو بزنند و بیارن براش تا دست بکشه روشون چی؟! یا ردیفشون کنه و چشم بسته و بدون رابطه عاطفی چنین کاری کنه چی؟
جل الخالق ... شبیه این موضوع زیاد اتفاق میفته در اطرافمون ... یه کم باید دفت کنیم.
بازیهای کامپیوتری دنیای متفاوت و جذابی دارند. گاهی آدم را معتاد خودشون میکنند و یه جوری به اصطلاح میفتیم توی لوپ.
یه زمانی خیلی بازی میکردم. الان هم گاهی بازی میکنم. عیبی داره؟!
=====================
سناریو در بازی کامپیوتری خیلی مهمه. فکر کنم جای یک بازی که بتونه زندگی رو برای انسان در سنین مختلف شبیه سازی کنه خالیه. بخصوص که علاوه بر تنظیمات ساده و متوسط و سخت تنظیم طبقاتی هم داشته باشه. تنظیمات قشرهای مختلف اجتمای هم داشته باشه. و مثلا آدم بتونه خودش رو جای یک کودک ثروتمند یا یک نوجوان فقیر قرار بده.
این ابزارها در نزدیک شدن آدمها و شکل گیری روح جمعی خیلی موثر است.
شاید این نقش در دوره های قبل در اروپا بعهده کتابها بوده است. در قرون هیجدهم و نوزدهم و بیستم کتابها توانستند به تحکیم روح جمعی در غرب کمک کنند. ما به این موج نرسیدیم ولی میتوانیم از اینترنت و فناوری های اطلاعات چنین استفاده بکنیم.

http://www.baztabnews.org/news/64059.php
آقاي احمدينژاد مثل هميشه غيرمنتظره عمل كرد و در نخستين كنفرانس خبري خود در سال 1386، به جاي خبر خوش هستهاي، دستور آزادي پانزده نظامي دستگيرشده انگليسي را اعلام كرد و خبر داد، اين نظاميان امشب آزاد ميشوند و خبرنگاران هم در مراسم آزادي آنان شركت خواهند داشت. اما آزادي اين افراد تا شب هم طول نکشيد و به محض پايان کنفرانس رئيسجمهور، همگان ديدند که نظاميان متجاوز، آزاد و با کت و شلوارهاي شيک اهدايي ايران، در نهاد رياست جمهوري ديده شدند و رئيس جمهور، وزير امور خارجه و اسفنديار رحيم مشايي که مدتي پيش ملاقاتهاي غير عادي با مقامات انگليسي داشت، با لبخند از آنها استقبال کردند
رئيسجمهور، علت اين دستور خود را رأفت اسلامي عنوان كرد و هرگونه معامله و بده بستان را تكذيب كرد.
در رابطه با اين اقدام دكتر احمدينژاد، توجه به نكات زير خالي از لطف نيست:
1) اينكه علت اصلي اين اقدام از سوي رئيسجمهور ايران، رأفت اسلامي اعلام شده، با توجه به آيه كريمه «محمد رسولالله و الذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم»، که حوزه رأفت را از ديدگاه پيامبر رحمت (ص) مشخص ميکند، جالب توجه است؛ به ويژه اينكه احتمالا بايد اميدوار باشيم، آقاي بلر بر اساس رأفت اسلامي، نصرالله تاجيك، ديپلمات ايراني را كه ماههاست به طور غيرقانوني در انگليس بازداشت شده و نيز آقاي بوش بر پايه رأفت اسلامي، پنج ديپلمات ايراني ربودهشده در اربيل را آزاد كند.
2) نفي بده بستان و معامله يا به عبارت ديگر، گرفتن امتيازات متقابل از رقيب يا به قول هواداران رئيسجمهور، دشمن نيز جاي شگفتي است. اگر ما نخواهيم امتياز متقابل از طرف مقابل بگيريم، پس بايد حتما اين امتيازات را از دوستان بگيريم و ضمنا با نفي امتيازگيري، مفهوم جديدي براي ديپلماسي تعريف كنيم؛ چراكه در تعريف فعلي، ديپلماسي بنا بر داد و ستد در روابط بين كشورها تعريف شده و يا دستكم كشورهاي دوست و دشمن حاضر نيستند كوچكترين امتيازي بدون مابهازاي آن به ما بدهند.
3) با توجه به آنكه ظاهرا دكتر لاريجاني از سوي نظام، مأمور مذاكره در اين پرونده شده و مذاكراتي هم با دولت انگليس انجام داده بود، بهتر بود اگر تصميمي در اين زمينه گرفته شده، از سوي ايشان اعلام ميشد تا در افكار عمومي شايبه ... .
4) دستگيري نظاميان انگليسي توسط نيروي دريايي سپاه پاسداران صورت گرفته بود و رسيدگي به اتهامات آنان نيز در صلاحيت قوه قضائيه بود و با توجه به آنكه كليه امور نظامي كشور زير نظر ستاد كل نيروهاي مسلح و فرماندهي كل قوا قرار دارد، از نظر قانوني انتظار اين بود كه تصميمگيري در اين رابطه طبيعتا بايد توسط ستاد كل نيروهاي مسلح انجام و اعلام ميشد.
5) اگر قرار بود اين نظاميان بر پايه رأفت اسلامي آزاد شوند، آيا بهتر نبود آنان را دو روز پيش و قبل از آنکه نخستوزير انگليس اولتيماتوم ۴۸ ساعته براي آزادي آنها بدهد، يا پس از گذشت اين مدت آزاد ميکرديم تا شايبه ارتباط آزادي آنان با گستاخي بلر به وجود نيايد.
6) برگزاري مراسم استقبال از آزادي نظاميان انگليسي، خريد لباس و گرفت عکس يادگاري نيز جاي تعجب دارد. اگر افراد مجرم هستد، پس نبايد مانند قهرمانان از آنان استقبال کرد و بدتر از آن، حضور پر از شوق و ذوق شماري از اعضاي کابيه در اين مراسم بود. هرچند اميد داريم نظاميان انگلسي فردا که به لندن رسيدند، نامهها و اعترافات خود را تکذيب نکنند.
7) همواره ايراد اصولگرايان و از جمله دكتر احمدينژاد به ديپلماسي اصلاحطلبان، تنشزدايي يكطرفه و دادن امتيازات فراوان به طرف مقابل بدون دريافت امتياز متقابل بود كه مصداق بارز آن تغليق دو و نيم ساله غنيسازي بود. اما اكنون چگونه دستگاه ديپلماسي دولت ميتواند از اين اقدام با ادبيات اصولگرايانه دفاع كند؟
۸) موضوع دستگيري و آزادي نظاميان انگليسي آزمون خوبي براي هواداران افراطي رئيسجمهوري بود تا آنان که تا امروز خواهان اخراج سفير انگليس و برخورد شديد تا سر حد اعدام با اين نظامي بودند، است؛ اگر آنگونه که تاکنون ديده شده، اين افراد بعدا رنگ عوض کرده و آزادي بي قيد و شرط نظاميان انگليسي را عين اصولگرايي و انقلابي بودن بدانند، اين نکته بر همگان اثبات ميشود که شخصگرايي و باندمحوري، شايستهتر از تفسير اصولگرايي براي اين نوع برخورد است.
با اين حال، به نظر نميرسد دانشجويان بسيجي که همواره مخالف توطئههاي قديميترين دشمن ملت ايران بودهاند، با کنار گذاشتن اصولگرايي اقدام دولت را بدون اعتراض بگذارند.
۹) حضور اسفنديار رحيم مشايي، معاون ميراث فرهنگي و گردشگري که از نظر شغلي ارتباطي با موضوع نظاميان انگليسي ندارد، ولي شايبه روابط نزديکي با مقامات دولت بريتانيا دارد و و ديدار غير منتظره و خلاف رويه وي با وزير خارجه وقت انگليس خبرساز شد و بر اساس برخي قرائن در اين فرايند مؤثر بوده است، نيز جالب توجه است.
۱۰) هرچند نظاميان انگليسي با زدن لبخند در برابر رسانههاي داخلي و خارجي آزاد شدند، اما جا دارد در کنار اين لبخندها و شادماني مردم انگلستان، به ياد اشکها و نامههاي سوزان خانوادههاي شهدا، مفقودين و اسرايي باشيم که توسط آمريکا، انگليس و عوامل آنها در منطقه داغدار شدند و خانوادههاي عليرضا عسگري، نصرالله تاجيک و پنج ديپلمات قهرمان و در بند ربوده شده در اربيل، آخرين آنها به شمار ميروند.
ملوانهای انگلیسی آزاد شدند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از منبعی آگاه خبر داده که اين نظاميان قرار است فردا (پنجشنبه) از راه هوا به کشورشان بازگردانده شوند.
تلويزيون ايران تصاوير اين نظاميان بريتانيايی را پس از اعلام خبر آزادی شان پخش کرد که طی آن، اين ملوانان تک تک با محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران ديدار و گفتگوی کوتاهی کردند و آقای احمدی نژاد برايشان آرزوی موفقيت کرد.
آقای احمدی نژاد خبر آزادی نظاميان بريتانيايی را پيشتر طی نشستی خبری و به صورت غيرمنتظره اعلام کرده و گفته بود که اين نظاميان، مورد عفو ملت ايران و نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.
باز هم از وبلاگستان:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=mirazadi.persianblog.ir&postid=6588101
تاريخ
سالوادور آلنده ( چپ ) و اگوستو پینوشه ( راست )
نمی دانم چرا ؟ ولی دیشب هنگامی که در تاریکی شب و در انتظار خواب به سقف اتاق می نگریستم ناگهان ماجرای ریاست جمهوری سالوادور آلنده در شیلی و کودتای نظامی که منجر به مرگ او شد در ذهنم نقش بست . تصمیم گرفتم مطلبی کوتاه در باره او تهیه کنم.
سالوادور ایزابلینو دل ساگرادو کورازون ده جسوس آلنده گوسنز ( ۲۶ ژوئیه ۱۹۰۸م - ۱۱ سپتامبر م۱۹۷۳) سیاستمدار مارکسیست و از بنیانگذاران حزب سوسیالیست شیلی بود. او از نوامبر ۱۹۷۰م تا سرنگونی و کشته شدنش در کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳م رئیس جمهور شیلی بود. از او به عنوان اولین رئیس جمهور مارکسیست که با رای و دموکراسی به قدرت رسید، نام میبرند.
آلنده بیش از چهل سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۷۰, در مقامهای سناتور, نماینده و وزیر کابینه فعالیت میکرد. آلنده سه بار در سالهای ۱۹۵۲م, ۱۹۵۸م . و ۱۹۶۴ م. کاندیدای ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در ۱۹۷۰ م .بالاخره در انتخابات برنده شد و علیرغم تلاشهای آمریکا برای جلوگیری از گرفتن قدرت توسط او, به ریاست جمهوری رسید.
دوران حکومتش همواره حاکی از ناآرامی عمومی, اعتصاب, تحریمهای آمریکا, شکایتهای دادگاه عالی شیلی و تقاضای اعضای اپوزیسیون برای استفاده از نیروی نظامی برای آرام کردن اوضاع بود. در ۲۲ آگوست ۱۹۷۳ م . مجلس نمایندگان شیلی قطعنامهای بر علیه او صادر کرد و هنوز یک ماه از این قطعنامه نگذشته بود که دولت او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳م. و با کودتای نظامی آمریکا و سازمان سیا به رهبری ژنرال آگوستو پینوشه سرنگون شد. طبق اعلام رسمی پرزیدنت آلنده با یک کلاشینکف اهدایی از سوی فیدل کاسترو خودکشی کرده است.
