زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
نکته های آمریکایی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
John Adams 1735 - 1826
1st Vice-President of the United States and 2nd President (father of 6th President)
The jaws of power are always opened to devour, and her arm is always stretched out, if possible, to destroy the freedom of thinking, speaking, and writing. (1765)
A government of laws, and not of men (1774)
I agree with you that in politics the middle way is none at all. (1776)
The happiness of the society is the end of government. (1776)
Fear is the foundation of most governments. (1776)
I must study politics and war that my sons may have liberty to study mathematics and philosophy. (1780)
Democracy never lasts long. It soon wastes, exhausts, and murders itself. There never was a democracy that did not commit suicide. (1814)
برنامه تلویزیونی پیشنهادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آثاری در سایه
گردشگری متوجه زیبایی های میراث گذشتگان و نشان عظمت هنر است. امادر کنار این بناها هم آثاری مهم است. مثل مدفن سازندگان اهرام ثلاثه . و یا خانه های محقر درکنار آثار بزرگ
آخرین قسمت
یک برنامه تلویزیونی که آخرین قسمت هر فیلم یا سریال را نمایش دهد. حتما خیلی پر بیننده خواهد بود.
گزیده ها
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Woody Allen
I believe there is something out there watching over us. Unfortunately, it’s the government. (1993)
============================
Lord Acton (1834 – 1902) British historian
Power tends to corrupt and absolute power corrupts absolutely. (3 April 1887)
قدرت به نابودی میل میکند و قدرت مطلقه بطور مطلق نابود میشود.
Great men are almost always bad men, even when they exercise influence and not authority. مردان بزرگ تقریبا همیشه مردانی بد هستند حتی زمانی که از نفوذ و تاثیر(کلام و شخصیت خود) به جای قدرت استفاده میکنند
مهدی موعود
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مهدی موعود کسی است که آخرین فصل از زندگی بشر را به خوشی و خشنودی رقم میزند. با عدالت و علم و هنر و هر چه خوبی است.
ظالمان عالم از اندیشه رهایی همیشه گریزانند بخصوص در اندیشه ای که آمادگی برای مبارزه با ظلم و حتی دفاع از حق و عدالت موکول به ظهور پیشوای پیروز نیست.
میلاد مسعود یگانه منجی عالم بشریت بر همگان مبارک.
عصر دانش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آورده اند که در آخرالزمان دین هست ولی چون پوستین وارونه و گویا این امر مصادیق بسیار دارد. امروز در بسیاری از جاها سخن از مضار اینترنت و محدودیتهای آن است. هزاران نیکویی اینترنت مطرح نمیشود و کوچکترین ایراد کاربری را بارها بازشماری میکنند تا شاید بیش از قبل شود. آیا اکنون که شاهد بسط حضور در اینترنت برای تعریف مابه ازای دیجیتال بسیاری از مایملک ایران و ایرانی هستیم جهت گیری اصلی محدودیت است؟ در حوزه محتوا سخن از محتوای مناسب و مفید موجود و لازم بسیار کمتر از مفاسد اندک و در حاشیه است. نظر پاک و خطا پوش تبدیل شده به نظر عیبجو و ملامتگر.
در دنیای واقعی خیلی چیزها را از دست دادهایم و اکنون نوبت جهان مجازی است؟! ولی نه... فرصتهای جهان مجازی افزون تر است وشرایط کنونی کشور باچند سده گذشته تفاوت اساسی دارد. در عصر ثروتهای مادی وغلبه زور و نیروی بدنی بر عقل، این ایرانیان بودن که قربانی تهاجم مغول و تاتار و قبایل بیابانگرد و در انتها غرب شدند و اکنون در عصر میراث فرهنگی و اندیشه و تعقل و اطلاعات فرصتی طلایی برای ایجاد امپراطوری اندیشه ایرانی است که تا کنون مایه بقای هویت ایرانی نیز بده است.
