زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
سایت اعتراض فارسی PersianPetition.com
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سایت http://persianpetition.com در چند روزی که از تولدش میگذره با استقبال خوبی مواجه شده است. انگار وقتی به یک نیاز پاسخ داده میشه خود به خود حرکت ایجاد میشه.
نکته ای که در باره اعتراضی که در باره ایرانیان تروریست نیستند گذاشتم میخوام بگم اینه که اعتراض به دلیل ارتباط با حرمت ایرانی ها مورد توجه قرار گرفته است. --------------------------------------------------------------------
نکته دیگر که خواستم بگم اینه که سرویس پرشین بلاگ باز هم بهتر شد. با اضافه شدن مدیریت لینک هر روز بهتر از دیروز!
کابینه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
کابینه این هفته رای اعتماد می گیرد. فکر میکنم حداکثر ۱ یا ۲ تا را بندازند. این کابینه از جهاتی خیلی استثنایی است. البته در طول عمر جمهوری اسلامی ایران وگرنه در تاریخ ایران که سابقه زیاد داد.
بیشترین شعارهای اقتصادی با کمترین حضور اقتصاددانان. آقای دانش جعفری هم که از تیم متمایل به آقای هاشمی رفسنجانی است. البته از یکی از دوستان شنیدم که وزیر بازرگانی معرفی شده که رئیس اتکا(فروشگاههای زنجیره ای نیروهای مسلح) بوده آدم توانایی است. ظاهرا قوی ترین عضو کابینه در زمینه اقتصادی همین ایشان باشند.
بیشترین شعار صلح و دوستی و بیشترین حضور نیروی های نظامی و امنیتی
بیشترین شعار وحدت و همراهی و بیشترین حضور از یک جناح سیاسی
البته نگرانی وجود نداره. خدا را شکر بحرانی در پیش نیست. نه کمبود ارز و سرمایه و نه جنگ.
البته من هم با آقای عماد افروغ نماینده محترم مجلس موافقم که گفته اند وزارتخانه ها از وزرای ضعیف حرف شنوی نخواهند داشت موافقم:
این نماینده مجلس که پیش از معرفی کابینه از وی به عنوان وزیر ارشاد نام برده می شد، استفاده از چهره های گمنام را "فرصت سوزی" دانسته و گفته: "بدنه وزارتخانه ها از برخی وزرا حرف شنوی نخواهد داشت."
----------------------------------------------
اسرائیل بار دیگر عقب نشینی کرد. تند رو های اسرائیلی که قدرت را در دست دارند پیشتاز مذاکره و صلح با فلسطینی ها شدند. حالا نوبت فلسطینی هاست که بگویند به بخشی از سرزمین خود راضی هستند یا برای همه آن باز هم خواهند جنگید. مسئولان ارشد ایران هم بارها اعلان کرده اند که به انتخاب فلسطینی ها احترام میگذارند.
اگر مشکل چند ده ساله اعراب و اسرائیل حل و فصل بشه٬ حداقل از رویارویی نظامی به سطح جنگ سرد هم برسه٬ شرایط منطقه تغییرات اساسی خواهد کرد. بزرگترین عامل بی ثباتی در منطقه دولت اسرائیل است و موضوع مناقشه فلسطینی ها و اسرائیل است. قدم بعدی را لبنان با پس گرفتن سرزمین اشغالی اش در جنوب و سوریه با پس گرفتن جولان باید بردارند.
خورشید ولایت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.
علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.
واقعا از علی گفتن سخت است.
علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.
نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.
---------------------------
روز پدر هم فرصتی است برای احترام به خوبیها. خوبی به خوبی فضیلتی مضاعف است. شاد باشید.
آسمان بیداری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس
آقایان گنجی و مرتضوی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مبارزه آقای گنجی و مرتضوی بر سر اصول دمکراسی و آزادی و یا اسلام و حق باشد یا نباشد به خودشان و مردم و بقیه مربوط. اونی که به من مربوطه اینه که بنظرم نمیاد که با مصرف غذای مقوی آدم اینجوری نحیف بشه! نکته دوم هم اینکه جنگ گلادیاتوری یا موش و گربه واسه فیلم خوبه. تازه گلادیاتوری اش برای بزرگسالان و موش و گربه با رعایت عدم خونریزی برای کودکان....