منبع : ویکی پدیا
سالوادور آلنده رئیس جمهور مردمی شیلی ؛ لحظاتی قبل از مرگ .
(کودتای یازده سپتامبر ۱۹۷۳ م .)
به نقل از:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=40maktoub.persianblog.ir&postid=6458266
نوروز بزرگترين و از كهنترين جشنهاي ايراني است كه هنوز هم برپا مانده است و پس از آن "مهرگان" را ميتوان در درجه بعدي اهميت دانست(در روزگار گذشته ايران، در هر ماه، زماني كه نام روز و نام ماه يكي بوده است، آن روز را جشن ميگرفتهاند-كه از آن جمله ميتوان به "خردادگان" و "اسفندگان" اشاره نمود- اما جشن "مهرگان" در اين ميان جايگاهي ويژه و فراتر از صرف اين تقارن نام ماه و روز داشته است.براي توضيح بيشتر در اين باره، ميتوانيد به نوشته "اسفندگان" و نيز مطلب "مهرگان" -در سايت click2all- مراجعه نماييد).
همان طور كه در نوشته "چهارشنبه سوري" آوردهام، مردم پيش از فرارسيدن نوروز، خود را براي آن مهيا ميكنند كه از جملهي اين آمادگيها ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
"خانه تكاني" و "آب و جارو كردن"، "خريد لباس و پوشاك نو" به ويژه براي بچهها، "خريد آجيل، شيريني و ميوه"(در اينجا هم، آجيل ممكن است كه آجيل شور يا آجيل شيرين باشد، گرچه كه آجيل شور بيشتر متداول است و درباره شيريني هم علاوه بر شيرينيهاي معمول، ممكن است كه از شيرينيهاي محلي يا خانگي، باقلوا، مسقطي، قطاب، پشمك و ... نيز استفاده شود؛ همچنين "نان نخودچي" هم هنوز كماكان مرسوم است)، "پيرايش و آرايش" و "تهيه كادو و هديه".
البته اين روزها، "عيدي" -مخصوصاً براي بچهها- به شكل دادن پول نيز رايج است و در برخي خانوادهها رسم است كه پول عيدي را بين صفحات قرآن قرار ميدهند و هنگام ديد و بازديدهاي عيد، از همان پول به عنوان عيدي، پرداخت ميكنند؛ يك موضوع ديگر هم كه خوب است اينجا يادآور شوم بدين قرار است كه در گذشته دادن عيدي مربوط به زماني بود كه خانواده به عنوان مهمان، به ديدار خانوادهاي ديگر ميرفت و در حقيقت خانوادهي ميزبان عيدي ميداد و به همين ترتيب، بچههاي اين خانوادهي ميزبان، زماني كه براي بازديد به ديدار مهمانهاي پيشينشان ميرفتند، اينبار آنها به عنوان مهمان، عيدي دريافت ميكردند؛ اما امروزه اين موضوع كمتر از گذشته مراعات ميشود و ممكن است كه در يك ديدار، مراسم عيدي دادن و عيدي گرفتن، يكجا انجام شود). از ديگر سنتهاي مرسوم پيش از نوروز، رفتن بر سر مزار فوت شدگان در روز پنجشنبه آخر سال ميباشد كه درباره اين رسم نيز هماكنون، "زيارت اهل قبور" علاوه بر روز و عصر پنجشنبه، ممكن است كه در روز جمعه نيز انجام پذيرد و خانوادهها بر سر مزار رفتگانشان با روشن كردن شمع، قرار دادن گل يا گلدانهاي گل و همچنين با دادن "خيرات"(مثل خرما، حلوا، نقل، شيريني و ميوه و اين روزها علاوه بر اينها گاهي شكلات، آش يا ...) و خواندن دعا و قرآن، ياد آنها را گرامي ميدارند؛ پختن حلوا در خانه در عصر روز پنجشنبهي آخر سال و خيرات كردن آن نيز از رسمهاي ديگر موجود ميباشد. البته نبايد فراموش كنيم كه رسم ياد كردن از فوت شدگان، در باورهاي پيشين ايرانيان نيز به گونهاي وجود داشته است.
تهيه كردن "سين"هاي «سفرهي هفت سين»، انجام خريدهاي باقي مانده، آماده كردن "سبزي پلو- ماهي" شب عيد -كه معمولاً سفره اين شام، رنگينتر از سفرههاي معمول است- از جملهي ديگر مراسم پيش از نوروز است(نارنج، سبزي، نوشيدنيها و ... از جمله مخلفاتي هستند كه در اين سفره وجود دارد و به دليل "سرد بودن" ماهي، در گذشته سر اين سفره معمولاً از ماست استفاده نميكردند گرچه كه ممكن بود شور يا ترشي و به ويژه "سير ترشي" در سفره وجود داشته باشد و برخي خانوادهها هم براي كم كردن تأثير سرديِ ماهي، "گرمي" هم در سفره قرار ميدادند)؛ موضوع ارزشمند ديگري كه معمولاً درباره شام شب عيد وجود دارد، جمع شدن همه اعضاي خانواده در كنار هم و يا چنانچه فرزندان يك خانواده ازدواج كرده باشند، در خانهي بزرگتر آن خانواده ميباشد كه اميدوارم اين سنت حفظ شود. در بعضي فرهنگها رسم جالبي وجود داشت و يا هنوز هم وجود دارد -كه مربوط به خريد نان به عنوان "بركت سفره" ميشد؛ در اين رسم، "نانآور خانه" براي خريد نان از خانه خارج ميشد و پس از خريد آن دوباره به خانه بازميگشت(معمولاً نان "سنگك" خريداري ميشد و خريد نان علاوه بر شام شب عيد، با توجه به زمان سال تحويل، ممكن بود كه قبل يا بعد از سال تحويل هم انجام شود). درباره خوراك مربوط به نوروز، دوست دارم از رسم ديگري كه حالا ديگر چندان رواج ندارد هم، ياد كنم كه مربوط به ناهار روز اول عيد ميباشد. برخي خانوادهها، براي اولين روز عيد، ناهارشان را "رشته پلو" درست ميكردند و آن را نشانهي "رشتهي كار" ميدانستند.
يكي ديگر از موضوعاتي كه به خاطرم آمد و در تهران قديمتر وجود داشت، مربوط به حمام شب عيد بود. گاهي حتي خانوادههايي كه در منزل هم حمام داشتند، براي شب عيد به حمام بيرون ميرفتند(حمامهاي بيرون دو گونه بودند، يا "حمام خصوصي" -كه به آن حمام نمره هم ميگفتند- و يا "حمام عمومي" ). حمام شب عيد معمولاً مدتش طولانيتر از حمام رفتنها(استحمام/حمام گرفتنها) در ديگر وقتهاي معمول بود. اين حمام با "چرك كردن"(چرك گرفتن) يا "كيسه كشيدن" همراه بود( استفاده از كيسه و "روشور" يا "سفيداب" قبل از "ليف زدن")؛ اين كيسه كشيدنها گاهي هم به قدري محكم بود كه ممكن بود پوست بدن را قرمز كند؛ كيسه كشيدن بچهها ممكن بود كه توسط بزرگترهايشان انجام شود و بزرگترها ممكن بود كه يا خودشان كيسه بكشند و يا اين كه "دلّاك" يا كارگر حمام برايشان كيسه بكشد(همچنين ممكن بود كه فرد براي كشيدن كيسه كمرش]پشتش[ از فرد ديگري كمك بگيرد). همچنين "مشت و مال" دادن مردان توسط "دلاك" حمام كمابيش وجود داشت. گاهي اوقات و در بعضي فرهنگها نيز، "حنا گذاشتن" يكي از رسوم موجود بود. گذاشتن حنا ممكن بود كه براي مو، دست يا پا باشد كه در اين شكلش اخيرش باعث رنگ پيدا كردن ناخنها ميشد. "حنا گذاشتن" گرچه ظاهراً رواج كمتري بين آقايان داشته، ولي آنها نيز از حنا استفاده ميكردهاند و مردان گاهي، ريششان را هم حنا ميگذاشتهاند.
بعد از خارج شدن از حمام گرم، جايي براي "پاشويه" وجود داشت و پس از آن محيطي وجود داشت كه براي خشك كردن تن و پوشيدن دوبارهي لباس از آن استفاده ميشد(هنگام ورود به حمام در همين محيط كه اطرافش تعدادي كمد يا گنجه وجود داشت، لباس را از تن به در ميآوردند و در كمدها قرار ميدادند. اشياي گرانقيمت يا پول نقد را ميتوانستند به "جامهدار" يا فردي كه "پاي دخل" مينشست بدهند و كليد كمد را هم يا به همان فرد ميدادند يا با توجه به داشتن كش يا چيزي شبيه به آن، آن را به دور مچ دستشان ميانداختند؛ البته حمام نمره معمولاً ديگر نيازي به پاشويه نداشت و همچنين با توجه به خصوصي بودنش، در هر نوبت استفاده، بنابراين ديگر به گنجه و قفل هم براي لباسها نيازي نبود). هنگام خروج از حمام گرم، براي خشك كردن از "لُنگ" يا حوله استفاده ميكردند كه ممكن بود يكي را به دور كمر ببندند و ديگري را بر روي شانه بيندازند(ممكن بود كه از دو تكه لنگ يا يك تكه لنگ به تنهايي نيز استفاده شود. همچنين اين لنگها را، هم ميتوانستند خودشان بياورند كه شخصي بود و هم اينكه ميتوانستند از لنگهاي موجود در حمام استفاده كنند و از جامهدار بگيرند. آوردن لنگ و حوله شخصي نيز از كمد ممكن بود كه با تحويل دادن كليد به جامهدار، توسط او انجام شود و فرد در همان قسمت پاشويه منتظر بماند تا كه برايش بياورند. نكته ديگر هم اينكه در ابتدا در داخل حمام گرم هم معمولاً با يك لنگ وارد ميشدند كه هنگام خروج، آن را كه خيس بود، عوض ميكردند).
پس از اين ممكن بود كه در اين محل خشك كردن و پوشيدن لباس، باز اينبار، جامهدار مشت و مال دهد(پيش از پوشيدن لباس) و يا اينكه با "آب يخ"، نوشابه يا چاي پذيرايي كند. هنگام "حساب كردن" هم علاوه بر پرداخت هزينههاي معمول، دادن "انعام" و "عيدي" معمول بود.
