نوروز همیشه زیباست. چه سرد و چه گرم. هیچ جا هم فرقی نمیکنه.
امیدوارم امسال سال پرواز باشه. خدانگهدار
نوروز همیشه زیباست. چه سرد و چه گرم. هیچ جا هم فرقی نمیکنه.
امیدوارم امسال سال پرواز باشه. خدانگهدار
The Matrix I, Written and Directed By:Andy Wachowski Larry Wachowski سخن گفتن از چیزهای مورد علاقه انسان کمی سخت است. تعلق، موجب توجه است و در همان لحظه موجب بی توجهی. عجایب موجودی است انسان دوپا و افکار و اعمال او. بگذریم... قصه قصه دل و سخن از ماتریکس است.اگر ماتریکس رو دیده اید ضرر نخواهید کرد که دوباره ببینید. یا قبل از خوندن این یادداشت یا بعدش. البته اگه قبلش دیده باشید خیلی بهتره. ماتریکس رو اولین بار در سیدنی٬ استرالیا دیدم. تازه نسخه ویدیویی اون منتشر شده بود و من به دلایل کاری به آنجا رفته بودم. اشتیاق دو آشنای فرهیخته ایرانی برای دیدن فیلم متعجم کرده بود. آنها حق داشتند. ماتریکس چیز دیگری بود.
پس از آن حادثه عجیب علاقه ام به فیلم تثبیت شد و مشتاقانه درپی دیدن ماتریکس های بعدی بودم که متاسفانه خیلی دیر ساخته شدند. اگر اشتباه نکنم ماتریکس 2 و 3 رو بر پرده سینما دیدم.
زیاد داغش کردم نه؟ خب ببخشید. خواستم اقلا تعداد کامنت هام یه بار زیاد بشه. میشه که بشه؟
***************************************الف: قهرمان از خواب بر می خیزد. اتاق 101 نئو قانون شکنی رایانه ای است و با شخصیت رسمی خودش(آقای توماس اندرسون) در چالش. یک انسان با دو هویت. هر دو رایانه ای. یکی به ظاهر مخرب( تا به ظاهر و وضع موجود قضاوت نکنیم) و دیگری مفید. داستان از اتاق 101 شروع میشود. جایی که قهرمان داستان در برابر همه هستی پیرامونش یعنی رایانه نشسته است. خدای وی خودش است و قلمروش رایانه ای که در پیش رو دارد. هکر قهرمان و خواب آلود ناگهان هک میشود. اما چگونه؟ قهرمان ما با این سوال حساس مواجه است: چه کسی به سیستم من دسترسی پیدا کرده و چرا؟ این سوال انگیزه اولیه حرکت او از مجهولات به سوی معلومات است. دانستن و عطش رسیدن به حقیقت وجودش رو پر کرده است. نئو در زندگی هکری خودش تمام قوانین رو شکسته. یک معارض است. قیدها را نمی پذیرد. ولی تنهاست. بی اعتماد است. اسیر یافته های خود است. ولی عشق به دانستن در او وجود دارد.نئو سالهایی رو به دنبال مورفیوس بوده ولی مورفیوس همه عمرش به دنبال موعود بوده است و با عشق به موعود زنده است. نئو به سرنوشت اعتقاد نداره. اولین توصیه به نئو: صداقت و اولین سوال مورفیوس در مورد سرنوشت است. بدون ایمان به سرنوشت از موعود محتوم سخن نمیتوان گفت.مشکل نئو با محیط پیرامونش(ماتریکس) حسی بوده نه علمی. حس میکرده که یک جای کار ایراد داره و همین برای تردید و حرکت کافی بود. در بدترین شرایط هم نئو آدم فروش نیست. نوعی مردانگی و مرام در زندگی او وجود داره.(قابل توجه دوستان هکر) ب : قهرمان دو باره بیدار میشود.اینبار با خوردن قرص قرمز راه آگاهی و بیداری را انتخاب میکند. جهان برایش تغییرات باورنکردنی میکند. برای ماموران موضوع نئو اصلا مهم نبود. آنها دنبال مورفیوس و زایان هستند. نئو هدف اصلی آنان نیست. اهمیتش را درک نمیکنند. زمانی که مورفیوس و گروهش بدنبال نئو هستند. مامورین بدنبال مورفیوس هستند. وقتی مورفیوس خود را به اسارت می سپارد، ریسک بزرگی رو می پذیرد که سرنوشت زایان را هم به خطر می اندازد ولی بدون موعود امیدی نیست.نئو تا زمانی که از زندگی خودش نمیگذرد همچنان اسیر این مرحله است. گرچه بیدار شده ولی یقین نکرده. علمی دارد و در عمل هنوز باور ندارد.ایمان مورفیوس ایمان و ایثار او وفادری نئو رو زنده میکند و ایمان و وفاداری او مقدمه ایثار میشود و جان نثاری او قدرتهای درونش رو شکوفا میکند. کسی که برای مرگ آماده است از هیچ مشکلی واهمه ندارد و نمیترسد. در چهره چنین قهرمانی احساس تردید مشاهده نمیشود. بخصوص در دنیای ماتریکس که دنیایی موثر ولی پوشالی است. ج : قهرمان باز هم بیدار میشود. اتاق 303نئو منطق زندگی انسانهای جدا شده از ماتریکس رو عوض میکند. بجای مخفی شدن و فرار از مامورین می ایستد و میجنگد. این کاری است که فقط موعود میتواند بکند. این را قبلا به نحوه ساده تری از استادش آموخته بود. وقتی او ایثار کرد و برای نجات بقیه خودش را به مهلکه انداختنئو کی زنده میشود؟ زمانی که آنچیزی که تا دقایقی قبل در ترینیتی اتقاق نیفتاده بود اتفاق افتاد. وقتی که مرد. ترینیتی فهمید که واقعا دوستش داشته. و اینجا تمام پیش بینیهای اوراکل مانند مرگ و عشق محقق شد.زنده شدن نئو به دلیل رسیدن او به مرحله حقیقی یقین است. پیش از آن هم میدانست. ولی اکنون همه چیز رو با آرامشی عظیم و بدون ترس پذیرفته و نگرانی ندارد. او صفر و یک ها رو می بیند. و خود درمیان کدهای آنها که بی هیچ حجابی عریان شده اند بصورت یک کد هوشمند و موثر و ویرانگر عمل میکند. در رگ و پی برنامه ها رسوخ میکند و آنها را از درون متلاشی میکند. کاری که بخوبی از یک هکر بر می آید.و این پایان خود آغازی است بر تداوم مبارزه در سطوح بعدی. صحنه آخر: دیگه این گروه نخبه مجبور نیستند در گوشه ای دور از مردم باشند. هر انسانی قبلا برای آنها خطر محسوب میشد. از همه میگریختند. در میان جمعیت بدترین جاها بود براشون. حالا بازگشتی به میان مردم میکنند تا در میان مردم به رسالت خود جامه عمل بپوشانند. دیگر نگران نیستند. حالا ماتریکس از او می ترسد.او دیگر ماتریکس را حس میکند. با تمام وجودش. نکات دیگر در باره ماتریکس: ماتریکس و سولاریس. در هر دو فیلم دو نوع دنیای ذهنی برای انسانها زندگی می سازند. در ماتریکس تلاشی برای خروج از این دنیای ذهنی وجود داره. دنیایی که میشه از آن خارج نشد و مانند بقیه خشنود بود. در سولاریس سفر از دنیای واقعی متضمن رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی و یا از دست رفته در جهانی خیالی است.ماتریکس تمامی منابعی ذهنی شما رو در یک شبیه سازی کامل با مفاهیم جدید دنیای آی تی به چالش می طلبد. یک نظام هماهنگ و معنی دار دیجیتال.همه اتفاقات و کلمات و تصاویر. حتی شماره اتاق ها و حرکت به چپ و راست میتونه مفهوم داشته باشه. اصولا اتفاق به معنای متداول در ذهن ما در دنیای ماتریکس معنا نداره. همه چیز مقدر است. یک نظام علی و معلولی مسلط. تقدیری کامل و مسلط که تا لحظات آخر بر تمام فیلم سیطره داره و اراده انسانی رو به چالش می طلبد.هر چیز چهره ای دارد و میتواند باطنی دیگر داشته باشد. رازآلوده بودن همه امور.تغییر افق ها و نظام های ارزشی انسانها. رابطه موثر جهان بینی و شخصت انسانها در عملکرد و رفتار آنها.نبردی میان نخبگان و آگاهان از یکسو و ماشین های متمرد از سوی دیگر. نوعی اعتراض به ماشینیزم بدون نفی کلیت ماشین.امید در اوج نا امیدیتفوق اندیشه بر همه چیز و عشق بر اندیشهنبردی رویارو با ویژگیهای حماسی آن چون ایثار.رابطه علم و عمل. دانستن تعهد آور است. وقتی دانستی نمیتوانی بیتفاوت باشی. اگه بیتفاوت شدی با خیانت فاصله زیادی نداری.تعالیم مذاهب و ادیان و مکاتب فکری مختلف . اندیشه های انسانی در سراسر دیالوگها و صحنه ها موج می زند.سخن از ایمان رهبر است. برای اعضای گروه ایمان به رهبر بخاطر تلاش اوست نه اعتقاد او. باور به موعود ابتدا در رهبر گروه شکل میگیرد. پیروزی در پیروی بی چون و چرا ولی مبتنی بر معرفت نهفته است. باید فهمید و بعد پیروی کرد.شما آزاد هستی که نپذیری، ولی وقتی پیروی از رهبر رو پذیرفتی باید اطاعت کنی. تاکید بر لزوم اطاعت از فرماندهی. نوعی هماهنگی کامل با رهبراهمیت تربیت و آموزش قدم به قدم. مطالب لازم در هر مرحله گفته میشود. آموزش از نوع فرقه های مذهبی. مبتنی بر رفتاری که تکیه بر یقین دارد. بروز توانایی موعود و قهرمان هم فرصت لازم دارد.نوعی هارمونی کامل در تمام فیلم. همه چیز مرتبط و هماهنگ است. همه چیز در مرحله اول برای مرحله دوم آماده میشود.داستان کاملا معقول و فهمیدنی است. معماها دور از دسترس نیست. متکی به نتایج منطقی هر مرحله است.کسانی که فکر میکنند کنترل و نظامی در جهان وجود ندارد بی جهت هستند و انگیزه ای ندارند. و ایمانی نخواهند داشت. بدون ایمان باید اسیر ماتریکس ماند.