اگر خدای نکرده آقای گنجی بمیره دیگه حتی نقادان اندیشه های آقای گنجی هم فرصت زیادی برای حرف زدن نخواهند داشت و مجبور خواهند شد با موج مظلومیت همراهی کنند. خدا بخیر کند.
سرزمین عجایب وب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اینترنت و وب هم سرزمین عجایبی است. موافقید؟
اتهام دوم خردادی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دوم خردادی بودن هم از اون عباراتی است که نزد افراد و گروههای مختلف معانی مختلفی دارد. طبیعی هم هست ولی یک چیز جالب اینه که الان فضا برای طرح نام دوم خرداد خیلی سنگین شده است. چرا؟
دلیلش همان چیزی است که به شکست انتخاباتی دوم خردادی ها در انتخابات ریاست جمهوری / مجلس / شوراها انجامید. یعنی شکست در لایه های بالایی سیاستهای دوم خردادی. البته لایه های درونی تر جنبش اصلاحات که بی سر و صدا در حوزه های اقتصاد و فرهنگ و حتی سیاست عمل کرد به موفقیتهای زیادی رسید ولی دوم خردادی ها شکست خوردند. شاید بشه گفت دوم خرداد پیروز شد و دوم خردادی ها شکست خوردند.
اما موضوع این یادداشت اتهام دوم خردادی است. الان دوم خردادی بودن اتهام است. در واقع نوعی جرم در ذهن دو گروه اصلی: کسانی که پس از ۲۵ سال اکنون به قدرت یکپارچه دست یافته اند و کسانی که دلایل شکست خود را در اقدامات خود جستجو نمیکنند و بدنبال مقصر در بیرون میگردند.
-----------------------------
راستی سایت پرشین پتیشن هم راه اندازی شد. خبرش روی صفحه اول پرشین بلاگ هست. یه سر بزنید.
۲. ا
تلاش / کار / موفقیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آینده از آن تلاشگران و آگاهان و آزادگان است.
موسسه گفتگوی ادیان سید محمد علی ابطحی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در باب دیالوگ صحبت شد گفتم از موسسه گفتگوی ادیان یاد کنم. این موسسه چند سالی است که در ایران به ریاست آقای ابطحی و مدیریت خانم ایشان(خانم موسوی نژاد)راه اندازی شده و در نوع خودش در ایران بی نظیر است. بی نظیر یعنی یکی یه دونه. ولی حتی در مقایسه با موسسات اجتماعی دیگر هم موفق تر و کارآمدتر است. البته این مورد محدود به اطلاع من از موسسات اجتماعی است که میشناسم.
http://iid.org.ir/
این هم آدرس سایت موسسه. مجله و سایت فوق العاده ای دارد. گفتم که در جریان باشید.
اگر عضو قبیله فاتح در یک جنگ بودید؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
یکی از دوستان در مورد آتش سوزی کتابخانه های ایران در زمان حمله عربها به ایران صحبت میکرد. من گفتم قاعده عربهای مسلمان این نبوده که کتابخانه آتش بزنند یا مثلا آتشکده ویران کنند. اشاره کرد به تقسیم فرش گلستان؟ به قطعات کوچک. نظر من این بود که این کار در عین اینکه یک فاجعه و جنایت هنری است و موجب از میان رفتن اثری استثنایی بوده است ولی در فرهنگ عرب فاتحی که میخواهد غنایم را تقسیم کند دو راه بیشتر برایش مطرح نبوده است:
یا یکجا به یکی می رسید که خلاف عرف جنگجویان و عدالت تقسیم غنایم بوده و دیگری اینکه به قطعات مساوی تقسیم میشد. از نظر اون عرب و شاید اکثریت انسانهای اون عصر و حتی ایرانیان این فرش بیش از آنکه یک اثر هنری خارق العاده و استثنایی باشه یه گنج به غنیمت گرفته بود و آن را بین خود تقسیم کردند. آدم اگه خودش رو جای دیگران بزاره شاید تا 80 درصد نظرات دیگران رو بصورت متعارف بتونه قبول کنه واین 80 درصد مبنایی برای تفاهم و ارتباطات انسانی است
آقای مصباح و سایت امروز
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خبری را در سایت امروز دیدم که علی القاعده بعنوان بیان نقطه ضعف آقای مصباح نقل شده بود:
http://emrouz.info
مصباح یزدى: اینکه اسلام را طورى معرفى کنیم که همه دنیا بپذیرد دیگر اسلام نیست
اسلام همان است که در قرآن آمده و پیشوایان معصوم گفته اند، به عهده من و شما نگذاشته اند که بیاییم آن را اصلاح کنیم.