وقتي كه از حنا گذاشتن ميگفتم، اين به خاطرم آمد كه هنوز شايد در جاهايي كه لباسهاي رنگي محلي چشم را مينوازند،«شايد» كه حنا، جاي خود را به "رنگ مو" و "مش" و "اسپريهاي موقت رنگ" نداده باشد. شايد آنجا هنوز موي قشنگ، موي «از شبق مشكيترك» باشد تا موي "بلوند"؛ موي «كمندِ از كمون بلندترك» جاي خود را به مدل"تنتن" و "تيفوسي" نداده باشد(شبق مادهاي سياه رنگ است كه ممكن است به جاي "دُر" يا مرواريد در صدف تشكيل گردد(؟). عبارتهاي داخل گيومه، مربوط به يك شعر فلكلور يا ادبيات عامه است: دختر زينب خاتون/ گيس داره قد كمون/ از كمون بلندترك/ از شبق مشكيترك).شايد از "بيگودي" و "ميزامپلي" و "شينيون" خبري نباشد. شايد از "فر ريز يا درشت"، "فر دائم يا موقت" خبري نباشد. شايد هنوز ابروهاي"پيوسته و كمان"، جاي خود را به ابروي مدل "شيطوني" و "تيغ" و "تتو" نداده باشد. شايد هنوز "سرمه" و "توتيا"(كه جنبه دارويي داشته) جاي خود را به "ريمل" و "سايه" و "فر مژه" و "خط چشم" نداده باشد. شايد هنوز "مشك"(مادهاي خوشبو از خون خشك شده نافهي آهوي ختني)، "عنبر"(مادهاي خوشبو از نوعي ماهي خاكستري(؟))، عبير و غاليه(مادهاي آميخته شده و مركب از چند ماده خوشبو) جاي خود را به "اسپري" و "ادكلن" نداده باشد. شايد هنوز سفيدي پوست صورت، نياز به "پودر" و "كِرِم" نداشته باشد. شايد سرخي صورت و لب، نيازي به "رُژ لب(ماتيك) و رژ گونه" نداشته باشد و اينها جاي "سرخاب"(مادهاي كه با سفيداب به صورت ميزدهاند) را نگرفته باشد. شايد به "مداد" و "خط" نيازي نباشد.(به آب و رنگ و خال و خط/ چه حاجت روي زيبا را). شايد كشيدگي انگشتها و زيبايي ناخنها، نيازي به "مانيكور" و "ناخن مصنوعي" نداشته باشد. شايد از مام و پديكور و پلينگ(؟) و سلوليت و الكتروليز و اپيلاسيون و ساكشن و ليفتينگ خبري نباشد. (براي يادآوري: از جملهي هفت قلم آرايش كه در گذشته استفاده ميكردهاند، ميتوان از حنا، سرخاب، سفيداب، وسمه، سرمه و احتمالاً غاليه نام برد؛ همان طور هم كه در اين بيت اخير آمده است، كشيدن خط و نيز گذاشتن خال مصنوعي، مثلاً با سرمه در كنار لب در گذشته مرسوم بوده است. سواي اين نوستالوژي، البته و صد البته، استفاده از لوازم آرايش رو اگه كه مناسب و متناسب باشه، كاملاً دوست دارم. برگرديم سراغ بحث اصليمون)
جشن نوروز نيز مورد تأثير و تأثر ديگر مناسبتهايي كه ممكن است با آن همزمان شود، قرار ميگيرد؛ براي مثال، اگر كه نوروز با "عيد غدير" همزمان شود، ممكن است كه ايرانيان مسلمان، ديد و بازديدهاي خود را با "خانوادههاي سادات" آغاز كنند يا اگر كه مثلاً نوروز با روزهاي عزاداري همزمان شود، ممكن است كه از قرار دادن آجيل يا شيريني در وسايل پذيرايي دوري كنند و يا اينكه از وسايل پذيرايي جايگزيني استفاده كنند.(در يك نمونه تاريخي، زماني كه "عاشورا" و نوروز با هم مصادف شده بودند، پادشاه وقت، در يك روز مراسم مذهبي برپا كرده بوده است و روز بعد از آن را براي نوروز جشن گرفته بودند.)
هنگام تحويل سال، همهي اعضاي خانواده، در خانه، كنار هم و دور "سفره هفت سين" مينشينند و به نيايش(براي مثال درباره ايرانيان مسلمان، خواندن دعا از جمله دعاي معروف «يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال، حوّل حالَنا الي احسن الحال» و يا خواندن قرآن و نگاه كردن به آيات آن) يا، با توجه به آن كه لحظه تحويل سال را خوش يمن ميدانند، به تازه كردن آرزوهاي خود، ميپردازند؛ البته با آنكه در گذشته، نوروز را جشني براي داخل خانه ميدانستهاند(در برابر "سيزدهبهدر" كه جشني در دامان طبيعت است)، اما امروزه، برخي از مردم، لحظهي سال تحويل را در مكانهاي معنوي(مثلاً حرم امام رضا) و يا كنار مزار درگذشتگانشان سپري ميكنند. همچنين در زمانهاي گذشته، تحويل سال، با شليك توپ، اعلام ميشده است(اكنون هم اگر دقت كرده باشيد، اعلام لحظهي تحويل سال، توسط تلويزيون با صدايي شبيه همان شليك توپ همراه است، كه نمادي از همان موضوع است).
بعد از اسلام، درباره نوروز و شروع سال نو، آداب جديدي نيز به وجود آمد كه علاوه بر برخي ادعيه و خواندن قرآن، ميتوان به غسل كردن، نماز خواندن، روزهداري، انفاق، خضاب كردن و ... اشاره نمود. پس از تحويل سال هم، شادباش و تبريك گفتن و ديدهبوسي مرسوم است.
از جمله رسوم مهم سال نو "ديد و بازديد"هاست كه معمولاً از رفتن به منزل بزرگتر خانواده شروع ميشود. همچنين يكي ديگر از ديدارهاي اول، مربوط به "نو عيد" يا "عيد اول" ميباشد؛ چنانچه در خانوادهاي، كسي از اعضاي آن فوت شده باشد، رسم است كه پس از آن و با فرا رسيدن اولين عيد(خواه اين عيد مذهبي باشد مانند مبعث، عيد فطر يا عيد قربان و يا اينكه عيد ملي باشد، مانند نوروز) اقوام و خويشاوندان براي "سر سلامتي"، به ديدار آن خانواده ميروند(البته برخي، نو عيد را اولين عيد بعد از مراسم "شب هفت" فرد فوت شده ميدانند و برخي ديگر، نو عيد را اولين عيد بعد از مراسم "چهلم" فرد فوت شده ميدانند).
ديد و بازديدهاي عيد فرصتي براي فراموش كردن كدورتها، حلاليت طلبيدن و آشتي بين خويشاوندان نيز بوده است و گاهي بزرگترها و ريش سفيدهاي فاميل براي حل و فصل اختلافات، پا پيش ميگذاردند. علاوه بر ديد و بازديدها، "زيارت اهل قبور" نيز، گاهي در روز اول عيد، انجام ميشود.
اما مطالبي درباره نوروز و جنبههاي تاريخي آن:
از بين روزهاي فروردين، تنها روز اول و روز ششم فروردين، "نوروز" ناميده ميشده است. روز اول فروردين را "نوروز عامه" يا "نوروز كوچك" ميناميدهاند و روز ششم فروردين(روز خرداد) را "نوروز بزرگ" يا "نوروز خاصه" ميناميدهاند. زمان تحويل سال ايراني، از معنادارترين و مناسبترين مبدأهاي موجود براي آغاز سال جديد ميباشد و ثبت نوروز در تقويم سازمان ملل، شاهدي بر اين مدعا است. تحويل سال ايراني داراي مبدأ نجومي ميباشد و تنها يك موضوع قراردادي نيست.
تحويل سال، زمان اعتدال ربيعي(بهاري) است كه در آن، طول مدت شب و روز با يكديگر برابر ميشود و همچنين اين زمان، زمان رسيدن خورشيد به نقطه اول حَمَل بوده است(در حال حاضر با توجه به تغییرات در برج حوت رخ ميدهد]به نقل از دکتر احمد دالكي،پدر نجوم نوين آماتوري ايران[). آغاز سال ايراني، آغاز فصل بهار و زمان جنبش و دوباره نو شدن طبيعت است. وقوع برخي رويدادها را نيز به اين روز نسبت دادهاند كه ميتوان از آن جمله به آغاز آفرينش يا روز آفرينش آدم ابوالبشر اشاره نمود(از جمله ذكر شده است كه به همين دليل، اين روز را "روز نو" يا "نوروز" ناميدهاند، گرچه ميتواند علت آن، شروع بهار هم باشد). همچنين برخي نوروز را روز تاجگذاري، برتختنشستن و آغاز پادشاهي جمشيد دانستهاند كه ظاهراً در روز اول بار عام داشته است و در روز ششم، "خاصان و بزرگان" را پذيرفته است(نوروز در شاهنامه، تاريخ طبري و نيز مروج الذهب منسوب به دوره سلطنت جمشيد، معرفي شده است]مرجع: لغتنامه دهخدا[. نكته ديگر اينكه، بناي "پارسه" كه به "تخت جمشيد" معروف شده است و يا با واژه غير فارسي "پرسپوليس" نيز ياد ميشود، ارتباطي با تخت و جلوس جمشيد نداشته است).
همچنين زمان وقوع برخي از رويدادهاي اسلامي را نيز نوروز ذكر كردهاند.
از ديگر مواردي كه در نوروز رسم بوده است، "بهاريه"ها يا "ربيعيه"ها بودهاند كه اشعاري هستند كه در وصف بهار و نوروز سروده شدهاند.
هفت سين:
گاهي ذكر شده است كه در ابتدا "هفت شين" بوده است، كه درباره صحت و سقم آن به سند قطعياي برنخوردهام. هفت سين را متناسب با "هفت سيني" نيز دانستهاند(براي مثال آنها را در هفت سيني قرار ميدادهاند. سيني يا چيني هم نوعي ظرف بوده است). در حال حاضر «سنجد، سماق، سمنو، سيب، سبزه، سركه، سير، سكه، سبزي» از جمله "سين"هايي هستند كه ممكن است در ظرفهايي سر سفره هفتسين قرار دهند و هر يك از اين "سين"ها در حقيقت نماد چيزي بودهاند. البته به جزء اين "سين"ها چيزهاي ديگري هم ميتواند در اين سفره قرار داشته باشد كه از آن جمله ميتوان به آيينه يا آيينه و شمعدان، قرآن يا شايد ديوان حافظ، تنگ ماهي(امروزه معمولاً با ماهي قرمز)، تخم مرغ(كه تزئين هم ميشود)، آرد و يا تكهاي پنير در ظرف سبزي اشاره نمود. روشن كردن شمع، در اينجا نيز مانند بسياري از مناسبتهاي ديگر، ممكن ميباشد. اين روزها، سوزاندن مواد خوشبو، مانند عود يا دود كردن اسفند، آن چنان رواج ندارد و به خلاف گذشته كه ممكن بود، حتي سمنو را هم در خانه بپزند، امروزه حتي تخم مرغ رنگ شده يا سبزه هم، ممكن است كه از بازار خريداري شود. درباره سبزه نيز بايد يادآور شوم كه اين سبزه ممكن است از "گندم، عدس و يا جو" باشد و علاوه بر اينكه آن را در ظرف يا سيني، درست ميكنند، گاهي نيز، سبزه را دور كوزه درست ميكنند يا به اصطلاح "ميريزند". وجود گل يا برخي گلدانها نيز كماكان بر سر سفره هفتسين معمول ميباشد.
براي بررسي ريشه تاريخي سبزه، ذكر اين نكته مفيد است كه هفتسين را، "هفت سبزي" يا "هفت سبزه" نيز ذكر كردهاند و وجه تسميه آن به اين علت بوده است كه هفت محصول مختلف را سبز ميكردهاند و هر كدام از اين ظروف يا كوزهها كه داراي محصول بهتري بود، براي سال زراعي پيش رويشان از همان گياه يا حبوبات(حب به معني دانه و جمع آن حبوب است؛ اما حبوبات واژه مصطلحي است) كشت ميكردهاند.
نميتوان از نوروز گفت، اما از "حاجي فيروز" و "عمو نوروز" ياد نكرد و وقتي كه چهرهي حاجي فيروز به ذهنم ميآيد، باز هم به ياد "سياه" و "مبارك" و نمايش "تخته حوضي" يا "رو حوضي" و "سياه بازي" ميافتم؛ اميدوارم اينها برايمان بماند و بهتر شود(براي بهتر شدن، مثلاً اين به ذهنم ميرسد كه اگر حاجي فيروز به جاي اينكه چيزي طلب كند، به بچهها هديه بدهد، اين بسيار، شيرينتر است).
