زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه (اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت)
عاشورا
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
عاشورای حسینی برای مردم ما معانی متفاوتی داره. علت این اختلاف معنا هم به اختلاف دیدگاه ایرانی ها بر میگرده. مراسم عاشورا یه سنت قدیمی مذهبی است که شیعیان در طول صدها سال برگزار کرده اند. شکل این مراسم و محتوای آن تغییرات زیادی داشته ولی روح حاکم بر آن همچنان روح مخالفت با ظلم و حمایت از مظلوم است. شاید برای همین بود که حتی کمونیستها در مبارزات فکری خود با اسلام حساب امام حسین و حضرت علی رو جدا می دانستند. یعنی حتی اونها هم نمیتوانستند ارزشهای انسانی عاشورای حسینی رو نادیده بگیرند و در حالیکه با مذهب مخالف بودند ولی عاشورا حساب و کتاب جداگانه ای داشت.
شور قیام عاشورا خون هر آزاده ای رو به جوش میاره و شعور قیام حسینی ذهن هر روشنفکر و عالمی رو به لرزه در میاره.
اکثریت مردم ایران چه سیاسی ها و چه غیرسیاسی ها٬ چه عوام و چه خواص٬ چه دارا و چه ندار به حسین علاقمندند. نام فرزندانشان رو حسین میگذارند. بزرگترین عزاداری های خود رو به او اختصاص می دهند و هر چه به او مربوط است برایشان مهم است.
اینها که گفتم تقریبا توضیح الواضحات فی افزایش المبهمات بود. اما میخواستم تاکیدی داشته باشم بر اینکه هر فرصتی برای ذکر و یاد خدا در فرهنگ و بصیرت دینی جایگاه خودش رو داره و یاد فاجعه کربلا٬ در دل و اندیشه ایرانی یادآور فرهنگ و بصیرت دینی است.
--------------------------------------------------
اگر روزی در تلویزیون باز بشه و افراد با گرایشات مختلف بتوانند حرف بزنند٬ موقعیت واقعی جریانات روشن تر میشود. سیاستهای رسانه ملی یه روزی خیلی موثر بود. بخصوص در حوزه سیاست. الان اینطور بنظر می رسه که تاثیرات اجتماعی و فرهنگی برنامه های تلویزیون خیلی پایدارتر و موثر تر است. الان رسانه های دیگه دارند در حوزه افکار عمومی نقش بیشتری بعهده میگیرند. ولی عیبی هم نداره. مگه چی میشه؟ تلویزیون های اختصاصی و مطبوعات و رسانه های اینترنتی٬ فرصتی برای بیان و تبادل افکار خواهد بود.
-------------------------------------------------------------------
انتخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک است. چه باید کرد؟ چه نباید کرد؟
بزودی: The Matrix
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
هل نشید. بحث قبلی هنوز تموم نشده. یعنی هیچوقت تموم نمیشه. هم توی کامنت ها دنبال کنید هم توی پست های جدید .... منتظرم
-------------------------------------------------------------
میخوام از فیلم مورد علاقه ام و برداشت های خاصی که از این فیلم کردم بگم. البته بنده نه سینماگرم و نه حتی بیننده حرفه ای فیلم. راستش اکثر فیلم ها رو هم بیش از یکبار اونهم به روش سریع نمیتونم ببینم. اما ماتریکس یه چیز دیگه برام بود. چیزی متفاوت با تمام فیلمهایی که دیدم. برای همین دهها بار کامل و ناقص دیدمش و هنوز هم وقتی اسمش میاد یا صحنه ای از اونو می بینم متغیر میشم. بعضی نکات در مورد این فیلم مینویسم و امیدوارم شما همراهی کنید و نظر بدید.
---------------------------------------------------------------------------
شهرت طلبی و خودبزرگ بینی
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
شهرت کالایی تجاری شده است. پیش از این آدمها سعی میکردند از شهرت بپرهیزند چرا که شهرت داشتن مسئولیت و التهاب و آزمایش تلقی میشد. فرار از شهرت در حد افراط به بیماری خود کم بینی منجر میشد ولی در مقابل افرادی که شهرت طلب بودند در ادب و فرهنگ ایرانی بی مقدار و تهی از درون ارزیابی میشوند. آیا جایی میان خودکم بینی و خود بزرگ بینی هست که بتوان آرام گرفت؟
--------------------------------------
پس از مزاحمتهایی که بعضی آقایان(خدایی نمیشه گفت که این بی تربیتی ها از خانم ها بر بیاد) ایجاد کردند٬ ارزیابی هام یه کمی تغییر کرد. قبلا فقط میترسیدم ولی حالا عمیقا متاسفم از حماقت بعضی ها که باز تاکید میکنم اندکی هستند بی مقدار. ناچیز در کمیت و ناچیز در کیفیت.