این حرف را اگر جلوی طرفداران سرسخت اندیشه های هر یک از دو گروه بگذاریم قاطعانه از آن دفاع خواهند کرد. البته منظورم اینه که مخالفین آقای مصباح آن را نشان از دیدگاه متحجرانه میگیرند و موافقین آقای مصباح همین عبارات را نشانه دیدگاه منطقی و اصیل ایشان. چه جوری میشه اینقدر متفاوت درک کرد؟ فقط بدلیل بی توجهی به روش دسترسی به حقیقت و حکومت فضای نامطلوب برای دیالوگ(گفتگوی دو طرفه). یاد قصه عنب و انگور افتادم.
یکی(جریان فکری آقای مصباح) میگوید که اسلام حقیقتی است که وفاداری به اصول آن مانع از پذیرش تمام سلایق است. و دیگری (اصلاح طلبان) میگوید که اسلام برای پذیرش عموم آماده و اگر درست عرضه شود قاعده بر پذیرش آن است همانگونه که در صحراهای لم یزرع اندیشه جاهلانه عرب هم پذیرفته شده و در محافل مترقی اندیشه و عمل امروز هم پذیرفته میشود.
بنده با هر دو نظر موافقم و تعارضی در بین آنها نمی بینم. مگر آنکه در شروح بعدی به تعارض با یکی یا هر دو اندیشه برسیم که طبیعی و بلکه ضرور است. حالا اینکه چه منافع یا جهالتی موجب این تفرقه هاست و اختلاف در شناخت است بماند. اما دو نتیجه کوچک از این بحث میگیرم:
۱. طیفی بودن معانی و لزوم دقت در شناخت و بیان صادقانه. حقیقت را در همه جا میتوان یافت و البته کمتر در کیسه های از پیش ساخته. منطق ظاهر و باطن ابزار نخستین در درک حقایق هستند. بدون آنها سخن گفتن از نظریه و تحلیل صحیح نیست. باید بگوییم صرفا منعکس کننده گزاره های درست و غلط گروههای فکری مختلف هستیم.
۲. در شرایط رویارویی و درگیری٬ گفتگو که نوعی تعامل است به مذاکره و سپس به اعلان مواضع و نهایتا جدل منجر میشود. برای همین میگم پاکیزه کردن شرایط گفتگو از اهم شرایط آغاز ارتباط موثر و به نوبه خود نوعی هدف مقدماتی است. وقتی شرایط آماده نیست امر به معروف و نهی از منکر هم موثر نیست. راه حل اصلی دیالوگ یا گفتگوی دو طرفه با هدف رسیدن به حقیقت است. حقیقت در بسته های کوچک و متوسط و بزرگ با ابعاد مشخص و هزینه و قیمت مشخص در مغازه های خیابان موجود نیست. رسیدن به حقیقت هدفی است که از مسیر تلاش انسان محقق میشود نه با انعکاس نظرات این و اون. باید خواست و قدم برداشت و فهمید. فهماندن خود خواهد آمد.
مذاکرات هسته ای و شرایط حاضر کشور
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تحقق و نحوه انجام مذاکرات بین طرفین هر بحثی عمیقا متاثر از شرایط طرفین و نسبت آنها با یکدیگر و اوضاع حاکم بر شرایط است.
وقتی دو نفر یا دو گروه عمیقا به اهداف و نظرات و عملکرد یکدیگر مشکوک هستند مذاکراتی چون مذاکرات هسته ای که در ترسیم منافع ملی ما نقش بازی میکنند نتایج منطقی به بار نخواهد آورد.
اگر راهبران حکومت ایران در قدم اول نسبت خود را با جریانات اساسی جهان و تصمیمات استراتژیک خود را در تعامل یا تقابل با نهادها و مجامع بین المللی و قدرتهای مسلط جهانی روشن میکردند٬ ما مردم عادی هم میفهمیدیم که قصه چیه.