حقیقت با خطر همراه است. ای که از کوچه معشوقه ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارشهمه امید به موعود دارند تا در کنار او به نتیجه برسند. ناامیدی از موعود مساوی شکست است. شکستی که ماتریکس از ابتدا با ارائه یه زندگی عادی و روزمره بر ما تحمیل کرده است.هر کس ناآگاهانه عنصر یک سیستم است که میشود به راحتی به دشمنی خطرناک برای انسانیت تبدیل شود. کشتن انسانهای جهان ماتریکس نوعی بازی کامپیوتری است که عذاب وجدانی ایجاد نمیکند. همسان نگاه جریانات ایدئولوژیک.انسان هر کاری را که بخواهد میتواند بکند. کافی است بخواهد و چشمانش را باز کند.اگر کلمات قصار انگلیسی فیلم رو مرور و استخراج کنیم به گنجینه ای از فرهنگ بشری دست یافته ایم.گروه برگزیده برای آزادی انسانها قیام کرده اند. روشنفکراننا امیدی انسان را ضعیف میکند.پیامبران راه را نشان میدهند. بجای مردم حرکت کردن، کار آنان نیست. در مقابل خطر همه میگریزند. ولی موعود این قاعده را هم برهم میزند. چون باور دارد که این دنیا مقدمه و ظاهر است. سرنوشت محتوم است. ولی انتخابها همچنان ممکن و در دسترس هستند.گذشته و آینده برای اوراکل و آگاهان فرقی نداره. مهم اینه که تو آماده شنیدن و فهمیدن چه بخشی از آن هستی.هر کس تکلیف و وظیفه ای خاص خود دارد. هر کس نقشی دارد.خائن اصلی از پیشکسوتان است و حواری و عاشق و حتی پیام را فهمیده و بدان علم دارد. ولی ایمان ندارد. او دروغ میگوید و در پی خواب است همه چیز را از نوع دروغین دارد. نه یار است نه دلدار.کارهای خارق العاده هم منطقی دارد و با تمرین بدست میاید. عشق فوق عقل و اندیشه است. خوش بینی به جهان. موفقیت ممکن است.جنگ درجهان واقعی با نفوذ انسانها به جهان مجازی وارد عرصه جدیدی شده است.تواضع رهبر به نخبه و موعود. عشق به موعود عشق به پیروزی و رستگاری است.فداکاری و قربان کردن جان برای اندیشه و موفقیت دیگران.تشابه خواب و بیداری / این دنیا و اون دنیاصادق بودن برای رهرو این مسیر ضروری است.اهمیت ایمان به هدف.اسامی قهرمانان و معانی آنها. هر یک از اسامی افراد از فرهنگهای غنی وام گرفته شده است.کنترل دیگران بر ما و بیخبری ما.برای شروع باید چیزی متفاوت داشت. باید احساس کرد که چیزی درست نیست. و درست رو باید یافت.ماتریکس خدای دروغینی است که همه چیز شما رو میدهد ولی واقعی نیست. او ما را اسیر و برده خود کرده است.کسی که فکر رو کنترل میکنه جهان رو کنترل میکند. هر دو گروه قبول دارند که کنترل فکر مساوی کنترل جهان است. هر دو بر سر این می جنگند.انتخاب خیلی مهم است. در هر دو راهی باید انتخاب کرد. راه سرخ یا را ه آبی. یکی علم و آگاهی و دیگری آرامش و فراموشی. علم و آگاهی انسان را به حرکت و تاثیر متفاوت بر محیط وا میدارد.یک جنگ واقعی و همیشگی میان حق و باطل. مبارزه بین خوب ها و بدها. یک بازی رو و بدون اتفاقات واقعی عجیب و غریب. همه چیز بر اساس یک منطق هدایت شده است. حادثه ها موثر نیستند. تکلیفها روشن است.نفاق فایده ندارد. باید تکلیف خودت رو روشن کنی یا اینور یا اونطرف. حد وسط هم معنی ندارد. فرصتها را باید به موقع استفاده کنید و گرنه فایده نداره. بازگشتی در کار نیست.استفاده ازمفهوم تناسخ در فیلم.فراتر از احساسات ما هم جهانی هست. ما توسط جهانی دیگر کنترل می شویم. ماتریکس ما را کنترل میکرد و ماتریکس خود کنترل میشد زمانی بدست انسان و حال بدست خودش. در ماتریکس و واقعیت گروههای خودسر هم هستند. قابل توجه دوستان خودسر.هر انسانی که با ما نیست دشمن بالقوه ماست. ولو یک بی خانمان در ایستگاه مترو باشد.حقیقت و خطر با هم هست. مورفیوس یک قدم از ماتریکس جلوتر است تا اینکه به او خیانت میشود.زمان در مقابل ماست.انسان هر کاری که بخواهد میتواند بکند. حتی بر مرگ غلبه کند. مرگ در ماتریکس میتواند پایان نباشد.نا امیدی یه خطر است. خیانت می سازد. سستی می آورد. ولی رهبران راستین امیدوارند و به دیگران هم امید میدهند.اوراکل راهنمایی است از دل سیستم ماتریکس.