زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
شیره را خورد و گفت شیرین است
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هشت سال حکومت یا شبه حکومت اصلاح طلبان فرصتی برای روشن کردن تضادهای درونی جبهه اصلاحات و تلاش برای رفع آنها بود. امری که به بلوغ جریانات سیاسی حاکم بر آینده سیاسی کشور کمک شایانی خواهد کرد.
گروه اصلی اصلاح طلبان در دو تشکل روحانی(مجمع روحانیون) و روشنفکر(سازمان مجاهدین انقلاب) شکل گرفت: روشنفکران که بستر فعالیت در سازمان را کافی نمیدیدند با تاسیس حزب مشارکت سعی کردند ساز و کارهای حزبی فعال تری را در نظر بگیرند. جذب فعالان سیاسی دانشجویی این تشکل را رنگ روشنفکری موثر تری داد.
شخصیت های منفردی چون آقایان راه چمنی و حضرتی و اصغر زاده و غیره شبه حزب همبستگی را درست کردند که انسجام درونی ندارد. اینها کسانی بودند که در جریانات اصلی اصلاحات جذب نشدند. تشکل های صنفی ـ سیاسی هم که داستانی متقاوت و مجموعا غیر موثر داشته و دارند.
کارگزاران بیشترین سهم پیروزی را بدست آوردند. با درگیری آقای هاشمی و آقایان عبدی و گنجی شکاف کارگزاران و اصلاح طلبان تعمیق شد. زندانی و طرد شدن آقایان عبدالله نوری و مهاجرانی و کناره گیری آقای کرباسچی و خانم فائزه هاشمی و جذب عناصر فعال و عملگرای کارگزاران در بخش تکنوکرات اصلاح طلبان یکسوی قضیه بود. سوی دیگر نقش فعال آقای هاشمی در هماهنگ کردن تلاش های محافظه کاران بر علیه دو گروه اصلی اصلاح طلبان. این دو روند نقش کارگزاران را در حد یک ستاد انتخاباتی کاهش داده است.
حالا زمانی است که آقای هاشمی احساس میکند تلاشهای هفت ساله ایشان بدون حضور خودشون جواب نمیدهد. حق هم دارند. عدم انتخاب آقای هاشمی مساوی است با قدم بعدی اصلاحات. چارچوب قانون اساسی در مرحله اول اصلاحات قالب اصلی دیالوگ قرار گرفت و اکنون برنامه اصلاح طلبان تغییر مفادی از قانون اساسی است که مجال تفسیرهای غیر مردم سالارانه در اختیار مخالفان اصلاحات میدهد.
حالا میخواهم شیره را بخورم و بگم شیرین است:
اگر کاندیدای محافظه کار قرار باشد رای بیاورد٬ همین آقای هاشمی خواهد بود و لاغیر. این یک قدم مثبت است. یک قدم عقب نشینی جبهه اصولگرایان. انتخاب آقای هاشمی بر انتخاب آقایان دیگر رجحانی دارد که در واقع جلوه این رجحان بعضی را گمراه کرده و تصور میکنند که آقای هاشمی محبوبیتی متفاوت از ۵ سال پیش دارند. تمایل آشکار بخش های اقتصادی اصلاح طلب به آقای هاشمی ناشی از همین رجحان است.
اگر کاندیدای اصلاح طلب قرار باشد رای بیاورد٬ از بین آقایان معین و کروبی خواهد بود. انتخاب هر کدام از آنها انرژی اجتماعی اصلاحات را متمرکز در اختیار جناح محدودتری قرار میدهد. برنامه ها هماهنگ تر خواهد شد و قدم دیگری برداشته میشود تا اصلاحات درون نظام شرایط مناسب تری در کشور ایجاد کند.
