زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
تهران شهر زیبا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گذشته / حال / آینده
تهران ما در گذشته منطقه ای زیبا با مناطق لیلاقی و خوش آب و هوا بود. پایتخت یک کشور افسانه ای بنام ایران. از دهه چهل شمسی تحولات مدرنیزم و توسعه بی برنامه شهر تهران ابعاد جدیدی گرفت. طبقه متوسط شهری با ساخت و سازهای گسترده ابر شهری را بوجود آوردند که امروز معضلات بسیاری دارد. بعنوان یک شهروند ساکن تهران چه پیشنهادی میتوانم داشته باشم؟
اصلاح زیرساخت های انرژی و آب و ارتباطات و غیره به جای خود ولی از نظر معماری شرقی پیشنهادی که میشه مطرح کرد اینه که محلات تهران را مکلف کرد درصورتی مجوز ساخت بدهند که معماری ساختمان متناسب با الگوهای متعارف باشه. مثلا 50 درصد از بناهای هر محل ظاهر معماری ایرانی را رعایت کند و برای الگوهای معماری اسلامی / چینی / هندی/رومی/مدرن و غیره هم فضایی ایجاد شود تا معماری تهران بزرگ نشانی از معماری جهان داشته باشد. برای تشویق به ساخت و ساز استاندارد که اصول ضد زلزله و امکان عبور هوا در سطح و معماری زیبا و سودآوری اقتصادی را در بر داشته باشه میشود تصمیمات ساده و موثری گرفت. شاید اینکه به زمینهای چهار هزار متری در تهران اجازه ساخت برج داده شود راه حل خوبی باشد. اینکار نیاز به توجیه رسانه ها هم داره. یعنی اصولا ساخت و ساز های کوچک غیر اقتصادی بشه. کسانی هم که زمین کوچک دارند باید با هم همکاری کنند تا سود بیشتری ببرند. مسائل حقوقی مربوطه هم قابل ساماندهی است. زمینهای چهار هزار متری با هزار متر زیر بنا در سطح و در 14 طبقه و سه هزار متر فضای سبز و امکانات دیگر میتواند در یکی از محلات جدید التاسیس اجرا شود. امکان اجرای هر طرح متعارفی در این سطح ساخت و ساز ممکن است. ناراحت نشید. درسته که بنده مهندس اموات هستم ولی بعنوان یک شهروند فکر میکنم باید بیش از گذشته از وضع موجود شهرمون ناراضی باشیم تا شاید پس از 4 دهه شاهد تحولی اساسی باشیم. البته اعتراف میکنم که شهرداری آقای کرباسچی در این 4 دهه کاملا متفاوت و موثر بوده است. توانایی های شخصی ایشون و شرایط دست به دست هم داد و تحولی در شهر ایجاد کرد. ولی تحولی ناپایدار.
ایران و تایلند و سانسور مطبوعات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
در یکی از وبلاگهای خوب سیاسی که برای فکر میکنم برای اولین بار امروز دیدمش٬ مطلب جالبی بود در مورد سانسور مطبوعات در دو کشور ایران و تایلند.... این نظر را برایش نوشتم:
خواندن صفحات نشریات قبل از انتشار کار سختی است. واقعا دستگاههای نظارتی اینکار رو میکنند؟ عجیبه! به هر حال فکر میکنم این حرف درستی نیست که فقط در ایران و تایلند (حتی تا سال ۸۲) نشریات را سانسور میکنند. فکر میکنم دیکتاتورهای جهان در کشورهای کمونیستی و سرمایه داری و جهان سوم در هر کجای جهان که بتوانند و مردم بگذارند اینکار را میکنند. مثلا لیبی روزنامه های آزاد داره؟ یا خیلی از جمهوری های شوروی سابق. یا کشور های کمونیستی مثل کره شمالی و ویتنام و شاید هم چین. فکر میکنم گاهی جو خیلی روی ما تاثیر میزاره. البته میشه گفت که مار گزیده از ریسمون سیاه و سفید هم میترسه. یعنی احتیاط ملی(بر وزن اعتماد ملی).....