در یکی از کامنت های این طیف اسم از هویت های واقعی برده شده بود. ذیل یکی از فحش نامه ها آدرسی بود. به اون آدرس مراجعه کردم و سوال کردم که آیا شما این عبارات رو نوشته اید؟ با اینکه طرف اصلا از نظر فکری و سیاسی در اردوگاه متفاوتی بود ولی ادب را رعایت کرد و گفت:
duste farhikhteh
moteasefam ke shakhse "ravan parishi" az esme man sue estefaadeh karde va be shoma jesaarat kardeh ast. man ba Lompanism va nasezaaguee mokhaalefam.
mamnoonam ke in mozu ra ba man dar mian gozaardid.
movafagh baashid.
((توضیح اینکه لمپنزیم اصطلاحی مترادف مکتب رفتاری اوباش و اراذل فرومایه است.))
قبلا به بی ادبی و بی فرهنگی بیش از بقیه ویژگیهای این طیف انحصارطلب(در استفاده از این اصطلاح تعمد دارم) اشاره کردم. الان میخواهم بی انصافی و حماقت رو هم اضافه کنم. آخر اگر کسی با مثل من به این کوچکی مشکل دارد٬ چرا به اعتقادات مردم توهین کند؟! واقعا متاسفم.... بی ادبی و بی انصافی نسبت به خودم برام خیلی سخت نبود. حتی موقعی که بی احترامی ها متوجه خانواده ام شد باز خنده از لبهام نرفت. حتی به اصرار دوستان مبنی بر پاک کردن فحاشی ها بی اعتنایی کردم ولی نسبت به انسانهای والایی چون محمد٬ علی٬ فاطمه٬ حسن٬ حسین !!!!! .... بخدا خیلی زشت است. قصدم بود که هیچ نظری را پاک نکنم. ولو وقتی فحش ناموسی بدهند. با اجازه شما خواننده گرامی بخاطر حفظ سلامت نسبی بعضی از نظرات رو پاک میکنم.
محرم آغاز شد.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
امروز خیلی غمگین هستم و نمیدونم چرا. شنیدن موسیقی هم نتونست کاری برام بکنه بعد از چند تا انتخاب شاد آخرش رسیدم به صدای آقای کویتی پور:
یاران چه غریبانه / رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما / هم سوخته پروانه
چقدر ساده میشه از یک حماسه بزرگ و الهام بخش چون کربلای امام حسین یه شکست تاریخی ساخت. غم و اندوه و گریستن به یاد از دست دادن دوست جاودانه الهام بخش وبلاگنویسان است. یاد کردن از دست دادن ها بزرگترین تم در عاشوراست. آنهم با لبخند و خشنودی و رضایتی که جز از حسین از کس دیگری ثبت نشده است.
یاد دوستانی افتادم که در جنگهای دهه اول انقلاب از دست دادیم. وقتی رفتنشان به جبهه ها رو نظاره میکردیم باورمان نمیشد که سالهای دوری چقدر سخت خواهد گذشت. ای کاش اینقدر بلندگوهای رسمی از قشر دفاع نمیکردند تا فرصت بیان محتوا از دست نمیرفت.
-------------------------------
بعضی ها معتقدند که همه چیز مال اونهاست. فرقی نمیکنه متجدد باشند یا سنتی. توتالیتر یعنی همین. فضای مجازی مال همه است. اگر کسی ناراحته نیاد ولی اگه بتونه تحمل کنه بهتره. تازه من از کامنت هایی که مینویسید استفاده میکنم. هر چند بعضی هاش توهین است. خواهش میکنم توهین نکنید. شاید شما حق داشته باشید توهین کنید. ولی اگه میشه توی کامنت من اینکار رو نکنید. تا حالا کامنتی رو حذف نکرده ام. میخوام همینطوری ادامه بدم.
راستی یاد جلال آل احمد و رنجی که می برد بخیر.