==============================
شرایط از گسترش طبقه متوسط اجتماعی و گروه نخبگان حکایت دارد. راهبری این گروه اگر بر اساس هنجارها شکل نگیرد و یا هنجارهاتوانایی و استحکام لازم برای کانالیزه کردن انرژی عظیم موجود را نداشته باشند ناموفق خواهد بود باید شاهد هرج و مرج زیادی باشیم. قافله ای که نیمی از مردم در حال راهبری قافله هستند و نیمی دیگر در حال نقد وضع موجود برای راهبری متفاوت. در سطح مردم و نخبگان هر دو دچار همهمه گرایی هستیم. نوعی تخمیر درحال وقوع است که مقدمه تحولات سریع و اساسی و معمولا رو به جلو خواهد بود.
اندیشه و احساس
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
احساسات بیش از تعقل و اندیشه در وقایع بزرگ موثر بوده است. هر چند وقایع انعکاس شرایط و علل خاصی هستند ولی در شکل گیری آنان و حتی نتایج آن احساسات موثر تراند. حادثه به میزانی که به مردم مرتبط تر است به احساس نزدیک تر و برای همین است که ادیان نیز با احساس آدمی قرابت بیشتری برقرار میکنند. هنوز جنگ اندیشه های در جریان است ولی در سطح احساس تفاهم سریع تر و قاطع تر بدست می آید.
آقای احمدی نژاد در نیویورک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خیلی منتظر بودم ببینم که آقای احمدی نژاد در نیویورک چه میکنند. هم نگران بودم و هم منتظر اتفاقات مهم. هر دو غلط از آب در آمد ولی یه چیز جالب هم اتفاق افتاد. تاثیر قدرت دیگران بر متن تهیه شده کاملا روشن است. اگر خبر از ایسنا نبود شاید در اصل خبر بخاطر عدم تطابق بخش زیادی از محتوا و جهت گیری متن با دیدگاههای اعلان شده رئیس جمهور منتخب تردید میکردم. به هر حال بخوانید وعبرت بگیرید:
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی
دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان شب گذشته و در حدود ساعت 12 به وقت محلی تهران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نخستین سخنرانیاش را ایراد نمود.
به گزارش خبرنگار سیاسی - خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن کامل نخستین اظهارات رییس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به مدت پنج دقیقه بود، به شرح زیر است:
"بسمالله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه
به نام خداوندی که عدالت را مبنای آفرینش آسمانها و زمین و موجب قوام و صلاح امور انسانها قرار داد و آنها را به همکاری جهت خوبیها و اجتناب از بداندیشی، بدخواهی و دشمنی فراخواند.
خداوندی که پیامبران بزرگ خود همچون موسی، عیسی و محمدبن عبدالله که درود خداوند بر او باد و همهی مصلحان خداجو و خیراندیش جهان را به قیام در راه برپایی عدالت و تعالی انسانها رهنمون ساخت.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها و آقایان
ابتدا مراتب تشکر خود را از دبیرکل محترم و خرسندی خود را از حضور در جمع همکاران، روسای محترم کشورها و هیاتهای نمایندگی اعلام میدارم و تاسف خود را نسبت به حوادث غمبار کاظمین و توفان کاترینا ابراز داشته و با آسیب دیدگان و بازماندگان همدردی مینمایم.
سازمان ملل باید نقطهی اتکا و امید و مشارکت دولتها و ملتها و بستری جهت گفتوگو، تفاهم و همکاری در جهت تحقق صلح و آرامش جهانی باشد.
این رویکرد مستلزم آن است که:
1- عدالت در سازمان حاکم و بر مبنای منشور آن همهی اعضا از حقوق مساوی برخوردار باشند. قدرت یا ثروت بیشتر حق بیشتری برای هیچ عضوی ایجاد نکند.
2- اصول دموکراسی و اخلاق در همهی سطوح و ارکان سازمان حاکم و سازمان خود الگوی کاملی از حاکمیت این دو باشد.
3- سازمان ملل به وظیفهی خود در قبال بسط و تعمیق عدالت در سطح بینالمللی عمل نماید.
4- کشور میزبان حق بیشتری نسبت به سایر اعضا نداشته باشد و دسترسی به سازمان برای همه به آسانی صورت گیرد.
اگر اصول فوق به رسمیت شناخته شود آن گاه:
1- مهمترین چالش عصر ما فرسایش روحی انسانها به دلیل دوری نظامها از حیات معنوی و یکتاپرستی است. سازمان ملل باید دولتها را به گسترش معنویت و عشق به انسانیت رهنمون سازد. در این حالت تحقق اتحاد ملل را پایه گذاری کرده است.