به هر حال اسم تایلند آمد و حسب تکلیف! در این مورد باید اظهار نظر میکردم.
اما بعد .... فضای انتخاباتی که تمام شد حالا باید دید آب خوش از گلوی کی میره پایین و از گلوی کی نمیره!
اطراف شما رو نمیدونم٬ ولی در اطراف من جو تمجید از آقای خاتمی در حال تقویت است. انگار یه جورایی ایشون داره عزیز تر میشه. خیلی برام عجیبه. شاید هم این عمومیت نداشته باشه ولی خیلی جاها دیده ام. تحلیلش خیلی جالبه اگه کسی حوصله داشت تحلیل اش کنه....
-------------------------------------------------
در محیط وب این روزها سخن از اکبر گنجی زیادتر شنیده میشود. حالا از قصه مهاباد بگذریم که باید صبر کرد تا فهمید اصل قضیه چیه. فعلاشلوغ پلوغه و باید منتظر تدبیر رئیس جدید نیروی انتظامی کل کشور در این رابطه بود. اما این آقای اکبر گنجی انگار میخواد تا آخر خط بره. خدا بخیر کنه.
مبارزه برای زندگی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
زندگی کردن بدون مبارزه و رویارویی با مسائل زندگی ممکن است؟ شاید ممکن باشه ولی اصلا مطلوب نیست. اینکه آدم صبر کنه که جریانات حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی از هر جنس (عوامل قاهره طبیعی/ سیاسی/ اقتصادی/ فرهنگی و خلاصه هر چیز که بصورتی در شکل گیری راههای پیش روی ما نقش دارد) چه میگن و چه میخوان و بعدش ما در همون چارچوبها عمل کنیم معمولا انسان را قانع نمیکنه. البته گاهی راه گریزی نیست. مثلا سیل میاد. اما انسان به میزانی انسان است که راه خود را بر میگزیند.
تابستانه
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تابستان گرم تازه داره خودش رو نشون میده. هوا خیلی گرمه. سرم شلوغه. کارها زیاده. و چند تا ه دیگه. از امروز باید یه تغییرات اساسی توی برنامه هام بدم. افق های جدید نیاز به تلاش متناسب با خودش داره.
-----------------------------
تجربه کرده اید وقتی که مینویسید و هی پاک میکنید؟ مینویسید چون فکر میکنید و پاک میکنید چون میترسید. این رو میگن خودسانسوری. بخاطر شرایطی که در آن مینویسید و یا جایی که مینویسید یا نوع مخاطبینی که دارید. بعضی ها اصلا شرایط را به هیچ میگیرند و به این ترتیب منزوی میشوند. حالا اگر متکی به یک انرژی عظیم درونی باشند که میشوند نابغه و مصلح واینجور چیزا و اگر نباشند میشن دیوانه و ناهنجار و دشمن جامعه.
----------------------------------------
صحنه برف بر روی قله البرز گرمای تابستان را قابل تحمل تر میکنه.
حزب فراگیر؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ظهور احزاب و گروههای سیاسی در زمان شروع فعالیتهای انتخاباتی در کشور ما سابقه طولانی داره ولی ظهور یک حزب( و نه جبهه که اونهم سابقه داره و اصولا بدون حزب های نیرومند تشکیل جبهه کارکرد موثری ندارد) بعد از انتخابات قابل تامل است. بخصوص که این ظهور ناشی از یک اعتراض سخت سیاسی به مسئولان ارشد کشور و انتقاد از گروه سیاسی خود(مجمع روحانیون) و متکی به پتانسیل سرگردان سیاسی ناشی از واخوردگی نخبگان باشد. این عوامل در کنار هم موضوع تشکیل حزب اعتماد ملی توسط آقای کروبی و همفکرانش را یک اقدام جدی و مهم میکند.