مدتی است که ذهنم مشغول شده به وضعیت جداافتادگی های فرهنگی و فکری در جامعه ما. تفاوت دارا و ندار و غنی و فقیر به جای خود که خیلی مهم و تعیین کننده است ولی یه تفاوت فرهنگی عظیم هم در میان طبقه واحد هم دیده میشه. احتمالا ناشی از جابجایی لایه های اجتماعی است. مثل یه زلزله بزرگ. در لحظه ای واحد بعضی ها میخندند و بعضی ها بر همان چیز می گریند. بعضی به بالا میروند و بعضی با همان وسیله پایین می آیند. هنجار ها و نظام های ارزشی چند گانه شده و جای خالی روشنفکر متعهد خالی است. کسی که خوب ببیند و اسیر افراط و تفریط نباشد. متعهد به ارزشها باشد. ارزشهایی که همه میفهمند و لازم نیست به زبان و لهجه ای خاص بیان شوند.
اعتماد به نسل جدید
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خیلی چیزها قبلا بود که الان نیست. بعضی چیزها هم الان هست که قبلا نبود. یه چیزی که قبلا خیلی زیادتر بود اعتماد به نسل جوان است. یه جوان بیست و چند ساله میتونست وزیر بشه. فرمانده بشه. ولی الان اعتماد کردن به جوانان حماقت تلقی میشه هیچ تازه حق همون جوونها هم در خیلی زمینه ها نادیده گرفته میشه.
این عکس نخست وزیر کشورمون در سالهای بحران و دفاع مقدس است. کسی که ازش خواستند بیاد به صحنه سیاسی و نیامد. با اینکه در رئیس جمهور شدنش کسی شک نداشت. چه مخالفانش چه موافقانش. چرا نیامد بحث دیگه ای است ولی اینکه اینقدر جوون بود و همه با تجربه ها و مسن ها بهش اعتماد میکردند یه درس است که الان کمتر کسی یادشه.

پیروزی ملت در ۲۲ بهمن
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
ملت ایران در ۲۲ بهمن ۵۷ یک پیروزی زیبا و دلچسب و شادی آفرین را تجربه کرد. در مورد بعد از اون نمیگم تا برای خواننده این وبلاگ فرصتی باشد برای لبخند زدن.
تا وقتی از پیروزی ملت بر استبداد داخلی و استعمار بیگانگان زورگیر سخن است میتوان لبخند زد ولی از اختلافات که سخن به میان میاد چهره ها در هم میشود. بیایید در سالگرد این پیروزی که اکثریت قاطع ملت را شاد کرد به یاد شادی ها باشیم.
نسل جدید و جوان اون روزها را به یاد ندارد. اون روزها چیزی نیست که به نفع کسی یا گروهی جز همه ملت مصادره شود. از داشته های خویش دانسته دفاع کردن وظیفه ای بزرگ است. اگر اینکار رو نکنیم بدست خود سرمایه های کشور را بر باد می دهیم.
تبریک به ملتی که حماسه ها آفرید و خواهد آفرید.
----------------------------------------
ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ
از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا
اول به خود آ چون به خودآیی بخدا
اقرار نمایی به خدایی خدا
-------------------------------------
تا زهره و مه در آسمان گشته پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کی شان
به زانچه فروشند چه خواهند خرید
-------------------------------------------
سالها بود چنین بارش برفی را در تهران ندیده بودم. یاد روزهای سختی پیش از پیروزی انقلاب افتادم که برای تهیه نفت در صف می ایستادیم. هوا خیلی سرد بود. میدونید .... کارکنان شرکت نفت برای قطع شدن درآمد حکومت جلوی صادرات نفر و تولید نفت را گرفته بودند و نفت جیره بندی شده بود.
زمستان ۵۷ در خیابانهای اطراف دانشگاه مانند شاهرضا(انقلاب فعلی) و کاخ(فلسطین امروزی) درگیری های روزانه با سربازان امری عادی بود. وقتی سربازان یورش می آوردند درهای مغازه ها و خانه ها به روی مردم گشوده میشد.
از بالای ساختمان ژاندارمری(اگه اشتباه نکنم) میدان ۲۴ اسفند(انقلاب امروزی) زیر دید بود و تیراندازی از راه دور ادامه داشت. دو روز ۲۱ و ۲۲ بهمن روزهای خاطره انگیزی برای ملت بود. فتح تلویزیون اوج این نبرد بود. وقتی صدای انقلاب مردم ایران از تلویزیون پخش شد خوشحالی همه جا را فراگرفت.