۸ سال حکومت بعدی اصلاح طلبان فرصتهای بازگشت به قدرت اصولگرایان را همراه با محافظه کاران نسل اول انقلاب به تاریخ خواهد سپرد. این اتفاق فقط برای اصولگرایان نسل اول نخواهد افتاد ولی اصلاح طلبان نام خود را بصورتی متفاوت در تاریخ ثبت میکنند. مردمسالار و پیروز.
حالا پیش بینی:
اکثر نظر سنجی های دستگاههای مختلف طی ۲ ماه گذشته اصرار دارند که آقای هاشمی در راس نظر سنجی هاست. ولی آرای آقای هاشمی به میزانی که آمدنش قطعی میشود و رقبای او از اردوگاه اصولگرایان کم رنگ میشوند کاهش می یابد. موضوعیت یافتن آقای هاشمی مساوی است با کاهش محبوبیت ایشون. بنظر بنده در رقابت ذهنی میان آقای هاشمی و آقایان لاریجانی/قالیباف٬ آقای هاشمی برنده بود و نظر سنجی ها این موضوع را منعکس میکردند. در رقابت واقعی آقای هاشمی با دکتر معین( که احتمال زیادی برای رد صلاحیت ایشون وجود داره) اوضاع کاملا متفاوت است. بعلاوه آقای کروبی همچون آقای معین تغییرات قانون اساسی بمنظور رفع ابهاماتی که زمینه تفسیر شورای نگهبان در مسائل سیاسی را فراهم میکند و نیز رفع تعارضات داخلی قانون اساسی را دنبال میکند. برنامه های دو گروه اصلی اصلاح طلب تفاوت زیادی ندارد. افراد هم بنظر من خیلی مهم نیستند. همانطور که آقای خاتمی پیش از دوم خرداد چنین وضعی داشت. نتیجه اینکه بنظر من کاندیدای اصلاح طلبان پیروز انتخابات خواهد بود.(دکتر معین یا آقای کروبی)
شکست اصلاح طلبان در شرایط فعلی تنها میتواند در یکصورت رخ دهد. رد صلاحیت دکتر معین و حماقت ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان. آقای هاشمی هواداران آشکار و پنهانی در اردوگاه اصلاح طلبان دارد ولی همانطور که یکبار آقای کرباسچی در حمایت از آقای هاشمی تجربه کرد٬ جنبش اصلاحات در برابر موانع همچنان پیروز خواهد بود. ۵۰ درصد رای دهنده هم برای پیروزی اصلاح طلبان کافی است.
--------------------------------------------------
تکمله: ساعت ۸ صبح شنبه ۳۱ اردیبهشت:
زیر ۵۰ درصد اوضاع مغشوش میشه معلوم نیست که رئیس جمهور بشه. کاهش آرا به کمتر از ۴۰ درصد مساوی پیروزی آقای هاشمی رفسنجانی خواهد بود. اگه کمتر از ۳۰ درصد بشه آقای قالیباف یا آقای احمدی نژاد یا آقای لاریجانی رئیس جمهوری خواهند بود. (اگر کمتر از۲ رای بشه به شرطی که من و یکی از دوستام فقط بریم رای بدیم٬ اونوقت بنده رئیس جمهور آینده کشور خواهم شد. هوای همتون رو هم دارم. خوبه؟)
رو که نیست!
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خب باز بریم سر وبلاگنویسی. از شوک کاندیداتوری آقای هاشمی که اومدم بیرون روایات جدیدی براتون عرض میکنم. به فرض حضور همه کاندیداهایی که ثبت نام کرده اند.
ورود آقای هاشمی به انتخابات به ضرر چه کسانی است؟
در درجه اول کاندیداهای اصولگرایان با جدی ترین چالش روبرو شدند. حمایت محتمل تشکل های اصلی اصول گرایان از آقای هاشمی رفسنجانی فضای رشدی که آقایان احمدی نژاد و قالیباف در پی سودجستن از آن بودند از میان میبرد. این دو از همه بیشتر زیان خواهند کرد. آقای لاریجانی با تکیه بر حمایت تشکل های عملیاتی اصولگرایان سنتی کاندیدای اصلی جناح خود خواهد بود. آقای رضایی هم که احتمالا آرای مستقل اصولگرایان را به خود اختصاص می دهد. فکر میکنم آقای رضایی آماده مذاکره و کناره گیری بیشتری نسبت به بقیه کاندیداها دارد.