2- پذیرش تئوری یکجانبه گرایی مساوی با نابودی کل ساختار سازمان ملل خواهد بود. لذا تمامی ساختار سازمان باید با حساسیت ویژه با ویروس مخرب یکجانبهگرایی مقابله نماید.
3- امروز امنیت روانی و زیستی ملتها بیش از گذشته به مخاطره افتاده است. یک جانبه گرایی، تولید و به کارگیری سلاحهای کشتار جمعی، فشارهای روحی، تهدیدات و تحمیل جنگ به ملتها به بهانهی ایجاد امنیت و رفاه برای برخی قدرتها، عملا مسوولیت سازمان ملل را برای استقرار شجاعانهی عدالت در همهی عرصههای جهانی و به نفع آرامش انسانها دوچندان کرده است. به گمان ما نمیتوان آسایش، صلح، امنیت و رفاه را در بخشی از جهان، به بهانهی جنگ، ناامنی، لشگرکشی، تبعیض و فقر در نقاط دیگر تامین کرد.
4- فلسفهی وجودی سازمان ملل بسط صلح و آرامش در جهان است، بنابراین تجویز اقدام پیشدستانه مبتنی بر ارزیابی نیتها و نه واقعیتها و رویکردی جنگ طلبانه به شکل مدرن، خلاف روح سازمان ملل و منشور آن است.
5- ترکیب شورای امنیت باید از توازن منطقی و دموکراتیک برخوردار شود و در صورت پذیرش اصل عضویت دایم تعدادی از کشورها، ترکیب قابل قبولی از نمایندگان همهی قارهها و تمدنهای عمدهی جهان به عنوان نمایندگان دایم شرکت کنند. این جانب مراتب تاسف خود را از این که بیش از 50 کشور اسلامی با جمعیتی بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفر و قارهی پراستعداد آفریقا هیچ نمایندهای در شورای امنیت ندارند و قارهی پهناور آسیا با تمدنهای کهن تنها یک نماینده دارد، اعلام میدارم.
6- سازمان باید در موقعیتی باشد که فارغ از اعمال نظرهای گزینشی میزبان، همهی دولتها، گروهها و تشکلهای مردمی از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتوگو بنشینند.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها، آقایان
به نظر ما تمام ملاحظات فوق آن گاه محقق خواهد شد که گفتمان حاکم بر مناسبات برخی از قدرتها از گفتمان خشونت، تبعیض و سلطه به گفتمان صلح و آرامش جهانی بر مبنای عدالت و معنویت از طریق گفتوگو، مهرورزی و احترام به انسانها تغییر یابد.
پیامبر عظیمالشان اسلام میفرماید: والاترین مرتبهی خردمندی، پس از ایمان به خدا، جلب دوستی مردم و نیکی کردن در حق همگان است. این نگرش حکیمانه به ما میآموزد که جهان یک پیکرهی واحد است که بیماری و جراحت هر عضو آن اسایش سایر اعضا را مختل میکند و به قول شاعر بزرگ ایرانی «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار»
متشکرم
موفق و سربلند باشید"
چند گزیده جالب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
A friend in power is a friend lost.
بارها تحربه کرده ایم. دوستی را که به موقعیتی میرسد و ما را فراموش میکند. اگر هزاران بار چنین شده است گاهی نیز دوستانی را که به واقع معذورند به همین حکم رانده ایم.
========================
Elections are won by men and women chiefly because most people vote against somebody rather than for somebody.
این نوشته را که دیدم یاد انتخابات دوم خرداد و سوم تیر افتادم. دوران عجب بازیگری است.
=========================
ملت ایران ملت پوست کلفتی است. در طول تاریخ تحمل بسیار کرده است و شاید اکنون زمان آن است که بهره این صبر و شکیبایی را ببرد =========================
آیا خدایان در کنار قوی تر ها قرار گرفته اند؟ اگر این سخن دوران باستان صحیح هم باشد باید گفت که خدا در کنار ضعفا قرار دارد.