موارد معدودی از خوشحالی عموم مردم را به یاد دارم. سوم خرداد ۶۱ باز پس گرفتن خرمشهر عزیز و دوم خرداد ۷۶ .... و پیروزیهای تیم ملی فوتبال ما بر استرالیا و آمریکا . در تمامی این موارد غرور ملی ما احیا شد.
باز هم شاهد خنده ملت خواهیم بود؟ در انتخابات یا در فوتبال؟ .......
سلام بر خبرنگاران حوزه آی تي
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
از خبرنگارها نميترسيدم ولی موقعی که ديدم بعضی هاشون(يه نفر هم ميشه بعضی) دروغ ميگن. احمقانه کتمان حقيقتی را ميکنند که روشن شدنش به راحتی ممکن است٬ واقعا ترسيدم. باورش سخت بود ولی خب تجربه جالبی بود. توی دنيا همه جور موجودی پيدا ميشه . اين هم يه جورش بود.
اين که يه جوون کم تجربه و کم تخصص به خودش اجازه بده بگه (البته بعد از اينکه کار روزانه اش توی شرکت ديگران نه خودش تمام شد و کارهای خبرنگاری و ارتباطات داخلی و خارجی اش رو سامان داد) با يه Domain (يا شايد هم چند تا) رقيب موفق گوگل و بزرگترين سرويس دهنده وبلاگهای فارسی است نشونه خودباوری نيست. نشونه اينه که عقل و شعور ديگران را قبول نداره.
حالا اگه يکی از رفته ها به اونور دنيا(يه آدم سياسی که عقايد و توهماتش واسه خودش محترم ولی در رفتارش از ادب و فرهنگ ايرانی اثر اندکی می بينم) بگه توي ايران دو تا خبرنگار آی تی درست و حسابی هست يکيش اينه، شما چی ميگيد؟ با هر دو نفر صحبت مفصلی داشتم که براتون در موردش بعدا مفصل می نويسم.
با يکی از اين دو صحبت ميکردم. گفتم: اين آقای نابغه خودم(خارجيه رو ميگم) که اين حرفها رو زده برای شما بد نشده؟ گفت چرا همينطوره واقعا. يه چيزهای ديگه هم گفته شد که ميزارم واسه بعد.
خلاصه يکی از اين دو خبرنگار شهير حوزه آی تي به من گير داده(منظورم دومی است که خبرنگار غير حرفه ای است مثل بقيه کارهاش. اوليه که آدم محترميه).خبرنگاری صداقت، شعور، امانت، هوشياري، سرعت و دقت ميخواد نه پر رويی و بی ادبی و دروغگويي.
از معدود خوانندگان وبلاگم که مجبور شدن کلمات بی ادبی و دروغ رو چند بار بخونند عذر ميخوام. چکار کنم منم آدمم. از دروغ بدم مياد.
------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نيست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نيست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نيست در او مرگ روا نيست
تا حالا براتون اتفاق افتاده که يه حادثه رو توی خواب يا رويا قبلا ديده باشيد. برای من زياد اتفاق نميفته ولی بعضی از دوستام ميگن براشون زياد اتفاق ميفته.
-----------------------------------------
اين يادداشت من کمی تند است عذر ميخواهم. ولی دردم اومده بود ديگه. بعد که فکر کردم ديدم اگه من هم مثل اونها فکر ميکردم و شرايط اونها رو داشتم شايد مثل اونها رفتار ميکردم. خدا به همه ما رحم کنه.
انتخابات ریاست جمهوری
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
انتخابات ریاست جمهوری در راه است و همه جناح ها و نیروهای موثر در صدد هستند که به سود خود کاری کنند. این خوب است یا بد؟
بعضی دوستان میگویند که بدست گرفتن قدرت برای خدمت خوب است. وظیفه است.
بنظر من هدف تمام گروههای متعارف سیاسی در تمام جهان خدمت به مردم خودشان است. و برای همین قدرت سیاسی را میخواهند. ولی هر یک از راه و روشی که طبیعتا همه این راهها به رم ختم نمیشوند. برنامه ها و رفتار اشخاص و گروهها و احزاب در نظر مردم ملاک قضاوت است.
اسامی کاندیداها:
جناح اصول گرا یا به تعبیر خارجی ها محافظه کاران:
آقای هاشمی. ولایتی. آقای روحانی.
آقای لاریجانی. آقای احمدی نژاد. آقای توکلی. آقای حداد عادل.