البته از ظواهر امر اینجور معلوم است که دو طرف مذاکرات هسته ای مسیر چالش و درگیری را برگزیده اند. پس منتظر خواهیم ماند تا ببینیم که در پله های بعدی چه کسانی کوتاه می آیند. رهبران ایران یا رهبران آمریکا و متحدان اروپایی اش.
-------------------------------------------
غضنفر دوست عزیز ما پیشنهادی داشت. میگفت برای ابراز قدرت هسته ای میتوان یک بمب کوچولو اتمی را خرید و در تهران منفجر کرد تا به ابعاد جنبش های زیست محیطی و موج جهانی مخالفت با کاربرد سلاح های غیر متعارف ابعاد جدیدی هم داد. البته جدی نگیرید غضنفر ما هیچ مسئولیتی از پایین رده شهرداری تا بالاترین مقام کشور ندارد. برید خدا را شکر کنید که اینجوریه.
شهردار سابق
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عکسی از آقای احمدی نژاد در رسانه ها پخش شده که در آن شهردار وقت با لباس کارگران شهرداری در جمعی از کارگران حضور دارد. این عکس از سوی طرفدارن ایشان پخش شد و از سوی مخالفانش بیشتر پخش شد. توضیح من برای یکی از سایتها که بنظر میرسید منتقد به این لباس پوشیدن است این بود:
سلام. عکس واضح و قشنگی است. نمیدونم خودت گرفتی یا از جایی آوردی. احتمالا از جایی گرفتی چون خیلی وقته پخش میشه. خواستم نظری بدم. بنظر بنده سوپور بودن نه صفت خوبیه نه صفت بدیه. ولی تحقیر سوپور و جاروکش حتما بد است. این هم که یه شهردار برای هم جنس نشون دادن خودش با کارمندان سطح پایین سازمان اش(شهرداری) لباس آنها را بپوشه نه خوبه نه بد. باید دید هدفش چیه. مردم فریبی یا همدلی. تازه اینها جدا از این است که چنین فردی بدرد رئیس جمهوری میخورد یا نه. شاد باشید.
خواستم اضافه کنم که نظام ارزشی دو گروهی که از این عکس احساسات متضادی بدست می آورند باهم تفاوت های زیادی داره. اگر کمی عمیق تر نگاه کنیم شاید به نتایج بهتری برسیم. هر چی باشه الان آقای احمدی نژاد با رای اکثریت رای دهندگان رئیس جمهور است. کاشکی خط تحقیر و انتقاد برای همه روشن باشه تا انتقاد تحقیر و بالعکس تحقیر انتقاد محسوب نشه. عقده گشایی با روشن بینی باید فرق های شفافی در ذهن ما داشته باشه تا خدای نکرده دچار آنها نشویم. نارضایتی یا رضایت از انتخاب آقای احمدی نژاد یک موضوع است و اینکه اقدامات مثبت را منفی دیدن و بالعکس اقدامات نامناسب را عین درستی دیدن چیز دیگر.
--------------------------------------
انگیزه و هدف بازرسی مجدد خانه آقای اکبر گنجی از سوی ماموران چه بوده؟
۱. اکبر گنجی در خانه است و فعالیتهای خودش را از سر گرفته و احتمال انجام جرم جدید برایش متصوراند.
۲. اکبر گنجی از راه دور و یا با استفاده از دوستانش و خانواده اش فعالیت میکند و اتفاقات جدیدی افتاده و قرار است پرونده دیگری باز شود.
۳. روزنامه کیهان که به فعالیتهای گسترده خبری و مطبوعاتی خانم آقای گنجی با رسانه های خارجی اشاره کرده لااقل در این زمینه که ارتباط خانم شفیعی را با قوه قضایی توسعه دهند مجددا پیشقدم شده است. مثل بعضی موارد سابق الاقدام که تقارن زمانی نظرات روزنامه کیهان با اتفاقات قضایی نشان از نقش پیشرو رسانه ها دارد.
۴. میخواهند نام آقای اکبر گنجی خدای نکرده از خبرها حذف نشود.