در جناح اصلاح طلبان موقعیت آقای معین دچار چالشی سخت میشود. اگر آقای هاشمی بتواند مرزهای اصلاح طلبی را مخدوش کند میتواند بخش زیادی از آرای جریانات اقتصادی اصلاح طلب را به سود خود جلب کند. ولی جریانات سیاسی و فرهنگی اصلاح طلب عمدتا در اردوگاه مخالفین آقای هاشمی خواهند ماند.
آقای کروبی تئوری معارضه مجمع و جامعه روحانیت را دنبال خواهد کرد که بعید است تاثیر زیادی جز در شرایط حضور حداقلی جواب بدهد. اما یک احتمال هم هست اگر آقای معین رد صلاحیت شود بخشی از اصلاح طلبان که حفظ شرایط موجود بخصوص از نظر اقتصادی و فرهنگی برایشان مهم است حاضر میشوند به امید آقای هاشمی نسخه دوم ریسک هاشمی سیاسی را هم بپذیرند. در این حالت آقای کروبی زیان اساسی خواهد کرد و حتی ممکن است به رده سوم سقوط کند. اما اگر آقای کروبی بتواند فعالانه با رد صلاحیت آقای معین برخورد و مطالبات تیم آقای معین را پر رنگ تر مطرح کند و آمادگی تغییرات در قانون اساسی را محور تبلیغ خود قرار دهد٬ شانس مضاعفی می یابد و شاید هم بتواند آقای هاشمی را پشت سر بگذارد.
ولی بر اساس فرض عدم رد صلاحیت دو پیش بینی میکنم:
الف ـ در صورت حضور ۲۴ میلیون نفر (۵۰ درصد رای دهندگان)
۱. آقای معین با ۷ میلیون
۲. آقای هاشمی با ۶ میلیون
۳. آقای کروبی با ۳ میلیون
۴. آقای لاریجانی با ۳ میلیون
۵. بقیه با ۵ میلیون
نتیجه دور دوم:
۱. آقای معین با ۱۴ میلیون
۲. آقای هاشمی با رای ۷ میلیون
ب ـ در صورت حضور ۳۵ میلیون نفر
آقای معین با ۲۰ میلیون
آقای هاشمی با ۹ میلیون
آقای کروبی با ۲ میلیون
بقیه با ۴ میلیون
بنظر می رسه عدم رد صلاحیت کاندیداهای اصلی جناح ها میتواند به همراه تبلیغات رسانه ها زمینه حضور حداقلی (۵۰ درصد) را به راحتی مهیا کند.
----------------------------------------
اینکه اوضاع مملکت بهتر میشه یا بدتر یه مطلبه و این پیش بینی عجیب و غریب یه چیز دیگه! حالا کسانی که اهل شرط بندی هستند میتونند روی اشتباه بنده شرط بندی کنند و طبق معمول برنده شوند. بشتابید که حراج کردیم!
اشتباه کردم
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
باور نمیکردم که آقای هاشمی کاندیدا بشه. بالای نود درصد احتمال میدادم که نیاد. دلیل این حدس٬ این بود که پذیرش کاندیداتوری مساوی رقابت برای کمی یا هیچ هست. از آقای هاشمی بعید بود. روشن است که ایشون به فرض بعید پیروزی (متکی به سابقه فرماندهی جنگ / ریاست جمهوری و ....) دوران بسیار دشواری خواهد داشت.