جناح دوم خرداد:
آقای کروبی
آقای معین
آقایان اصغرزاده. کواکبیان. مهرعلیزاده و بقیه ای که خواهند آمد.
بنظر شما چه خواهد شد؟
عید شما مبارک.
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
این متن رو از یکی از وبلاگها کپی کردم:
عید غدیر یادمان توحید و محبت
هر چیزی که به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشه یه جلوه خاصی برای آزادیخواهانی که با او آشنا هستند داره. برای مسلمانان هم که جای خودش رو داره. ولی این دو تصور با هم متفاوت است.
ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک فرق داره. گاهی ما که خیلی خودمون رو به علی نزدیک میدونیم دچار بی توجهی مزمن به اون هم می شیم. کسانی که هم از دور به عظمت شخصیت و رفتار علی نگاه میکنند هم چیزهایی متفاوت می بینند. جذابیت سفرنامه های خارجی هایی که به ایران می آیند و از کشور ما مینویسند به همین جهت است. چیزهایی رو می بینند که ما توجه نداریم. تازه از مشکل احساس مالکیت به علی هم بگذریم که آفت تبلیغ علی (بخوانید تبلیغ انسانیت ـ معرفت ـ شجاعت و همه خوبی های دیگه) است.
نمخوام بگم که این نگاهها ناقص هستند که هستند. میخوام بگم که جابجا شدن برای دیدن چیزهایی که نزدیک خودمون هست خیلی ساده تر از مسافرت به دوردست برای یافتن چیزهایی است که شاید با کمی خانه تکانی بتونیم بدست بیاریم. به میزانی که از موطن قومی / قبیله ای / نژادی / فرهنگی خود دور میشویم هجرت میکنیم ولی این هجرت مقدماتی داره که متمایز کننده هجرت با گریختن و پناهندگی و اینجور چیزهاست.
اما بعد .....
غدیر حماسه ای استثنایی است. چند تا نکته مهم در این حماسه هست که در کنار هم موقعیت و جلوه خاصی رو ایجاد میکنه که در یک جمله نشانه تشخیص و اراده متفاوت حضرت حق نسبت به همگان است. حتی بهترین انسانها. در این موضوع تفاوت زیادی بین عالی و دانی نیست. البته اولیای الهی بنابه شخصیت والای خود به مدارجی از فهم این خواست و مصلحت نزدیک میشوند ولی جز خدا کسی از همه چیز باخبر نیست:
ـ خواست خدا برای پیامبر هم نگران کننده بود باینکه به ظاهر پیامبر قدرت سیاسی بی چون و چرایی در آخرین سال زندگی داشتند. نگرانی پیامبر ناشی از عدم قدرت سیاسی خودش یا حتی خطرات مربوط به شورش مردم نبود که نه مردم آنقدر عاصی بودند و نه آنکه پیامبر از این امور واهمه داشت. شاید بخاطر این بود که میدانست که مردمان بادیه نشین و بیابانگرد و حتی اهالی حجاز نخواهند فهمید که چه اتفاقی افتاده است و چه باید بکنند. شاید هم دلایل دیگه داشته باشه ولی در هر صورت نگران کننده بود چون شخصیتی مثل پیامبر نگران شده بود و در عین حال نگرانی مانع اقدام نبایست باشد چون خداوند متعال در صحنه است و اوست که میخواهد.
ـ این تشخیص الهی نقش محوری و تعیین کننده در ابلاغ رسالت داشته است. هر چند به ظاهر در حوزه احکام و اخلاق و عقاید هم نیست. دارای ابعادی است که در آخرین مراحل دعوت رسول الله مطرح میشود و شاید برگ آخر و نهایی دفتر رسالت است.
ـ این تشخیص الهی از نوع ابلاغ است. ربطی به خواست و پیروی دیگران ندارد. نه پیامبر و نه هیچکس دیگر دراین انتخاب نقشی نداشته است. یادمان بیاید انتخاب ابوبکر خلیفه اول مسلمین بعنوان نماینده رسول الله برای ابلاغ سوره برائت در مکه را که در میان راه به خواست خدا برمیگردد. چرا که پیامبر می بایست بر طبق خواست خدا کسی از اهل خود را بفرستد. و علی شاخص ترین اهل او بود. نتیجه اینکه خواست خواست حق است ولاغیر. این تشخیص با ملاحظات و علائق بزرگان و علما و دانشمندان و حتی اکثریت انسانهای مومن عصر پیامبر هم تطابق نداشته است. خواست خدا استاندارد خودش رو داره. شناخت این استاندارد هاست که انسان را میتواند راهبری کند.