احتمالات دیگر هم قابل تصور است. ولی در مجموع شاید چند تا انگیزه و زمینه وجود داشته است.
والله اعلم
انسان کامل
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در هر اندیشه و تفکر جامعی که بنگرید معمولا تعریف روشنی از انسان مطلوب آن مکتب و اندیشه خواهیم یافت. فهرستی از سجایای اخلاقی و امتیازات رفتاری و مبانی فکری میتوان یافت که روشنگر چنین شخصیتی باشد. در جامعه ایرانی / اسلامی ما الگوی اصلی برای انسان کامل کیست؟ بنظر من بیش از حضرت رسول اکرم(ص)یا امام حسین (ِع) حضرت علی علیه السلام است.
حالا که به اینجا رسیدم یادم آمد که این ماه رجب هم ماه علی علیه السلام است. تولد حضرت علی بر همه آزاداندیشان و آزادگان مبارک باد!
شخص محوری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بعضی بزرگان(برگزیدگان فکری = نخبگان) از فرهنگ خودی ایراداتی میگیرند٬ ضعف روحیه جمعی و فردگرایی از این موارد است.
تعدادی از رفقای بنده که از حامیان پر و پا قرص آقای احمدی نژاد و جریانات سیاسی طرفدار ایشان هستند نکته ای را به کرات گوشزد میکنند و آن اینکه حساب آقای خاتمی با حساب کابینه / همفکران / طرفدارنش جداست.
خواستم نظرم را در این مورد بگم. هر انسان در مراحل مختلف زندگی میتونه نظراتش را عوض کنه چه برسه به اینکه انتظار داشته باشیم همه یه جور فکر کنند. آقای خاتمی هم با نزدیکترین دوستانش تمایزاتی دارد. اگر بخواهیم صرف تمایز را دلیل تعارض بدانیم که باید فاتحه منطق و متد دسترسی به حقیقت را خواند!
اگر اصلاحاتی وجود داشته است که داشته و اگر اصلاحات رهبر داشته که داشته و اگر اصلاحات هدف داشته که داشته و اگر سازمان داشته که داشته٬ میتوانیم همه اینها را فهرست کنیم و در باره اش سخن بگوییم.
اگر اصلاحات ضعف داشته که داشته و اگر دستاوردهای مثبت و منفی داشته که داشته و اگر ساختار و سازمان ناهمگون داشته که داشته٬ باز هم میتوانیم همه اینها را فهرست و در باره اش صحبت کنیم.
پس از جمع بندی بی غرضانه است که میتوانیم بگوییم چقدر آقای خاتمی و تیم اش هماهنگ بوده اند یا نبوده اند. یا اصلاحات مجموعا موفق بوده یا نبوده و .... ولی در هر صورت کسانی که میخواهند نشان بدهند که آقای خاتمی با جریانات ضد اصلاحات هماهنگ تر از تیم خودش بوده٬ کاری عبث میکنند. شاید در گرگ و میش سحر و غربت انصاف٬ سخن ناصواب بر سونامی حق چون کف باطل سوار شود ولی همیشه حق بر باطل پیروز است.
نسبیت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
چون که بر گردی و برگردد سرت
خانه را گردنده بیند منظرت
چون که بر کشتی شوی بر یم روان
ساحل یم را چون خود بینی دوان
تعداد کسانی که میتوانند خودشان را جای دیگران بگذارند و احساس و موقعیت دیگران را درک کنند خیلی نیست. شاید هم احساس ضرورتی در انسانها برای دست یافتن به این سطح از بلوغ شخصیت نباشد. ... توانایی رفتن به دوره های گذشته و درک شرایط همان روزگار یا حتی سفر به دنیای خیال و ترسیم شرایط و مختصات مطلوب و نامطلوب دشوارتر و البته رویایی تر است.
مثل اینه که کامپیوتر خودتون را با زدن یک دگمه به نسل اول سیستم های عامل برگرداند و همه شرایط سخت افزاری و نرم افزاری آن دوره را تجربه کنید و بعد در مورد نتایج فعالیتهای اون کامپیوتر قضاوت کنید!