در مبارزه با ماشین لازم نیست افراط شود. ماشینهایی هم هستند که خدمتگزار انسان هستند و بدون آنها زندگی دشوار خواهد بود.فریب خوردن ساده است. باید به انسان وارسته و آگاه تکیه کرد.کارهای خارق العاده هم منطق داره. اگر منطق آنان رو بیاموزی و توانایی عمل داشته باشی برای تو هم ممکن میشود.معجزه ممکن است و آنهم با عشق. معجزه قاعده های متعارف منطق شما را میشکند و خود منطقی مستقل داره که مرزها را در مینوردد.انتخاب همیشه هست. حتی در بدترین شرایط و آخرین انتخاب قربانی کردن خود است. قربانی کردن آگاهانه. نه خودکشی. بخاطر ارزشی بزرگتر و چیزی گرانقدرتر. برای کسی که دنیای مخفی هکری را رها میکند و از جانش هم حاضر است بگذرد. بخاطر حقیقتی که فهمیده. تنها کلید رهایی ایمان است. ایمانی آگاهانه. درها را میگشاید. ارزشهای انسانی ره توشه این مسیر هستند. اگر نداشته باشی نمیتوانی به هدف برسی.ماتریکس منطق خودش رو داره و منافع ماتریکس مبتنی بر منافع انسانها نیست.مرگ مسیری است به دنیای دیگه.برای گذشتن از حجابهایی که مانع دیدن حقیقت عالم میشود باید قدم برداشت. ممکن است آنقدر رشد کنی که عالم رو صفر و یک ببینی و موسیقی عالم را کشف کنی وحتی از صفر و یک بگذری و طیف های میانی آن رو هم درک کنی.یک دیالکتیک داینامیک برای شدن انسان از یک Mr. Anderson با دو زندگی متفاوت روزانه و شبانه تا Neo. بعنوان موعودی که در مسیر ساخته شد. انسانهای متعالی محصولاتی از پیش ساخته و کپی شده در این جهان نیستند. تحت مشیتی مقدر ساخته میشوند.رئیس ماموران معتقد است که تنازع بقا و انتخاب اصلح به پیروزی آنها منجر شده و آینده از آن آنهاست نه انسانها.نقطه شروع ایمان نئو کجاست؟ آنجا که پیشگویی اوراکل در مورد مرگ مورفیوس درست در میاد. در آستانه مرگ مورفیوس او بیاد میاورد که انتخابی دارد. بین زندگی خودش و او. ایثار. او آماده مرگ میشود. کسی که آماده است بمیرد را کسی نمیتواند شکست دهد.برای ترینیتی دلیلی اینکه او موعود است علاقه ای است که به او پیدا میکند.در تله ای که براشون گذاشته میشه نئو گیر مامور میفته و مورفیوس مداخله میکنه تا نجاتش بده. با اینکه میدونه خودش راه فراری نخواهد داشت. شاید همین نئو رو متحول میکنه. بار اینکه ایمان مورفیوس اینقدر به او عمیق است و او فکر میکنه موعود نیست. برای آموزش دیدن باید بر خودت مسلط شوی. کنترل بر خودت مقدمه آزاد شدن از کنترل دیگران است.دانستن در برای فکر کردن. بدان. فکر نکن.ذهن خود را از ناتوانی های مربوط به جسم ماتریکس رها کنید. شما توانمندتر از این محدودیت ها هستید.ترس و تردید و بی اعتقادی را باید کنار گذاشت. سه عامل بازدارنده نوآموز.اسلحه ها از کار می افتد ولی مهارت های شخصی و شمشی همچنان کارساز است.برتری کیفیت بر کمیت و ارزشها بر همه چیز. شجاعت / سخاوت / عشق / آگاهی / ایثارپیشگویی ممکن است و خود منطقی دارد.تمام جنگ بر سر کنترل است.داستان ماتریکس از نتوانستن تا توانستن است. به کمک آگاهی و همکاری و صفات انسانی مانند شجاعت و ایثار و ... همه اینها حتی همانهایی که در ظاهر از دست دادن است مانند ایثار، مرحله ای است برای آمادگی و شدن.هدف این دنیا ممانعت از فهمیدن تست. تو باید از این دنیا عبور کنی و به حقیقت برسی. از اسارتی که خودت هم به آن آگاه نیستی بیرونی بیای.برای کسانی که در ماتریکس زندگی میکنند نمیشود خارج از آن را تصویر کرد. تنها راه آنست که آنها خود حرکت کنند و با اعتماد به رهبر به بیرون نگاه کنند. به زور نمیشود کسی را برد. شناخت اشیاء با ضد آنها. شما خواب را با بیداری مقایسه میکنید. این جهان رو هم با خواب نسبت به جهانی دیگر باید مقایسه کنید. اگر در خواب باشی و رویا ببینی و هیچوقت بیدار نشی، چگونه میشود به رویا بودن آنچه می بینی باور پیدا کنی؟ باید بیدار بشی........غیر از گروهی اندک همه به زندگی عادی خود دلخوش هستند.