"مير نوروز" يكي ديگر از رسمهاي نوروز بوده است، كه به يك بازي شبيه است(شايد هم يك حركت نمادين معنادار) و در آن فردي براي يك روز به عنوان "امير" تعيين ميشده است و ديگران، هر فرماني كه او ميداده است را اجرا ميكردهاند.
همچنين "باد جنوب" يا "باد دبور"، بادي است كه در فروردين ميوزد و از جمله نشانههاي فرا رسيدن بهار ميباشد.
در آخر هم بايد از "سيزده به در" ياد كنيم كه بازگشت مردم به دامان طبيعت و پيوند دوباره با ريشههاست. اگر هر يك از دوازده روز اول سال جديد را نمادي از يك ماه بدانيم، ميتوان "سيزده به در" را به عنوان تفريح و تفرجي بعد از پايان آن دانست. همچنين رسم است كه در اين روز، سبزههاي خود را به آب بسپارند و يا در خارج از خانه قرار دهند. برخي از باورهاي قديمي علت خارج شدن از خانه را در روز سيزده به در، چنين بيان ميكنند كه نحسي اين روز "به در" شود.(طبق بعضي باورها، سيزده را نحس ميدانند. براي مثال برخي، روز چهارشنبه را نيز نحس ميدانند كه لااقل درباره چهارشنبه سوري، نميتوان پذيرفت كه بين اين جشن و تصور نحوست براي چهارشنبه رابطهاي وجود داشته باشد]در نوشته چهارشنبه سوري، مطالب بيشتري در اين باره آوردهام[. درباره "سيزده به در" هم، گفتيم كه ممكن است دوازده روز اول، نشانه دوازده ماه پيش رو باشد و در حقيقت "سيزده به در"، براي استراحت و شادي پس از آن باشد. شبيه اين برداشت در مورد هفته نيز وجود دارد؛ در اين نگاه بر اين باورند كه آفرينش در شش روز انجام شده است]در قرآن نيز از "ستة الايام" ياد شده است كه البته آن را شش مرحله دانستهاند-مثل مرحله گاز، آب و ...- و نه شش روز معمول [ و روز هفتم و پس از آفرينش را روز استراحت بيان ميكنند.) از جمله ديگر رسمهاي موجود در سيزده به در، "گره زدن سبزه" ميباشد. اين رسم هم براي برآورده شدن آرزوهاست كه به ويژه به دخترهاي ازدواج نكرده، پيشنهاد ميكنند كه سبزه گره بزنند.(در ادبيات عامه، در اينجا هم شعري وجود دارد كه ميخوانند:سيزده به در/ سال دگر/ بچه بغل/ خونهي شوهر). در اين روز همچنين "دروغ سيزده" هم وجود داشته است، كه شخصاً خود من از اين كه ديگر رواج چنداني ندارد، خوشحال هستم.(ماه آوريل سال ميلادي هم كه يك روز قبل از سيزده به در، شروع ميشود، داراي رسم "دروغ آوريل" ميباشد).
در طول تعطيلات عيد، سفر رفتن هم مرسوم است.
درباره بهار، خوب است از "باران نيسان" هم ياد كنم كه باراني است كه در ماه نيسان(دومين ماه سرياني) يا ارديبهشت ميبارد و خوردن آب اين باران را توصيه كردهاند و گاهي آن را جمع ميكنند و به آن دعا و قرآن ميخوانند.
نام برجهاي دوازدهگانهي فلكي(بروج سماوي):
حَمَل يا بره، ثور يا گاو، جَوزا يا دو پيكر يا توأمان، سرطان يا خرچنگ، اسد يا شير، سنبله يا خوشه، ميزان يا ترازو، عقرب يا كژدم، قوس يا كمان، جَدي يا بزغاله، دلو و بالأخره حوت يا ماهي.
بعضي عبارتها يا نكتهها:
فصل گل صنوبره عيدي ما يادت نره
هر روزتان نوروز نوروزتان پيروز
حاجي فيروزه سالي يه روزه
حاجي فيروز اومده عمو نوروز اومده
بادام سمنو را براي بركت، در جيب ميگذاشتهاند.
اعتدال خريفي يا پاييزي هم داريم.
هنوز هم حرفهاي بسياري دربارهي نوروز باقي ماند.
از جمله رسمها، دعا كردن هنگام تحويل سال است؛ هم را به نيكي ياد كنيم.
گلهايي كه بهار امسال كنارمان نيستند، يادشان نيك و حضورشان ماندگار. عزيزاني كه كنارمان هستند، به نيكي، شاد و برقرار
پيش رويتان، بهتر از پشت سر. روزگارتان بر قرار. چرخ روزگارتان بر مدار.
روز و شبتان تابناك و آرام. بهروزيِتان ماندگار
صد سال به اين سالها/ صد سال بهين سالها/ صد سال به از اين سالها
با اميد بهترينها براي هستي و هستها. مهدي رزاقي mrazaghy@mail.com
کلمه فمینیسم را زیاد میخوانیم و میشنویم و مینویسیم. شاید توضیح زیر مفید باشد:
به نقل از:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=dordedard.persianblog.ir&postid=6585004
فمينيسم
فمینیسم
(جنبش ازادی خواهی زنان )
واژه فمینیسم در سال ۱۸۳۷میلادی به زبان فرانسه وارد شد.فمه (Femme)به معنی موجود انسانی با جنسیت مونث است وریشه لاتین فمنا (Femene ) / و ایسم (Ism)هم نشانه وجود مکتب فکری است .اما در پاسخ به این سوال که فمینیسم چیست ؟ باید گفت که فمینیسم بر خلاف بسیاری از ایسم های دیگر در طرح نظری واحد ریشه ندارد و شخص واحدی سعی بر تعریف ان نداشته/ چرا که همواره فمینیسم بر واقعیات ملموس تاریخی وفرهنگی هر جامعه و سطوح مختلف ادراک و اگاهی افراد ان جامعه مبتنی بوده / لذا فمینیسم نیز بسته به وضعیت مسائل خاص هر منطقه به اشکال گوناگونی تعریف شده .اما در بین تمامی این تعاریف خصلت های مشترکی نیز وجود دارد .از جمله اینکه اساس همه این مفاهیم و تعاریف توضیح شایستگی های زنان و در مقابل موقعیت فرودست زنان در جامعه و تبعیضی است که زنان به دلیل جنس خود با ان روبرو می شوندو تلاش ان در راستای کاهش این تبعیض و متعادل کردن حق و حقوقی که به وضوح به سمت مردان گرایش پیدا کرده و در نهایت غلبه بر این تبعیضات از طریق تغییراتی در نظم اجتماعی / اقتصادی / سیاسی و فرهنگی است .
واژه فمینیسم نخستین بار در سال ۱۸۷۱در یک متن پزشکی به زبان فرانسه به کار گرفته شد و به معنای خصوصیات زنانه یافتن مردان بود و در اصطلاح سیاسی نیز این واژه به معنای خصوصیات مردانه یافتن زنان به کار گرفته می شد و فمینیسم در ابتدا صفتی نبود که زنان برای توصیف خود یا اعمالشان به کار برند .ولی اغاز فعالیتی که ا مروزه ما ان را فعالیت های فمینیستی می نامیم به حدود دو قرن پیش با انتشار بیانیه ای ۳۰۰ صفحه ای در سال ۱۷۹۲ میلادی از مری ولستن کرافت با عنوان دادخاستی برای احقاق حقوق زنان در لندن باز می گردد این بیانیه و اقداماتی نظیر ان از جمله اعلامیه ی حقوق زن و شهروند المپ دوگوژ نویسنده فرانسوی که در ان اعلام می دارد : همچنان که زنان حق دارند بالای چوبه دار بروند / به همین سان نیز حق دارند که بالای سکوی خطابه بروند . و با اعلامیه ی احساسات در اعلامیه ی استقلال امریکا در سال ۱۸۴۸ که خواستار رعایت اصول ازادی و برابری در مورد زنان بود / همچنین تشکیل انجمن هایی نظیر اتحادیه ملی و حق رای برای زنان که در سال ۱۸۶۷ میلادی در انگلستان تشکیل شد و تاسیس انجمن ملی حق رای زنان ۱۸۶۹در امریکا و یا تاسیس حزب فمینیست ملی در سال ۱۹۱۸در ارژانتین / حال در طبقه بندی فعالیت های فمینیستی چنانچه جنبش های فمینیستی نیرومند را تحت موج معرفی کنیم جنبش های اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را که هدفشان کسب حقوق مساوی برای زنان به ویژه حق رای بوده است می توان موج اول فمینیسم را در نظر گرفت .
جنبش فمینیسم در سال های ما بین ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ میلادی به علت ایجاد تشتت و اختلافات درون سازمانی دچار افول گردید و تنها صدای فمینیسم در ان سال ها بانوی فیلسوف وبرگ فرانسوی (سیمون دوبوار ) بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی با انتشار کتاب جنس دوم شوک مثبت دیگری به نهضت فمینیسم وارد کرد .این روشنفکر اگزیستانسیالیست بر این عقیده بود که این طبیعت نیست که محدودیت نقش های زنان را موجب شده بلکه این نقش ها زاییده مجموعه ای از پیش داوری ها وسنت ها و قوانین کهنی است که زنان کم و بیش در پیدایش ان شریک بوده اند .
شروع موج دوم فمینیست به اواخر دهه ۶۰ وکل دهه ۷۰ باز می گردد. بر خلاف موج اول فمینیسم که بیشتر بر روی برابری زن و مرد تکیه داشت / موج دوم بر روی تفاوت ها تکیه کرد و اصولا گفتمان عمده ی موج دوم فمینیسم نادیده گرفتن هر نوع تفاوت بین و زن ومرد و اعطای حقوقی مشابه مردان و ایجاد فرصت های جدید برای زنان بود و هر نوع تفاوت حقوق زن و مرد را ظلم و ستم و تبعیض می دانست و تنها راه حل همه ی مشکلات را تساوی بی قید وشرط می دانست و این بار علاوه بر حقوق سیاسی و حق رای اعتراض هایی در عرصه خانواده مسائل جنسی وکار نیز مطرح گردید .در این بین تعاریف دیگری نیز از فمینیسم ارائه شد که هریک به نوعی و تحت لوای مکتبی سعی بر ایجاد تعریفی جدید ومدرن از فمینیسم داشتند مانند :
فمینیسم مارکسیستی : از نظر مارکسیسم مفهوم (طبقه) کلید درک تمام پدیده های اجتماعی از جمله ستم بر زنان است .جامعه مطلوب مارکسیسم جامعه بدون طبقه است .
لیبرال فمینیسم : برای حقوق زنان در چارچوب حکومت لیبرالی مبارزه می کنند با این استدلال که مبانی نظری که این حکومت ها بر ان بنا شده سالم است . اما حقوق و امتیازاتی که اعطا می کنند باید به زنان تعمیم یابد و زنان نیز حقوق شهروندی مساوی با مردان داشته باشند .
فمینیسم رادیکال : سلطه مردان بر زنان را ناشی از نظام مرد سالاری می دانند وبرای از بین بردن ساختار هر گونه تمایزات و تفاوت های جنسیتی تلاش می کند .