===========================
آینده همچنان از آن اندیشه هاست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
.The empires of the future are the empires of the mind
Winston Churchill, speech at Harvard, 6 September, 1943
در بین سیاستمداران شاید شهرت وینستون چرچیل
نخست وزیر مشهور بریتانیا وضعیتی متفاوت از دیگران
داشته باشد. بخضوص برای ما ایرانیان که چرچیل در
ادبیات روزمره ما هم نفوذ کرده آنجا که میگیم فلانی
چرچیله یا مثلا چرچیل رو درس میده.
این حضرت چرچیل در میانه ی جنگ دوم جهانی چه
زیبا گفته است که امپراطوری های آینده امپراطوری
های عقل و اندیشه اند. امروزه با ظهور اینترنت شاهد
برخاستن امپراطوری های نوینی هستیم که جهان
مجازی را بین خود تقسیم میکنند. سهم ما ایرانیان
کجاست؟
پورتال تاجیکی برای هم تباران تاجیک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از کارهای خوبی که داریم انجام می دهیم راه اندازی یه سایت برای فارسی زبانان تاجیک است.
با خط روسی و فارسی. فرصتی برای همکاری های فارسی زبانان ایران و تاجیکستان.
دنیای وب سایت ها خطرناک تر از جهل نیست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شاید دشمنی مشهور تر از جهل در ادبیات جهان شناخته شده نباشد. حجت الاسلام علی اکبری رئیس جدید سازمان ملی جوانان در نخستین مصاحبه خود چنین ابراز کرده اند:
رییس جدید سازمان ملی جوانان:
دشمنان فرهنگی با استفاده از دنیای مجازی، انسان را از محیط واقعی دور میکنند
دنیای «وبسایتها» بسیار خطرناک و مخرب است
--------------------------------------------------------------------------------------
فرصت و تهدید دو همزاد متضاد هستند. امکان رشد در جهان مجازی متکی به توانایی های درونی فرد و فارغ از بخشی از محدودیتهای جهان واقعی است. فرصتی چنین ارزشمند اگر تهدید شمرده شود جای تاسف است.
القاعده در عراق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
صدام دیکتاتوری خشن بود. ادعای سوسیالیستی داشت. با مذهب میانه ای نداشت. به آمریکایی ها بدگمان بود. همه اینها دلایلی بود که از نظر تئوریک امکان همکاری صدام با القاعده مذهبی و ضد سوسیالیسم و مرتبط با آمریکا را کاهش میداد.
در عمل هم که هیچ عملیاتی از سوی القاعده متکی به عراق انجام نمیشد. و گروههای طرفدار القاعده در کردستان(بخشهایی که صدام کنترل نداشت) فعال بودند.
بر اساس نتیجه هم آمریکایی ها وقتی حمله کردند و صدام را کنار گذاشتند فرصت اساسی حضور القاعده در عراق فراهم آمد.
برای همین تحلیل شرایط موجود سخته. اگر واقعا آمریکا با القاعده اینقدر دشمنی دارد و در عمل اینقدر به سود القاعده کار میکند که باید گفت دوران افول تمدن آمریکایی آغاز شده است. چرا که تنها در زمان افول قدرتهای بزرگ است که تلاشها برای ماندن موجب بیشتر فرو رفتن در باتلاق میشود.
اگر داستان چیز دیگری است که خدا به مدیران کشور ما شعور و آگاهی لازم را بدهد که با جان و مال و آبروی ملت وارد بازی هایی که از آن سر در نمیاورند نشوند.
شهردار تهران ... آقای قالیباف
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شهردار تهران آقای قالیباف ....
میشه گفت شهرداری تهران از معدود جاهایی است که مدیر جدیدش قوی تر از قبلی است.
توجه هم داشته باشید که آقایان لاریجانی و قالیباف و احمدی نژاد الان در کجاها قرار گرفته اند.
زنده باد مشت و مال ایرانی!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خیلی چیزها داریم که بتونیم ازشون استفاده کنیم. شاید یکی از این داشته هامون یه چیز تقریبا فراموش شده است ... یعنی مشت و مال. آره مشت و مال.