شاید این دنیای واقعی ما هم خود یک ماتریکس بزرگ تر باشداکثر مردم آمادگی unplugged (قطع شدن از سیستم ماتریکس) را ندارند. بخاطر اینکه ذهنشون با مقتضیات این سیستم خیلی عجین شده است. Oracle پیشگویی که همیشه هست و راهنمایی که فقط آگاهی میدهد. MORPHEUS مانند پیامبران میخواهد از حواس بگذریم و دنیای باطن رو درک کنیم. وی فقط رهبر نیست. پدر هم هست. پدر گروه است. عشق در نگاهش و اقتدار در حرکاتش. اطمینان در سکناتش.Neo محبوب مورفیوس است. ترینیتی با تردید به او مینگرد و میخواهد بداند که آیا موعود و آرزوی او همان نئو است. نئو با عشق زنده میشود و با همین قدرت به رسالتش عمل میکند.Trinity تثلیتی که با حضور پدر و مسیح موعود و ترینیتی شکل میگیرد. او چون روح القدس در اندیشه مسیحی واسطه مورفیوس و نئو است. حامل محبت است و پیوند دهنده است. او برای خائنین هدیه ای ندارد.Cypher که خیانت میکند. چون هیچ است؟ مدتی عاشق ترینیتی بود. از روزهای اول هم انگیزه جدی نداشت. ولی ماند بخاطر علاقه اش به ترینیتی. او برای خیانت نیاز به استدلالی برای خودش دارد. او معتقد است که مورفیوس به آنها دروغ گفته نه حقیقت را. آنها را فریب داده. همانگونه که شیطان به خدا اعتراض میکند که مرا فریفتی. درست همان چیزی که مورفیوس برعکس آن را ادعا میکرد. ولی او برای اینکه وجدانش هم ناراحت نباشد از ماموران میخواهد که از گذشته هیچ چیز به خاطر نیاورد. بعد از 9 سال پشیمانی از اینکه قرص آبی رو نخورده خیانت میکند. با این استدلال که ندانستن بهتر است. شبیه داستان میوه دانایی در کتاب مقدس(تورات) که ندانستن مطلوب انسانهای ضعیف تلقی شده است.Zion سرزمین انسانهای آزاده (سرزمین موعود یهودیان) Agents فرزندان عمل ما هستند. عمل تباه شد ه ما که ما را به اسارت میگیرند و از هر فرصتی برای تسلط بر ما سود خواهند جست.Be Honest. توصیه ترینیتی به نئوFree your mind. این آزاد کردن فکر هم با فکر کردن ممکن نیست. با عمل و آگاهی ممکن است. باید رشد یافت. تا بتدریج به این سطح رسید.Nebuchadnezzar. بخت النصر نام سفینه مورفیوس Don’t think you are, know you are. Free your mind. Your mind makes it real.What is the Matrix? Control. The Matrix is a computer-generated dream world built to keep us under control in order to change a human being into this(battery).I can only show you the door. You have to walk through it.
********************************************************
Hypnos, brother of Thanatos (death), put men to sleep by touching them with his magic
wand or by fanning them with his dark wings. He had power also over the gods. The son of Hypnos was Morpheus, god of dreams.Hypnos lived in the underworld.Thanatos was son of Night.
چند نکته در باره مشکلات آی تی در کشو ما. نه جامع است نه مانع. نه ادعاست نه عرصه معارضه. فقط نظر بدید تا شاید به نتیجه ای برسیم.
مشکلات صنعت آی تی رو به دو دسته تقسیم میکنم:
الف ـ مشکلات مشترک با دیگر صنایع.
جهت گیری کلی قوانین اقتصادی کشور به تشویق واردات به جای صادرات و توزیع بجای تولید و تعلل بجای تسریع.
عدم رعایت ضوابط درست و وجود ضوابط نادرست که به رانت خواری و ... می انجامد.
ضعف مدیریت در بخش خصوصی
موانع ایجاد تمرکز سرمایه و نیروی کار. قوانین به نحوه موثری از سرمایه های کوچک در مقابل سرمایه های بزرگ و کارگاههای کوچک در برابر کارگاههای بزرگ حمایت میکنند. البته اینهم بطور نسبی است. یعنی در واقع موانعی کارگاههای کوچک کمتر از موانع کارگاههای بزرگ صنعتی است.
حضور دولت(حکومت) بعنوان کارفرمای بزرگ که نه دانش فعالیت بهینه اقتصادی را داراست و نه سلامت سیستم های خصوصی را دارد. تغییر نقش اجرایی به نظارتی و سیاستگذاری و رشد سهم بخش خصوصی در اقتصاد کشور با ظهور بانکها و بیمه های خصوصی و بورس تا حد زیادی امیدوار کننده است.
هجوم مدیران و کارشناسان دولتی به سوی صنایع در حال خصوصی شدن. کارنامه مدیران دولتی در زمینه بهره وری بار دیگر در شرکتهای در حال خصوصی شدن تجربه میشود. امیدواریم اینبار نمره بالاتری بیاورند.