گروهی که به آقای کروبی رای دادند عمدتا از بین اقشار محروم و خواهان تغییر وضع موجود. رای آقای کروبی در مرحله اول یک موفقیت نسبی بود که کمتر کسی پیش بینی می کرد. ویژگی های سیاسی مربوط به آقای کروبی و پتانسیل تغییر وضع موجود و گرایش عمومی به فقر زدایی و واخوردگی نخبگان فرصتی است برای این حزب که با درس گرفتن از تجارب قبلی بجای ادعای حزب فراگیر(مثل حزب رستاخیز یا احزاب کمونیستی و امثالهم) به حزبی با مخاطبان مشخص تبدیل شود. اصولا هیچ حزبی نمیتواند فراگیر باشد مگر آنکه اول به قدرت برسد ثانیا اجازه فعالیت به دیگران ندهد که هر دوی اینها فعلا منتفیه.
البته بعضی ها هم از عبارت فراگیر ممکن است منظورشون حزبی است که امکان عضویت اقشار مختلف در آن باشد. اما در این معنا نیز باید بدانند به هر حال هر حزب علنی و قانونی ضمن وفاداری به رعایت چارچوب های سیاسی اهداف مشخصی دارد که خود به خود بعضی اقشار و گروهها و طبقات اجتماعی را می رنجاند.
----------------------
انفجارهای اخیر لندن توسط وزارت خارجه ایران و رئیس جمهور در حال خداحافظی محکوم شد. از نظر شما چی؟
---------------------
گاهی کلمات ...
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گاهی کلمات خودشون رو توی ذهن آدم عوض میکنند. روی هم سوار میشوند و از هم جدا. حالا بیاییم چند تا کلمه مجزا رو تجربه کنیم:
شب / روز
گذشته / حال / آینده
لبخند / غم / چشمه
شیر / شعله / هویج / اندیشه

همخوانی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
همخوانی و اصولا کارهای دسته جمعی در بین ما ایرانیان شکل خاصی داشته است. گاهی خیلی راحت کنار هم قرار میگیریم. مثلا در شرایط عاطفی خاص. ولی بر اساس عقل و سود کمتر در کنار هم هستیم. حالا قصه چیه باید در باره اش بیشتر فکر کرد و حرف زد.
---------------------------
اصلا همین خواندن هم کار دشواریه. بارها شده از یک متن ساده خیلی راحت گذشتیم و به منظور اولیه نویسنده هم پی نبرده ایم. چرا؟ چون طول موج فکرمون را با نویسنده هماهنگ نکردیم و از خودمون بیرون نیامدیم. یکی از سنتهای خوب متجددین خواندن است. چه رمان چه هر چیز دیگه.
--------------------------
حالا فکر کنید متنی نثر و نظمی که برداشتهای متنوعی ازش میشه. گاهی حتی نویسنده به مخیله اش هم این معانی و برداشتها خطور نکرده. شاید در رفتارهایمان هم گاهی کارهایی میکنیم که دیگران برداشتهایی میکنند که اصلا هدف ما نبوده. از تظاهر به کج فهمی(که گاهی خیلی کارساز هم هست) که بگذریم در مورد خوش فهمی هم یک طیف وسیع وجود داره.
-------------------------------------------
تا که دریاست دریا به جوش است/جوشش و موج و گرداب دارد
هرگز از بحر جوشان نجویند/ آن زبونی که مرداب دارد
ما نهنگیم و خیلی نهنگان / بستر از موج توفنده دارد
این سرود نهنگان دریاست / بهر را موجها زنده دارد
بازنشستگی برای من فرصتی است برای مرور بسیاری از چیزها که از کنارشان به سادگی گذشتم. سرعت وحشت آور این زندگی با ما چه میکند؟ بازنشستگی با از کار افتادگی دو موضوع متفاوت بلکه متضاد است. اگر از کار افتاده باشیم بازنشستگی هم به درد نمیخورد.