در حمام های عمومی قدیم رسم بود که افراد را مشت و مال میدادند. همون ماساژ امروزی. فواید مشت و مال در فیزیوتراپی هم خودش یه داستان داره اما الان بیشتر میخوام به یک سنت جالب و قابل استفاده اشاره کنم که تقریبا به فراموشی سپرده شده است. حمام های عمومی در ژاپن و کره و تایلند و جاهای دیگه تغییر شکل پیدا کرده اند و بصورت حمام های اختصاصی با همان سرویس ها مثل سرویس ماساژ در آمده اند. برای حفظ بهداشت دیگه جایی برای خزینه و حمام عمومی نبود ولی حمام های نمره که تا ۳۰ سال پیش خیلی زیاد بود دقیقا همان الگویی است که در جاهای دیگه موجب حفظ سنت مشت و مال شده است. حالا اگر به جهانگردان مشت و مال ایرانی با سابقه تاریخی کهن را یشنهاد شود مطمئن باشید با کله قبول میکنند. وقتی یه سر به نقش جهان و تخت جمشید و آرامگاه کوروش(اگه نم نکشیده باشه و خرابش نکرده باشند) و حرم امام رضا (ع) و چغازنبیل و آبهای گرم اردبیل و لاریجان و رامسر که بزنند هوس میکنند خستگی از تنشون بره بیرون و اینجاست که مشت و مال پهلوانی ایران با یه کم داستان حماسی از شاهنامه فردوسی(نقالی) به صحنه میاد ....
برای مشکلات احتمالی مربوط به جنس زن و مرد هم راه حل داره. یکیش اینه که مردها مردها را مشت و مال بدهند و بالعکس زن ها را زنها.
نمیدونم ربطی بین نبردهای تن به تن و کشتی و سنت پهلوانی با مشت و مال هست یا نه ولی اگر باشه جای تعجب نیست.
آیا واقعای سنت مشت و مال ایرانی باید نابود بشه؟ آخرین بار که مشت و مال ایرانی را تجربه کردید کی بود؟
---------------------
مبعث حضرت رسول مبارک باد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
پیامبران در ادبیات مذهبی و البته نه در مذاهب راستین نمایندگان بلامنازعی هستند که از آسمان بر زمین نازل میشوند. در ادبیات دینی ما سخن از بعثت و برانگیختن است. از آسمان یکی از زمینیان برانگیخته میشود. کسی که نه فرشته است(چون بشر است) و نه از سران و نخبگان (چون امی است). صفات و اخلاق ممتاز انسانی شایسته شرایط نبوت را در محمد بن عبدالله یتیم قریش فراهم کرد و اینک او برگزیده میشود.
به خواست و اراده حضرت حق او خاتم پیامبران میشود تا کرامت انسان و اخلاق را به اتمام و کمال رساند.
او اسوه حسنه است و قابل پیروی. اگر نیمتوانیم از همه صفات ایشان پیروی کنیم لااقل از هر کدام که میتوانیم استفاده کنیم. ای کاش حدا اقل میتوانستیم از اخلاق کریمانه او پیروی می کردیم.
دامنه تغییر زیاد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وقتی دامنه تغییرات نمونه های آماری خیلی زیاد باشه میتونیم از ناپایداری صحبت کنیم که البته در چارچوب دامنه مزبور معنا دارد.
بعد از انتخابات مدتی ننوشته ام و بعدش هم معمولا لینک به کسی نمیدم آپدیت نمیکنم و وبلاگهای آپدیت شده را که روزانه میخواندم دیگه بی خیال شدم. سکوت و آرامشی برای نوشتن. تجربه این هم جالبه.
مردان جهان متحد شوید!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وبلاگ دختر خانمی حدود ۲۶ ساله در آخرین یادداشتش مفصلا از نکته ای صحبت کرده که اهمیت زیادی داره.(به این جمله میگن هویت مستقل وبلاگ!) اساس بحث بر سر این است که دختران تحصیلکرده و متجدد و ... تا ۳۰ سالگی از دختر بودن(بخوانید آزاد بودن از شوهر و تعهدات مربوطه) استفاده میکنند و بر عکس دخترانی که زود ازدواج میکنند میسوزند ولو خودشان هم انتخاب کرده باشند. وی با نمونه زنان کوچک(یعنی دخترانی که زود ازدواج کرده اند) زیادی برخورد کرده و از موضعی کاملا مثبت از موقعیت خود دفاع میکند و با نگاهی عاقل اندر سفیه نظام ارزشی کسانی که آزادانه و یا جابرانه به سطح خاصی از بلوغ در زندگی نایل شده اند را زیر سوال می برد.