ـ علی طبق استانداردهای مقبول جامعه صدر اسلام پذیرفتنی نبود. چرا؟ چون او را باید فهمید و فهم انسانها یکسان نیست و در جامعه قبایلی اون دوره شناخت واقعی از انسانهای فرهیخته کار ساده ای نبود. جز عده قلیلی از نخبگان کسی از عمق حادثه خبر نشد. کسانی که بین خطوط را میخوانند و درست هم میخوانند کم هستند. همیشه کم بوده اند و در گذشته کمتر.
ـ درست است که مردم حق انتخاب داشتند و علی را انتخاب نکردند ولی به آنها ابلاغ شد که بهترین کس علی است. کسی که در حوزه ابلاغ رسالت تعریف گردید و عامه مردم هم از کنار این حادثه به سادگی گذشتند. برای اکثریت مردم آن روزگار این حادثه همان معنایی که برای نخبگان داشت نداشت. نخبگان هم در چارچوب تصمیمات خود تصمیم میگرفتند و از حق خود در تصمیم گیری طبق نظر خود استفاده میکردند نه طبق خواست خدا که از سوی رسول معصوم ابلاغ شده بود.
ـ علی چه مردم بخواهند و چه نخواهند ولی شد. حالا خورشید علی را اگر کسی خواست با ابرهای تیره دل بپوشاند به خودش ربط دارد و جوابش را خودش هم خواهد داد. این معنای ابلاغ است. یعنی: خود دانی! ولی کسانی که از علی آموختند و بیاموزند چه مسلمان چه غیرمسلمان. به درجاتی از کمال میرسند. ولایت علی هنوز نیز برقرار است چون گذشت زمان نمیتواند ارزشهای وجودی انسانهای متعالی رو تحقیر کند یا به فراموشی بسپارد. بلکه بر عکس با رشد و توسعه فرهنگ و تمدن و عقول بشری علی جایگاهش والاتر خواهد بود.
نقل کرده اند که حضرت مهدی با ظهورش عقول بشری را تکامل می دهد. بدون تکامل فرهنگ و شعور جایی برای ولایت وجود ندارد. میشود علم جدید نداشت یا حتی علم قدیم نداشت. ولی شعور و فرهنگ انسانی نداشتند یعنی انسان نبودن. سخن علی از زبان احمق ها ظلم به علی است. ظلم به حق است. صدای علی در چاه طنین می انداخت بدون هیچ مزاحمتی ولی در زمان حکومتش و در زمان اقامه نمازش گاهی احمق ها با قرائت قرآن کریم سعی در معارضه داشتند.
ای کاش سخن از علی گفتن سخن از رفتار های او باشد. از استانداردهای رفتاری او و از عدالت او ...
------------------------------ ---------------------------- -------
عیدمون مبارک. به خودمون هم میتونیم تبریک بگیم. نه؟
یادمان غدیر یادمان اقدامی شجاعانه است. پیامبر اسلام نگران بود و به امر خدا ولایت علی را اعلام کرد. این ولایت صرفا حکومت پس ازعلی نبود.
من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت است. یه چیز از جنس رفاقت است. از جنس محبت است. که اگه خالص باشد همه چیز رو با خودش میاره. شما اگه کسی رو دوست نداشته باشید نمیتونید با قلبتون پیروی کنید. پیروی از فرمانروایان در هر لباسی که باشند اگر با علاقه و محبت باشه معنای متفاوتی داره. دو نوع رابطه وجود دارد. رابطه دوستانه و محبت آمیز و رابطه چون بیگانگان. اگر رابطه حاکم با مردم رابطه دوستانه و محبت آمیز نباشه یعنی مردم دوستش نداشته باشند ارزشی نداره و ارزشی هم محسوب نمیشود. حالا چه کسی میتونه ارزش اینو داشته باشه که همه بهش تکیه کنند. کسی که وارسته باشد چون علی. فقط چون علی.
علی را نامش علی نکرد.
علی را دامادی پیامبر علی اش نکرد.
علی را شوهری فاطمه علی نکرد.
علی را نصب کسی علی نکرد.
علی را پیروی شیعیانش علی نکرد.