این اقدام اشتباه بود. برای آقای هاشمی خیلی گران تمام میشه. آرایش سیاسی قبلی بر اساس نیامدن هاشمی شکل گرفته بود. حالا باید دید تکلیف میرحسین چی میشود. اگر میرحسین بیاید باز شرایط فرق میکنه و اگر نیاید آرایش جدید حداکثر تا یکهفته روشن میشه.
تعداد کثیر کاندیداها هم یه مشکل شده. در کشورهای دیگه چه میکنند؟ بنظر میرسه که وجود تعدادی حزب که حداقل یک نماینده به مجلس فرستاده باشند بتونه بستر مناسبی برای معرفی کاندیداها باشه.
در کشورهایی که نهاد های واسط میان مردم و حکومت وجود نداره یا نقش اندکی دارند مثل ایران٬ این مشکل وجود داره. راه حل مشکل در این است که به نحوی نظر مردم در مورد کاندیداهای ریاست جمهوری از قبل اخذ شده باشد:
مثلا هر کسی که یک دوره رئیس جمهوری باشد یا مقام ارشد سیاسی باشد(رجال سیاسی در ملاکهای صلاحیت کاندیداتورها بدین لحاظ بوده است) و یا یک حزب سیاسی که حداقل یک نماینده در پارلمان دارد از او حمایت کند و یا تعداد مشخصی امضا (مثلا: ۱۰۰ هزار امضا) برای کاندیداتوری خود جمع کند. این راهکارها یک نوع تایید مقدماتی هم هست.
------------------------------------------
دوست بیمار ما هنوز بر تخت بیمارستان بی حرکت است. خدا بخیر کنه.
اوضاع شرکت هم رو به بهبود است. انشاءالله
هفته انتخاباتی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
این هفته بوی انتخابات همه جا رو پر کرده ....
شاید صحبت از مهندس موسوی برای ریاست جمهوری خاطره انگیز باشد.
کسی که در طول جنگ و دشواری های اول انقلاب کشتی این انقلاب را بخوبی هدایت کرد. تواضعی خاص داشت و در زندگی ساده زندگی کرد. دوم خرداد ۷۶ نگذاشتند که به صحنه بیاید و خاتمی آمد. الان هم شرایط آمدنش چندان مهیا نیست و شاید آمدنش جز پیروزی سیاسی برای اصلاحات ثمره ای نداشته باشد. ولی نه حتما نتیجه داره. گو اینکه بنظر من ایشون هم کاندیدا نخواهد شد. اما اگه بیاد یک شکاف اساسی در اردوگاه اصول گرایان بوجود میاد. کسانی که اصلاح طلبان را معارض دین و امنیت می دانند با میرحسین در نقش کاندیدای اصلاح طلبان چه خواهند کرد؟
مهمتر آنست که کسی انتخاب شود که چون آقای خاتمی باشد. کسی که حداقل یک چیزش شبیه آقای خاتمی باشد. اصحاب قدرت نخواهند که رئیس جمهور شود. آنوقت است که میشود قدم های بعدی را بسوی اصلاح امور بهتر برداشت.
مهندس موسوی دو شرط برای کاندیداتوری داره:
۱. یک کانال تلویزیونی. از این چهل کانالی که آقای لاریجانی بی مهابا(محترمانه گفتم) اعلام میکنه که راه انداخته یکی هم سهم رئیس دولت نیست.
۲. پلیس.
شما شرطی ندارید؟
=====================
باز هم میگویم بعیده که آقای هاشمی بیاد. امروز یکی از دوستان میگفت که فردا خبر رسمی ورود آقای هاشمی به انتخابات اعلان میشه. تا آخر هفته قصه روشن میشه.