۱. قاعده بر آنست که دختران در سنین جوانی تمایل بیشتری به ازدواج دارند و حتی محیط دانشگاه بیش از آنکه دلیلی برای ازدواج نکردن باشه زمینه ای برای ازدواج کردن است. حد اقل آنکه ربطی به تاخیر در ازدواج نداره.
۲. مشکل تاخیر در ازدواج دختر تا آنجا که به دختر مربوط میشه مرتبط با شرایط خاصی است که برای خودش ایجاد میکند. شرایط روحی متاثر از سلوک فردی. عبارت افسردگی را زیاد شنیده اید نه؟
۳. دلیلی وجود نداره که راهی که زنان به اصطلاح کوچک رفته اند اشتباه بدانیم. وقتی انسان ها در تعریف زندگی خود از قاعده سنت یا مدرنیزم تبعیت میکنند حق انتخاب دارند. در سنت ما ازدواج سریعتر تمجید شده و بالعکس مدرنیزم شرایط اجتماعی را ایجاد کرده که ازدواج تاخیر بیفتد. بنظر میرسه ازدواج زود هنگام در زندگی شهری امروز کار دشوارتر و آگاهانه تری است تا ازدواج نکردن که امری ساده تر شده است. البته قبول دارم که خرده فرهنگهای روستایی هنوز بر بخش زیادی از هویت شهرها حکومت میکنند.
۴. کسانی که هم دختران جوان و پیر را میشناسند و هم زنان جوان را به خوبی به رشد و بلوغ شخصیت زنان کوچک واقف میشوند. البته منظور من ازدواج دختر ۹ ساله و ۱۷ ساله نیست. کافی است زنان ۲۰ یا ۲۴ ساله را ببینید که مثلا ۲ سال از ازدواج شان گذشته و اینها را با دختران ۲۵ ساله و ۳۰ ساله مقایسه کنید. مواردی که من تا کنون دیده ایم تقریبا بلا استثنا به برتری شخصیت فردی و اجتماعی( و البته نه الزاما سطح تحصیلات و میزان تفریح فردی یا شلوغی شغلی) و تعادل روحی زنان حکم میکند. البته بحث ما اکنون در مورد زنان است وگرنه مردان هم قاعده مشابهی دارند با این تفاوت که درجه غیر متعادل بودن در پسرهای مثلا ۳۰ ساله مجرد اندکی کمتر است.
۵. صحیح نیست شکستهایمان را تئوریزه و توجیه کنیم. چرا که همان تئوریها مقدمه شکست های بعدی ما خواهند بود. تجربه گرفتن از شکستها بصیرت ایجاد میکند و نادیده گرفتن دلایل شکست گمراهی. لازم نیست راهی که خود بنا به الزامات خانوادگی و فردی و اجتماعی پیموده ایم را با نفی راههای دیگر به تایید برسانیم. راههای زیادی برای زندگی وجود دارد و اکثر و اقل بودن هم دلیل بر درستی یا غلطی نیست که اگر بود راه زنان کوچک و متوسط بیشتر طرفدار داشت.
۶. اگر ما نخواهیم ازدواج کنیم میتوانیم. دلیل هم میتوانیم داشته باشیم. اصلا شاید از جنس مخالف خوشمان نیاد. شاید هم از هیچکس خوشمان نیاید یا اگر هم به کسی علاقه مند شویم نخواهیم تعهداتی را بپذیریم. این میشود اختیار انسانی ولی نباید تصور کنیم که عرف جامعه سنتی یا مدرنیته بر حق و باطل بودن حکم میکند. عصر حجر و عصر فضا درستی و غلطی شرایط اجتماعی خاصی را تعیین نمیکنند تنها عباراتی هستند برای پوشاندن ضعف منظر.