نخستین اقدامات
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
گذشته از جوی که در رابطه با آقای احمدی نژآد وجود داره٬ نوع برخورد صدا و سیما و دستگاههای رسمی با صحبتهای ایشان و خود صحبتهای ایشان یا دفتر ایشان و دوستانشون در شکل گیری تصویر پایدار از ایشان بسیار موثر است. در این چند روزه صحبت هایی شده ولی بقول یکی از دوستان باید فرصت داد تا دید آیا ایشان همونی هستند که طرفداران یا مخالفانش فکر میکنند؟
==================================
سن بازنشستگی در بخش خصوصی چند سالگیه؟ نظر شما چیه؟ بنظر شما اگر کسی مخارج اش را در میاورد و میتونه بازنشسته بشه اینکار رو بکنه یا نه؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
این گوی و این میدان
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
حالا نوبت جناح اصولگرا است که خودش رو نشون بده. یکدست ترین حکومت کشور شکل گرفت. آبادگران آخرین سنگر را هم گرفتند. این گوی و این میدان.
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
با حمایت بیش از ۱۵ میلیون(شاید هم ۲۰ میلیون) ایرانی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. بنده به نوبه خودم از خوانندگان گرامی که لطف کردند و نظرات بنده را در باره انتخابات مطالعه کردند تشکر میکنم و اعتراف میکنم اشتباه کردم.
باید به خودمون و دیگران فرصت شناخت بیشتر و به تفکری که اکنون مجلس و شورای شهر و ریاست جمهوری و شورای نگهبان و نیروی مقاومت بسیج و بسیاری از جاهای دیگر را در اختیار دارد فرصت بدهیم تا تجربه فعالیت سیستم یک دست را برای اولین بار نشان دهند. تا حالا چنین هماهنگی در ارکان قدرت ایران وجود نداشته است. اما چند نکته:
1. رای مردم در صندوق ریخته شد. تحریم امسال هم مثل تحریم های سالهای قبل کارساز نبود. چون ایرانیان نظام را قبول دارد و برای تغییر وضع موجود به اصلاح طلبی اعتقاد دارند نه انقلاب. حداکثر ممکن است عده ای منفعل شوند ولی اکثریت همچنان در صحنه هستند.
۲. کاندیدای پیروز متکی به حمایت رسمی هیچ حزب و گروه نبود. او نماینده جناحی از حاکمیت است که با حوزه احزاب و گروههای متعارف سیاسی که در سرنوشت کشور در ۲۵ ساله اخیر نقش داشته اند بیگانه است. البته بزودی حزبهای جدید آنها هم شکل میگیرد.
۳. اگر کسی نتواند گروههای حامی آقای احمدی نژاد را تشخیص دهد که مثل من باید به دکتر چشم مراجعه کند: در مجلس و شورای شهر که حضورشان با همین عنوان اندیشه ای (نه حزبی/ به قول خودشان) آبادگران مطرح است. گروههایی هم که به شکل گیری چنین مجلس شورای اسلامی و شورای شهری کمک موثر کردند٬ مانند شورای محترم نگهبان٬ صدا و سیما٬ نهادها و در یک جمله اصولگرایان کاملا شناخته شده اند. پس آقای احمدی نژاد حمایت عملی این گروهها را داشت ولی حالا چرا این حمایت رسمی و آشکار نبود دلیلی دیگر دارد که با دلیل آشکار نکردن عقاید سیاسی ایشان در طول تبلیغات انتخاباتی یکی است. و این نوع رفتار عکس العمل های خاص خود را در بین مردم بجا خواهد گذاشت و از این لحاظ باید منتظر تحولات آینده بود. شاید انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا فرصت بعدی است که میتواند نشان دهد این انتخاب ملت انتخابی موقتی بوده یا نگاه تغییر نگرش بنیادین ملت است.
امیدوارم اکثریت ۴۶ میلیون رای دهنده و ۷۰ میلیون اهالی ایران از این انتخاب احساس آرامش و پیروزی کنند. اگر همان کسانی هم که به فرد پیروز انتخابات رای داده اند٬ احساس آرامش کنند٬ کافی است.