و اما موج سوم فمینیسم در حدود سال ۱۹۸۰ میلادی هنگامیکه رسانه های غرب عبارت پسافمینیسم را به عنوان برهه ای جدید در دوران معاصر خلق کردند شکل گرفت . انها معتقد بودند که ایدئولوژی موج های اول و دوم بیش از انکه ازادی بخش باشد محدود کننده است و عصر حاضر نیازمند دگرگونی در فمینیسم می باشد . پسافمینیسم اعتقاد به از بین بردن یک تعریف تثبیت شده از مقوله های زن و مرد را دارد و بر تغییر ماهیت مردانگی و زنانگی و خطای ثابت و ایستا دیدن این دو در ذهن افراد تاکید دارد .با وجود این فمینیست های پسا مدرن خودشان به خاطر کاهش دادن قدرت تحلیل فمینیستی مورد انتقاد قرار گرفته اند .منتقدان معتقدند که اگر ما نتوانیم جنسیت را از نژاد و طبقه جدا کنیم و اگر نتوانیم در مقام زن صحبت کنیم در واقع فمینیست را بدون شالوده و بدون یک کانون در اورده ایم .
در پایان پاسخ به این سوال که چرا باز هم فمینیسم ؟
می گوییم زیرا بنیادی ترین هدف ان چه شخصی و چه جمعی همچنان باید تحقق یابد .جهانی که نه تنها برای بعضی از زنان بلکه برای همه ان ها جایی بهتر باشد .ان جهان نه فقط برای زنان بلکه برای مردان نیز جای بهتری خواهد بود .....
برگرفته از :
۱) فمینیسم / جین فرید من /فیروزه مهاجر / تهران اشتیان ۱۳۸۱
۲) فرهنگ نظریه های فمینیستی / یارا گمبل / فیروزه مهاجر - فرخ قره داغی - نوشین احمدی خراسانی / تهران توسعه ۱۳۸۲
آقای ابطحی در وب نوشت یادداشت جالبی در باره دروغ سیزده نوشته اند:
http://webneveshteha.com/weblog/?id=2146308636
راست یا دروغ اول آوریل
دروغ اول آوریل با یک روز تأخیر در ایران دروغ سیزده نامگذاری شده است. سال هاست که در رسانه های دنیا سابقه دارد. در بسیاری از کشورها دروغ اول آوریل باعث دردسرهای مختلفی شده است. دیروز دادستان کویت رئیس تلویزیون آن کشور را احضار کرده است چون به عنوان دروغ رسانه ای اعلام کرده که بانک های کویت تمام بدهکاری های مردم را بخشیده است. در بعضی از کشورها که اصلاً یک دروغ رسانه ای سیاسی به بحران عمومی می انجامد. البته دروغ کار زشتی است و نباید رسانه ها آن را انجام دهند؛ ولی جالب تر از دروغ رسانه ای و بحران های احتمالی آن این است که در خیلی از کشورها رسانه ها بعضی از حرف های راست را نمی توانند مطرح کنند، و اگر بگویند هم خودشان دچار بحران جدی می شوند و هم کشور به هم می ریزد. اگر در سال یک روز به رسانه ها اجازه داده می شد به جای دروغ سیزده یا اول آوریل یک حرف راست غیر قابل انتشار را منتشر می کردند، چه می شد! دروغ سیزده رسانه ای در ایران چند سال پیش با اعلام خبر کج بودن برج میلاد خیلی سر و صدا کرد. امسال در رسانه ها خیلی دروغ جدی ننوشتند، فقط smsهای طنز آمیز سیاسی رد و بدل شد. البته دیشب چند نفر این آدرس را برایم فرستاده بودند که نوشته من کارگردان فیلمی با نام "خواب بی موقع" شده ام. از آن ها که دروغشان را در مورد من نوشته اند تشکر می کنم.
بعضی از دوستان در بخش نظرات از عنوان شدن موضوع جنگ ناراحت شدند. 
منم همینطور. کلا جنگ اسمش هم ناراحت کننده است چه برسه به خودش. 
بنده آرزو میکنم تا آخر عمر نسل ما خون از دماغ کسی در کشور در نیاد.
================
یکی میگفت تعداد کشته های جاده های کشور در بعضی سالها از تعداد شهدای جنگ تحمیلی در یک سال بیشتر بوده است. ولی جنگ ظاهرا وحشتناک تر است !
=======================
راستی گفتی جنگ تحمیلی ... اینکه گفتی تحمیلی یعنی چی؟!

صدایی که هم اکنون میشنوید ( صدای موسیقی وبلاگ است ولی شما فکر کنید) آژیر خطر است. معنی و مفهوم آن اینست که وضعیت قرمز است و حمله هوایی انجام خواهد شد.
به پناهگاه بروید.
این یک آزمایش از نوع مقابله با حملات بیگانه بود. دروغ ۱۳ هم نبود. حرف در نیارید.
=======================
احتمال جنگ همیشه وجود دارد پس باید آماده بود:
برای صلح !
برای مقابله با دشمنان کشور !
برای ...
سیزده شما و ما بدر
دشمنان در به در
مواظب دروغهای ۱۳ هم باشید
روزنامه شرق که در آستانه انتخابات سال گذشته(شوراها / خبرگان رهبری / میان دوره ای مجلس) توقیف موقت شد٬ پس از انتخابات و در شرایط کنونی از توقیف موقت خارج شد.
جای شکر دارد.
نشریه سوره نیز مدتی است متوقف شده است. بدرخواست صاحب امتیاز و مدیران ارشدش و در تقابل با تیم اجرایی و خط مشی آنها.
امیدوارم این مشکل نیز حل شود.
انشاءالله
ملوان های انگلیسی
دخالت های انگلیسی ها در امور ایران سابقه ای طولانی دارد. زورگویی توسط دولتها نسبت به ملتها و توسط کشورهای قوی تر به کشورهای ضعیف تر یک سنت چند هزار ساله است و در اینجا با نوع دوم که یک نوع زورگویی استعماری است مواجه هستیم.
بازداشت ملوانان انگلیسی موضوعی سیاسی است که باید از طریق دیپلماتیک حل شود و با عربده کشی های زورمدارانه و غیرسیاسی قابل حل نیستند.
حقوق مسلم
انرژی هسته ای و خیلی چیزهای دیگه مثل آزادی و استقلال و جمهوریت و اسلامیت و قانون اساسی و قوانین دیگر و حق انتخاب و احترام و زندگی خوب و امنیت و دولت منتخب اکثریت مردم و امثالهم حق مسلم ما ایرانی هاست. دفاع از حقوق مسلم٬ نیازمند هوش و ذکاوت ایرانی و شجاعت و حمیت دینی است.
حفط آمادگی کامل مهمترین نکته است.
میلاد حضرت رسول ص و بقیه ی مناسبهای فرخنده ی ملی و مذهبی این ایام مبارک باد!
روزی الهی که ملت ایران آینده ای آزاد و ارزشی را برای خود برگزید. برای استقلال. برای آزادی.
روز جمهوری اسلامی مبارک باد!
ما انسانها همراه با خود و دیگران در حرکتیم و از این جهت گاهی تحت تاثیر جو و شرایط از تحلیل درست وقایع باز می مانیم و به مفاهیم چون غیرقابل پیش بینی بودن جریانات روی می آوریم. در حالیکه در هستی نظم و قانون و قاعده حکمفرماست. قانون علت و معلول اگر استثنا پذیر باشد سنگ روی سنگ علوم و دانش بند نمیشود.
چون که برگردی و برگردد سرت
خانه را گردنده بیند منظرت
نسبی بودن بسیاری از امور مانع عام بودن قانون علیت نیست.
========================
زمانی که آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیدند از نظر بسیاری از دوستان شرایط بطور پایدار تغییر کرد. امروز هم خیلی ها چنین می پندارند.
بنظر میرسد همچنان سیاستهای اشتباه و در راس آن سیاستهای اقتصادی خطای دولت محترم نهم به مخالفان دولت نهم اجازه خواهد داد تا بزرگترین و قدرتمندترین دولت پس از انقلاب را تاسیس کنند.
احتمالا آقای دکتر احمدی نژاد از این جهت که در انتخابات آینده ریاست جمهوری شکست سختی خواهند خورد نیز استثنایی خواهند بود.
برای خداحافظی با آقای احمدی نژاد آماده میشویم.
===================================
همینجا: پنج شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۴
قهرمان ملی سالهای آينده
آقای خاتمی قهرمان ملی ۸ ساله دوم خرداد بود. بعد از او آقای احمدی نژاد نه تنها جای ايشان را پر نکرد که فرصتی برای رقيب فراهم کرده که قهرمان ملی شود. هر کسی چه در جناح راست و چه در جناح اصلاح طلب موفق شود به سمبل مقابله با سياستهای خطای حکومت آقای احمدی نژاد تبديل شود خود به خود روی موج سوار شده است.
در جناح راست آقای لاريجانی و آقای قاليباف از دو سو برای چنين موقعيتی تلاش ميکنند. البته وضعيت آقای لاريجانی بهتر است. بخصوص که دخالتهای خطر ساز آقای رئيس جمهور در حوزه مسئوليت آقای لاريجانی زمينه اعتراض و تحرک ايشان را فراهم خواهد کرد.
در جناح اصول گرا آقای هاشمی همچنان در صحنه رقابت باقيمانده و سعی ميکند از ارتفاعی بالاتر بر فعاليتهای آقای احمدی نژاد نشان ارزيابی خود را بزند و در صورت بروز خطای استراتژيک بحران زا به قهرمان ملی تبديل شود.
اصلاح طلبان هم تا کنون چهره های موثری برای اين نقش معرفی نکرده اند. آقای کروبی چنين پتانسيلی را دارد و البته آقای خاتمی به دليل اينکه معمولا اهل حمله نيست در درجه دوم قرار ميگيرد. بنظر ميرسد آقای خاتمی با نزديکی به آقای هاشمی سعی ميکند اين نقش را برای آقای هاشمی تقويت کند.

این علامت مقدس را اگر استفاده میکنیم از بابت ابراز وجود جوانان قدیم در وبلاگهای جدید است.
معمولا یادداشتهای یک وبلاگ را بطور کامل نگاه میکنم و بعضی هاشون رو که حجمشون کمتر از یک صفحه باشه با دقت میخونم.
البته گاهی از علامت دوپینگی استفاده میکنم:

یا علائم ترکیبی:





گاهی از کلمات در بین آنها استفاده میشود یا نقطه های اسرار آمیز که نشانه ی اهمیت بیشتر موضوع است.
بعلاوه با این نوع اعلام حضور دل دوستان رو شاد میکنم. آنهم به لبخندی تمام قد!!!
شاد باشید.
مدتهاست از تمیزی خیابانهای شهر تهران خبری نیست. بدلیل یا بهانه ی سیستم مکانیزه یا شهرداران پیاپی بعد از آقای کرباسچی یا هر دلیل دیگه ....
در طول ده سال گذشته هیچوقت خیابانهای تهران را مثل این چند ماهه کثیف ندیده ام.
نظرم در باره مدیریت و توانایی آقای قالیباف و تیم همکارشون مدتهاست تغییر کرده است.
یکی از فرازهای سخنان اخیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در باره ی خودباوری جوانان است.
نکته ای مهم و قابل توجه که تاکید صحیح بر آن ضامن استقلال کشور در آینده خواهد بود.
اگر جوانان ما همین جوانان کوچه و بازار و اینترنت و نینترنت(در برابر اینترنت) و غیره قبول کنند که اراده شان قابل اجراست و کسی را یارای مقاومت در برابر آن نیست٬ داخل کشور اصلاح خواهد شد. و اگر داخل اصلاح شود خارج نیز اصلاح میشود.