دشوار است ولی اگر روزی چنین کنیم٬ ممکن است به این نتیجه برسیم که خاتمی اگر نبود ما حتی شرایط امروز را نداشتیم. اگر رقبای منطقی و رقبای غیر منطقی کشور ما (دسته اخیر را دشمن میتوان نامید) با خاتمی و جنبش اصلاحات مواجه نبودند اوضاع متفاوتی داشتیم. از بعد داخلی که مسائل خیلی مهم تر و تاثیرگذار تر بوده است و همه این تغییرات در داخل مرهون تغییرات اساسی است که جنبش اصلاحات در کشور ایجاد کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا را شکر رفتن آقای خاتمی فرصتی است که تجربه به میان آید.
رئیس جمهوری ما٬ یعنی رئیس جمهور من که بهش رای ندادم و بعضی ها که اصلا رای ندادند و کسانی که عاشقانه بهش رای دادند آقای احمدی نژاد است.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر چه در او غش باشد
فرصتی است برای تعدیل. تعدیل از زمان شروع مقدمات انتخابات شروع شد و اکنون هم که صحبت از تنفیذ است سخن از صلح و دوستی است. این تعدیل مهمتر از کسانی است که آن را انجام میدهند. و اقدام صادقانه مدعیان صلح طلبی و عداتخواهی ضامن اصلی بقای آنان در حافظه تاریخی ملت ایران است. امیدوارم از این فرصت به درستی استفاده کنند. هر چند باید اعتراف کنم به دو جهت نگرانم:
الف ـ توانایی و سطح نیروهایی که در دسترس جریان به اصطلاح راست است اندک و ناکارآمد بنظر میرسد. امیدوارم تکنوکراتها در چارچوب اهداف ملی کمک موثری به فرمانروایان کشور کنند و این بار نخواهند کارگزاران جدیدی راه اندازی کنند.
ب ـ بدبینی موجود در مخالفین آقای احمدی نژاد چه به حق باشد چه به ناحق فرقی نمیکند٬ یک تاثیر قاطع دارد و آن محدود کردن فرصتهای آقای احمدی نژاد است. از کوچکترین اشتباهات آبادگران کوهی ساخته خواهد شد. چه برسد به اشتباهاتی که شان ملت ایران را هدف قرار دهد. پس باید بسیار احتیاط کنند.
البته فرصتهای بسیاری نیز در اختیار آبادگران است. رقبای شکست خورده آبادگران گرچه غر میزنند ولی شکست را پذیرفته اند و سنگرها را بدون مقاومت جدی تحویل داده و میدهند. از آقای خاتمی گرفته تا بقیه اصلاح طلبان در صحبتهایشان اشاراتی میکنند ولی شکست سیاسی را پذیرفته اند. البته هنوز هم اصلاح طلبان معتقدند که پیروز اصلی آنان هستند چرا که توانسته اند مسیر متفاوتی را پیش روی کشور قرار دهند که به این سادگی ها تغییر نخواهد کرد. والله اعلم
خاتمی هم رفت هم آمد.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عجیب است! تجربه های زیادی در این ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده که اگر بخواهیم روی کاغذ با حوادث دورانهای قبل مقایسه کنیم بی شک خیلی مفصل تر است. سرعت حوادث هم خیلی زیاد است و اینها همه نشان از سرعت تحولات است.
قصه آقای خاتمی هم از این جمله است. او هم رفت هم آمد. او برای ملت عزیز تر از گذشتگان خود بود و با سر سلامت قدرت را ترک میکند و مهمتر آنکه خود نیز مشتاق ترک قدرت نشان میدهد. هر کسی که بقدرت میرسد ترک قدرت برایش کابوس میشود. گاهی هم حق دارد. کسانی که کارهای بزرگ میکنند هم ممکن است نگران باشند که کارهایشان به دست چه کسی میفتد و چه بلایی بر سرش می آید. ولی روح حاکم بر این نگرانی ها هم قابل تقدیر نیست. شایستگی شخصی آقای خاتمی فوق منصبی بود که در اختیار داشت و بار دیگر غلبه انسان بر شرایط در قرن ۲۱ را نشان داد.
