بنام خداوند بخشنده مهربان
کار من چیه توی این وبلاگ؟ فکر کردم که اگه بتونم عادت کنم یه کم بنویسم شاید بتونم یه کم هم بخونم . دنیای شلوغ پلوغ امروزی فرصت کمی به ما میده تا از فاصله دورتر به خودمون نگاه کنیم. نوشتن این فرصت رو بهمون میده. فایده های دیگر نوشتن هم که جای خود داره.
حالا برم سر چند نکته بدرد بخور. تو ماه مبارک رمضان که میخواستم این وبلاگ رو شروع کنم این متن رو نوشتم. ولی حالا که میخوندم دیدم بیخود نبود که نوشتن رو ادامه ندادم. چه میشه کرد. بضاعت شروع ما همینه. امیدوارم بعدا بهتر بشه. آخه یکی نیست بهم بگه که چه جوری باید شروع کنم.
ولی عیب نداره ... بهتر .... خود راه بگویدت که چون باید رفت.
این همون نوشته است که اینجا میارمش تا ببینیم چی میشه
۱....۲....۳
بالاخره ما هم صاحب وبلاگ شدیم. دست همه درد نکنه بخصوص همسایه ها. تا حالا مجبور بودید حرفهای منو بشنوید و تحمل کنید، از این به بعد نوبت نوشته هام شده، خدا بهتون صبر بد.
سعی میکنم وبلاگم کمی تنوع داشته باشه ولی به هر حال اگه خسته کننده بود به بزرگواری خودتون ببخشید. در هر نوبت میخوام یه نکته از مرجعی بگم که جنبه آموزنده برای خودم و دوستام داشته باشه. یه سوال هم مطرح کنم تا بهانه صحبت باشه و یه کمی از گل و بلبل بگم که وبلاگ نویس های حرفه ای حالم رو نگیرن. اگه نظری هم داشتید بگیدا! اصلا نگران نباشید حضرت سلطان گاهی هم نظرش رو عوض میکنه.هدف اصلی من اینه که بنویسم. میخوام بنویسم و بنویسم و متقابلا بشنوم و بشنوم. وقتی آدم مینویسه مجبور میشه یه انسجامی به خودش بده و من به این انسجام نیاز دارم. اما بعد ..... اول از قرآن کریم آغاز میکنیم که مناسبت هم داره. ماه مبارک رمضان است. ماه مبارک. بهترین زمانها. ماه نزول قرآن و صعود انسانها. درهای آسمان باز است. نوبت ما هم میشه؟ من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا، الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح..... فاطر/10 سوال:نظریه دین زرتشت از نظر من خیلی جالبه: پندار نیک / گفتار نیک/ کردار نیک.نظر شما چیه؟ سر خدا که عارف سالک به کس نگفت/ در حیرتم که باده فروش از کجا شنیدیارب کجاست محرم رازی که یک زمان/ دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنیدحافظ هم عجایب خلایقیه! اصلا کی گفته که وبلاگ آدم باید منظم باشه؟