همانگونه که تزکیه بر تعلیم و تعلم مقدم است٬ اصلاح درون بر اصلاح بیرون مقدم است٬ اصلاح کشور بر اصلاح روابط کشور با دیگران مقدم است.
وحدت و خودباوری و آرمانهای و آرزوهای بزرگ مسیر موفقیت و رستگاری است.
=================
جوانان قدیم مثل بنده و دوستان دیگرمان فرصتهای زیادی برای ابراز وجودداشتیم. در جوانی اختیاراتی فوق العاده و فرصتهای بیشماری برای ابراز نظر و احساس و عمل داشتیم. امروز این فرصتها کمتر از دوران جوانی امثال بنده است ولی تجاربی که امروز در اختیار جوانان ماست٬سرمایه ی تغییر اصلاح گرایانه و آینده ساز خواهد بود.

بارانی که داره میاد واقعا محشره
بهار
کوهستان
بارانی متعادل
گاهی نم نم
گاهی شر شر
خدا را شکر
کلمه جنگ ... پس از مدتها در ادبیات مسئولان ارشد کشور شنیده شد. تا پیش از این قدرتهای جهانی در نفی احتمال جنگ٬ سخن رویارویی نظامی و جنگ میگفتند و بدین طریق موضوع جنگ را مطرح میکردند.
البته بنده نیز مانند اکثر کسایی که تا حالا دیده ام و در این باره باهاشون صحبت کرده ام٬ تصور نمیکنم جنگی در کار باشد. اگر هم باشد چیزی شبیه همینی است که الان داریم.
البته ظاهرا شرایط سخت تر میشود و بار دیگر تدبیر و توانایی مدیران کشور و حمایت مردم از دستاوردهای استقلال و آزادی شان محک میخورد.
گاهی به واسطه ی مسائل داخلی.
گاهی به واسطه ی مسائل خارجی.

آمریکایی ها در قمار بزرگی وارد شده اند. سرمایه گذاری زیادی در منطقه کرده اند که بدون حمایت ایران از این سرمایه گذاری ٬ به مخاطره می افتد. زمان به نفع ایالات متحده آمریکا نیست و هزینه های حضور خصمانه در منطقه زیاد است.
همچنان شرایط ایران شرایط خاص است. هفته ها و ماههای آینده سرنوشت ساز و تعیین کننده اند.
باید دید ایرانی ها و آمریکایی ها چه چیزهایی برای از دست دادن دارند و امید بدست آوردن چه چیزهایی را دارند.
===========================
آیا دوباره جنگ شروع میشود؟!
شرایط که بقول بعضی از مسئولین بحرانی هم نیست! احتمالا این تصور ناشی از شناخت عمیق شان از رفتار مدیران کشور است.

جنگ جنگ تا پیروزی
از شعارهای اصلی دوران دفاع مقدس بود.
بعضی ها به شوخی میگفتند:
منو برگردون جای دیروزی!
بی کلام
بی نگاه
بی عمل
ولی
با احساس
سلام بر بهار
بابت شلنگ ... تخته هم عذر میخواهم.

یکی از دوستان خوب عربم چند بار ناراحتی اش رو از اینکه به اشتباه عده ای عربها را سوسمار خور میدانند اعلام کرد.
نکاتی که ایشان گفتند را اینجا می آورم برای اینکه نکات آموزنده و درستی است.
این نکاتهم از بنده:
۱. تشخیص سوسمار بودن و نبودن از سوی عموم مردم با خواص فرق دارد. طبیعی است که همه ی عربها سوسمار خور نبودند و نیستند ولی تشخصی اینکه این موجود سوسمار نیست برای مردم سخت است.
۲. در جدایی و اختلاف ایرانیان و عربها در طول تاریخ و جنگها و رقابتهای آنها شکی وجود ندارد و طبیعی است که در بخشی از فرهنگ و ادب ایرانی عربها تحقیر شده باشند. همانگونه که موارد بسیاری نیز از تحقیر عربها نسبت به ایرانیان وجود دارد. این تحقیر متوجه فرهیختگان عرب چون حاتم طائی و غیره نبوده و بیشتر متوجه بیابانگردان غارتگر بوده است. در حالیکه تحقیر عربها نسبت به ایرانیان معمولا متوجه فرهیختگان و دانشمندان ایرانی بوده است.
۳. مساله نژاد و فرهنگ و تمدن به موقعیت جغرافیایی مرتبط است تا آنجا که بعضی جغرافیای مناسب را شرط اصلی شکل گیری فرهنگ و تمدن میدانند. عربها بعد از فروپاشی تمدن حمیریان در سرزمین های حاصلخیز یمن و امثالهم دچار بیابانگردی سختی شدند و قرنها تمدنی از آنها دیده نشد مگر در نواحی متصل به تمدنهای دیگر مانند حیره و غسان. عقب افتادگی ها فرهنگی و تمدنی برای آنان در بخشی از تاریخشان طبیعی است. بخصوص در شرایطی که به سرزمین های آباد بین النهرین دسترسی نداشتند.
۴. ما پیش از آنکه ایرانی یا عرب یا آمریکایی یا سوئدی یا هندی باشیم انسانیم. انسانی که اندیشه و احساس داریم. بعلاوه معلوم نیست که کدام یک از ما واقعا عرب هستیم یا ایرانی یا ترک یا مغول یا قبطی یا هندو یا ... پس سخت نگیریم!
۵. خوردن سوسمار یا در واقع همان الضب که دوستمان گفته متناسب با فرهنگ بخشی از عربها بوده. امروز معنای این عمل تفاوت دارد. هر چند امروزه نیز بعضی ها که اقلیتی از عربها هستند شاید همچنان به چنین خوراکی علاقه داشته باشند.
۶. خلاصه آنکه قصد جسارت به عربها و عجمها نداشته ام. به واقع زبان عربی از کاملترین زبانهای امروز دنیاست. دلیل آن هم پایه های استوار اولیه و توسعه ی آن در طول فرهنگ و تمدن اسلامی در قرون سوم و چهارم هجری است. عربها نیز مانند بقیه نژادها هستند. شاید کمی بهتر ... یا کمی بدتر ... البته این مانع از آن نمیشود که ما ایرانیان گاهی نسبت به رقبای سیاسی و اقتصادی خودمان در منطقه یعنی عربها اظهار ناراحتی کنیم و در مواجهه با آنها از تدبیر و قدرت ایرانی استفاده کنیم. بعلاوه صدام حسین با حمایت مالی دولتهای عربی جنایات زیادی کرد. حمله به ایران بخشی از این جنابات بود. انشاءالله در دهه ی آینده قدرت و تدبیر و هوش ایران و ایرانی خودش را بیش از پیش نشان خواهد داد. ایران در دهه ی چهارم بعد از انقلاب ایرانی متفاوت و برخوردار خواهد بود. خدا خواهد نصیب باشد.
========================
نظرات آقای محمد دوست خوبمان:
سلام عيد مبارک ... در باره سوسمار بايد بگم در صحرای عربستان سوسمار که توی فارسی هست نبود ولی اونچيزی که عربها بعضی وقتها و در اضطرار ميخوردند در عربی اسمش ( الضب) است. البته بايد به اين توجه کنيد که وضع عرب و صحرای عربی با وضع ايران خيلی فرق ميکرد. يک عرب در تمام سال شايد حتی يکبار نان ميخورد و آن نان هم از آرد دانه خرما بود . تمام خوردنی عرب در باديه شير شتر و خرما بود . يک مثل عربی ميگويد يک عرب از گرسنگی نميميرد و از غذا خوردن ميميرد.
در صحرای عربی حتی يک وادی نبود و يک عرب تنها گوشتی که شايد ميشد پيدا کند همان ( الضب) است اما طايفه بود به اسم بنی تميم که به خوردن ( الضب) مشهور بود و اين کار عموميت نداشت و بين عربهای شهری نبود و بين عربهای باديه بود . اما ايرانيها که از هميشه از عربها متنفر بودند به عربهای ميگويند سوسمار خور ... شايد در فکر ايرانيها اين خوردن ( الضب) متهوع باشد اما بايد در نظر بگيريم که ايرانيها در مملکتی بودند که مثل بهشت بود در برابر صحرای عربی خالی از آب و حتی کشاورزی . اين هم سوسمار خوری ... البته من در يک مطلب خواندم که گوشت ( الضب) خيلی چربی دارد و کلسترول آن بالاست ... و ما ادراک ما الکلسترول !!!
دوستای ايرانی به جای اينکه عربها را به اين چيزها تحقير کنند خوب است از شعر عربی هم بگويند ... از زبان عرب بگويند و از قانون مروت در بين عربهای جاهلی ... فاعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا . بگويند که برای يک کلمه ( شير ) که من همين الان در فارسی نميدانم چطوری بگويم منظورم کدام شير بود و بگويم که ( الاسد) را ميگويم ... برای همين کلمه ۲۳ کلمه متفاوت دارند . الاسد ... الضرغام ... الحيدر ... العباس ...الغضنفر ... السبع و ...
دو ساعت پیش قطعنامه ی دیگر بر علیه ایران (دولت / ملت / کشور / ...) تصویب شد. به اتفاق آرا!
در اینکه انرژی هسته ای و حتی بالاتر از آن
حق مسلم ماست تردیدی نیست ولی به تدبیر و توانایی مدیران عرصه سیاست تردید وجود دارد. البته خدایی اش این تردید برای همه وجود نداره. مثلا بنده اصلا تردیدی ندارم. مطمئن هستم!
==================
اصلا نگران نباشید! بر اساس طالع بینی امسال سال خوبی است.
بخصوص برای گربه ها! که کشور ما هم یک گربه بزرگ است.

به نقل از وبلاگستان:
http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=broadcasting.persianblog.ir&postid=6489610
تقسيمات طالع بينی و سال جديد
تقسیم دوازده تایی نجومی معروفی که می دانم بارها شنیده اید فقط مختص ماه های سال نیست، بلکه چینی ها و اصولا اهل نجوم و تنجیم هم سال ها را به دوره های دوازده تایی تقسیم می کنند که هر کدام را با نماد یک حیوان مشخص می کنند: موش، گاو، ببر، گربه ( از نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک .
این دوره ها آغاز و اوج و فرود دارند و تغییرات آنها شباهت تام و تمام با فصول دارد: آغاز سبز شدن و امید و روشنایی مثل بهار، اوج گرما و برکت مانند تابستان، فرود نرم و آهسته چون پاییز و سرمایی که در دل آن زندگی برای آغازی دوباره خود را آماده می کند همانند زمستان.
خوک آخرین حلقه دوازده گانه سال هاست و در بطن خود زندگی دوباره با تمام شور و شرش را دارد. هرچه تلخی و نگرانی و اضطراب در سال های بز و میمون و خروس و سگ وجود داشت در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد.
از نظر طالع بینی چینی سال خوک بهترین سال برای تمام مردم دنیاست چون در این سال کار فراوان برای همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.
سالی که از دست گرفتاری های سیاسی و اداری می توان نفسی به راحتی کشید. سالی که برای روشنفکران و اهل حساب و کتاب به یک اندازه خوب است. یعنی سال تعادل و تناسب.
از نظر طالع بينی چينی، در این سال خیانت ها و بی اعتمادی ها بسیار کم خواهد بود. سال صلح طلبی عمیق، سالی که دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذیصلاح جای بحث های تند و دعوا و جنگ را می گیرد.سالی که ادبیات بر تارک آن خواهد درخشید و نویسندگان و شعرا به دور از دغدغه های رایج به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند شد.البته به دلیل سادگی بیش از حد خوک امکان زودباوری، فریب خوردن و نومیدی هم وجود دارد.از بدی های سال خوک این است که افراد از هم دیگر تقاضای کمک کمتری می کنند و احتمالا آسیب بیشتری می بینند.