و دلایلی دیگر .... اما در مورد:
ب ـ مشکلات اختصاصی توسعه آی تی در ایران
نوظهور بودن صنعت و فقدان تعریف موقعیت آی تی در مجموعه صنایع کشور. حتی صنف هم نداریم. تشکل ها ضعیف و تحت فشار هستند.
سرعت تغییرات حوزه آی تی به مراتب بیشتر از بقیه صنایع است. بنابر این در تمام سطوح نیازمند نوآوری و تفکر و تعامل است.
وابستگی علمی عمیق تر و گسترده تر به فناوری وارداتی. ما واردکننده تقریبا تمامی دانش فنی در حوزه آی تی هستیم و نقش اندکی در تولید آن داریم.
نگاه شکاکانه دولتمردان به جهت گیری آی تی و تاثیرات آن در تحولات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور
تردید گروههای سرمایه گذار نسبت به بازده اقتصادی سرمایه گذاری در بخش آی تی. که تا حد زیادی هم حق دارند. دولت همچنان بزرگترین سرمایه گذار بخش آی تی است.
مداخله دستگاههای بسیار متنوع(اعم از اقتصادی و غیره) در موضوع آی تی که موجب بلاتکلیفی فعالان این بخش میشود.
تمایل دولت به حفظ حضور گسترده در این صنعت بر خلاف بقیه صنایع. به دلیل شیک بودن. موثر بودن و ....
بی ثباتی نیروی متخصص. گرچه نیروهای متخصص ایرانی با بهره گیری از هوش و استعداد و دسترسی های آسانتر به اطلاعات در این حوزه توانستند خیلی سریع رشد کنند ولی بسیاری از متخصصین ارشد این حوزه جذب بازار خارجی شده اند و با موج جذب نخبگان ایرانی در کشورهای خارجی همراه شده اند. کمتر میتوان شرکتهایی را یافت که دارای سابقه طولانی فعالیت در حوزه آی تی باشند و در همان شرکتها هم کمتر میتوان افرادی با سابقه طولانی حضور یافت.
-----------------------
ببخشید اگه خیلی درهم برهم است. فی البداهه بود و توضیح الواضحات فی افزایش المبهمات.
به وبلاگ یکی از دوستان azyadrafteha.persianblog.ir سر زدم و دیدم که مطالب مهمی نوشته و این کامنت رو هم اونجا گذاشتم. خواستم در وبلاگ خودم هم بزارم. با اجازه:
سلام. نوید جان. من چون بر خلاف علی آقا از سیاست بیزار نیستم و فکر میکنم اگر ما فکر و عمل نکنیم و تصمیم نگیریم٬ اتفاقات بدون حضور ما خواهد افتاد و جهان بخاطر توقف ما متوقف نمیشود معتقدم باید به مناسبات سیاسی میان افراد جامعه و افراد و فرمانروایان و روابط نهادهای اجتماعی و معادلات داخلی و خارجی و نقش هر یک در سرنوشت خودمون حساس باشیم. اما در مورد توضیحات مفصل شما من هم موافقم که:
۱. ایران از نظر مشارکت مردم در امور کشورداری بالاترین سطح رو دارد. (مثبت)
۲. این سطح مشارکت بهیچوجه با شان ملت هوشمند ایران تناسب ندارد. و آموزه های اصیل دینی نیز نقش فراتری برای این شان قائل هستند که متاسفانه روند تحقق آن خیلی کند است.(منفی)
۳. در میان الگوهای متعارف مملکت داری حکومت مردم و مردم سالاری مورد اجماع است. هر چند دیکتاتورها هم خود را مردم سالار می نامند. در ایران هم گرچه مخالفین اصلاحات سخن از مردم سالاری رو کفر میدانستند ولی اکنون اکثر تریبون های آنها هم پذیرفته اند که مردم سالاری شکل مطلوب حکومت در شرایط جهان امروز است.
۴. ایالات متحده آمریکا روابط سیاسی خود را به دلایلی با ایران قطع کرده و تا کنون هم تلاشهای برای از سر گیری مناسبات به نتیجه نرسیده. در این دوره دوری و دشمنی برای کشور ما فرصتهایی بوجود آمد تا بفکر ساختن بر اساس امکانات موجود باشیم. از طرفی هم فرصتهایی از دست رفت. جمع و تفریق این منافع و مضار کار آسانی نیست ولی لازم است. من هم موافقم که آمریکا در شعار دمکراسی صادق نیست. چون از صدام تا زمانی که ممکن بود حمایت کرد. یعنی تا پیش از تصرف کویت. از طالبان هم تا لحظه آخر دفاع کرد.
اکنون هر دو خطر از اطراف کشور ما بر طرف شده اند و بدون شک ایران بزرگترین قدرت سیاسی و اقتصادی منطقه است. به شرطی که از داخل نشکنیم. تفرقه بدترین چیز است. ما را در برابر بحرین هم به زانو در میاورد. اما ... وحدت با چی محقق میشه؟
قدم اول:
تحقق خواست اکثریت.
قدم دوم:
رعایت حقوق اقلیت.