ملت ما را بعضی متهم به خوش استقبالی و بد بدرقه ای میکردند. ولی حالا می بینیم که همیشه اینگونه نیست. در مورد امام خمینی هم چنین نبود. اگر ملت ما با بعضی اینگونه اند و یا خواهند بود دلیلش در رفتار همان کسان است. تازه ملت ما بسیار بزرگوار است و گاهی خطاهای مدیران را به دلیل سهو و نادانی و شرایط میداند و از آنها در میگذرد و اگر ملت از کسانی نمیگذرد بیشتر از خطای ملت هوشمند ما باید به دلیل خطاهای فاحش آنان محسوب میشود.
حالا فرصت خوبی است برای ملاقات با آقای خاتمی. نه؟
---------------------------------------------
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس قاضی مقدس معاون دادستان تهران در مجتمع قضائی ارشاد بود که عصر امروز در حالی که از خیابان احمد قصیر عبور میکرد توسط دو نفر موتور سوار ترور شد.
قاضی مقدس پروندههای مهمی چون پرونده برلین و اکبر گنجی را مورد رسیدگی قرار داده و حکم زندانی شدن گنجی را صادر کرده بود.
هر رور منتظر شنیدن خبر مرگ آقای گنجی هستیم ولی ناگهان خبر ترور قاضی پرونده ایشان آقای مقدس را میشنویم. مسئولیت آقای مقدس ایجاب میکرد که نوک پیکان قوه قضائیه در حوزه اطلاع رسانی و ارشاد و اینترنت و مسائل فرهنگی باشد. بقول آقای قاضی مرتضوی که امروز در تلویزیون در باره معاون خودش صحبت میکرد٬ پرونده های حساسی توسط آقای مقدس رسیدگی شده بود. این هم بازی روزگار است که در این دنیای کوتاه همیشه راه خود را میرود. آیا کسانی که تقدیر پیروزی کاندیداهای سیاسی مطلوب خود را به اراده الهی یا اولیای الهی نسبت میدادند به همان قوت اعمال تروریستی و از جمله ترور آقای مقدس را به اراده و خواست الهی نسبت میدهند؟ آقای خاتمی برخلاف بسیار بسیاری بعنوان یک روحانی ثابت کرد که میشود از دین به نفع خود و اهداف خود خرج نکرد و بالعکس خود را برای دیانت خرج کرد. اما از بحث قضا و قدر و حکم الهی و خواست الهی که حق و سنت حاکم الهی است که بگذریم می رسیم به اینکه:
یک انسان بدون محاکمه قانونی(یعنی بدون قضاوت رسمی اعم از عادلانه و ناعادلانه٬) در ذهن یک یا چند نفر قربانی میشود و بعد هم در ملا عام جانش را می گیرند. این روش جز ایجاد وحشت(ترور) و عقده گشایی چیست؟. هنوز انگیزه این قتل معلوم نیست. اما هر چه باشد مهم نیست. مهم این است که جان یک انسان به روشی غیر انسانی گرفته شده است. حتی مقام و منصب این انسان هم مهم نیست. ملیت و زبان و نژاد و مذهبش هم مهم نیست. مهم این است که اینکار زشت و مذموم است. اگر کسی از زندانی بودن گنجی ناراحت است و محاکمه وی را ناعادلانه میداند به طریق اولی باید قتل انسانی که حتی محاکمه ناعادلانه هم نشده را محکوم کند. هر انسان به اندازه ای که انسان است از این کارها بیزار است.
آیا میشود از اندیشه های گنجی و مقدس اطلاع نداشت و اگر هم داشت تعلقی به افکارشان نداشت ولی از روشها سخن گفت؟ یعنی زندانی کردن گنجی را میشود به همان قوت رد کرد که ترور قاضی پرونده گنجی را؟
گنجی هنوز با صدای بلند میخواند
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
مبارزه گنجی ادامه داره و نمیدانم تا کجا.... در اینترنت وقتی میگردی سخن از گنجی در خبرگزاری های و وبلاگها و سایتهای مستقل موج میزنه. همه به آرامی از مرگ گنجی سخن میگویند. حتی همسرش. خدا میداند که این چگونه آرامی و آرامشی است. ای کاش کمی از این آرامش در دل کسانی که اختیار تصمیم گیری در این زمینه را دارند موج و شور ایجا کند تا موضوع به خیر و سلامتی حل و فصل شود.