سال خوک با ما چه می کند ؟
نه تنها سال خوک، بلکه تمام علایم دوازده گانه برای متولدین همه ماه ها تاثیرات یکسانی ندارند.
متولدین سال موش ( ۱۳۱۵، ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ ) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.
متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ )، سال ببر ( ۱۳۱۷، ۱۳۲۹، ۱۳۴۱، ۱۳۵۳، ۱۳۶۵ ) ، سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ ) ، سال اسب ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ ) ، سال خروس ( ۱۳۱۲، ۱۳۲۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۸، ۱۳۶۰ ) و سال خوک ( ۱۳۱۴، ۱۳۲۶، ۱۳۳۸، ۱۳۵۰ و ۱۳۶۲ ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.
متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱، ۱۳۴۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۶۷ ) ممکن است امسال بی پول شوند.
متولدین سال مار ( ۱۳۲۰، ۱۳۳۲،۱۳۴۴، ۱۳۵۶، ۱۳۶۸ ) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.
متولدین سال بز ( ۱۳۲۲، ۱۳۳۴، ۱۳۴۶، ۱۳۵۸ ، ۱۳۷۰ )، میمون ( ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، ۱۳۷۱ ) و سگ ( ۱۳۲۵، ۱۳۳۷، ۱۳۴۹، ۱۳۶۱، ۱۳۷۳ ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.
وطن ما ایران از چند سو با خطراتی روبرو است. از داخل. از خارج و از سوی دولتهای بزرگی چون آمریکا و دیگر دشمنان یا رقبای منطقه ای و جهانی.
خطرات خارجی زمانی موثرترند که در داخل مشکل داشته باشیم. مشکلات داخلی هم بدست خودمان بروز میکنند. ناتوانی ها٬ بی تدبیری ها٬ وعده های دروغین نقش مهمتری از شرارتها و دشمنی ها و پرتوقعی ها دارند.
========================
دشمن دانا به از نادان دوست:
دشمنان دانا بلندت میکند
بر زمین ات میزند نادان دوست
===========================
وحدت تنها راه حل موفقیت است: وحدت کلمه
همه با هم
بعد از کلی حرف و حدیث دوباره سایت بازتاب از فیلتر در آمد. نتیجه دعوا بر سر این موضوع بی اعتبار شدن تصمیمات دولتی و اثبات خطا بودن یا غیرموثر بودن بخشی از تصمیمات اینگونه است.
ولی آیا همه ی سایتها و وبلاگها چنین حمایتی از آنها خواهد شد؟!
به امید آن روز که خطاهای فیلترینگ و فیلترینگ سلیقه ای و تصمیمات غلط فیلترینگ اعتبار تصمیمات حاکمیتی را زیر سوال نبرند.
سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق در آستانه تحویل سال 86 با انتشار بیانیه ای نوروز را به ایرانیان تبریک گفت متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:
به نام خداوند جان و خرد
نوروز پیروز را که طلیعه بهار دلنشین است و امسال با اولین روز ربیع الاول همراه است. به همه ایرانیان گرامی و هموطنان عزیزم در هر کجا که هستند و به همه آنان که نوروز را گرامی می دارند از ژرفای جان شادباش می گویم.
نوروز جایگاه بلندی در وجدان تاریخی ایرانیان دارد و برای همه ما با شکوه و خاطره انگیز است، به ویژه که اسلام عزیز نیز وقتی آمد نه تنها آن را نفی نکرد، که مورد تأیید و ستایش قرار داد.
نوروز انگیزه ساز گونه ای در حال و کار آدمی و رهایی از روزمرگی است و امیدوارم همت کنیم تا همانگونه که کودکانمان با جامه نو به پیشباز نوروز و بهار می روند، ما نیز با جان نو برپاکننده جهان نو باشیم.
با تغییراتی که در زندگی همه ما پدید آمده است و با وجود آشفتگی در حال که ناشی از کنده شدن از عالم گذشته و واماندگی از ورود به عالم جدید و ناتوانی از آفرینش عالمی دیگر است و به رغم سرگشتگی و بریدگی از دیار و یار، اما از بختیاری هنوز نوروز در میان ما زنده است و احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه می دارد و امید آنکه این احساس بیش از پیش مایه تفکر شود تا بتوانیم امروز و فردایمان را با تکیه بر گذشته (و نه رفتن و ماندن در آن) بسازیم تا هم «خود» باشیم سرافراز و پیشرو، و هم انسان زمان خود.
امیدوارم سال نو برای میهن ارجمند و هم میهنان گرامی سرشار از کامروایی و پیروزی در همه عرصه ها باشد و جهان و جهانیان نیز روزگاری بهتر از آنچه داشته اند، داشته باشند.
بارخدایا! حال و کار ما را بهترین حال و کار بگردان!
سید محمد خاتمی
۱۳۸۶/۱/۱
۱. جوانان پر انرژی مدیر شوند و پیران با تجربه مشاور. نه برعکس!
۲. پول نفت و گاز مستقیم(هر نفر سالی یک میلیون و دویست هزار تومان) به مردم پرداخت شود نه به بهانه ی سفره ی ملت به خزانه ی پر خرج دولت ریخته و نابود شود.
۳. اعلان عفو عمومی برای متخلفان کوچک و سخت گیری بر متخلفان بزرگ و تشکیل دادگاههای اعاده حیثیت از کسانی که حقوق شان توسط صاحبان قدرت نادیده گرفته شده است و بازخواست از مدیران نالایق ارشد
۴. واگذاری همه ی مدارس دولتی به کارکنان و معلمان در تمامی روستاها و شهرها به استثنای مراکز استانها.
۵. به تمامی کارآفرينان و سرمايه داران ایرانی در خارج از کشور به اندازه سرمايه شان وام بی بهره برای فعاليت در کشورهای هم تبار(افغانستان و تاجيکستان و آذربايجان) و عراق و لبنان پرداخت شود و همه ی سرمايه گذاران داخلی حداکثر ۱۰ درصد ماليات بر درآمد پرداخت کنند.
[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]
بلاگرها منظما به فکر موضوعات جدید برای ابراز نظرند. میر نوروزی هم ابتکاری جدید از این دست است. یه نگاه بندازید. قول میدهم اول سال نویی ضرر نکنید.

http://www.mirenorouzi.persianblog.ir
دیباچه
درود مردم جهان
این حرف اولیه سخته چون مهندسی کلام می گه : تو اگه تونستی توی چند کلام اول کسی رو جذب کنی پس بقیه حرفاتم ، گوش می کنند ، من چون مهندسی کلام بلد نیستم پس نمی تونم به این راحتی جذبتون کنم . پس می تونم ازتون خواهش بکنم ، لطفا منو ( وبلاگ میر نوروزی ) بخونید . ازتون پیشاپیش سپاسگزار .
این جوری شروع می کنم ، هر چیزی برای شکل گیری نیاز به یه ایده ی اولیه داره و باید بدونه از این ایده می خواد به کجا برسه .
اول باید بگم میر نوروزی کی بوده ؟ میرنوروزی یکی از آیین های قشنگ سرزمین ماست که با انتخاب فردی توسط مردم به عنوان فرمانروای موقت در روزهای ابتدایی نوروز هم جشن و شادمانی عمومی و دسته جمعی رو برگزار می کردند و هم یه جورایی نماد بارز مردم سالاری و نقد حکومت در دوران قدیم بوده .
حالا من ( وبلاگ میر نوروزی ) می خوام بدونم اگه شما میرنوروزی می شدید چه دستورات و فرمان هایی می دادید ؟ پس پرسش اینه :
اگه میر نوروزی می شدید ، ۵ فرمان اساسی که می دادید ، چی بود ؟
رویکرد اجرایی وبلاگ هم به صورت مشارکتی خواهد بود یعنی ۵ فرمانی که شما می دید ، تبدیل به مطالب وبلاگ می شه و هر شب یک نفر به عنوان میرنوروزی معرفی می شه و یک فرمان هم به عنوان فرمان برگزیده روز انتخاب می شه در پایان ۱۳ بدر هم فینال میرنوروزی که به انتخاب خودتونه و ما هم نشان میرنوروزی به میرنوروزی برگزیده می دیدیم .
این شاید اولین وبلاگ مشارکتی و مناسبتی پرشین بلاگ باشه ، پس اگه مشارکت بکنید ، مدیران پرشین بلاگ هم ترغیب به ادامه چنین حرکت هایی خواهند شد . پس کمکم کنید .
همین . ذره ذره ی احساسم فدای همتون . خوش باشید .