۷. بالارفتن سن ازدواج در جامعه امروز ما بیش از آنکه به تحصیلکرده شدن دختران ربط داشته باشد به شرایط بد اقتصادی مسئولان اقتصاد خانواده(اکثرا مردان ) ربط دارد. این پسرها هستند که دلایل اندکی برای قبول مسئولیت و در میان انبوه کسانی هم که ازدواج میکنند علی القاعده این مردان هستند که موجب طلاق هستند. در این مورد هم فکر میکنم تبعیض جنسیتی نقش قاطع دارد!
اگر بخواهم بی رحمانه تر(بخوانید صریحتر) و کوتاه بگوییم:
اکثریت قاطع دختران جوان ایرانی ولو در مدرن ترین شرایط زندگی تمایلی شدید به ازدواج دارند و اگر کوچکترین فرصتی فراهم شود از دست نمیدهند. اولین آشنایی ها به اولین عشق ها تبدیل میشود و اولین عشق ها گاهی به ازدواج. اگر آشنایی هایی نباشد یا شرایط مهیا نباشد یا سابقه ای خاص مانع ذهنی باشد و یا هزاران عامل ممکن دیگر٬ عیبی نداره ... ازدواج نمیکنند ولی نه مسیری طبیعی است و نه عمومی فقط باید گفت این هم میشه....
علم و اخلاق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تکه ای از گوشه ای!
پس از مرگ اینشتن و آقای حسابی باید بگم رو من هم حساب نکنید حال من هم خوب نیست ....
مطلب درستی نوشتی از جهل که در کنار آگاهی خود نمایی میکند. در عرصه علم چنین است و در عرصه اخلاق هم گونه ای دیگر. خوشا به حال کسانی که مدارا میکنند و افسوس که من از آن بهره اندکی دارم.
-----------------------------------------
اشکها و لبخندها
داستان زندگی انسانها همیشه جاذبه داره. تعداد زیادی از وبلاگها از همین انعکاس لحظات غم و شادی انرژی می گیرند. حتی قصه های تکراری تازگی دارند. یادآوری و ذکر خاصیتش همینه دیگه. هر بار تجربه ای دوباره. نوعی شبیه سازی. جل الخالق
--------------------------------------------
در خبرها آمده که آقای حسین دهقان توسط شورای شهر به سمت شهردار تهران انتخاب شده است. اگر درست باشه جای امیدواری داره. گرچه آقای دهقان هم مانند اکثر منتخبین تیم سیاسی جدید کشور نظامی هستند ولی فکر میکنم یه سر و گردن از اکثر وزرایی که معرفی شده اند با تجربه تر است.
به یکی از رفقا میگفتم وقتی که آقای دانش جعفری به عنوان کاندیدای وزارت مطرح میشد و در بحثهای اقتصادی نامش می آمد احساس سرآمدی از حضور ایشان احساس نمیشد ولی حالا در این کابینه فکر میکنم در بخش اقتصادی بیش از بقیه مفید و قابل اتکا باشه. به این میگن تغییر محسوس شرایط.
پرشین وبلاگ
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خبر پرشین وبلاگ روی سایت پرشین بلاگ آمد. خدایی خیلی خوشحال شدم. مدتها آرزو داشتم این سرویس راه اندازی بشه که الحمد لله آقای شرفی قدم های آن را یکی یکی داره بر میداره.
برنامه این سایت از چند ماه پیش مطرح بود و طبق برنامه این هفته راه اندازی میشه.
شاید علاوه بر سرویس های جانبی وبلاگ تدوین استانداردهای وبلاگ فعال و وبلاگ سرویس استاندارد از کارهای ساده ولی راهگشایی باشه که این سایت بتونه انجام بده.
پرشین وبلاگ بعد از پرشین پتیشن که دو هفته پیش راه افتاد و در کنار ایران سئو و پرشین تاک و پرشین اوربیت و ادز ردی و پارس ووت از مجموعه سایتهای فعال همکار در گروه آی تی آریا خواهد بود.
خوشحالم که بگم تا آخر امسال امیدواریم حداقل ۴ تا سرویس خوب دیگر را در کنار خودمون ببینیم.