قدمهای دیگر پیش کش.... ببخش آقا نوید که زیاد حرف زدم. ولی حرفهایت خیلی مهم و جالب بود. من هم جو گیر شدم.
سرگذشت در سرنوشت چقدر موثر است؟
بعضی از ما به گذشته و دردها و خوشی های آن مشغوليم. زندگی در گذشته عالمی داره ولی جهان پر هياهوی امروزی فرصت خموشی نميگذاره.
بعضی ها همه چيز را در آينده می بينند. اهميت امنيت آينده. آينده ای دور يا آينده ای نزديک.
سرگذشت محصول ماست و سرنوشت نيز.
سرگذشت در سرنوشت چقدر موثر است؟
بعضی از ما به گذشته و دردها و خوشی های آن مشغولیم. زندگی در گذشته عالمی داره ولی جهان پر هیاهوی امروزی فرصت خموشی نمیگذاره.
بعضی ها همه چیز را در آینده می بینند. اهمیت امنیت آینده. آینده ای دور یا آینده ای نزدیک.
سرگذشت محصول ماست و سرنوشت نیز.
اخیرا در خیابانهای تهران شاهد تحولی آرام و جالب بوده ام. رفتار ماموران نیروی انتظامی با مردم به گونه روشنی طی ۴ سال اخیر فرق کرده. بنظر می رسد یک قوه عاقله و مدیر در حوزه ارتباطات آشکار میان نیروی انتظامی و مردم سیاستگذاری و نظارت میکند.
بخصوص ماموران راهنمایی و رانندگی upgrade شده اند. به شرایط معیشتی پرسنل تا حدی رسیدگی شده٬ هر چند کافی نیست. سطح تحصیلات مامورانی که در سطح خیابانها مستقر هستند بالا رفته و آموزشهای متنوعی دیده اند. حتی تغییرات در مسیرهای ترافیکی در بهبود جزئی بخشی از معضل ترافیک تهران موثر است.
در مورد دو نکته ای که الان گفتم چندین ماه است که با رانندگانی که می بینم صحبت کرده ام و فکر میکنم حرفهای درستی باشند. خواستم اینجا از مدیریت خوبی که بر این حوزه اعمال میشه تشکر کنم و اظهار امیدواری کنم که مدیران خوب این حوزه در همینجا بمانند بهتر است تا اینکه به فکر جابجایی باشند. اونهم به حوزه هایی که کاملا متفاوت است. نه تنها معلوم نیست که همچنان مدیری موفق باشند بلکه برعکس بر تلاش های قبلی خود هم خطی از ابهام می کشد.
در کشور ما در حوزه های غیر سیاسی مدیران و کارشناسانی هستند که خدمت میکنند و در بهبود شرایط موثر هستند. پیوندهای صنفی و تخصصی و هدف دار و البته غیر سیاسی بین این کارشناسان و سیاستگذاران به بهبود شرایط عمومی زندگی در کشور کمک میکند.
البته بنظر من بهبود پایدار شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور به اصلاحات سیاسی و تنظیم روابط عادلانه تر در حوزه های اعمال حاکمیت ملی مرتبط است. همه چیز کشور تحت الشعاع این اصلاحات خواهد بود. هر چند به ظاهر همیشه اولویت با مسائل اقتصادی و معیشتی است ولی در نقاط حساس تصمیم گیری مشخص شده که اولویت حفظ حرمت انسانی و حقوق شهروندی برای مردم ما تعیین کننده است. ملت ما نسبت به خیلی چیز ها صبور است ولی نسبت به تجاوز به حقوق شهروندی و منافع ملی خود نه صبور است و نه بی توجه.
نظر شما چیست؟
------------------------------
یکی از نکات مهمی که معمولا در ذهن بعضی ها فراموش میشود٬ حقوق اقلیت است. هر اقلیتی حقوقی دارد که متناسب با طرف فکر و روش و هنجارهای موجود متفاوت هم خواهد بود.
در کشور ما که هزاران سال افراد خود را ملت و پدر ملت میدانسته اند یک نفر به تنهایی اکثریت بوده است. گاهی اقلیتی خود را اکثریت مینامند و به خود اجازه تصمیم گیری بجای اکثریت مردم رو میگیرند. این دو موضوع رو کاری ندارم. موضوع بحث من این است که به فرض اکثریتی در قدرت هستند. برای کشوری مثل ما که برنامه ریزی و کنترل آن دشوار است و فراموشی وعده ها و از دست دادن فرصتها معمول٬ جابجا شدن قدرت میان اقلیت و اکثریت فی نفسه ارزشمند است. همین جا بجایی های قدرت کمک کرده به شفاف شدن بعضی مسائل. البته قبول دارم که رعایت موازین و ضوابط در جابجایی قدرت خیلی مهم و اساسی است. ولی خب دیگه اون بمونه برای بحث دوستان دیگه.
در اخبار وبلاگها یا رسانه های دیگه خبر از مصوبات رنگارنگ مراکز در تخصیص بودجه به این و آن دیده میشود. وقتی دولتی در حال تغییر است. کارهای نیمه تمامش رو بازبینی میکنه. این فرصتی است برای فکر کردن به فرصتهای از دست رفته و کارهای بر زمین مونده.