اندیشه (۱٢۳٥) انتخابات دهم (٧۸۱) خاتمی (٦٢٢) عکس (٥٥٩) کروبی (٥٥٥) وبلاگستان (٥٤۱) خبرستان (٤٥٠) سیاستمداران (٢٩٥) انتخابات دهم (٢٩۳) میرحسین موسوی (٢٧٩) احمدی نژاد و دولت نهم (٢۳٥) دلنوشته (٢٢٧) اسرائیل (۱۸٤) تقلب و تخریب و هتاکی (۱۸٢) روحانیت (۱٧٥) جهان (۱٦٩) نقد و بحث اندیشه (۱٥٩) تدبیر و بی تدبیری (۱٥٤) احمدی نژاد (۱٥٢) رسانه (۱٤٠) احمدی نژاد (۱۳٤) خاطره (۱٢٥) یادبود (۱٢٤) رهبری (۱۱٤) احزاب (۱۱٠) بازداشت و زندان (٩٦) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٩٤) اینترنت (٩۳) میرحسین موسوی (٩۱) ایران (۸٧) آمریکا (۸٦) نقد و بحث اندیشه (۸۳) دین (۸۱) صدا و سیما (٧٩) زنان (٧٧) دروغ و تکذیب و فریب (٧٧) تقلب و تخریب و هتاکی (٧٦) مردم سالاری (٧٥) احزاب و تشکل ها (٧٤) شورای نگهبان (٧٤) پیشنهاد (٧٢) احمدی نژاد و دولت نهم (٧٠) اندیشه و دلنوشته (٦٩) صدا و سیما (٦٧) فاوا (٦٥) امام خمینی (٦۳) اخلاق (٦۳) بی تدبیری (٦۱) اعتراض و انتقاد و تظاهرات (٦۱) خبرنگاران و رسانه ها (٦٠) وبلاگ چیست؟ (٥٧) جامعه مجازی (٥٤) نور (٥٤) حقوق بشر و قضاوت (٥٤) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٥٤) مردم سالاری (٥۱) تاریخ (٥٠) آزادی (٤٩) بازداشت و زندان (٤٩) شعر (٤۸) ظلم (٤٧) انسان و جامعه و هستی (٤٦) نظامیان و انتظامیان (٤٦) تدبیر و بی تدبیری (٤٥) انقلاب اسلامی (٤٥) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٤٤) روحانیت و مراجع تقلید (٤۳) امام خمینی (٤٢) دانشجویان (٤۱) تحزب (٤٠) سایت (٤٠) انسان (٤٠) علی (٤٠) دروغ و تکذیب و فریب (٤٠) هنر (۳۸) روابط ایران و آمریکا (۳۸) انقلاب اسلامی (۳٧) طنز (۳٧) ظلم و استبداد و زور (۳٧) جامعه مجازی و اینترنت (۳٧) حقوق بشر و قضاوت (۳٦) ورزش (۳٦) خبر (۳٦) دروغ و تکذیب (۳٦) هنرمندان (۳٤) خط امام (۳٤) ظلم و استبداد و زور (۳٤) خبرنگاران و رسانه ها (۳٢) محیط زیست (۳٢) گزیده (۳٢) دروغ (۳۱) اندیشه و دلنوشته (۳٠) وبلاگنویسان (٢٩) جهان اسلام (٢٩) شورای نگهبان (٢۸) انتخاب (٢۸) عدالت (٢۸) اصولگرایان (٢٧) امامان (٢٧) شاهان ایران (٢٧) آمار و اقتصاد (٢٧) تغییر اجتماعی (٢٧) دولت نهم (٢٦) آیت الله هاشمی رفسنجانی (٢٦) پیامبران (٢٦) دانشجویان و دانشگاه (٢٦) اخلاق و ارزش ها (٢٦) ایران و ایرانیان (٢٦) بسیج و سپاه پاسداران (٢٥) انتخابات (٢٥) مرگ (٢٤) نویسندگان (٢٤) قانون و قانون اساسی (٢٤) روابط خارجی ایران (٢۳) روحانیت و مراجع تقلید (٢۳) تروریسم (٢۳) ادبیات (٢۳) داستان (٢٢) اسلام (٢٢) حق و باطل (٢٢) یادبود و بزرگداشت (٢٢) انسان و جامعه و هستی (٢۱) مرگ و زندگی و جامعه (٢۱) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٢۱) شعرا (٢۱) وبلاگ چیست؟ (٢۱) اصلاح طلبان (٢۱) دکتر علی شریعتی (٢۱) امید (٢۱) اصلاحات (٢۱) وبلاگ (٢٠) جوانان (٢٠) شهدا (٢٠) فیلترینگ (٢٠) روابط ایران و آمریکا (٢٠) مجلس شورا (٢٠) ایران و ایرانیان (٢٠) اصولگرایان و اصلاح طلبان (٢٠) نظامیان و انتظامیان (٢٠) یادبود و بزرگداشت (٢٠) امنیت و امنیت ملی (٢٠) قانون و قانون اساسی (۱٩) فیلترینگ و سانسور (۱٩) قرآن کریم (۱٩) امنیت کشور و امنیت ملی (۱۸) احزاب و تشکل ها (۱۸) سیاست (۱٧) عشق (۱٧) خدا (۱٧) جشنواره (۱٦) ورزشکاران (۱٦) خط امام (۱٦) فلسطین و اسرائیل (۱٦) فیلترینگ و سانسور (۱٥) ادیان (۱٥) امام حسین (۱٥) استقلال (۱٥) حضرت محمد (۱٥) حق و باطل (۱٥) کودکان (۱٤) افراط و تفریط (۱٤) جامعه (۱٤) جامعه مجازی (۱٤) آمار و اقتصاد (۱٤) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (۱٤) نظامیان (۱٤) تغییر اجتماعی (۱٤) تروریسم و خشونت (۱٤) بسیج و سپاه پاسداران (۱٤) رای و انتخابات (۱۳) فرهنگ و آیین و دین (۱۳) مرگ و زندگی و جامعه (۱۳) طنز و کاریکاتور (۱۳) تعامل اجتماعی (۱۳) امام حسین (۱۳) نظرسنجی (۱۳) مهدویت (۱۳) کیهان (۱٢) قانون اساسی (۱٢) قضاوت (۱٢) بخش خصوصی (۱٢) آسیب اجتماعی (۱٢) جامعه مجازی و اینترنت (۱٢) امنیت کشور و امنیت ملی (۱٢) فلسطین و اسرائیل (۱٢) اخلاق و ارزش ها (۱٢) افراط و تفریط (۱۱) اصلاحات چیست؟ (۱۱) خبرگزاری فارس (۱۱) دفاع مقدس (۱۱) بخش خصوصی (۱۱) تهران (۱۱) عقل (۱۱) روشنفکر (۱۱) جشن (۱۱) پرشین بلاگ (۱۱) علم (۱٠) محیط زیست (۱٠) تاجیکستان (۱٠) دفاع مقدس (۱٠) افکار عمومی (۱٠) پیش بینی (۱٠) پیش بینی (۱٠) روابط خارجی ایران (۱٠) شعر و شعرا (۱٠) هنرمندان و مفاخر (۱٠) فرهنگ و آیین و دین (۱٠) شهدا و ایثارگران (٩) مجلس شورا و مجلسیان (٩) هنرمندان و مفاخر (٩) فرهنگ و آیین (٩) تاریخ ایران (٩) انتخاب دهم (٩) دانشجویان و دانشگاه (٩) اعتماد ملی (٩) دعا و نیایش (٩) مهدی موعود (۸) غم و شادی (۸) افکار عمومی (۸) شب یلدا (۸) اقوام و اقلیت ها (۸) حکمت و دانش (۸) انتخابات 24 اسفند (۸) اطلاع رسانی (۸) فرهنگ (۸) نفت (۸) فقر (۸) آیت الله جوادی آملی (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) آزادی و عدالت و انتخاب (۸) کیهان و رجا نیوز (۸) انتخابت دهم (٧) تروریسم و خشونت (٧) بخش خصوصی و غیردولتی (٧) چلچراغ (٧) جالب (٧) سفرنامه (٧) دانش (٧) گفتگو (٧) بسیج (٧) فلسطین (٧) حکمت و دانش (٧) قرآن کریم (٧) شاهان ایران (٧) تدبیر (٧) امنیت ملی (٧) جهان اسلام (٦) مرگ و زندگی (٦) خرافه (٦) نفت و گاز (٦) غم و شادی (٦) بی تدبیری (٦) حضرت محمد (٦) مجلس شورا (٦) زندان (٦) بازداشت (٦) گفتمان (٦) محبت (٦) سایت اینترنتی (٦) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٦) اینترنت و وب (٦) شعر و شعرا (٦) آزادی و انتخاب (٦) تحریم و مشارکت (٦) نظرسنجی و افکار عمومی (٦) مجلس شورا و مجلسیان (٦) کتاب و گزیده (٥) اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥) امام خمینی و انقلاب اسلامی (٥) انتخاب و تقلید (٥) وحدت کلمه (٥) تبلیغات و بازاریابی (٥) حزب اعتماد ملی (٥) تحریم (٥) فاطمه رجبی (٥) قضا و قضاوت (٥) منافع ملی (٥) اطلاع رسانی (٥) تعاملات اجتماعی (٥) آیت الله مصباح یزدی (٥) خلیج فارس (٥) وب فارسی (٥) فطرت (٤) شب قدر (٤) تاریخ اسلام (٤) روشنفکران (٤) خبرگان رهبری (٤) آیت الله جوادی آملی (٤) آسیب اجتماعی (٤) تعامل اجتماعی (٤) فرهنگیان (٤) امام صادق (٤) مهدی موعود (٤) توریسم (٤) حدیث (٤) جمهوری اسلامی (٤) شب یلدا (٤) انرژی (٤) عشق و محبت (٤) همایش (٤) ترانه (٤) عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤) دعا و نیایش (٤) جالب و شگفت انگیز (٤) شهدا و ایثارگران (٤) نظرسنجی و افکار عمومی (٤) تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٤) تروریسم و خشونت و ترس (۳) رای و انتخابات و شعار (۳) انتخاب و تقلید و آگاهی (۳) بخش خصوصی و غیردولتی (۳) اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳) ورزش و ورزشکاران (۳) سپاه پاسداران (۳) اصلاحات چیست؟ (۳) موعود (۳) حکایت (۳) زمستان (۳) فاطمه رجبی (۳) اعتماد ملی (۳) دوم خرداد (۳) خبرگزاری فارس (۳) مصاحبه (۳) مرگ و زندگی (۳) امام صادق (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) جهان بینی (۳) ویدئو (٢) منافع ملی (٢) اصول (٢) آیت الله مصباح یزدی (٢) پرشین بلاگ (٢) آموزش و پژوهش (٢) جنگ و صلح (٢) جبر و اختیار (٢) طنز و کاریکاتور (٢) جبر و اختیار (٢) نفاق و ریا (٢) بانک و بیمه (٢) جهل و جهالت (٢) موبایل و تلفن همراه (٢) آیت الله صانعی (٢) خلیج فارس (٢) حضرت فاطمه (٢) تجارت الکترونیک (٢) موسوی (٢) میراث فرهنگی (٢) سلامت (٢) نوروز و بهار (٢) عقل و اندیشه (٢) فقر و فحشا و اعتیاد (٢) اراذل و اوباش اینترنتی (٢) بانک و بیمه (٢) ادیان و مکاتب فکری (٢) خط امام و اسلام ناب محمدی (٢) انتخاب و تقلید و آگاهی (٢) رای و انتخابات و شعار (٢) ورزش و ورزشکاران (٢) وحدت کلمه و تفرقه (٢) نوروز و بهار (٢) مصاحبه و خاطره (٢) عقل و اندیشه (٢) مدیریت و راهبری (٢) ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢) کیهان و رجا نیوز (٢) انرژی و نفت و گاز (٢) تروریسم و خشونت و ترس (٢) فقر و فساد و فحشاء (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱) احمدی نژاد و دولت دهم (۱) خد (۱) خبر دستگیری (۱) سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۱) نخبگان و روشنفکران (۱) فیلترینگ و سانسور و مسدودی (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) روحانیت و مراجع تقلید مر (۱) تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱) استقلال و خودباوری (۱) بیگانه ستیزی (۱) روشنفکران و فرهیختگان (۱) انتخابات د هم (۱) جشنواره و جوایز (۱) خلیج فارس و عرب (۱) شعار و تظاهرات (۱) تحریم و مشارکت (۱) خلیج فارس و عرب ها (۱) تتدبیر و بی تدبیری (۱) روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱) دشمنان و رقبا (۱) جنگ و جنایت (۱) وحدت کلمه و تفرقه (۱) تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱) خط امام و اسلام ناب محمدی (۱) مصاحبه و خاطره (۱) تقلب و تخریب و هتاکی ش (۱) تبلیغات و بازاریابی (۱) فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (۱) جهل و خرافه و علم (۱) فلسفه و عرفان (۱) انسان و جامعه (۱) جنگ و جنایت (۱) انتخاب و تقلید (۱) جشنواره و جوایز (۱) مورخان و جغرافیدانان (۱) اشاعه فحشا (۱) انتخابات د هم (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) ستاد مجازی انتخابات (۱) سهام و بورس (۱) جنگ و بحران (۱) فقه و کلام (۱) جنگ و بحران (۱) رمضان (۱) گوگل (۱) دکتر علی شریعتی (۱) اعتراض (۱) حقوق بشر (۱) عاشورا (۱) موسیقی (۱) تغییر (۱) ایران شناسی (۱) عرب (۱) مثنوی معنوی (۱) راز (۱) حجاب (۱) اصلاح طلبان (۱) خبرگان رهبری (۱) حزب الله لبنان (۱) حدیث و روایت (۱) گلستان سعدی (۱) جمهوری اسلامی (۱) سنت و مدرنیزم (۱) حضرت فاطمه (۱) اقوام و اقلیت ها (۱) علم و جهل (۱) اقلیت اکثریت (۱) آیت الله خمینی (۱) زشت و زیبا (۱) آرزوهایم (۱) اسلام ناب محمدی (۱) کمیته تعیین مصادیق (۱) دوم خرداد (۱) ایران و ایرانی (۱) اومانیسم (۱) جنگ و صلح (۱) اعتماد (۱) عرفا (۱) تاریخ اسلام (۱) مهدی بوترابی (۱)