تئوریهای سیاسی قدیمی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نظریه تمدنی ابن خلدون در تاریخ جایگاه مهمی داره. شاید بی دلیل نباشه که بعضی از محققان وی را پایه گذار جامعه شناسی تاریخی و حتی جامعه شناسی خوانده اند. اثر مشهور وی کتابی است تاریخی بنام العبر که شهرت زیادی دارد ولی از آن مشهور تر مقدمه مفصلی است که بر کتاب نگاشته و موجب حیرت دانشمندان علم الاجتماع را برانگیخته.
نظریه عصبیت در بین نظریات ابن خلدون از اهمیت زیادی برخوردار است و بر اساس آن حکومتهای موجود به میزانی که به ماندگاری خو میکنند دچار نخوت و سستی میشوند و از درون آن یا از بیرون آن گروهی که عصبیت قوی دارند برخواهند خواست و آن را متحول می سازند. عصبیت با سختی و مبارزه و شدت عمل تلازم دارد.
در شناخت تحولات تاریخ تا پیش از رنسانس و شاید هم انقلاب صنعتی این نظریه پوشش بسیار خوبی داشت. آیا اکنون هم دارد؟
بعضی معتقدند که نظریات اجتماعی قدیمی نمیشوند ممکن است تاثیر حکومت آنان بر اندیشه یا عمل تغییر کند ولی همیشه قابل اعتنا هستند.
وب فارسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
وب فارسی هم کم کم هویت مشخص تری پیدا میکند. در این راه خطیر که عوامل تقویت کننده و تضعیف کننده بسیاری نقش دارند باید دید که آینده از آن کیست.
اراذل و اوباش جدید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فکر میکنید سنت و مدرنیزم در مورد لات بازی به وحدت نظر رسیده اند؟
----------------------------------
طرف هر موقع غش میکرد یک طرف می افتاد. لازم نبود بگوید. تک تک گفته ها و همه ی نگفته هاش داد میزد که در حال انفجار است.
------
تکمله:
در وبلاگستان نیز هستند.
لات محله قدیم طهران ( تهران )
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دیدن هنر است. گاهی نزدیکترین موضوعات به خودمان را فراموش میکنیم. در ادبیات دینی فراموشی خود و خدا از مصادیق سخت ترین نوع فرموشی است. دیدن و فهمیدن و درک کردن و خواندن به اندازه ای که با انسان مربوط است نسبی میشود. یکی از انواع خواندن ها خواندن بین خطوط است:
مثلا کسی خود را لات یه محله میدونه و نسبت به همه موضوعات ادعا داره ولی در عمل از پهلوانها و لات های قدیم فقط عربده کشی و فضولی تو کار مردم رو خوب بلده و البته یه سابقه آبا و اجدادی هم تو محله داره. تصور کنید هر دعوایی بشه فوری توش حاضر بشه و هر عروسی باشه حالش گرفته بشه. به این میگن آدم شر.
تهران قدیم داستانهای زیادی از لاتهای محله و پلهوانی ها و شرارت ها داره. صحنه های زشت و زیبایی که سوژه کلی از خاطره های قدیمی های طهران است.
در باره وبلاگ فارسی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دغدغه بعضی دوستان در باره وبلاگ پر محتوا و کم محتوا موضوع جالبی برای بحثی کوتاه است:
1. قضاوت در مورد ماهیت وبلاگ باید مبتنی بر تنوع محتوایی آن باشد نه اصل قرار دادن محتوای علمی یا سیاسی. در واقع وبلاگ از نظر شکلی نوعی رسانه ارتباطی است و این کارکرد به ما می آموزاند که از قضاوت های عام موضوعی در تعریف کلیت وبلاگ پرهیز کنیم.
2. ساحت رسانه ای وبلاگ فارسی همانطور که یکی از دوستان گفته از هویت ایرانی جامعه ما همانگونه که هست متاثر است. با همه خوبی ها و بدیهای خودمان. رنج آوری بعضی از ویژگیهای نامطلوب هویت ما انرژی خوبی برای اصلاح و اصلاحات اجتماعی است.
3. آمار تولید وبلاگ در حال افزایش است و در نتیجه غلبه فرهنگ عمومی بر فرهنگ خواص در وبلاگها طبیعی است. از این نه تنها نباید ناراحت شد بلکه باید آن را فرصتی برای تعامل فکری آزاد جامعه تلقی کرد.