علی بخاطر هویت و شخصیتش علی شد و لذا علی همیشه علی خواهد ماند.
-----------------------------------------------------------------------------
چیزی که من قبول دارم اینکه که کسانی که
روایت را اصل میگیرند و قرآن را نمیخوانند و تدبر در آن نمیکنند.
مداحی رو بر آموزش معارف دین اولویت میدهند.
احساس دینی را بجای بصیرت دینی ترویج میکنند.
ظاهر را بر باطن ترجیح میدهند.
غم را نشانه دینداری و شادی را موجب ظلالت میدانند.
یه جای کارشون ایراد داره.
خدا در زندگی ما
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
خدا در زندگی ما بشر چه نقشی داره؟ خدا کجاست؟ ما کجاییم؟ اصلا ما اومدیم چکار؟
اگه از بحث وجود خدا و یکانگی این قدرت اعلی بگذریم می رسیم به اشرف مخلوقات که انسان است. انسانی که روحی الهی دارد. خلق شده است برای خلق کردن حماسه ای که فرشتگان هم از درک آن عاجز بودند. حالا اگه این انسان اشرف مخلوقات از نظر توانایی مسیر کمال رو بره چی میشه؟ اگه نره چی میشه؟
جواب دادن به سوالات هم هنر است. اول باید زبان سوال کننده را دریافت. اگه ادبیات طرف را نفهمیم کاری نمیشود کرد جز اینکه بگوییم: سلام
برای ارتباط برقرار کردن با دیگران مهارتهای متنوعی لازم است. اه نمیدونم چرا اینجوری شدم. دیروز و امروز حالم خیلی خرابه. کامنت هایی که گذاشتم خیلی بد بوده. اگه کسی اونها رو خوند واومد جواب بده از اول بگم که شرمنده ام. تسلیم......................
یه کی نیست بگه مجبوری ............................... اگه هم کسی باشه و بگه جوابش رو میدم. میگم نه مجبور نیستم ولی حالا حالم بهتره......
خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه. کار سختی نخواهد بود. اونهم با فرصتهای زیادی که همیشه وجود داره.
روز عرفه و عید قربان جلوه برتری انسان بر شرایط
by: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
اینکه آدم بتونه توی این غوغای آدمها و عالم احساس تنهایی هم بکنه خیلی خوبه. اینجوری حداقل آدم میتونه کمی فکر کنه. بعضی ها اصلا فرصت تنهایی ندارند. براشون دعا کن.
--------------------------
ما عجب خدایی داریما .... ببینید هر جا که اختیار انسان به او قدرت تسلط بر جهان بیرون و جهان درون رو میده یه اسمی میشه برای این حادثه بزرگ انتخاب کرد. یه سنت بزرگ درست میشه. بخصوص اگه پیروزی بر خود باشه. بر جسم خود. بر خواست خود در راه کسی که هیچ نمیخواهد و هر چه میخواهد برای مردم میخواهد.
--------------------------------------------------------------
توی کامنت های یکی از دوستانی که اینجا آمده بود رفتم و دیدم در باره فعالیت سیاسی صاحب وبلاگ اینو نوشته. بنظر من حرفهای درستی اومد گفتم برای شما کپی کنم تا این وبلاگ زیاد کوتاه نشه.......
سلام آقا محمد گل گلاب........... عزیزم................
اگه میخوای برای محمدرضا و فرزندش رضا تبلیغ کنی عیبی نداره. بکن. البته عیب که داره ولی به من مربوط نیست. خودت میدونی. دو تا اشکال داره یکی اینکه کار اشتباهیه. یکی هم بخاطر خودت میگم که درگیر کارهای سیاسی بی خاصیت میشی. خاصیتش فقط ایجاد مشکل برای خودت و دوستاته.
گذشته از اشاره بالا میخواستم خواهش کنم مواظب باشی توی دفاع از کسی به کس دیگه فحش و بدو بیراه نگی. بازم به دو دلیل و بخاطر حفظ روحیه انسانی خودت................
یکی بخاطر اینکه کار بد بد است چه من بکنم چه تو. فحش هم بد است. توهین هم بد است. و با کار باد نمیشه دیگری رو اصلاح کرد یا حتی به خودمون کمک کنیم.
دیگه بخاطر اینکه آخوند ها همشون بد نیستند مثل بقیه ماها. درسته که تو منظورت آخوندهای بد هستند ولی ممکنه توی قضاوتت اشتباه کنی. از من گفتن بود.