---------------------------
هر تهدیدی فرصتی است و هر فرصتی تهدیدی. تهدید و فرصت همیشه در کنار هم هستند و انتخاب ما چالشی است که به این روند متعاقب تهدید / فرصت رنگ میدهد. اکنون باید اندیشید که چه باید کرد؟
ایران هنوز ایران است و متعلق به ایرانیان.
فردا شب کجاییم؟
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
فردا شب کجائیم؟ آقای احمدی نژاد رئیس جمهورمون میشه یا آقای هاشمی؟
بنظر من آقای احمدی نژاد خیلی خوب صحبت کرده و برعکس آقای هاشمی خیلی بد تبلیغ کرده. بعلاوه جایگاه آقای هاشمی در نزد مردم خیلی تخریب شده واگر هم رای بیاره با کمک همه حامیانش خواهد بود. اما هنوز فکر میکنم آقای هاشمی پیروز میشه. امیدوارم رویه سابق آقای هاشمی رو شاهد نباشیم.
طبق نظر سنجی ها هر دو کاندیدا مساوی پیش می روند. البته در اینترنت وضع فرق میکنه. با اینهمه بدون تکیه بر نظر سنجی های و بر اساس الکیجات میگم که:
آقای هاشمی با حدود ۱۸ میلیون پیروز این انتخابات است و آقای احمدی نژاد ۶ میلیون هم رای نمیاره.

حالا هر چی دلتون میخواد بگید. اما نظرم اینه دیگه. حساب و کتاب مبتنی بر آرای هفته قبل اینجوری نشون میده ولی خب شاید مردم ما باز هم شگفتی بیافرینند.
یادمون باشه که نسخه بدلی بازارش خیلی داغه. حالا از شخصیت شهدا گرفته تا رفتار اصولگرایی و اصلاح طلبی و فردا هم نوبت دوم خرداد است که با نسخه بدلی خودش روبرو بشه.
خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه.
درجه حرارت
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
درجه حرارت یک هفته گذشته واقعا خیلی تغییر کرده است. هوا گرم است.
روز پنجشنبه اوضاع انتخابات چه جوری بود؟
روز شنبه چه جوری؟
الان چه جوری؟
یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حالا داره چی میشه؟
چرا تمام مدیران ارشد و احزاب فعال(تقریبا همگی آنها که اظهار نظر کرده اند) و اکثریت قاطع هنرمندان و نویسندگان و دگر اندیشان و همه کاندیداهای اصلاح طلب و حتی تعدادی محافظه کار و خانواده امام و میرحسین موسوی و خاتمی و همه و همه دارند از پیروزی هاشمی که رقیب سنتی اکثر اینها بوده حمایت میکنند؟ چه خطری هست؟ البته الحق و الانصاف برنامه های تلویزیونی به این حوزه وارد نشده اند و برعکس از کاندیدای طرفدار عدالتخواهی یادمیکنند ولی نه مفصل.
چی شده؟
ظاهرا ترس مبنای این اقدام است. ترس عجیب و غریبی.
پیروزی از آن کیست؟ بنظر میرسه بطور قاطع آقای هاشمی برنده بشه. ولی خدا را شکر که سابقه رای ۶ میلیونی رو به همراه داره و در دور دوم وقتی آرا بیشتر بشه باید به حساب خودش نزاره. بخاطر ترس از رقیب اش بزاره و به قولهایی که برای بهبود وضعیت کشور داده وفادار بمونه. شاید این فرصتی دوباره باشه که بعضی ها خواهند داشت برای اصلاح امور و شاید هم فرصتی برای دوباره آزمودن.
راستی چرا ما وقتی که فرصت بهتر داریم انتخاب نمیکنیم؟ ملت دقیقه ۹۰ هستیم. شاید هم همین درست باشه. الله اعلم.
آقای احمدی نژاد تلاش دارند تا دوباره نفت را ملی کند. منظورش هم کنار زدن استیلای خانوادگی است.
وقتی این طوفان فرو نشیند خیلی چیزهای تغییر کرده است. بنظر شما یکسال دیگه کجا هستیم؟