اینکه میگم احتمال زیاد آقای هاشمی نمیاد دلایلی داره که فکر کنم روشنه ولی اینکه به احتمال خیلی کم ممکنه بیاد چه مبنایی داره؟ بنظر بنده اگر دکتر معین در جمع کاندیداها نباشه و رقابت به آقای هاشمی و آقای کروبی محدود بشه. این فرض کمی دور از ذهن است. نتیجه اینکه رد صلاحیت آقای معین(جناح رقیب) و هماهنگی اصول گرایان با ایشانُ تنها شانس آقای هاشمی برای رای آوردن است. تازه آقای هاشمی قدرت تخریب مخالفان اصلاح طلب خودشون رو که تا حالا در مقابل کاندیداتوری ایشون ساکت هستند رو نادیده نمی گیره. اما به فرض خیلی دور آقای معین رد صلاحیت بشه و آقای هاشمی هم بیادُ و رقیب آقای کروبی بشه٬ باز هم آقای کروبی شانس اول انتخابات خواهد بود چرا که با تیم معین ائتلاف خواهند کرد تا دولت اصلاح طلبان سقوط نکند.
انتخابات ریاست جمهوری ایران
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
بنظر می رسد:
آقای هاشمی رفسنجانی کاندیدا نخواهد شد. اگر هم بیایند نتیجه ای نمی گیرند.
آقای لاریجانی و آقای قالیباف کاندیداهای اصلی جناح اصول گرا / محافظه کار خواهند بود.
آقای کروبی و آقای معین کاندیداهای اصلی جناح دوم خرداد / اصلاح طلب خواهند بود.
آقای معین تنها کاندیدایی است که یکسره موقعیتش در حال بهبود است و به احتمال زیاد رئیس جمهور آینده است. یعنی اگه حداقل ۵۰ درصد در انتخابات شرکت کنند. تصور اینکه نظر نخبگان دانشگاهی مورد قبول اقشار دیگر قرار گیرد دور از انتظار نیست.
بحث کاندیدا شدن آقای میرحسین موسوی هم احتمالا به نتیجه نخواهد رسید.
اگه در انتخابات ریاست جمهوری آینده ۳۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند تعجب می کنید؟ اگه تعجب میکنید میشه دلیلش رو بگید؟
دنیا کوچک هست
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
دنیا با این همه بزرگی کوچک است. کوچکی اش وقتی روشن میشه که آدم به درون خودش نگاه میکنه. دوست عزیزمون هنوز بر تخت بیمارستان بی حرکت است. دکترها امیدی ندارند و همه متوسل هستند تا شاید امیدی بیابند.
یاد فرصتهایی می افتم که از دست رفت و فرصتهایی که از دست نرفت. فرقی نمیکنه باز هم غمگینم چون انتظارم بیش از ظرفیتی است که این دنیا به ما میدهد. ما میخواهیم جاودانه باشیم و دوستان خوبمون رو حفظ کنیم. شاید بهتر باشه دعا کنیم که جاودانه بودنمون از یادمون نره. همایون رو خواهیم دید یا در این صحنه یا در صحنه ای دیگر. اگر خوب نگاه کنیم همین الان هم اینجاست.
انتخاب
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتخاب بخشی از زندگی است. انسان در تمام زندگی اش مجبور به انتخاب است. انتخاب راه٬ انتخاب آدمها٬ انتخاب فکر و هر انتخاب دیگه. انتخاب نکردن هم گاهی نوعی انتخاب است. اگر از روی شناخت و متکی به منطق باشه که خیلی هم خوبه و شاید بعضی مواقع بهترین انتخاب باشه. از انتخاب و عدم انتخاب آگاهانه که بگذریم٬ انفعال هم نوعی تصمیم و انتخاب است. اما در درازمدت منفعلین خودشون رو به قدرتهای موثر خواهند فروخت. اگر نمیشود موثر بود میشود به جایی رفت که موثر باشیم.
------------------------------------------------------------------
اینترنت صحنه رقابت شده بین فعالان سیاسی. موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات/ این کاندیدا واون کاندیدا.... باز هم باید دید٬ فکر کرد و برای تصمیم گیری آماده شد.