اگه همفکران دولت فعلی مجددا به قدرت رسیدند باید به فکر اقدامات عاجل تر و عملی تر باشند. سیاست و دیانت و دوست یابی و دشمن شناسی سر جاش. اقدام عملی برای افزایش بهره وری پروژه های اجرایی متکی به روشهای مدیریتی استاندارد نباید فراموش شود.
آقایان(رجال) که دارند می روند یا ممکن است بروند به فکر باشند تا در ماههای باقیمانده به وعده های خود عمل کنند. شاید دوباره در مسند بخشداری و فرمانداری و استانداری و ادارات کل و وزارتخانه ها نباشند. و چه خوب است که مدیران کشور متکی بر روشی مردم سالارانه چند وقت یکبار از موقعیت های ممتاز اجرایی دور شوند تا فرصت سوزی های حوزه خودشون رو بهتر ببینند.
جو سازی و تبلیغات واقعیت ها را برای مدت زیادی مخفی نمیکند. مردم ما هوشمندند و امروز آگاه تر و حساس تر از گذشته.
از دوشنبه پریروز اومدن دوشنبه(پایتخت تاجیکستان). هوا ابری و بارانی است. ماهها است که خورشید را اهالی شهر کم دیده یا ندیده اند.
اینجا قطعه ای از سرزمین پارسی گویان است. به یاد ایران موزیک سایت رو عوض کردم.
در باره ایران هر چه بگوییم و بشنویم کم است. اینجا هم تاجیکان مهربان عاشق ایران هستند. احساس خویش و تباری برای مردمان اینجا دلگرمی است. مخصوصا که ایران را بزرگ و نیرومند و علاقمند به تاجیکستان میدانند.
روابط مردم و دولت ایران با مردم و دولت تاجیکستان روابط خوبی است. امیدوارم هر روز بهتر بشود.
------------------------------------------
دیروز یه چیز جالب بنظرم رسید. میدونید وقتی آدم یه کم از مسائل فاصله می گیره حرارت موضوعات رو کمتر احساس میکنه ولی امکان دیدن از دور و جمع بندی رو بهتر پیدا میکنه. با همین مکانیزم به نظرم رسید که:
مردمی که در طول بیست و پنج سال گذشته در کشور ما با سختی ها و سوء مدیریت ها و کمبودها و مخالفتهای خارجی و ضعفهای داخلی و نامردمیها ساخته اند و لحظه ای از ساختن کشورشون کوتاهی نکرده اند از سوی بعضی از خارج نشین های بی مروت متهم میشوند به سنت گرایی / نادانی / دوری از تحولات جهانی / ندانستن مصالح خودشون و کشور. نمیخوام بگم که خارج نشین ها حق ندارند از مردم ایران انتقاد نکنند. اونها هم حق دارند حتی بیشتر از رقبا. چرا که آنها هم ایرانی هستند. مشکلاتی هم داشته و دارند که ما باید آنها را بیشتر درک کنیم. حتی میخواهم بگم که انتقادات آنها به ما ممکنه تا حد زیادی درست باشه. ولی برای اینکه واقعا بفهمیم و بفهمانیم راهی جز مفاهمه و دیالوگ وجود نداره. به اندازه کافی از همدیگر دور بوده ایم. نوبت آنست که از تخیلات جدا کننده به تعقل همراه کننده رو کنیم.
الان که اقتصاد کشور به گواهی دوست و رقیب(این کلمه را بجای دشمن میگذارم. ما در جهان رقبای سیاسی٬ اقتصادی٬ فرهنگی داریم. در منطقه این رقابتها محسوس تر است.) در حال رشد بیسابقه ای است. قیمت بالای نفت. سرمایه گذاری خارجی توسط ایرانیان خارج از کشور و شرکتهای خارجی. توسعه زیر ساخت های کشور. باز بودن نسبی فضای سیاسی کشور به مدد تلاش نخبگان مردمسالار و دیندار و ایراندوست و حمایت ۸۰ درصدی مردم از آنها. رفع خطر همسایگان خطرناکی مانند طالبان در شرق و صدام در غرب با روی کار آمدن دولتهای معتدل و حتی هوادار ایران. کاهش حس برتری جویی پاکستان و ترکیه نسبت به ایران. همه اینها میتواند بستر مناسب موفقیت های ملت ایران باشد. بیاییم و به زندگی بهتر و آزاد تر فکر کنیم و با همدلی و همفکری در پی موفقیت کشورمون باشیم. یعنی میشه؟ من که خیلی امیدوارم. اگر ملاحظات عینی مورد توجه بعضی نخبگان قرار نگیرد. گروه دیگری از نخبگان به این مهم قیام خواهند کردند و در ساختن کشور بر یکدیگر سبقت خواهند گرفت. و این سنتی است همیشگی و پایدار.
الان تاجیکستان هستم. از دیروز که رسیدم هوا هنوز ابری است. ظاهرا سه ماهی هست که هوا گرفته است. مردم هم شاکی هستند.
اینجا وقت دارم تعهدم در مورد ماتریکس رو انجام بدهم. امیدوارم حاضر بشه. اینجا اگه سفارشی دارید بفرمایید. نایب الزیاره هستیم.