برای یکی از شهروندان وبلاگنویس که از گنجی نوشته بود این کامنت را گذاشتم:
سلام. با خیلی از مطالبت موافقم ولی .... بنظر بنده مبنای ضدیت با اساس سیستم اشکال داره. چه از موضع کسانی که در تاسیس یا نگهداری آن نقش داشته اند و چه ازموضع کسانی که نداشته اند ولی به تغییر و اصلاحات و نه انقلاب و جنگ اعتقاد دارند. منظور آقای گنجی از قدرت قطعا قیام مسلحانه از نوع دهه ۶۰ گروههای سیاسی فعال نبود و نیست. خود گنجی که اکنون در حال مرگ است خطوط حرکت مدنی را روشن کرده که البته بنظر او فعالان سیاسی در واقع غیر فعال هستند. بنظر می رسه که خون در فرهنگ سنتی و مدرن ایرانی جایگاه مشابهی داره. امیدوارم گنجی زنده بماند.
خواستم بگم که خون در فرهنگ سنتی ما چه قبل از اسلام و چه بعد از آن و بخصوص به دلیل نهضت امام حسین علیه ا لسلام و فرهنگ مظلوم گرای ما ایرانیان خیلی نقش داره. نقطه اوجی موثر است. بعلاوه اگر قرار بر تغییر و اصلاحی است تنها از سوی کسانی مقدور است که نخست از جنس مردم باشند و دیگر آنکه اوضاع را بشناسند و دغدغه روشنفکر خودی را داشته باشند. آری خودی! کسانی که انگیزه و تعهد لازم برای دفاع از فرهنگ و اقتصاد و سیاست خودی را دارند. بنظر بنده کسانی که نه جامعه ما را میشناسند و از تحولات نزدیک به سه دهه این سرزمین دور بوده اند شانس اندکی برای تشخیص وضع موجود دارند و از میان آنها هم شایدنتوان حتی کسی را یافت که اهل عمل خالصانه و خدمت به ملت باشد. هستند کسانی که میخواهند کمک کنند ولی نمیدانند ولی درمیان اندک دانایان خارج نشین هم علاقمندان به خدمت ایثارگرایانه اندکند. منظورم از دانایی در اینجا فقط شناخت وضعیت کنونی کشور است وگرنه همه میدانیم که ایرانیان چه در داخل و چه در خارج از کشور به علم دوستی و عمل انسانی شهرت دارند.
در میان ایثارگران فراوانی که در کشور هستند بهترین فرصتها را برای اصلاح میتوان یافت. آنان در دوران سخت دفاع مقدس در برابر بیگانگان شجاعت و تحمل و استواری خود را نشان داده اند و توانایی این مسئولیت را دارند. بعلاوه از دانش نظری و اطلاعات روز هم بهره مندند.
تحول از درون و مبتنی بر مصالح ملی و دینی و بر اساس تشخیص نخبگان مقبول و تصمیم ملت راه سالمی است که در مقابل داریم.
امیدوارم زودتر به این مبارزه یه نفره خاتمه داده بشه. حداقل ها هم میتونه رضایت را فراهم بیاره. گاهی حفظ حداقل ها از حرکت برای حداکثر ها مهم تر است و آیا صبح نزدیک نیست؟
سفر و بازنگری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
سفر فرصتی برای اندیشیدن و ایجاد مقدمات فکری و نظری تغییرات عملی. خدا بخیر کنه.
آینده جهان و ابهامات اش
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
نمیدانم سیاستهای خشونتگرای جهانی چه سرنوشتی برای این دهکده جهانی در نظر خواهند گرفت. اما میدانم که تمایل ملتها و روندهای انسانی به صلح و آزادی است. تعارض این دو جریان عمده جهان امروز زلزله های ملی / منطقه ای / جهانی بدنبال خواهد داشت.
سفر به بانکوک
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دیشب رسیدم بانکوک. بر خلاف انتظار خیلی گرم نبود. هوای این دو روز خیلی عالی بوده. البته نسبت به سالهای قبل! وگرنه هوای شرجی با گرمای بالا اصولا مطلوب و خوب نیست چه برسه به عالی!
این سفرهای کوتاه زود تموم میشه ولی انگار یک برگ و صفحه از زندگی انسان رقم میخوره. بازم پیرتر شدیم... الان تقریبا از ده هزار سال زده بالا....